خشک و تر با هم می سوزند

آقای شهردار بالاخره آب پاکی را ریخت روی دستمان و گفت برای ساماندهی مساله تفکیک زباله باید متوسل به پیمانکاران خارجی شویم.
کد خبر: ۱۵۳۰۲۶
این جمله نشان می دهد که قرار است تا پیدا شدن پیمانکار خارجی ، خشک و تر همچنان با هم بسوزند و بخشی از سود این طلای کثیف هم به جیب دیگران برود.
رقمهای درشتی که کارشناسان از سود بازیافت زباله ارائه می کردند آنقدر وسوسه انگیز بود که کلی مقاله و یادداشت و گزارش درباره اش می شود نوشت و چندین طرح نیمه تمام را با آن تمام کرد اما انگار بهتر است آدمهایی ماجرا را پیگیری کنند که آمادگی بیشتری برای اجرای طرحها برای مدتی طولانی تر دارند.


واقعیت این است که آمارها هیچ وقت درباره تفکیک زباله ها خوشایند نبوده اند. روند تولید زباله در ایران رشدی 2درصدی دارد. روزانه 8هزار تن زباله در تهران تولید می شود که هم اکنون 25درصد از این زباله ها از مبدا تفکیک می شوند. این میزان تا پایان سال به 50درصد افزایش می یابد و از آن میزان تنها 7درصد آن قابل بازیافت است . در حالی که کارخانه های کاغذسازی در ایران مواد اولیه شان را از چوب جنگلهای شمال تامین می کنند، در ژاپن 380کارخانه کاغذسازی وجود دارد که 92درصد مواد اولیه شان از کاغذهای باطله تامین می شود. در بسیاری از کشورهای دنیا مدتهاست که ارزش واقعی زباله و در عین حال خطر بی توجهی آن شناخته شده است و به همین علت شیوه های گوناگونی برای بازیابی و استفاده چندباره از زباله ها مورد استفاده قرار می گیرد. ارزش زباله در چرخه اقتصادی برخی کشورها چنان بالاست که اندیشه واردات زباله به عنوان ماده خام به طور جدی ذهن کارشناسان اقتصادی و مسوولان کشورهای پیشرفته را به خود مشغول کرده است .در حال حاضر، در چین و کشورهای شرق آسیا کارخانه های بزرگ بازیافت زباله وجود دارد که این کارخانه ها با احیای پسماندها، مواد خام لازم را برای واحدهای تولیدی دیگر که محصولاتشان بازار جهانی دارد، فراهم می کنند. تولید کفش ، کاغذ، ورقهای فلزی و هزاران چیز دیگر از زباله ، در واقع حلقه دوم چرخه تولیدی و اقتصادی عظیمی است که بر پایه ارزش شناسی زباله به وجود آمده است . در این چرخه عظیم که از جمع آوری پسماندها آغاز می شود و به مرحله بازیافت و تولید مواد اولیه می رسد و از آنجا به تولید کالاهای جدید می انجامد، همه چیز تولید می شود. امروزه در زندگی هر یک از ما چیزهایی وجود دارد که بسیار هم برایمان باارزش و دوست داشتنی هستند، در حالی که این اشیا ارزشمند از زباله هایی ساخته شده اند که در شکل اولیه شان کثیف ، متعفن و چندش آور هستند.

فقط برای چند هفته

فکر می کنید داستان تفکیک زباله های تر و خشک یا همان بازیافت زباله در ایران چند سال پیش برای اولین بار نوشته شد؛ تقریبا 10 سال پیش در آبان 1377 ، سازمان بازیافت و تفکیک مواد تصمیم گرفت طرحی را اجرا کند که در آن زباله ها از مبدا یعنی همان خانه ها، تفکیک و تحویل ماموران شود. برای این کار ابتدا طرح به شکل آزمایشی در یک ناحیه از مناطق تهران اجرا شد؛ یعنی ناحیه 4 منطقه .7 برای اجرای این طرح هم از نیروی NGOهای زیست محیطی استفاده کردند. مردم هم از طرح استقبال کردند و زباله فقط به مدت چند هفته تفکیک شده و تر و تمیز به دست سازمان بازیافت رسید اما چند هفته بعد این طرح متوقف شد. سال 1379 ، پس از ماهها وقفه ، سازمان بازیافت تصمیم گرفت در چند منطقه دیگر تهران ، این طرح را به شکل دیگری تکرار کند، یعنی با آموزش چهره به چهره برای تفکیک زباله از مبدائ و البته با بهره گیری از NGOهای زیست محیطی . با وجود استقبالی که مردم از این طرح کردند و موفقیت هایی که در آموزش چهره به چهره به دست آمد معلوم شد مردم آماده اجرای تفکیک زباله ها هستند، اما باز هم کار ناتمام رها شد و زباله ها قاطی شدند.چند وقت بعد، سازمان بازیافت به اسم کودکان بی بضاعت ، اقدام به جمع آوری کاغذ از شرکتهای مهندسان مشاور کرد که لازم نیست بگوییم این طرح چه سرانجامی پیدا کرد.اگر هم حافظه شهروندی تان یاری کند، لابد به یاد دارید که سطل های مخصوص و چند رنگ برای تفکیک انواع زباله از هم سالها پیش در سطح شهر تهران نصب شد و آن قدیمها در اندازه ای کوچکتر و این اواخر در اندازه های بزرگ مردم را دعوت کردند که در یکی کاغذ و پلاستیک و چوب و آهن بریزند و در یکی انواع زباله های تر و... اما خیلی ها به لطف حواس پرت اصلا نوشته های روی سطل ها را نمی خواندند و از آن طرف هم به مدد عنایت ویژه مسوولان ، زباله های به نسبت تفکیک شده ، مدتها در سطل ها فراموش و شاید هم آخر سر دوباره مخلوط می شدند و طراحان تفکیک زباله را ناکام و ناامید می کردند. سطل های رنگی و مخصوص ادارات و مدرسه ها را هم که حتما به یاد دارید! برای این که مساله کاملا نهادینه شود، بچه ها مناسب ترین افراد هستند. پس سطل هایی در کلاسها تعبیه کردند که یادآوری می کرد «کاغذ زباله نیست» و بقیه اش البته بستگی به همت مسوولان مدرسه داشت که با یک تماس تلفنی ، از ماموران بخواهند برای تحویل گرفتن کاغذها و زباله های خشک در محل حاضر شوند و این البته هم به حال و حوصله مسوولان مدرسه بستگی داشت و هم به احوال مسوولان بازیافت منطقه و بسا که کاغذها و زباله های خشک مدتها فراموش می شدند و به خاطر بی حوصلگی سرایدار مدرسه ، روانه گوشه خیابان و اداره ها.در نیت خیر بانیان این طرحها شکی نیست ، چون به هرحال همگان در دوران نه چندان کوتاه آزمون و خطا پی برده اند که زباله از نوع خشک و ترش به هر حال طلای کثیف است و کیست که طلا را هرچند بدبو و بدمنظره برندارد و از حلب جدایش نکند؛ اما راستی چرا ماجرای تفکیک زباله در شهر ما به سامان نمی رسد؛ مشکل از شهروندان است که متهم اند مشارکت جو نیستند و آموزش نادیده یا ماجرا به ناکارآمدی طرحها و امکانات سازمان بازیافت و تبدیل مواد و دیگر مسوولان برمی گردد؛

از صفر تا 100 ، برای پیمانکار خارجی

ماجرای تفکیک زباله ها و بازیافت آنها به جایی رسیده که چند وقت پیش ، شهردار تهران با نا امیدی اعلام کرد بازیافت زباله کارنامه قابل قبولی ندارد و حتی در این زمینه از برخی استان های کشور همچون کرمانشاه عقب تر و عقب مانده تریم و تاکنون برنامه مشخصی برای یکی از جدی ترین معضلات زیست محیطی نداشته ایم.

بلژیک در جایگاه نخست بازیافت زباله


در بلژیک 92 درصد از زباله های شهروندان بازیافت و به چرخه مصرف بازگردانده می شوند. براساس قانون ، شهروندان باید شیشه ، فرآورده های کاغذی ، فرآورده های پلاستیکی ، فرآورده های فلزی و زباله های معمولی را به صورت جداگانه و بر اساس جدول زمانی که در اختیار آنها قرار می گیرد، بیرون از خانه بگذارند.
شرکت فوست پلاس که در بلژیک وظیفه جمع آوری و بازیافت زباله ها را به عهده دارد ، در گزارش خود خبر از بازیافت 60کیلوگرم مواد پلاستیکی و 48کیلوگرم مواد کاغذی در ازای هر یک از شهروندان بلژیکی در سال می دهد.بر اساس این گزارش ، بیش از 80درصد از زباله ها همان سال بازیافت شده که با این آمار، بلژیک رده نخست بازیافت زباله در جهان را به دست می آورد.
پس از بلژیک تنها نقطه ای که در آن زباله ها به صورت جدی بازیافت می شوند، ایالت کالیفرنیای امریکاست ، ولی بلژیک برتر از تمامی کشورهای دیگر در این زمینه است.
موادی که بازیافت شده اند برای استفاده در صنایع این کشور به فروش می رسند و با این کار مقداری از بودجه 100میلیون یورویی خود را برمی گرداند و باقی هزینه از مالیات شهروندان جبران می شود.
این بدان معناست که هر شهروند بلژیکی سالانه 10یورو برای بازیافت زباله هایش باید بیشتر مالیات بپردازد.

از آن بدتر این که قالیباف به صراحت ناتوانی نیروهای داخلی را در ساماندهی این مساله تایید کرد و گفت : «پیمانکاری را در کشور سراغ ندارم که بتواند مشکل بازیافت زباله های تهران را در دوره زمانی 10 تا 15 ساله حل کند، بنابراین به مصلحت است که پیمانکار خارجی را برای حل این مشکل دعوت کنیم».
گویا با تمام تلاش هایی که شهرداری ها و سازمان بازیافت انجام داده اند، مساله آنقدر ناامید کننده بوده که شهردار تهران معتقد است باید بازیافت از صفر تا 100زباله های تهران را به پیمانکار خارجی واگذار کرد و تمام زنجیره ها و حلقه های کار و همچنین کهریزک را در اختیار این پیمانکار قرار داد. در این صورت است که در زمان کوتاه و با هزینه ای کمتر، مشکل بازیافت زباله های تهران حل می شود.در شرایط فعلی اگر تمام تلاشه ای پیشین را هم لحاظ کنیم و سابقه دست کم 10ساله تلاش برای بازیافت زباله ها را در نظر بگیریم ، باز هم اگر قرار باشد بازیافت زباله را شهرداری انجام دهد، به یک دوره چهارساله برای این کار نیاز داریم و بنا بر تخمین قالیباف ، با دعوت از پیمانکار خارجی ، این مدت زمان به یک سوم کاهش می یابد. مدیرعامل سازمان بازیافت و تبدیل مواد شهرداری تهران ، مسائل حقوقی و قانونی ، مالی ، آگاهی و مشارکت عمومی و پایبند نبودن صدا و سیما و رسانه ها و مشارکت نکردن فعال بخش خصوصی را مشکلات پیش روی سازمان بازیافت در حل مشکلات مربوط به زباله ها می داندو تصریح می کند: «بخش زیادی از قوانین پسماند حتی به وسیله نهادهای عمومی و دولتی اجرا نمی شود. این در حالی است که بسیاری کشورهای اروپایی از جمله آلمان 50درصد زباله ها را تفکیک ، 27درصد را به صورت بهداشتی دفن و مابقی را می سوزاند.» شهردار تهران هم معتقد است هر موقع بحث بازیافت زباله مطرح و قرار شده درباره آن تصمیم گیری شود، بنا به دلایل مختلف همچون دلایل اقتصادی ، تخصصی و سیاسی تصمیم گیری انجام نشده است . قالیباف همچنین به طور مستقیم اشاره می کند که در حوزه بازیافت ذی نفعانی وجود دارند که هر کدام از آنها مانع گرفتن تصمیم درست و جدی برای بازیافت زباله های تهران می شوند. اما چرا با این که مدیرعامل سازمان بازیافت و تبدیل مواد شهرداری تهران از آموزش چهره به چهره 70درصد از شهروندان برای تفکیک زباله از مبدا خبر می دهد، این طرح همچنان ناکارآمد است؛

صدای زنگ می آید

آنچه در حال حاضر اتفاق می افتد از این قرار است : اداره بازیافت هر منطقه روز مشخصی را برای تحویل گرفتن زباله های تفکیک شده از سوی شهروندان تعیین می کند. شهروندان قاعدتا از پیش با حضور نمایندگان اداره بازیافت ، درباره تفکیک آموزش دیده اند و کیسه های مخصوص به آنها تحویل داده شده است . در روز موعود، خودروها و ماموران به محله می آیند و با زنگ مخصوص شان اعلام حضور می کنند و در نهایت باید اعتراف کرد که تنها عده کمی از شهروندان مشارکت می کنند و خیلی ها به خاطر وجود برخی مشکلات اصلا از این کار صرف نظر می کنند. نظر یک خانم کارمند این است : «من پس از دیدار با ماموران اداره بازیافت از این طرح خیلی خوشحال شدم. آنها به من کارت اشتراک دادند و شماره تماس برای مواقع ضروری. قرار حضور آنها ساعت 10صبح یکی از روزهای وسط هفته است. درست زمانی که من 2ساعت است به محل کارم رسیده ام».
این شهروند راهی در پیش رو دارد. او می تواند زباله های تفکیک شده را قبل از خروج از منزل بیرون بگذارد. اما: «این کار را هم کردم اما یک روز دیدم که پیش از رسیدن ماموران عده ای به شکل غیرمجاز زباله ها را برداشتند. معلوم نیست آنها چطور از این زباله ها استفاده کنند.» از طرف دیگر این شهروند به یک نکته مهم اشاره می کند: «تا قبل از تفکیک زباله ها نمی دانستم حجم این زباله ها اینقدر بالاست ؛ اما بعد از این کار فهمیدم هفته ای یک بار برای جمع آوری این زباله ها کم است».
زباله های خشک اغلب حجم زیادی دارند، قوطی های نوشابه ، انواع شیشه ، پاکت شیر و... تصور کنید یک خانواده 4 نفره چه میزان زباله خشک در روز دارد؛ اما برای افزایش انگیزه مردم به جمع آوری و تحویل زباله های خشک ، به صورت آزمایشی طرحی آغاز شده که بر اساس آن ، شهروندان با تحویل زباله های خشک به غرفه های مستقر در 11 نقطه شهر، بن دریافت می کنند که طبق برنامه در آینده به جای بن ، کارت اعتباری به شهروندان داده می شود. این کارت به میزان زباله های خشک تحویل شده ، شارژ خواهد شد. علاوه بر این غرفه ها، سیستم سیار نیز در تعدادی از مناطق تهران برای جمع آوری زباله های خشک در نظر گرفته شده و همچنین در اماکن روبسته نیز مخازن ویژه برای جمع آوری این زباله ها نصب می شود.ظاهر این جریان ها مثبت به نظر می رسد، اما وقتی حرف شهروندی را به یاد می آوریم که می گوید: «اوایل ماموران با روی خوش کیسه های مخصوص تفکیک را به مردم می دادند، اما چند وقت بعد در دادن آن کیسه ها هم امساک کردند. مگر این کیسه ها به چه درد دیگری می خورد؛» به این نتیجه می رسیم که معلوم نیست این سیاست تشویقی واقعا تا کی ادامه پیداکند.

نعیمه دوستدار
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها