سرگردانی و حاشیه نشینی در مستطیل سبز

حاشیه ها، روزمرگی ها و سرگردانی های این فوتبال ، تمامی ندارد. وقتی حاشیه نشین سرگردان و مرد دنیای مدرن باشی و خودباوری را با خود تمرین نکرده باشی و تلاشی
کد خبر: ۱۵۲۸۵۶
برای رهایی از آنچه هس ، انجام نداده باشی ، نتیجه اندیشه و عمل تو، چیزی نخواهد بود که بخواهی به آن تکیه کنی.
این مفهوم ، چکیده ای فشرده از چندین سال حرکت در دایره ای تنگ و مصرفی در فوتبال است که بسیاری برای آن هورا کشیده و در خیالات خود، رنگی ترسیم کرده اند که تا چند صباحی با این رویا به خواب بروند و انبوه تماشاگران را به این دنیا عادت دهند و خود نیز آن را عین تحرک ، پویایی و پیشرفت بدانند و دستاوردهای مقطعی آن را حقیقت مطلق تکامل جا بزنند! ولی آیا این ، همه حقیقت و همه آن چیزی است که باید باشد؛ واقعیت این است که گروهی از آدمها با حرص و ولعی خاص و البته دردآور با اتکا بر دیدگاه نتیجه گرا در فوتبال ، بدون کمترین تعمدی به نگاه های علمی و آرمانگرایانه که خودباوری و خودجوشی و ساختارسازی مضمون اصلی آن است ؛ با انواع رابطه ها و زد و بندها و توجیهات مصرفی و تحلیل های سفسطه گرانه ، نسخه های پردرآمدی برای خود و دستورالعمل های پرهزینه ای برای فوتبال می پیچند و اینجا و آنجا با ظاهری حق به جانب از شبه نظریه ها و ارزیابی های سطحی خود به دفاع برمی خیزند تا زمینه را برای پذیرش خاص و عام فراهم کنند. تازه ترین بسترسازی و حرکت حساب شده از سوی این آقایان ، درباره انتخاب و استخدام سرمربی خارجی برای تیم ملی صورت گرفته است . البته این نوع تلاش ها و تبلیغات مصرفی تازگی ندارد. فوتبال ایران سالهاست که به دلیل نداشتن تفکر استراتژیک و نوعی سیاست زدگی ، بازار گسترده ای را برای مربیان و بازیکنان متوسط و معمولی خارجی ایجاد کرده و گروهی هم بدون توجه به منافع و مصالح ملی با توجیه گسترش تعامل و استفاده از توانایی ها و مزیت های مربیان و بازیکنان خارجی با کسب درآمدهای قابل ملاحظه و موقعیت های جدید، هیچ گونه توجه و درکی نسبت به تبعات مخرب و کمبودهای اساسی این فوتبال ندارند و تاسف بارتر این که بعضی از مسوولان و برنامه ریزان نیز زمینه ساز و جاده صاف کن این جماعت فرصت طلب شده اند.
فوتبال ملی می تواند و باید بتواند که با بسترسازی های علمی و عملی فارغ از جنجال های مصرفی با اتکا به دیدگاهی استراتژیک ، میدان را در اختیار مربیان با صلاحیت ایران قرار دهد و البته در گام های اولیه ، هزینه های ناچیز آن را نیز متقبل شود. ما باید روی استعدادهای داخلی تمرکز کنیم و همان طور که به برانکو ایوانکوویچ چند سال فرصت دادیم ، به مربیان داخلی نیز چنین فرصتی بدهیم .این که بعضی ها با ترفندهای خاص مبحث استفاده از مربی خارجی و آن هم از نوع مثلا بزرگ آن را به میان می آورند، حتی اگر در کوتاه مدت نتایجی در پی داشته باشد، اما روی آوردن به این نوع دیدگاه ها، چیزی نیست جز ارضای توقعات کوتاه مدت مصرفی و دور ریختن سرمایه های ملی ، زیرا آن کمبودهای اساسی در زمینه های ساختاری همچنان به قوت خود باقی خواهد ماند و از فوتبال و برخی نتایج قطعی آن همچون مسکنی موقت ، بهره برداری خواهد شد. بنابراین نباید آزموده های تلخ و زیان بار گذشته را دوباره آزمود، چراکه زندگی و تاریخ ، خطا بودن آن را اثبات کرده است .چند صباح دیگر مرحله مقدماتی جام جهانی 2010آغاز می شود و ما در انتظار آن هستیم تا یک هفته به شروع رقابت ها، سرمربی را معرفی کنیم و تیم ملی را تشکیل دهیم .راستی نقش و وظیفه کمیته انتقالی چیست ؛ آنها چه اهدافی را دنبال می کنند؛آیا از این واهمه دارند که اگر سرمربی را انتخاب کنند و بعد شخص موردنظر در نتیجه گیری موفق عمل نکند، آن گاه رئیس آینده فدراسیون ، تمامی تقصیرها را به گردن آنها بیندازند؛به همین دلیل کمیته انتقالی سعی می کند با حاشیه سازی و مصاحبه های رنگارنگ و وعده وعید، همه چیز را به سوی انتخابات فدراسیون بکشاند و پس از تعیین رئیس جدید، معرفی سرمربی را به عهده آنها واگذار کند.اما در این وادی ، چه کسی از این بلاتکلیفی متضرر خواهد شد؛ آیا باز هم باید در انتظار شکست های بعدی ماند، سپس کاسه کوزه ها را بر سر فدراسیون آینده شکست!


محمد پورمحمد
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها