گفت وگو با یک مسوول موسیقی در وزارت ارشاد:
ارائه الگوی ایرانی برای موسیقی پاپ
فرید سلمانیان کارشناس دفترموسیقی وزارت ارشاد به همراه گروهی از فعالان موسیقی برای اعتلاء موسیقی پاپ اقدام به تاسیس کانونی
کد خبر: ۱۵۲۱۷۴
با عنوان «کانون موسیقی امروز ایرانیان» کرده است؛ وی معتقد است این کانون برای ساماندهی فعالیت هنری جوانان و الگو سازی در زمینه موسیقی پاپ طراحی شده است.
موسسان و مدیران«کانون موسیقی امروز ایرانیان» که به زودی فعالیت جدی خود را آغاز می کند بسیار به آینده آن خوشبین هستند؛ به علاوه آنها که در سال های اخیر شاهد افت و افول موسیقی پاپ بوده اند به این کانون به شدت دل بسته اند تا شاید با الگو سازی و ساخت آثار هدفمند و با هویت، جان دوباره ای به این جریان بخشیده شود.
با توجه به دلمشغولی های سلمانیان شاید نام اوکه خود در زمینه فعالیت های فرهنگی و موسیقایی فردی صاحب اندیشه و مجرب است تا حدی برای راه اندازی چنین کانونی دور از ذهن باشد؛ اما او در این راه چهره ای مصمم از خود به نمایش گذاشته است ؛صحبت ها و پاسخ های او را می خوانیم:
هدف از تشکیل کانون موسیقی امروز ایرانیان چه بود؛
- استفاده بهینه از ظرفیت های موجود تعلیم یافتگان مراکز آموزش آزاد موسیقی و برنامه ریزی جهت تبدیل عوامل هنری نیمه حرفه ای به سوی فعالیت های حرفه ای انگیزه اصلی تاسیس این کانون بود و باید متذکر شوم که تاسیس این کانون مراحل نهایی خود را طی کرده و برای بازبینی نهایی به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارسال شده است و امیدوارم هر چه زودتر به مرحله اجرا درآید.
ضرورت تشکیل این کانون از چه زمانی به وجود آمد؛
- نیاز به تاسیس چنین کانونی مربوط به دوره خاصی از زمان نیست بلکه با توجه به خواست جوانان بعد از انقلاب و با رشد جمعیت شکل گرفت در واقع این نیاز برخاسته از برخ غفلت ها است که در طول تاریخ به وجود آمده است به همین دلیل پس ازگذشت سال هابه منظورهدفمند کردن فعالیت جوانان تاسیس کانون موسیقی امروز ایرانیان را ضروری دانستیم.
سیر تاریخی که به آن اشاره کردید دقیقا از چه دورانی شکل گرفت؛
- برای پاسخ به این سئوال لازم می دانم تحلیلی از شرایط امروز موسیقی ایران و آنچه بر این هنر از دیروز تا امروز گذشته ارائه دهم ؛با تجدید حیات موسیقی کشوردر بعد از انقلاب نوعی امنیت روانی و ادبیاتی ویژه در این حوزه ایجاد شد و این فرصت برای اندیشمندان و پژوهشگران به وجود آمد که عباراتی نظیر موسیقی فاخر، موسیقی جنگ و موسیقی فرهنگی را نیز به کار گیرند و نکته قابل توجه اینکه چنین نگاهی با وقوع جنگ بیش از پیش قوت گرفت و هریک از هنرمندان موسیقی مانند یک سرباز برای مبارزه با استکبار و روحیه بخشیدن به سربازان در جنگ مانده و همچنین ایجاد غرور ملی در عرصه فرهنگ و هنر وارد عمل شدند و توانستند ظرفیت موسیقی ایران را پابه پای سایر هنرها پیش ببرند.
تحولات اجتماعی آن دوران چه تاثیری در تغییر ذائقه مخاطب داشت؛
-همزمان با تحولات اجتماعی، سیاسی و تاثیر مستقیم آن در عرصه های گوناگون فرهنگی ، با رشد فزاینده جمعیت در کشور مواجه شدیم که این رشد بی رویه جمعیت تغییر و تحولی شگرف در سلایق هنری و تیپ های مختلف هرم جمعیت ایجاد کرد و درعین حال وجود پدیده ای به نام جنگ و تبعات پس از آن مانع از رشد سلایق فردی به ویژه در میان جوانان شد و ناگزیر مردم به یک ژانر موسیقایی که وجه قالب برنامه های رادیو و تلویزیون را تشکیل می داد بسنده کردند از سوی دیگر رقیب قدرتمندی به نام موسیقی لس آنجلسی در خارج از کشور وجود داشت -البته هنوز هم وجود دارد- وخیلی کند اما سازمان یافته سلایق طبقاتی جامعه را مورد کنکاش و جستجو قرار داد که این فعالیت هاهم از سوی گروه های موسیقی ایرانی در خارج از کشور و هم گروه های دیگر مانند "یانی"،"ژان میشل ژان" صورت گرفت و نتیجه این شد که مردم حتی برای یک بار ترغیب شدند که موسیقی وارداتی لس آنجلسی را گوش دهند همین امر موجب شد که این نوع موسیقی رفته رفته به یک عادت تبدیل شود.
نقش پژوهش برای بررسی این معضل چه بود؛
- متاسفانه باید اعتراف کنم که حوزه پژوهش در این مورد به خصوص آنچنان که باید قدرتمند ظاهر نشد و نتوانست از دل موسیقی که در آن دوران رنگ و بوی دیگر داشت ظرفیت های نوینی را کشف و به جامعه هنری معرفی کند.
تجربیات فردی هنرمندان تاچه اندازه در معرفی ظرفیت های موجود موسیقی دوران جنگ موثر بود؛
- به نکته خوبی اشاره کردید چراکه تجریبات فردی هریک از هنرمندان نشان داد که موسیقی به خودی خود این قابلیت را دارد که به صورت انفرادی پاسخگوی نیاز مخاطب باشد به عنوان مثال می توان به مجموع فعالیت های سازمان حفظ و اشاعه و گروه های موسیقی "چاووش"و "شیدا اشاره کرد چراکه به نظرمن تولید آثاری چون "کجایید ای شهیدان خدایی" مبین درگیری ها و مشکلات ذهنی مردم در حوزه مسائل اجتماعی بود و نکته جالب تر اینکه همین هنرمندان از دل موسیقی ایرانی چه موسیقی ردیف نوازی و چه موسیقی بومی، ملودی هایی را استخراج کردند که با ذائقه مردم مبتلا به جنگ همخوانی داشت و شاهد بودیم که از دل همین موسیقی، ترانه هایی مانند "ممد نبودی ببینی"و "مادر برام قصه بگو"که ملودی هایی شیرین و مناسب با موسیقی بومی و نواحی بود شکل گرفت که با ذائقثه مردم نیز همراه بود.
سیر پیشرفت موسیقی بعد از جنگ به کجا انجامید؛
-با پایان جنگ، پرده از مقابل چشم کارشناسان و مدیران فرهنگی پایین کشیده شد و مسئولان امور فرهنگی با مطالبات و خواسته های نسل سوم موسیقی مواجه شدند نسلی که هیچ گونه برنامه و تمهیدی برای رشد و پرورش خواسته ها و سلایق آنها فراهم از سوی مسئولان فراهم نشده بود به این معنی که هیچ گونه آکادمی ، کنسرواتواری و یا هنرستانی برای این موضوع وجود نداشت و از سوی دیگر شکاف عمیقی فکری و فرهنگی بین نسل سوم و نسل دوم موسیقی مانع از برقراری هرگونه ارتباطی بین این دوقشر از جامعه موسیقایی شد.
شکاف موجود بین نسل دوم و سوم موسیقی چه پیامدی به همراه داشت؛
- این شکاف و جدایی ریشه در تاریخ دارد به این معنا که انفصالی که بین نسل اول موسیقی مانند اساتیدی چون حسن کسایی ،اصغر بهاری و احمد عبادی با نسل دوم شجریان ،مشکاتیان و یا کامکارها به وجود آمده بود باعث شد که نسل سوم موسیقی که فارغ التحصیلان هنرستان ها و نوازنده های منتخب موسیقی فجر که عموما موسیقی ردیف دستگاهی ایران و یا موسیقی کلاسیک کارکرده بودند بدون وجود نگاه کارشناسانه یک مرتبه وارد وادی موسیقی پاپ شدند و جالب اینکه مبارز میدان هم طلبیدند و گواه این مطلب هم پخش ترانه هایی به نام موسیقی پاپ از سوی خواننده هایی چون خشایار اعتمادی ،مهدی سپهر،بیژن خاوری و عباس بهادری از رادیو و تلویزوین بود.
نیاز مخاطب در این دوران دستخوش چه تغییراتی شد؛
- چند صدایی از خصوصیات جامعه آن روز بود و دنبال این تغییر و تحولات ذائقه مخاطب هم عوض شد یعنی مخاطبی که تا دیروز دنبال کاست های شجریان بود به طور محسوسی به سوی کاست های سپهر و اعتمادی تغییر مسیر داد و از سوی دیگر خود هنرمندان موسیقی سنتی به قدری ظرفیت موسیقی پاپ را بالا دیدند که خود به خود عقب نشینی کردند و به نوعی قافیه را باختند و این درحالی است که موسیقی سنتی نباید این قافیه را می باخت چراکه موسیقی پاپ توان رودرروی و عرض اندام در مقابل موسیقی ایرانی را نداشت و در حال حاضر هم ندارد؛ و متاسفانه باید متذکر شوم که نسل دوم هنرمندان موسیقی فرصت پیوند این نسل با نسل سوم را از دست دادند که به نظرمن مقصراین از هم پاشیدگی و گسست وزارت ارشاد بود چراکه مسئولان وقت در ارشاد می توانستند بین این دونسل ارتباط دوستانه برقرار کنند ولی چنین نکرد و همین مسئله موجب عقب گرد اساتید موسیقی و ایجاد احساس تفرق و یا غربت در بین آنها شد و از سوی دیگر نسل سوم موسیقی هم بی پناه و پشتوانه به حیات خود ادامه دادند.
غیر از وزارت ارشاد موضع گیری خانه موسیقی از بدو تاسیس درباره حضور جوانان چه بوده است؛
-خانه موسیقی هم نتوانست ارتباط سازنده ای بین نسل سوم موسیقی با نسل پیش ازخود برقرار کند در نتیجه شاهد بودیم که این خانه مورد استقبال جوان تر ها قرار نگرفت و این در حالی است که انتظار می رفت با تاسیس خانه موسیقی حرکتی مثبت در جهت پیوند این دو نسل با یکدیگر که برآمده از خواستگاه های مختلف اجتماعی بودند برقرار شود؛ چراکه معتقدم خانه موسیقی با یک برنامه ریزی سازمان یافته می توانست به خوبی جوان ها را تحت تاثیر روابط استاد و شاگردی قرار دهد و با راه اندازی کمیته جوانان سقفی برای جمع آوری استعدادهای جوان فراهم کند ولی متاسفانه چنین نشد از سوی دیگر جوان ها هم وقتی دیدند که این اتفاق رخ نداد دل از خانه موسیقی بریدند و سرگردان شدند.
در این میان نقش صدا و سیما به عنوان یک رسانه ملی را چطور ارزیابی می کنید؛
- بعد از ورود آقای لاریجانی به سازمان صدا و سیما حرکتی نو در صدا و سیما آغاز شد و با افزایش شبکه های تلویزیونی نگاه تخصصی تری نسبت به انواع مخاطب شکل گرفت و فرصتی پیش آمد تا فرصت ظهور و عرض اندام موسیقی پاپ به شکلی کاملا تقلیدی نمود عینی پیدا کند و همین مسئله باعث شد که میزان مطالبات مردم به خصوص نسل جوان موسیقی از کارگزاران فرهنگی بیش از گذشته شود و شاهد بودیم که این نسل به صراحت خواسته خود را بیان می کرد اما غافل از اینکه کارگزاران فرهنگی هیچ ترجمانی برای برطرف کردن نیازهای مخاطب نداشتند.
از سوی دیگر موسیقی پاپ و به تبع آن موسیقی روز به شکل عجیب و غیر قابل انکاری متکی به شبکه رسانه های صوتی و تصویری هستند در نتیجه غیبت رسانه صوتی و تصویری مانند صدا و سیما در معرفی و ارائه موسیقی خوب باعث شد که اولا دانش عمومی مردم در انتخاب آثار برتر پرورش پیدا نکند و مردم بر اساس شنیده ها و بدون پشتوانه علمی آثار موجود در بازار را خریداری کنند و نکته دوم اینکه ستاره ها و اساتید صاحب سبک در این عرصه فرصت حضور پیدا نکردند.
و حرف آخر...
- در شرایط فعلی ایجاد سازمان و تشکیلاتی که بتواند بخشی از موسیقی روز ایران را ساماندهی کند لازم و ضروری است و با راه اندازی این بخش از موسیقی نوعی امیدواری در جوانان علاقمند به موسیقی پاپ به وجود می آید و نکته دیگر اینکه این باور در جوانان به وجود می آید که می توانند در عرصه رقابت باز با سایر گروه های موسیقی فعالیت کنند.