وقوع فاجعه علاج ناپذیر

گزارش دسامبر 2004 میزگرد عالی رتبه سازمان ملل به کشورهایی که ماده 51 منشور ملل متحد را پاس نمی دارند هشدار داد که در جهانی آکنده از تهدیدات محتمل
کد خبر: ۱۵۱۶۲۳
فراوان ، ایجاد خطر برای نظم بین المللی و قاعده عدم مداخله که همچنان نظم بین المللی بر آن مبتنی است و اقدامات یکجانبه گرایانه دفاعی به هیچ وجه قانونی نیستند و این اعمال با اقدامات جمعی که مورد پذیرش همگان است ، تفاوت بارزی دارد.
دادن مجوز به یک کشور برای انجام اقدامات یکجانبه گرایانه ، به معنای اجازه یافتن همگان نیز هست.

جهانشمولی

میزگرد عالی رتبه سازمان ملل ، اصل جهانشمولی که شاید مهمترین بدیهیات اخلاقی باشد را پیشفرض گرفته است. با این وجود، فرهنگ سیاسی ، اخلاقی و عقلانی نخبگان قدرتمندترین کشور جهان ، این اصل را مردود شمرده و باز هم چشم انداز وقوع فاجعه علاج ناپذیری را افزایش داده است که تحلیلگران برجسته همواره درباره آن هشدار داده اند. علی الظاهر توافقات پس از جنگ روی اصول تعیین کننده نحوه کاربرد زور، همچنان به قوت خود باقی مانده است ولی در عین حال ، بررسی این امر، تغییر عقیده شماری از نخبگان غرب را آشکار و نیز مختل ساخته است . در حالی که این توافقات به طور آشکار رد نشده اند گرچه بعضی اوقات اینچنین است ولی در بیشتر اوقات این توافقات نادیده گرفته شده و در مباحثات عمومی و سیاست های انتخاباتی ، به حاشیه رانده می شوند.این فاصله گرفتن از توافقات پساجنگ ، در سالهای پایانی هزاره به طور تحکم آمیزی بیان شد، زمانی که سیاست خارجی کلینتون از سوی طیفهای گسترده سیاسی ، مورد تحسین واقع شد. این سیاست خارجی ، با شوری قدیسانه ، دوران باشکوهی را آغاز کرد که تمایزی ایدئولوژیک بین جهان نوین آرمانگرای خواستار پایان وحشیگری با دنیای قدیمی جبرگرای مبتنی بر منازعه بی پایان را ایجاد کرد. برای اولین بار در طول تاریخ ، یک کشور جهان نوین آرمانگرا اصول و ارزش ها را مراعات کرده و در عین راهبری کشورهای روشن بین ، با شور اخلاقی و از خودگذشتگی تمام ، عمل می کرد بنابراین کشور مذکور، برای تحقق هر آنچه رهبرانش صحیح می پنداشتند آزاد بود تا به زور متوسل شود. این سخنان ، تنها بخش کوچکی از گزافه گویی های روشنفکران لیبرال است .پس از چند سال هجمه خودستایی (که شاید در طول تاریخ بی سابقه بوده است) رویدادهایی چند، شواهدی برای این اظهارات پدید آورد که مهمترین آنان ، شاید بمباران صربستان در سال 1999 توسط ناتو باشد. با توجه به این اقدامات بود که عبارت «غیرقانونی اما شروع» ابداع شد. گفتگوهای میزگرد عالی رتبه سازمان ملل درباره ماده 51 منشور ملل متحد واکنشی بود به حمایت پرشور روشنفکران غربی از توسل به خشونتی که آنان مشروعش می پندارند و نیز پرخاش تندی بود به دکترین دفاع پیشدستانه بوش که در سپتامبر 2002 به عنوان استراتژی امنیت ملی مطرح شده بود. از این رو، میزگرد عالی رتبه سازمان ملل اهمیت ویژه ای کسب و تاکید کرد که منظور از جامعه بین المللی ، صرفا غرب نیست . به طور مثال ، بیانیه نشست جنوب در سال 2000 را در نظر بگیرید که عالی رتبه ترین اجلاسی است که تاکنون توسط جنبش عدم تعهد سابق برگزار شده و حدود 80درصد جمعیت جهان را شامل می شود. مطمئنا با در نظر گرفتن بمباران صربستان توسط ناتو، این بیانیه قاطعانه ، حق به اصطلاح مداخله بشردوستانه را رد می کرد.این بیانیه که از سویی دیگر، تحلیل پیچیده و مفصلی از جهانی سازی نئولیبرال را ارائه می داد، جدای از تمسخرهای پراکنده ، نادیده نیز گرفته شد؛ واکنش همیشگی در برابر نامردمان جهان ، عبارت معروف مارک کورتیس ، مورخ تاریخ دیپلماسی که در آخرین جلد کتاب نادیده گرفته شده اش ، تاریخ جنایات پس از جنگ انگلیس ، آورده شده است . یکی از سران ارشد دولت امریکا که گفته می شود کاندولیزا رایس است ، دکترین دفاع پیشدستانه بوش را اینچنین توضیح داده است : «حق ایالات متحده برای حمله به هر کشور، در صورتی که از نظر ایالات متحده ، کشور مذکور بتواند ابتدا به امریکا حمله کند.» این فرمول چندان هم شگفت آور نیست ، البته با این مفروضات که صلاحیت قضایی دادگاه بین المللی ، برای ایالات متحده نامناسب است و این که ایالات متحده ، به طور کلی تابع هیچ گونه قاعده یا قانون بین المللی نیست . این نوع نگرش با آن که در میان مردم امریکا جایی ندارد ولی دیدگاه بخش عمده ای از نخبگان ایالات متحده را نشان می دهد. اکثریت عمده مردم امریکا هنوز هم این دیدگاه را دارند که کشورها تنها در صورتی مجاز به کاربرد زور هستند که شواهد متقن نشان دهد در معرض خطر قریب الوقوع مورد تهاجم واقع شدن ، قرار گرفته اند. از این رو، این اکثریت ، توافق دو حزب دمکرات و جمهوریخواه درباره دفاع پیشدستانه (که اغلب به اشتباه جنگ پیشگیرانه نامیده می شود) را رد می کنند و نظر میزگرد عالی رتبه سازمان ملل و نشست جنوب را که بسیار از آن بدگویی شده است مورد پذیرش قرار می دهند. مشروعیت کاربرد زور تنها موضوعی نیست که افکار عمومی مردم ایالات متحده درباره آن از فرهنگ سیاسی نخبگان فاصله بسیاری گرفته اند. قضیه مهم دیگر، پروتکل های کیوتوست و نیز موضوعات بسیار دیگری نیز وجود دارند که مستقیما با وضعیت دمکراسی امریکایی مرتبطند که بعدها به آن اشاره خواهیم کرد. مفاد منشور ملل متحد، در دادگاه نورنبرگ نیز بیان شده است . در کنار اصول نورنبرگ ، احکام دادگاه توکیو نیز شدیدتر از آن بودند. گرچه اصولی که این دادگاه ها اعلام کردند، بسیار باارزشند ولی هر دو دادگاه بشدت خدشه دار بودند. هر دو دادگاه براساس افکار اصل جهانشمولی تشکیل شدند. در راستای محاکمه جنایتکاران جنگی شکست خورده ، لازم بود تا تعاریفی برای جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت ، ابداع شود.

اثر: نوام چامسکی
مترجم : یعقوب نعمتی ورو جنی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها