این حملات، که در آن حدود 50 عضو طالبان کشته شدند، بار دیگر نشان داد که 6 سال پس از «پیروزی در کابل» هنوز بخشهای بزرگی از جنوب و شرق افغانستان ناامن و غیرقابل حکومت است.
تاثیر این خونریزیهای مداوم، که از سال 2001 بیسابقه است بسیار دورتر از جبهههای قندهار، هلمند و اوروزگان احساس میشود: تنشهای فزاینده بین اعضای ناتو بر سر «تقسیم فشار» در برلین، واشنگتن و لندن آشکار شده است.
همه قبول دارند که منابع و بودجه ناتو در افغانستان کافی نیست و هیچ کشوری هم جواب آمادهای برای این مشکل ندارد.
علیرغم افزایش مداوم نیروها از حدود 5 هزار نفر در سال 2003 به بیش از 40 هزار نفر در حال حاضر، وضع جنگ هر روز ناامیدکنندهتر شده است.درباره احتمال شکست نظامی، که قبلا غیرقابل تصور بود، حالا علنا بحث میشود.
یاپ هوپ شفر، دبیرکل ناتو اخیرا در مصاحبهای با اینترنشنال هرالد تریبیون گفت: ما در دشوارترین مرحله در افغانستان هستیم اگر آنان را شکست ندهیم عوارض بدی خواهد داشت. نه فقط آینده افغانستان به عنوان کشوری دموکراتیک، و متحد در میان است بلکه امنیت اروپا از جهت احیای تهدیدهای تروریستی از منطقه افغانستان پاکستان مطرح است.
گوردون براون نخستوزیر انگلیس نیز وعده داد افغانستان «دیگر هرگز» کشوری شکست خورده در خدمت توطئههای بنلادن نخواهد شد. اما سایر اعضای ناتو به نظر تا این حد مطمئن به نظر نمیرسند.
پارلمان آلمان اخیرا، تحت تاثیر مخالفت مردم این کشور با ادامه حضور نظامیان آلمانی در افغانستان، درباره خروج 3700 سرباز این کشور بحث کرد.
علیرغم تقاضاهای امریکا از آلمان، فرانسه، ایتالیا و اسپانیا برای تبدیل نیروهای آموزشی و صلحبان خود به نیروهای جنگی، هیچ نشانی از اطاعت این کشورها وجود ندارد. حتی کانادا که از آغاز در افغانستان حضور داشته، به فکر تجدیدنظر در نقش خویش است.
براساس آمار شورای روابط خارجی امریکا تعداد کشتههای افغانستان از هزار نفر در سال 2006 به بیش از 5 هزار نفر تاکنون در سال جاری رسیده است. حملات انتحاری و آدمرباییها نیز در حال افزایش است و گزارشها حاکی است مناطق قبیلهای مرزی پاکستان نیز در جنگ درگیر شدهاند.
تحقیقات امریکا نشان میدهد تعداد افغانهایی که مایل به بازگشت طالبان به قدرت هستند دو برابر شده و به 15 درصد رسیده است.
دشواریهای امریکا و ناتو به تشدید شورش طالبان و عدم همکاری متحدان امریکا محدود نمیشود بلکه فرماندهان ارشد نظامی تاکید میکنند تنها با زور نمیتوان در افغانستان به پیروزی رسید. دیپلماتها میگویند سیاستها و برنامههای طولانیمدت و همکاری بین کشورها که لازمه ایجاد ثبات سیاسی، بهبود اقتصادی و ارائه خدمات اساسی است، در افغانستان وجود ندارد. علاوه بر این، علیرغم صرف میلیاردها دلار پول، تقریبا از اعتبار مالی هم خبری نیست.
بان کیمون، دبیر کل سازمان ملل متحد اخیرا از تقویت رهبری افغانستان، افزایش مشارکت بینالمللی و افزایش مشارکتهای منطقهای به منظور کمک برای یافتن راهی به پیش، سخن گفت. اما به عنوان نشانه دیگری از خرابتر شدن اوضاع، سازمان ملل هفته گذشته مجبور شد از طالبان بخواهد لااقل از حمله به کاروانهای مواد غذایی این سازمان دست بردارد.
تشدید بحران افغانستان، بدون توجه به تقاضاهای طالبان برای خروج بیقید و شرط همه نیروهای خارجی، باعث میشود امکان مذاکرات صلح بیشتر شود. اما به نوشته پروفسور ویلیام مالی، در مجله «ورلد تودی»، پیشنهاد اخیر حامد کرزای برای مذاکره با طالبان، و تلاشهای او با حمایت انگلیس برای کنار آمدن با شورشیان میانهرو، ممکن است با تحریک مقاومت بیشتر، نتیجه عکس بدهد. چنین اقداماتی همچنین ممکن است باعث تسلیح دوباره قبایل دشمن طالبان شود.
زمستان باعث کاهش درگیریها خواهد شد اما بهار باعث شروع دوباره این چرخه خونین میشود. اگر اتفاق کاملا تازهای برای تغییر این الگو رخ ندهد، ناکامیهای کوچک ناتو ممکن است به شکستهای بزرگ و سراسری آن در سال آینده تبدیل شود.
تلفات افزایش خواهد یافت و براون، با 7700 نظامی خود در خط آتش، ممکن است بین ضرورتهای استراتژیک تحمیلی امریکا و تمایل فزاینده برای بازگرداندن فرزندان ملت به کشور گرفتار شود.
منبع: گاردین
مترجم: علی کسمایی