سرگردان در پیچ و خم فرزندخواندگی

گرچه از نشستن دکتر ولی الله نصر پشت میز مدیریت دفتر شبه خانواده سازمان بهزیستی به عنوان مهمترین مرکز متولی نگهداری و توانمندسازی کودکان بدسرپرست و بی سرپرست ، کمتر از یک سال می گذرد
کد خبر: ۱۵۰۷۳۸
اما همین چند ماه کافی بوده است تا وارث دل نگرانی های صاحبان پیشین این منصب شود و هر گپ دوستانه ای را به بحث درباره ابهامات قوانین فرزندخواندگی و ناآگاهی های رایج مردم درباره حضانت موقت و دائم سوق دهد حتی گفتگوی ما را که بخش عمده ای از آن به حل یک معما گذشت : چرا با وجود صف طولانی خانواده های متقاضی فرزند ، بیشتر کودکان بدسرپرست و بی سرپرست تا بزرگسالی در حسرت کانون گرم خانواده می مانند و در مراکز نگهداری کودکان بهزیستی ، روزگار می گذرانند.


آقای دکتر! چند درصد از کودکان تحت پوشش دفتر شبه خانواده در مراکز بهزیستی نگهداری می شوند؛
براساس آمار موجود ، 20هزار و 200کودک بدسرپرست و بی سرپرست تحت پوشش این دفتر هستند که حدود نیمی از آنها در مراکز بهزیستی نگهداری می شوند و بقیه به شکل دائم یا موقت به خانواده ها سپرده شده اند.

شما می گویید نیمی از جمعیت کودکان فاقد سرپرست موثر و قانونی ، در مراکز بهزیستی ساکن هستند و خانواده ای حضانتشان را عهده دار نشده است ؛ اما کم نیستند خانواده های متقاضی فرزند که سالهاست در انتظار گرفتن حضانت یک کودک به سر می برند. به نظرتان اشکال کجاست؛!
بیشتر خانواده هایی که در نوبت مانده اند نوزاد دختر سالم و زیر یک سال می خواهند. مگر در سال ، چند نوزاد با این شرایط وارد بهزیستی می شود؛ ازطرف دیگر، حضانت به دو شکل دائم و موقت است. حضانت دائم همان فرزندخواندگی است و حضانت موقت به معنی نگهداری کودک بدسرپرست به شکل موقتی و برای مدتی معین در یک خانواده است . فقط 20درصد کودکانی که به بهزیستی سپرده می شوند فاقد پدر و مادر و جد پدری هستند که براساس قانون فرزندخواندگی مصوب 29 اسفند 1353 اجازه داریم حضانتشان را به شکل دائم به یک خانواده واگذار کنیم . از 80درصد باقی مانده تعداد ناچیزی معلولند و شرایط سپرده شدن به خانواده را ندارند و 75 تا 78 درصد بدسرپرست هستند و طبق ماده 1187 قانون مدنی ، می توانیم حضانتشان را به صورت موقت به خانواده بسپریم ، اما گذشته از ناشناخته ماندن بحث امین موقت یا حضانت موقت ، بیشتر خانواده ها علاقه ای به نگهداری موقت از یک کودک بدسرپرست را ندارند بلکه مایلند به شکل دائمی کودکی بی سرپرست را به فرزندخواندگی بپذیرند تا علاوه بر حضانتش ، ولایتش را هم عهده دار شوند، یعنی نامشان به عنوان پدر و مادر او وارد شناسنامه اش شود. به همین دلیل ، گرچه به ازای هر کودک در مراکز بهزیستی 5 تا 7 خانواده متقاضی فرزندخواندگی وجود دارد، اما همچنان ، بچه ها در شیرخوارگاه ها باقی می مانند.

البته در بحث امین موقت فقط مساله سلیقه خانواده ها مطرح نیست ، بلکه مهجور ماندن این مقوله تا حدودی به ضعف تعاملات سازمان بهزیستی با قوه قضاییه برمی گردد تا جایی که حضانت موقت از دیدگاه قانون چندان جدی گرفته نمی شود و خانواده های متقاضی این حکم ، گاه مدتها در دادگاه سرگردان می شوند.
نگاه قضات به بحث امین موقت و ماده 1178 قانون مدنی در برخی موارد مهربانانه نیست و هرچند، شعب دادگاهی وجود دارند که حکم امین موقت را بی هیچ منعی صادر می کنند و برخی شعب نیز، قضات صدور چنین حکمی را ممکن نمی دانند. به همین دلیل با معاونت حقوقی و توسعه قضایی قوه قضاییه و اداره تنظیم و تدوین لوایح مشورت کردیم و قرار شد بحث امین موقت به صورت روشن تری به قضات معرفی شود.از سوی دیگر، هنگامی که دادگاه های خانواده منحل شدند، وظایفشان به دادگاه های عام سپرده شد و در نتیجه صدور حکم فرزندخواندگی ، امین موقت و... به دادگاه های عام محول شد که این وضعیت باعث بلاتکلیفی مردم شده بود، ما پیشنهاد کردیم قوه قضاییه شعبه خاصی را در هر استان به صدور احکام مربوط به سرپرستی و... اختصاص دهد تا مردم دقیقا بدانند برای گرفتن حکم حضانت باید به کجا مراجعه کنند.

اشاره کردید که بیشتر خانواده ها، متقاضی فرزند زیر یک سال برای فرزندخواندگی هستند. دلیل این انتخاب چیست؛
این به یک نوع باور اشتباه ، درباره محرمیت مربوط می شود. مردم گمان می کنند با گرفتن نوزاد مشکل محرمیت حل می شود. در حالی که دختر هم پس از رسیدن به سن تکلیف ، نامحرم مرد خانواده می شود.

یکی از مشکلات اساسی درباره حضانت (چه دائم ، چه موقت) همین مساله محرمیت است. احکام در این زمینه بسیارند و عمل به برخی از آنها نسبتا دشوار است. برای مثال چندی پیش حکمی شنیدم که براساس آن فرزندخوانده دختر، باید به عقد مرد خانواده درآید.
احکام آسان تری هم وجود دارند مثلا برخی معتقدند اگر فرزندی وارد خانواده ای شود و هدف از پذیرفتنش انتفاع جنسی نباشد، پس از 5-2 روز محرم می شود. من وارد این مقوله نمی شوم.

گذشته از مساله محرمیت در مبحث فرزندخواندگی ، سایر شروط هم آسان نیستند. به نظر شما چرا زوج متقاضی فرزند باید بخشی از اموالشان را به نام فرزندخوانده کنند در حالی که ممکن است زوجی استطاعت خرید خانه یا زمین برای به نام زدن نداشته باشند ، اما از نظر اخلاقی برای نگهداری و تربیت کودک شایسته باشند.
طبق قانون ارث ، فرزندخوانده سهمی از ارث نمی برد و به همین دلیل ما به زوجها پیشنهاد می کنیم یک سوم از اموالشان را در زمان حیات به نام فرزندخوانده کنند تا در صورت فوتشان ، او بتواند استقلال اجتماعی اش را حفظ کند. البته ما خانواده ها را مجبور به چنین اقدامی نمی کنیم و قرار نیست به خاطر نداشتن تمکن مالی درخواست زوجی را رد کنیم.

به نظر شما ، زوجی که متقاضی فرزند هستند باید در چه سطح اقتصادی باشند؛
همین که آنها از نظر مالی نیازمند نباشند و بتوانند زندگی کودک را اداره کننده کافی است.

اما من معتقدم حتی اگر مساله محرمیت حل شود و تمکن مالی زوج به قول شما مطرح نباشد، باز هم قوانین فرزندخواندگی در کشور ما انعطاف پذیر نیستند و تا زمانی که با شرایط اکثریت مردم مطابقت پیدا نکنند، شیرخوارگاه های بهزیستی ، کم نمی شوند.
اتفاقا قوانین ایران نسبت به قوانین سایر کشورها آسان تر هستند و من ایرانیانی را دیده ام که تقاضای آنها در دیگر کشورها به نتیجه نرسیده است اما وقتی به ایران آمده اند ، بهزیستی کودکی را به آنها سپرده است البته سازمان بهزیستی ، موادی از قانون کنونی را اصلاح کرده است که پس از رفع نواقص مطرح شده در آن از سوی قوه قضاییه ، به تصویب نهایی خواهد رسید و به طور مسلم شرایط فرزند خواندگی را آسان تر خواهد کرد. در قانون جدید سن سپردن فرزند به خانواده را از 12 سال به 18 سال افزایش داده ایم ، هر خانواده می تواند سرپرستی بیش از یک کودک را به عهده بگیرد و حتی زنان مجرد بالاتر از 30 سال هم حق حضانت فرزند دختر را دارند در حالی که در قانون کنونی هر خانواده اجازه قبول سرپرستی یک فرزند را دارد و مجردها حق حضانت ندارند اما در قانون جدید پس از گذشت یک سال از ازدواج ، زوجها می توانند با ارائه گواهی پزشکی قانونی یا پزشک معتمد برای حضانت اقدام کنند.

یکی از مواد اصلاحی که به آن اشاره نکردید حذف شرط اقامت در ایران برای زوجهای متقاضی است . بهزیستی چگونه بر کیفیت زندگی کودکی که به زوجی در خارج از کشور سپرده می شود، نظارت می کند؛
علت تنظیم این ماده ، درخواست گروهی از تابعان ایرانی مقیم کشورهای دیگر برای قبول فرزند درخارج از کشور است. در قانون کنونی آنها مجبورند 6 ماه در ایران اقامت کنند تا حضانت فرزند به آنها سپرده شود اما در ماده اصلاحی شرط تابع بودن کافی است. درباره نظارت بر کیفیت زندگی کودکان هم درصورت تصویب قانون جدید ، درخواست می کنیم کلینیک های خصوصی این وظیفه را به عهده بگیرند.

محدوده سنی بیشتر کودکانی که در مراکز بهزیستی نگهداری می شوند از 12 تا 18 سال است و فراوانی رده های سنی نوزاد تا 6سال کمتر شده است. این عدم تناسب را در سن کودکان تحت پوشش بهزیستی چه طور تحلیل می کنید؛
در جامعه امروز ، روش جلوگیری از بارداری های ناخواسته و معلولیت ها کم شده است. پس بچه های کمتری به این دلایل ، به شیرخوارگاه سپرده می شوند. تعداد ترخیص ها هم ناچیز است. خانواده های امین موقت کم هستند و تمایل خانواده ها به قبول حضانت دائم کودکان بی سرپرست سبب می شود بچه هایی که مطلوب خانواده ها نیستند در مراکز نگهداری ماندگار شوند و جمعیت 12 تا 18 ساله های تحت پوشش را بالا ببرند. همچنین ممکن است این افزایش به معنی بیشتر تعداد خانواده هایی باشد که نوپا نیستند، از تشکیل شان بیش از 10 سال گذشته است اما متلاشی شده اند و به ناچار فرزندانشان به بهزیستی سپرده شده اند. بعضی خانواده های بی فرزند هم ،از روشهای غیرقانونی یعنی خرید و فروش نوزاد اقدام به فرزنددار شدن می کنند و به این ترتیب ، دیگر لازم نیست از بهزیستی تقاضای فرزند کنند.

برای مسدود کردن راههای غیرقانونی چه اقدامی کرده اید؛
اصلاح قانون و تسهیل شرایط فرزندخواندگی بهترین راه برای ممانعت از روی آوردن خانواده ها به راههای غیرقانونی است.

بچه ها تا چند سالگی تحت پوشش دفتر شبه خانواده بهزیستی می مانند؛
تعریف ما برای کودکان تحت پوشش تا 18سالگی است ، اما از آنجا که هدفمان توانمندسازی بچه هاست ، در صورتی که تا 18 سالگی مستقل نشوند، تحت پوشش دفتر باقی می مانند. توصیه ای که به همکارانمان در مراکز دولتی و غیردولتی می کنیم آموختن حرفه از سنین پایین به آنهاست تا در زمان ترخیص ، شایستگی تشکیل یک زندگی مستقل را به دست آورند.

هزینه متوسط نگهداری هر کودک در مراکز دولتی چقدر است؛
حدود 300هزار تومان.

بهزیستی به مراکز غیردولتی که زیرنظر بهزیستی از کودکان نگهداری می کنند، چه مقدار کمک می کند؛
فعلا به ازای هر کودک ماهیانه 80هزار تومان می دهیم.

پس تامین 220هزار تومان باقیمانده برای هر کودک در مراکز غیر دولتی روی دوش نیکوکاران است؛
این یکی از نمونه های کاهش تصدی گری دولت است که مابه التفاوت مبلغ پرداختی از طرف بهزیستی و سرانه ماهیانه یک کودک را هیات امناها و مردم می پردازند.

از جلب مشارکت های مردمی که می گویید، همه یاد شیرخوارگاه آمنه می افتند اما پرورشگاه های نیازمند دیگری هم وجود دارند که مردم از وضعیت بد مالی آنها بی خبرند.
همه بچه ها در شرایط خوبی به سر می برند و حتی سطح رفاه این کودکان از سطح متوسط اجتماعی هم کمی بالاتر است. اگر چنین ادعایی کنید ، باید نام ببرید. کجا؛ کدام شیرخوارگاه؛

واضح است که در پاسخ به سوال شما، آنقدر حضور ذهن ندارم که بلافاصله از چند پرورشگاه نام ببرم ، اما دست کم می توانم با اطمینان بگویم اگر این مراکز در تهران ، کم هستند در شهرستان های محروم زیادند.
ممکن است وضع استان ها از نظر برخورداری از امکانات با هم فرق داشته باشد و در نهایت امکانات مراکز نگهداری از کودکان هم در آن متفاوت باشد.مسلما امکانات رفاهی شیرخوارگاهی در شمیران با زاهدان یکی نیست ، چون میزان مشارکت های مردمی در این دو منطقه مثل هم نیست اما از نظر میزان برخورداری کودکان تحت پوشش دفتر شبه خانواده از نیازهای اولیه زندگی ، مطمئن باشید همه آنها در شرایط مطلوبی هستند.

چند نهاد در کشور اجازه راه اندازی و گردانندگی مراکز نگهداری از کودکان را دارند؛
تنها متولی قانونی در کشور ، طبق اصول 21 و 29 قانون اساسی سازمان بهزیستی است.

پس چرا هلال احمر و کمیته امداد هم به نگهداری از کودکان اقدام می کنند؛
ما با هلال احمر تفاهم نامه ای امضا کرده ایم که براساس آن هر 5 مرکز نگهداری از کودکان این سازمان ، به زیرمجموعه بهزیستی پیوسته اند ، یعنی همان طوری که به تشکلهای مردم مدار ، مجوز تاسیس مراکز نگهداری از کودکان را زیرنظر بهزیستی می دهیم ، به هلال احمر هم چنین اجازه ای را داده ایم . کمیته امداد هم با ستاد مبارزه با موادمخدر تفاهم نامه ای را به منظور نگهداری از فرزندان معتادان و قاچاقچیان زندانی امضا کرده است اما با توافق ستاد مبارزه با موادمخدر ، قرار است در آینده این مسوولیت به بهزیستی محول شود.

گرچه گفتید کودکان پرورشگاهی وضع رفاهی مطلوبی دارند ، اما نمی توانم اظهاراتتان را با دیده های خودم بخصوص در مراکز غیردولتی تطبیق دهم. مسوولان در بخشهای مختلف بهزیستی معمولا از کمبود بودجه گله دارند ، شما چطور؛
خوشبختانه مشارکت های مردمی ، سبب شده است مشکلی برای نگهداری کودکان در مراکز نداشته باشیم ، اما در بحثهای کلی تر مثل توانمندسازی و ترخیص به اعتبار عظیمی نیاز داریم . ضمن آن که تعداد زیادی از فرزندان دفتر شبه خانواده که در سالهای گذشته به خودکفایی رسیده اند و از سیستم حمایتی مستمر سازمان خارج شده اند، هنوز مثل هر فرزند که در مواجهه با سختی های زندگی به آغوش خانواده اش پناه می برد، وقتی با مشکلی مواجه می شوند به این دفتر مراجعه می کنند و از انواع خدمات اعتباری ، مددکاری و مشاوره ای بهره مند می شوند که با این حساب ما یک خانواده ایم با 100هزار فرزند.

مریم یوشی زاده
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها