پرسپولیس قطبی ، استقلال حجازی

لیگ هفتم با شور و هیجان خاصی پیش می رود و 2تیم پرسپولیس و استقلال با 2 چهره متفاوت ، به این پیکارها گام گذاشته اند.
کد خبر: ۱۵۰۶۱۳

پرسپولیس در سایه تفکرات افشین قطبی بی شکست پیش می رود و سودای قهرمانی در سر می پروراند اما استقلال با شرایطی نامساعد دست و پنجه نرم می کند و ناصر حجازی تا اینجای کار نتوانسته فضای روحی ترک خورده تیمش را ترمیم کند. کبک پرسپولیس به واسطه بلوغ تاکتیکی و روانی خروس می خواند، اما از آن سوی ، اوضاع به وفق مراد آبی ها و حجازی نیست.


استقلال و پرسپولیس به عنوان 2باشگاه ریشه دار و صدالبته پرطرفدار، همواره گرمابخش رقابت های لیگ بوده اند و نقش وافری در رونق فوتبال ما داشته اند.اگر نگاهی به تاریخ فوتبال داشته باشیم ، به خوبی درمی یابیم این دو باشگاه بزرگ در نیم قرن گذشته اسباب قدرتمندی این مسابقه ها را فراهم و نگاه میلیون ها هوادار پروپاقرص را به خود معطوف کرده اند. محبوبیت این دو تیم بزرگ نه تنها در عرصه ایران ، بلکه فراتر از آن و حتی در آسیا نیز کم نظیر است . به یاد داریم زمانی که تیم بایرن مونیخ برای یک بازی دوستانه با پرسپولیس به تهران آمده بود، اولی هوینس ، مدیر نام آشنای این باشگاه آلمانی از محبوبیت سرخ پوشان ، لب به تحسین گشود و با قاطعیت اعلام کرد حمایت میلیونی از این تیم تهرانی آنها را برای سفر به ایران ترغیب کرده است . جایگاه رفیع این دو باشگاه نامی ، حتی به قاره سرسبز اروپا رسیده به طوری که بایرن با آن آوازه به تهران می آید و اشتوتگارت هم تیم استقلال را به سرزمین قیصر دعوت می کند.این موفقیت یکشبه به دست نیامده ، یقین داشته باشیم که این مهم در پرتو فرآیندی تاریخی و فرهنگی حاصل شده و ما باید به آن احترام بگذاریم . شاید در کمتر نقطه ای از قاره کهن و پرجمعیت آسیا بتوان همچون استقلال و پرسپولیس با این همه طرفدار سینه چاک یافت ؛ هوادارانی که برای توفیق آبی و قرمز، یک لحظه آرام و قرار ندارند، طرفدارانی که همیشه در سرما و گرما و با فریادهای بی امان و با حنجره های رسای خود، زمینه ساز قدرتمندی این دو باشگاه نامدار می شوند.این دو تیم پرطرفدار در لیگ هفتم با 2 سیمای متفاوت ، قدم به این رقابت های معتبر گذاشته اند که تا اینجای کار، شرایط پرسپولیس را موزون تر و اصولی تر می بینیم. در واقع پرسپولیس فاتح نخستین دوره لیگ برتر و استقلال قهرمان لیگ پنجم ، دو چهره متمایز به هم از خود نشان داده اند که در این مقال بنا داریم علت توفیق ارتش سرخ و عدم کامیابی آبی ها را تجزیه و تحلیل کنیم.

اراده ای قوی

پرسپولیس اسب خود را در لیگ هفتم زین کرده تا پس از سالها، بر بلندای قهرمانی تکیه بزند که عزم جدی قرمزها و اراده تاکتیکی افشین قطبی و دستیارانش تا پایان هفته یازدهم بر این ادعا مهر تایید زده است .قطبی با آن که چم و خم کار فوتبال ما را به خوبی نمی داند، اما ذات و جوهر مدرنیت او کارساز واقع شده است . به هر حال او یک مربی کاردان است که عمق و ژرفای فوتبال مدرن را می شناسد و پرسپولیس به واسطه همین برگ برنده ، موفق شده همچنان بی شکست بماند و بالای جدول جا خوش کند.اندیشه های قطبی از یک سو و آمادگی بدنی و بلوغ روانی و تاکتیکی که به مدد تیم 3 نفره متشکل از علیرضا مرزبان ، حمید استیلی و سعید عزیزیان صورت گرفته ، از سویی دیگر موجب شده است ارتش سرخ کم نیاورد و همچنان یکه تاز لیگ برتر باشد.شاید نقطه ضعف پرسپولیس فقدان نفرات کلیدی در نیمکت و فاصله عمیق نفرات اصلی با بازیکنان ذخیره باشد که نمونه بارز آن در دیدار اخیر با ملوان به چشم آمد. این عیب بزرگ ، شاید در آینده به پاشنه آشیل جدی پرسپولیس تبدیل شود مگر آن که در نیم فصل دوم ، با فراخوانی حداقل 2 بازیکن محوری ، خلائ کمبود بازیکن ششدانگ رفع شود.در پیکار با ملوان ، بهادر عبدی و نبی الله باقری ها نتوانستند جای خالی شیث رضایی و محمد نصرتی را به خوبی پر کنند و به عبارتی ، حس برتری جویی قرمزها را به منصه ظهور برسانند. اما از اینها گذشته ، باید اعتراف کرد که پرسپولیس برخلاف سالهای اخیر، دانش گریز نیست و دور یک دایره بسته حرکت نمی کند.روندی که این تیم پرطرفدار در لیگ هفتم آغاز کرده به بالندگی ارتش سرخ انجامیده است . نخستین نماد توجه ، حضور نفرات پخته در کادر فنی و همچنین جذب مهره های کلیدی بوده که برای پرسپولیس ، اکسیری شفابخش شده است . پرسپولیس در سایه این دو فاکتور توانسته هوای تازه ای را در ریه های هواداران جاری کند و باد در غبغب بیندازد. از آخرین نقطه دفاعی گرفته تا نوک پیکان حمله ، مردان پرجوهری وجود دارند که تا اینجای کار توانسته اند از رقبا زهرچشم بگیرند. پرسپولیس با آن که بی عیب نیست ، اما به واسطه خطمشی درست قطبی و اراده تاکتیکی نفراتش موفق شده کفه ترازو را به سود خود، سنگین کرده و برتری روانی خویش را بر حریفان دیکته کند.ساختمان ذهنی قرمزها ابتدا بر پایه دفاع هماهنگ و سپس گل زدن است که این حربه به دفعات پرسپولیس را روی خط موفقیت سوق داده است . رقابت جدی رودباریان و واعظی ، دو سنگربان سرد و گرم چشیده ، عناصر دفاعی موفق و بیمه کردن خط دفاع از سوی نصرتی و حیدری تلاش بی وقفه پیستون های کناری ، اعتماد به نفس بالای خط میانی به رهبری کریم باقری و قدرتمندی الونگ ، هوشمندی نیکبخت واحدی و زیرکی خلیلی و... همه و همه موجب شده پرسپولیس بر طبل قهرمانی بکوبد و سودای بزرگی در سر بپروراند.به هر شکل ، پرسپولیس در 11 هفته اخیر فراز و فرودهای زیادی داشته ، اما آنچه قطبی و یارانش را به مرز موفقیت رسانده ، رفاقت و اوج خودباوری بوده است.

رسالت کادر فنی

می رسیم به استقلال ، تیمی پرطرفدار و قابل احترام که در لیگ هفتم نتوانسته توقع هواداران پروپاقرص خود را برآورده کند. چهره رنگ پریده استقلال باعث شده است طرفداران آبی ، پاشنه در باشگاه را از جا در آورند و ناصر حجازی و یکایک آبی پوشان را مورد مواخذه قرار دهند. نگاهی به جدول رده بندی و آمار، این واقعیت را آشکار می کند که تیم حجازی ، روی لبه تیغ قرار دارد و در میدان پر التهاب لیگ هفتم ، از منظومه مدعیان دور شده است . واقعیت این است که استقلال نه نتیجه گراست و نه سیال و موزون بازی می کند. مهمتر از این دو عامل حیاتی ، بحث مسائل روحی و روانی است که شاید فقدان ایجاد ارتباط بایسته میان کادر فنی و بازیکنان ، تاثیر مثبت در روند حرکتی آبی ها نداشته است .حجازی دائم از زمان صحبت می کند، اما برای هواداران سینه چاک آبی ، گذشت 11هفته فرصتی طلایی بوده که وی نتوانسته از آن بهره لازم را ببرد و آبی ها را به هارمونی تیمی برساند. فراز و فرود همیشه در تیمهای بزرگ وجود داشته ، اما این که چرا استقلال به سوی رشد و تعالی قدم برنمی دارد و در سیر تحولات فوتبال همچنان کاسه چه کنم چه کنم در دست می گیرد، سوال برانگیز می نماید. هنر کادر فنی یک تیم این است که تکنیک روانی خود را در مواقع بحرانی به کار گیرد و ناصر حجازی به عنوان استراتژیست اصلی استقلال نتوانسته بر ضعفهای آشکار خطوط سه گانه خط بطلان بکشد. برای تیمی پرطرفدار مثل استقلال قابل هضم نیست که پس از گذشت 11هفته ، ضعفهای آن کماکان پا برجا باشد.نبود حس رقابت در آخرین نقطه دفاعی باعث شده است طالب لو بی رقیب باشد، قلب دفاعی به شاهرایی برای مهاجمان سرعتی تبدیل شده ، تعادل در جناح راست و چپ وجود ندارد. فقدان یک هافبک درگیرشونده (همانند حسین کاظمی) و بی دقتی و شتابزدگی سلسله وار برهانی ، استقلال را به این روز انداخته است . مثل این که بار اصلی استقلال بر دوش چند مهره خاص مثل طالب لو، نوازی و مجیدی سنگینی می کند و گویی بقیه وظیفه ای به عهده ندارند. ترس جباری از مصدومیت دوباره و عدم دخالت او در امور فیزیکی و نبود پیوند منطقی در جناح چپ ، هنوز از چهره آبی ها رخت بر نبسته است .حجازی اگر بنا دارد تیمش را از این بن بست نجات دهد، می باید در وهله نخست نقدپذیر باشد و سپس با تدابیر ویژه خود و دستیارانش ، جان تازه ای در کالبد استقلال بدمد. باز هم تکرار می کنیم که ترمیم پاشنه آشیل استقلال که یکی دو تا نیست به اندیشه های حجازی بر می گردد و اوست که باید تکنیک روانی خود را در مواقع بحرانی به کار گیرد. حیف است که استقلال با این همه هوادار پرشور و پتانسیل و بضاعت بالا، اینچنین در جا بزند و در مکانی بایستد که در شان و جایگاهش نیست . حجازی می باید همچون پزشکی حاذق ، نسخه ای شفابخش تجویز کند و بر مشکلات فنی و روانی تیمش فائق آید، در غیر این صورت خوشبین ترین استقلالی نمی تواند آینده ای روشن برای تیم محبوب آبی ترسیم کند.

رضا میرزاییان
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها