سریال ، 13 قسمتش خوب است بهروز انتظامی

می گویند میانگین کار مفید در مملکت ما، 20دقیقه بیشتر نیست ، به نظر ما این گفته حتی اگر حقیقت محض هم باشد، هیچ ربطی به نارسایی سیستم اداری و مدیریت و این حرفها ندارد و بیشتر از هر چیز به فراست و خودشناسی ما ایرانی ها مربوط است
کد خبر: ۱۵۰۳۸
که با هوشیاری دریافته ایم که سنگدان ما گنجایش بیشتر از 20دقیقه فعالیت مفید در روز را ندارد و اگر خدای ناخواسته روزی ناپرهیزی کنیم و بیشتر از ظرفیتمان کار انجام دهیم ، عصرش ، حکما هوایی می شویم و می زنیم پدر صاحبکار، ارباب رجوع ، خودمان و اهل و عیالمان را در می آوریم . موضوع به همین جا ختم نمی شود. ماها، تقریبا برای همه اعمال و رفتار دیگرمان هم کیله و اندازه معینی داریم که اگر از آن فراتر رویم کار دست خودمان می دهیم . مثلا کیله نطق و خطابه غالب افراد، تقریبا به همان میزانی است که برای نطقهای پیش از دستور مجلسیان محترم در نظر گرفته اند و شخص ما، تجربه کرده ایم کسانی که بیش از این میزان افاضه می فرمایند، در وقت اضافه رشته کلام را از دست می دهند و یک جورهای بوداری شکرشکنی می کنند که جز دردسر برای خودشان و نگرانی و تشویش برای دیگران حاصلی ندارد. مرادمان از این فلسفه بافی ها، بلند شدن روی دست برادر هابر ماس یا چشم و هم چشمی با دکارت و اسپینوزا و رفقای نظریه پرداز وطنی نبود، و نیست ، بلکه داریم یک جورهایی سعی می کنیم که بدون آزردن خاطر عزیز برادران زحمتکش صدا و سیما، به این نکته اشاره کنیم که کیله سریال سازی ما هم ، مثل بسیاری دیگر از اعمالمان محدود است و از 13قسمتی که از قدیم الایام به قامت تهیه کننده ها و کارگردان های وطن دوخته شده است ، فراتر نمی رود. نشان به این نشانی که برادران مذکور تا قسمت سیزدهم ، خوب از عهده سریال های بلند برآمده و گل کاشته اند. ولیکن از قسمت سیزدهم به بعد، نمی دانیم چه شان شده که عوض گلهایی را که کاشته اند، شروع کرده اند به پاره کردن قباله اعصاب بینندگان عزیزشان . اگر بخواهیم در این خصوص از تجربیات شخصی خودمان به عنوان یک بیننده عزیز حرفه ای نمونه بیاوریم ، می توانیم از پاره شدن قباله اعصاب که سهل است ، از تباه شدن عمر نازنینمان در طول تماشای سریال های چندین 10قسمتی «زیر آسمان شهر» در ایام ماضی و «بدون شرح » و «پلیس جوان » و «آبدارچی شاه » در ایام اخیر نام ببریم ... آخر اگر امورات تلویزیون را به دست ما می سپردند، یک شب می گفتیم قسمتهای اول و آخر این قبیل سریال های کثیرالقسمت ! را پشت سر هم پخش کنند و آن وقت خودمان بر صفحه تلویزیون ظاهر شده و تک تک شخصیت ها را با همین انگشت اشاره مان نشان بینندگان عزیز می دادیم و می گفتیم که این عزیزان در آغاز کار چه بودند و در پایان به لطف برادران زحمتکش چه بر سرشان آمده است ! اگر فک صحیح و سالم برادر خشایار در قسمتهای آغازین سریال «زیر آسمان شهر» را با فک آویخته ایشان در بخشهای سیزدهم به بعد سریال ، با همدیگر مقایسه بفرمایید، ملتفت خواهید شد که چه می خواهیم عرض کنیم !
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها