در منجلاب فرقه بندی های قومی و نژادی

موارد اندکی در مطبوعات وجود دارد که افرادی مانند رابرت فیسک و پاتریک کوکبارن ، برای آگاهی از افکار عمومی مردم عراق ، خطرات فراوانی را به جان بخرند.
کد خبر: ۱۴۹۲۲۱

گزارشی از یک گردهمایی نخبگان عراقی تحصیلکرده غرب در بغداد وجود دارد که طی آن از غارت بغداد توسط هلاکوخان و جنایات وحشیانه وی سخن گفته می شود. در این جلسه یک استاد فلسفه اشاره می کند که «هلاکوخان در مقایسه با امریکایی ها ، انسان بود» و گرچه این سخن وی ، باعث خنده حضار شد ولی اغلب حاضران سعی داشتند تا از سیاست و خشونت که جزئی از زندگی روزمره عراق شده است ، دوری گزینند.
در عوض ، آنان ترجیح دادند تا درباره تلاشهای سابق برای ایجاد فرهنگ ملی عراق که توانست بر دسته بندی های قومی مذهبی فائق آید ، بحث کنند و این که عراق تحت اشغال ، هم اینک در منجلاب فرقه بندی های قومی نژادی گرفتار آمده است و از ویرانی گنجینه های تمدنی عراق و جهان سخن گفتند؛ داستانی غمبار که از زمان حملات مغول به بعد تکرار نشده بود. یکی از عواقب تهاجم به عراق ، کاهش درآمد سرانه عراقی ها از 255 دلار در سال 2003 به حدود 144 دلار در سال 2004 و نیز کمبود شدید برنج ، شکر ، شیر و شیرخشک در سراسر کشور بوده است . برنامه جهانی غذای سازمان ملل ، پیشاپیش هشدار داده بود که قادر به دو برابر کردن میزان جیره بندی موجود در دوران حکومت صدام حسین نیست . روزنامه های عراقی گزارش می دهند که جیره های جدید مقداری خاک سوهان را نیز در بردارد که یکی از پیامدهای فساد گسترده ناشی از اشغالگری امریکا و انگلیس است . سوئتغذیه شدید در 6ماهه اول اشغال عراق ، دو برابر شد ، یعنی با بروندی ، هائیتی و اوگاندا برابر شد ، بدین معنا که حدود 400 هزار کودک عراقی از ضعف بدنی شدید ، همراه با اسهال مزمن و کمبود خطرناک پروتئین رنج می برند.
عراق کشوری است که در آن ، صدها هزار کودک در نتیجه تحریم های اعمال شده توسط امریکا و انگلیس جان خود را از دست داده اند. در می 2005 ، جین زیگلر ، گزارشگر سازمان ملل ، گزارش موسسه نروژی علوم اجتماعی کاربردی را انتشار داد که مویدی بر این آمار بود. سطح تغذیه نسبتا بالای عراقی ها در دهه های 1970 و 1980 و حتی در دوران جنگ با ایران ، طی یک دهه تحریم شروع به افت نمود و پس از تهاجم سال 2003 به طور فاجعه باری کاهش یافت. در این مدت ، خشونت علیه غیرنظامیان ، فراتر از اشغالگران و شورشیان ، گسترش یافته است . آنتونی شدید و استیو فانیارو گزارش داده اند که شبه نظامیان شیعه و کرد اغلب به عنوان بخشی از نیروهای امنیتی دولت عراق عمل می کنند ، موجی از آدم ربایی ، قتل و دیگر اشکال ارعاب را مرتکب می شوند و ضمن تحکیم کنترل خود بر مناطق شمالی و جنوبی عراق ، اختلافات فرقه ای و قومی را در سراسر کشور عمیق تر می کنند. سیل عظیم آوارگانی که پس از تهاجم ایالات متحده ، یک میلیون تن از آنان ، از دست خشونت و مصایب اقتصادی ، به سوریه و اردن گریخته اند و اغلب آنها متخصصان و میانه روهایی هستند که می توانند به پیشرفت و بازسازی کشورشان کمک کنند ، شاخص دیگری از عمق فاجعه در عراق هست . مطالعات Lancet که میزان تلفات را تا اکتبر 2004 ، 100 هزار نفر تخمین زد ، موجب بروز انتقادات فراوانی در انگلستان شد تا حدی که دولت مجبور شد این امر را انکار کند ولی در ایالات متحده ، سکوت همیشگی در این موارد ، حاکم بوده است . اشارات غیرمستقیم ، گاه کشته شدن 100 هزار عراقی در نتیجه تهاجم را به عنوان یک گزارش جنجالی توصیف می کنند. عدد 100 هزار نفر ، کمترین میزان ممکن است و رقم واقعی ، بسیار بیشتر از این میزان است . گرچه این گزارش در اوج رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری ایالات متحده منتشر شد، ولی هیچ کدام از نامزدها ، هیچ گونه بحثی در خصوص آن انجام ندادند.واکنش ها در مقابل این گزارش ها زمانی که جنایات هولناکی انجام می گیرد ، از یک الگوی کلی ، پیروی می کنند. یک نمونه جالب توجه ، جنگهای هندوچین است . در تنها نظرسنجی ای که از مردم خواسته شد تا شمار کشته شدگان ویتنامی را تخمین بزنند ، ارزیابی های میانگین ، 100هزار نفر ، حدود 5درصد ارقام رسمی بود البته میزان تلفات واقعی نامعلوم است و هیچ گونه علاقه ای هم به تخمین میزان تلفات ناشی از جنگ شیمیایی ایالات متحده ، مشاهده نشده است . نویسندگان گزارش ، اظهار داشتند این امر مثل این است که دانشجویان آلمانی ، میزبان تلفات هولوکاست را 300هزار نفر تخمین بزنند که در این صورت ما نتیجه خواهیم گرفت که مشکلاتی در آلمان وجود دارد و اگر آلمان حاکم دنیا شود، مشکلات جدی تری نیز بروز خواهد کرد.
تصمیم واشنگتن برای معاف کردن خود از قوانین بین المللی و حتی فراتر از موارد فراوان گذشته ، حمایت های اندکی را در بین افرادی که حامیان عمده حقوق بشر محسوب می شدند ، کسب کرده است . افرادی مانند مایکل ایگناتیف ، رئیس برنامه حقوق بشر هاروارد ، از نقض کنوانسیون های ژنو و قوانین ایالات متحده ، بر مبنای «شرکمتر» که بنا به عقیده وی موجه است ، پشتیبانی می کند. چنین مبناهایی ، معمولا برای توجیه نظریه جنگ عادلانه ، مسلم پنداشته می شوند. از این رو ، مایکل والزر در تاملات اخیر خود درباره جنگ عادلانه ، که در امریکا بشدت مورد تحسین واقع شده است ، افغانستان را به عنوان یک پیروزی برای نظریه جنگ عادلانه توصیف می کند که همراه با کوزوو، آن را به عنوان یک جنگ عادلانه به شمار می آورد. برای این توجیهات ، نه استدلالی و نه شواهدی ارائه نمی شود. چرا که ارائه استدلال در مورد جنگ ، بیهوده به نظر می رسد. زیرا گزاره های نظریه جنگ عادلانه چندان جای استدلال ندارد، مگر این که فرد با عبارات کلیشه ای همانند «من فکر می کنم» یا «به نظر من موجه است» به توجیه آن بپردازد. دانشگاهیان مخالف آن چیزی که والزر جنگ عادلانه اش می نامد، صلح گرایان هستند البته که صلح گرایی ، یک استدلال نامطلوب است زیرا او فکر می کند که بسیاری اوقات خشونت می تواند مشروع باشد ولی «من چنین فکر می کنم» بسختی می تواند در امور عینی جهان ، یک استدلال قانع کننده به شمار آید.

اثر: نوام چامسکی
مترجم : یعقوب نعمتی ورو جنی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها