خودانتقادی کروبی ؛ اعتراف یا تاکتیک

سخنان مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی در جمع دبیران مناطق استان های این حزب و همچنین مصاحبه وی در پایان نشست ، بار دیگر نشان داد که آقای کروبی برخلاف مشی سایر دوم خردادی ها که سعی می کنند
کد خبر: ۱۴۸۳۲۶
نوعی همگرایی را میان اصلاح طلبان نشان دهند ، همچنان به جدا کردن خود از اصلاح طلبان تاکید دارد و بر فاصله گرفتن با بخشی از اصلاح طلبان هم اصرار می کند.
او در مصاحبه با خبرنگاران گفته است: ما به هیچ وجه وارد ائتلاف با اصلاح طلبان نخواهیم شد. او در سخنانش هم گفته است صحنه گردانان ائتلاف اصلاح طلبان فریبکارند و دوباره می خواهند کلاه جدیدی بر سر ما بگذارند و هشدار داده که پشت پرده ائتلاف همان ها (فریبکاران) هستند.
کروبی با بیان این که اعتماد ملی با این عده مرزبندی کرده است ، تصریح کرده : ما با کسانی که اختلاف سلیقه داریم کار نمی کنیم.
علت این گونه اظهارات و فاصله گرفتن آقای کروبی و به تبع آن حزب اعتماد ملی از اصلاح طلبان چیست؛ این مساله ریشه در چه دارد و اهداف حزب اعتماد ملی یا آقای کروبی چیست؛ آیا این اقدام و شکاف ، واقعی و عینی است یا سناریویی برای جلب آرای مردم و راه یافتن به قدرت است ، ولو این که بخشی از دوم خردادی ها رنجیده خاطر شوند؛


نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ، تمام آرایش های سیاسی کشور را به هم ریخت. امروز دیگر چپ و راست یا اصلاح طلب و اصولگرا به صورت سابق معنا ندارد. مهمترین حادثه ای که در این انتخابات رخ داد ، تقسیم جبهه دوم خرداد به 3 بخش بود.
جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که نام اصلاح طلبان پیشرو را بر خود نهادند و با ملی مذهبی ها و نهضت آزادی ، جبهه دموکراسی خواهی را تشکیل دادند. خانه کارگر و حزب اسلامی کار و کارگزاران هم ائتلاف سبز را تشکیل داده و بتازگی هم جبهه اعتدال را تشکیل داده اند. و طیف سوم ، حزب همبستگی ، مجمع نیروهای خط امام و مجمع روحانیون مبارز هم همچنان حد وسط را در جبهه دوم خرداد پیمودند و حاضر به ائتلاف با هیچیک از دو گروه فوق نشدند. با این حال مهمترین تحول جدایی مهدی کروبی از مجمع روحانیون و تشکیل حزب اعتماد ملی است . این خود به منزله ایجاد شکاف و انشعابی نو در یکی از قدیمی ترین احزاب سنتی کشور است . کروبی سابقه جدا شدن هم دارد. او که در سال 1366 ، زمانی که به همراه جلالی خمینی ، سیدمحمود دعایی و موسوی خوئینی ها آهنگ جدایی از جامعه روحانیت مبارز کرده و مجمع روحانیون را تاسیس کرد، باور نداشت که سال 84 از حزبی که خود آن را تاسیس کرده بود جدا شود. مجمع روحانیون که پس از چند سالی دوری از قدرت و انزوا بار دیگر در سال 1376 به میدان رقابت آمد و در عین ناباوری همگان ، نامزدش یعنی سیدمحمد خاتمی به پیروزی چشمگیری رسید از فردای پیروزی ، رگه هایی از اختلاف و شکاف در آن بروز کرد. مجمع پس از پیروزی در انتخابات سال 76 با تشکیل احزابی نظیر همبستگی ، مشارکت ، مردم سالاری و... مواجه شد و پس از پیروزی در انتخابات مجلس ششم هم هرچند موفق شد مهدی کروبی را به صندلی ریاست مجلس بنشاند و محتشمی پور را هم رئیس فراکسیون دوم خرداد کند اما با دیگر بخشهای جبهه دوم خرداد، مرزبندی هایی جدی پیدا کرد. تنها در بسیاری موارد از جمله استعفا ، تحصن ، طرح رفراندوم ، انجام نطق های آتشین و... حاضر به همراهی با اعضای فراکسیون مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نشدند و برخلاف نظر آنها ، انتخابات مجلس هفتم را تحریم نکرده و در انتخابات شرکت کردند اما شکست خوردند. نه کروبی ، نه مجید انصاری و نه منتجب نیا و دیگر اعضای مجمع به مجلس هفتم راه نیافتند. پس از این انتخابات ، مهدی کروبی سکوت را شکست و ناکامی های اصلاح طلبان در انتخابات را ناشی از گلی دانست که دوم خردادی ها به سرشان زدند و انتخابات را تحریم کردند. او مستقیما جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را مورد خطاب قرار داد و از بسیاری از افراطی گری های آنان گله کرد. البته اعضای دو تشکل مزبور هم حرفهای کروبی را بی پاسخ نگذاشتند و رفته رفته این اختلافات دامنه گسترده تری پیدا کرد تا کار به انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری رسید و مهدی کروبی به عنوان دبیرکل مجمع روحانیون ، تصمیم به حضور در صحنه انتخابات گرفت . تصمیم کروبی با واکنش های مختلفی روبه رو شد. از طرفی جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ، مصطفی معین را به میدان فرستادند و برای حمایت از او ، پیوند خود با بدنه جبهه دوم خرداد را گسستند و کروبی را فردی دانستند که در انتخابات مجلس هفتم شکست خورده بود و امکان کسب آرای بالایی در انتخابات ریاست جمهوری نداشت . از سوی دیگر آقای خاتمی هم چون در موضع ریاست جمهوری قرار داشت ، ترجیح داد سکوت را برگزیند. موسوی خوئینی ها و آیت الله طاهری ، موسوی بجنوردی ، محمدعلی ابطحی و بسیاری دیگر از اعضای مجمع روحانیون هم حاضر به حمایت از مهدی کروبی نشدند. داستان به اینجا ختم نشد زیرا برخی از اعضای مجمع روحانیون مانند مجید انصاری ، بصراحت از هاشمی رفسنجانی حمایت کرده و نامه انتخاباتی کروبی خطاب به هاشمی را غیرمنصفانه خواندند. این برخورد با کروبی ، آن هم از سوی اعضای حزب و گروهی که وی در تاسیس آن نقش اصلی داشت برای کروبی سنگین تمام شد و لذا او بر آن شد تا راهش را جدا کند که در این میان موفقیت نسبی وی در انتخابات ریاست جمهوری ، او را تشویق کرد تا حزب جدیدی تشکیل دهد. در تصور کروبی میزان آرای وی در انتخابات ریاست جمهوری به دلیل فاصله گرفتنش از دوم خردادی ها بود زیرا همین آقای کروبی در انتخابات مجلس هفتم در پایان سال 82 ، شکست سنگینی را متحمل شده بود. از سوی دیگر مهدی کروبی بهتر از هر کسی می داند که پس از پیروزی گروههای منتسب به چپ ، در انتخابات ریاست جمهوری 76 ، شوراهای 77 و مجلس 78 ، چه اتفاقی افتاد و جریان های وابسته به جبهه دوم خرداد که نقشی به مراتب کمتر از کروبی در موفقیت ها داشتند ، چگونه ادبیات و اهداف خود را بر سایرین تحمیل کرده و چنان عملکردی از خود به جای گذاشتند که حاصل آن حذف اصلاح طلبان از شوراها، مجلس و ریاست جمهوری شد. لذا کروبی به دنبال آن است که حسابش را از این طیف جدا کرده تا بیش از این هزینه نکند. اکنون نیز از سخنان کروبی برمی آید که وی نگران سوئاستفاده مجدد گروههایی از دوم خردادی هاست که به دنبال بهره گیری یا سواری گرفتن از پایگاه و جایگاه دیگران برای خود هستند و تجربه گذشته و شواهد حال و نگرانی از آینده کروبی را بر آن داشت تا هر از گاه ، اقدام به برائت جستن از بخشی از دوم خردادی ها کند تا هم زمینه سوءاستفاده آنها را بگیرد و هم به افکار عمومی بقبولاند که راهش را از دوم خردادی ها، حداقل بخشی از دوم خردادی ها، جدا کرده است . آقای کروبی پس از انتخابات ریاست جمهوری ، در پیش کنگره حزب اعتماد ملی ، سهم برخی از چهره های جریان دوم خرداد در رقم خوردن شکست اصلاح طلبان را زیاد توصیف کرد و با انتقاد از این افراد اعلام نمود دقیقا 7 یا 8 نفر به جان جبهه دوم خرداد افتادند و آن را از هم پاشیدند.

(روزنامه اعتماد 7 شهریور 1384)


در هر حال تلاشهای مهدی کروبی به عنوان دبیرکل حزب اعتماد ملی در انتقاد از هم گروهی های سابقش را در 3 سطح اهداف ، راهبردها برای رسیدن به اهداف و تاکتیک ها می توان خلاصه و سوئظن ها و گمانه هایی را نیز مطرح کرد. راهبرد اتخاذ شده از سوی کروبی علاوه بر تشکیل حزب و گروهی جدید که می توان آن را واکنشی هم به رفتار جبهه دوم خردادی ها دانست ، فاصله گرفتن از عناصر افراطی دوم خرداد و سازماندهی عناصر معتدل ، در کنار تعامل با طیف های میانه روی راست یا اصولگرایان است . در کنار این ، مهدی کروبی به دنبال زنده نگه داشتن خود و حزبش در افکار عمومی است.

برنامه ای برای بازگشت به قدرت


صرف نظر از روحیه مهدی کروبی در فعال بودن در عرصه سیاسی کشور و همچنین احساس تعلقی که به کشور و نظام دارد آن گونه که از سخنانش درخصوص تشکیل حزب اعتماد ملی برمی آید وی به دنبال دستیابی مجدد به قدرت است.
با توجه به این که آقای کروبی به عنوان پایه گذار مجمع روحانیون مبارز و عضو فعال جبهه دوم خرداد و از جرگه اصلاح طلبان ، نتوانست در انتخابات ریاست جمهوری نهم پیروز شود ، به منظور حضور پررنگ تر در صحنه سیاسی ایران و افزایش نقش روحانیون به عنوان پیشتازان شکل گیری انقلاب اسلامی ، تصمیم به ایجاد حزب اعتماد ملی گرفت حزبی که طبق نظر بانیان آن قرار است به حزبی فراگیر تبدیل شود.
مهدی کروبی در زمینه هدف از تشکیل حزب می گوید: «برنامه ما قطعا گرفتن دولت و قدرت و بازگشت به آن است. اصولا حزب می آید که قدرت را در دست بگیرد و در اکثریت باشد» بنابراین اصلی ترین انگیزه از تاسیس چنین حزبی از جانب آقای کروبی به عنوان موسس آن کسب قدرت است لذا برای رسیدن به هدف نیازمند اتخاذ راهبردها و تاکتیک هایی هستند که به نظر می رسد در این مسیر نیز آقای کروبی بیکار ننشسته است.

او می خواهد تا انتخابات مجلس هشتم و حتی پس از آن ، آن فضایی که در انتخابات ریاست جمهوری برایش به وجود آمده باقی بماند و حتی الامکان در مجلس هشتم به پیروزی هایی نایل شود که به نظر می رسد در این حوزه تا حدودی موفق بوده است . راهبرد دیگر آقای کروبی ، تلاش برای نمایندگی اصلاحات است ، او برای جلب آرای طیف هایی از افکار عمومی بویژه در دانشگاه ها که بار دیگر در حال شکل گیری است ، تلاش می کند لذا خود را پرچمدار اصلاحات می داند. در چنین شرایطی رفتار و کردار و گفتار آقای کروبی قابل توجیه است . او از سویی تلاش می کند اقدام خود را در تشکیل حزب به تعبیر برخی از اصلاح طلبان ، ایجاد شکاف در جبهه دوم خرداد توجیه کند و از سوی دیگر، خود را برای بازیهای سیاسی آماده سازد.اگر او از عملکرد اصلاح طلبان انتقاد می کند و آنها را عامل اصلی شکست می داند ، رفتار خودش را توجیه می کند و اگر می گوید پرچمدار اصلاحات است ، بر این باور است که تنها اوست که در میان افکار عمومی پایگاهی دارد؛ خصوصا این که نتایج انتخابات ریاست جمهوری این باور کروبی را تقویت می کند. ضمن این که انتقادهای کروبی از یاران دیروز، روحیه خودانتقادی از کروبی را به نمایش می گذارد. انتقاد از اصلاح طلبان ، کروبی و به تبع آن حزبش را به صدر اخبار و رسانه ها می آورد و هدف وی از مطرح شدن و زنده ماندن وی و حزبش را در افکار عمومی تامین می کند. انتقاد از اصلاح طلبان ، نظر اصولگرایان را نیز نسبت به آقای کروبی و یاران و هم حزبانش مثبت می کند و لذا در پروژه تاییدصلاحیت ها ، قدرت چانه زنی بهتری خواهد داشت . علاوه بر این انتقاد آقای کروبی از اصلاح طلبان و جدا کردن خود از آنها، نوعی فرافکنی مشکلات و ضعف های جبهه دوم خرداد در گذشته از سوی وی است . او تلاش می کند با متهم کردن دیگران به ناکارآمدی و عملکرد فریبکارانه ، خود را تبرئه کند و از این طریق به بازسازی گروه خود در افکار عمومی بپردازد لذا وی و برخی از دوستانش تلاش می کنند تا روحیه ساده و صادقانه ای از آقای کروبی به نمایش بگذارند.از سوی دیگر، به نظر می رسد در چارچوب هدف ، یعنی کسب قدرت ، راهبرد حضور نیروهای معتدل و میانه رو در دستور کار گروه های جبهه دوم خرداد قرار گرفته و از این رو ، اظهارات تند آقای کروبی تاکتیکی برای کنترل نیروهای تند و ایجاد بازدارندگی برای برخی گروههاست که در گذشته تندروی هایی داشتند و سرنوشت ناخوشایندی برای دوم خردادی ها رقم زدند. براساس این تحلیل می توان تلاش حزب اعتماد ملی را برای جدا کردن خود از سایر گروه ها ، تاکتیکی دانست که هم به منزله پیروی از اصل خودانتقادی است ، هم نوعی فرافکنی شکستهای گذشته است و هم اقدامی با هدف موفقیت در انتخابات است لذا با واکنش های تندی هم از سوی جبهه دوم خرداد مواجه نشده است . فرض دیگر درخصوص سخنان مهدی کروبی در عدم پیوستن به ائتلاف جبهه دوم خرداد که بلافاصله از سوی برخی از اعضای حزب اعتماد ملی این موضع اصلاح شده شگردی برای موفقیت در انتخابات مجلس هشتم است . به این معنا که اقدامات آقای کروبی اصولگرایان را از عدم ایجاد ائتلاف در جبهه دوم خرداد مطمئن سازد تا تاکتیک های محکم در برابر جبهه دوم خرداد اتخاذ نکنند و سرانجام جبهه دوم خرداد آن گونه که در انتخابات دوره سوم شوراها رخ داد ، فهرستی واحد و دربرگیرنده نیروهای معتدل را ارائه کند و بتوانند موفق شوند.
به همین دلیل ابوالفضل شکوری از اعضای شورای مرکزی حزب اعتماد ملی و سردبیر روزنامه اعتماد ملی ، در مصاحبه با خبرگزاری فارس گفته است ، اظهارات آقای کروبی به معنای جدا کردن خرج حزب اعتماد ملی از گروههای اصلاح طلب نیست بلکه معنی آن کنترل گروه های دیگر است . وی ادامه داده است : استفاده از چهره های معتدل و میانه به معنای حذف گروهها نیست بلکه تاکتیکی است که حزب اعتماد ملی در پیش گرفته است . بر این اساس می توان به این جمع بندی رسید که مجموعه فعالیت های آقای کروبی و هم فکرانش ، حول محور هدف اصلی ، یعنی بازگشت به قدرت و در چارچوب استراتژی ترمیم و ساماندهی نیروهای معتدل برای رقابت در عرصه سیاسی می شود و موضع گیری ها و اظهاراتشان مبنی بر عدم ائتلاف یا انتقاد شدید از طیفی از دوم خردادی ها به منزله تاکتیک هایی است که برای رسیدن به هدف و در چارچوب یک استراتژی مشخص دنبال می شود. از این رو جدای از گله ها و دلتنگی های آقای کروبی از طیفی از اصلاح طلبان ، نمی توان کروبی را از بخش عمده ای از دوم خردادی ها جدا دانست ، کما این که خود او نیز بر مشترک بودن فهرست خود تا بیش از 80 درصد در انتخابات دوره هشتم مجلس با اصلاح طلبان تاکید کرده است . حال این سوال مطرح است که با توجه به تحولات به وجود آمده در جامعه ایران و شکل گیری گفتمان عدالت خواهی و تاکید بر جوانگرایی ، آیا آقای کروبی و گروه های همفکرش می توانند آن گونه خود را بازسازی و سازماندهی کنند که جامعه آنها را بپذیرد و افکار عمومی سابقه و عملکرد آنها را طی چندین سال گذشته از حافظه خود پاک کند؛

رضا واعظی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها