چرایی تغییر لحن بوش در برابر ایران

«افکار عمومی بیشتر از آن که نگران تهدید اتمی ایران باشد، نگران اقدامات جنگ طلبانه امریکاست.»
کد خبر: ۱۴۸۰۶۰

این ارزیابی کاندولیزا رایس ، وزیر امور خارجه امریکا از سفر اخیر خود به اروپاست که آن را با حالتی شگفت زده مطرح می کند.
چهره یک جنگجوی بداخلاق ، نتیجه ای غیرمنتظره برای بوش و دستیارانش بود که اکنون نصیب امریکا شده است. این نتیجه نشان می دهد که شعار جنگ برای دموکراسی که با هیمنه وسیع تبلیغات رسانه ای امریکا، سعی داشت توجیه گر اشغال افغانستان و عراق باشد، اکنون به یک بن بست واقعی رسیده است. جورج بوش در مصاحبه ای یک ساعته با شبکه تلویزیونی العربیه ، با آگاهی بر این که مخاطبان اصلی سخنانش مردم خاورمیانه هستند، لب به اعترافاتی تازه گشود و آن این که وجهه امریکا در جهان مخدوش شده است.
بوش با رد گزینه حمله به ایران گفت: شایعات بی اساسی است که تلاش دارند مردم را از شخصیت من و کشور من و یا موضع ما بترسانند؛ اما اینها تنها شایعات است.
وی در این مصاحبه که روز پنجشنبه در دفتر ریاست جمهوری در کاخ سفید انجام شد، اعتراف کرد، مردم خاورمیانه از او به عنوان فردی ضداسلامی و مرد جنگ طلب یاد می کنند و افزود: من درک می کنم وجهه کشورم مخدوش شده است. می فهمم مردم حرفهایی درباره شخصیت من می زنند که باید بگویم درست نیست.
وی همچنین تاکید کرد: نظام ایران باید درک کند که من به این فرض معتقدم که نباید به تمایلات خود برای غنی سازی ادامه دهند. در دفتر من نیز کسانی خواهند بود که از اعتقاد من تبعیت کنند.
رئیس جمهور امریکا در ادامه گزارش های مربوط به این که وی هم اکنون نیز دستور آمادگی برای حمله نظامی علیه ایران در ماه ژانویه و یا فوریه را صادر کرده ، تکذیب کرده و گفت: من آنها را تبلیغات توخالی می خوانم. این نوع شایعات سخن چینی بیش نیست و سخن چینی بی اساس است.
وی پیش از این هم وعده داده بود، در صورت تعلیق غنی سازی از سوی ایران ، حاضر است با احمدی نژاد پشت میز مذاکره بنشیند.بوش در مصاحبه با شبکه ماهواره ای عربی که بخشهایی از متن آن توسط کاخ سفید انتشار یافته ، همچنین به تهران توصیه کرد، نباید انتظار داشته باشد جانشین وی رویکرد سازش کارانه کنونی را ادامه دهد.
وی گفت: من گفته ام اگر آنها برنامه هسته ای خود را تعلیق کنند، بر سر یک میز خواهیم نشست ؛ اما آنها تاکنون این کار را نپذیرفته اند.
نیکلاس برنز، معاون وزیر خارجه امریکا نیز پریروز در مصاحبه ای اعتراف کرده بود که میزان محبوبیت احمدی نژاد در حال افزایش است.
بوش در شرایطی در سخنان خود گزینه مذاکره و راه حل دیپلماتیک را در پرونده هسته ای ایران پررنگ تر از گزینه جنگ مطرح کرده است که سیاست های جنگ طلبانه وی نه تنها بر اقتدار امریکا نیافزوده ؛ بلکه در بسیاری از جهات ، کابینه بوش را در موضع ضعف قرار داده است ؛ به طوری که میزان محبوبیت بوش در همه پرسی ها بویژه در مقایسه با روسای جمهور پیشین امریکا، از همیشه کمتر است. بهای نفت و بنزین در امریکا نیز در حالی روند صعودی را همچنان طی می کند که از دید مردم این کشور، این وضعیت نتیجه مقابله جویی با ایران است.

برد در زمین حریف

گزارش اخیر البرادعی از روند همکاری های مثبت ایران و آژانس یک پاسخ «نه» محکم به سیاست های معارضه جویانه امریکا بود؛ پاسخی که تاثیر آن ابتدا در گروه 1+5 نمود پیدا کرد. توافق ایران و آژانس در چارچوب طرح ادغام یک ابتکار کاملا دیپلماتیک و محصول مذاکرات لاریجانی سولانا البرادعی بود. نتیجه این توافق در درجه اول ، گام آلمان را برای ادامه همراهی با امریکا سست کرد؛ به طوری که این کشور هر گونه حمایت از تحریم را به نتیجه نهایی مذاکرات ایران و آژانس موکول کرد.
از سوی دیگر، موضع چین و روسیه در مخالفت با امریکا تقویت شد. تاثیر این وضعیت به گونه ای بود که گروه 1+5 در بیانیه ای ، هر گونه اقدام برای صدور قطعنامه سوم را به تعویق انداختند. ماجرای دانشگاه کلمبیا نیز ضربه دیگری به پروژه تهدید جلوه دادن ایران وارد کرد. اگرچه مسوولان دانشگاه با همراهی رسانه های وابسته به لابی صاحب نفوذ صهیونیزم قصد داشتند به زعم خود، گفتگوی رئیس جمهور ایران با دانشجویان دانشگاه کلمبیا را به صحنه محاکمه یک حامی تروریسم تبدیل کنند، اما در عمل آنچه حاصل شد معاوضه منطق صبر و مصالحه در برابر بی منطقی ، توهین و افترا بود.
شبکه گسترده رسانه ای امریکا، ناخواسته وسیله ای شد تا صدای واقعی ایران به گوش جهان برسد. بازنده و برنده این ماجرا از نتایج نظرسنجی ها مشخص شد. فقط 25 درصد پاسخگویان ، برنامه های اتمی ایران را تهدیدآمیز دانستند و کمتر از 30 درصد، گزینه نظامی را راهکار مقابله با برنامه های هسته ای ایران دانستند.

تغییر تاکتیک دشمن

اما این تغییر سیاست واشنگتن که در تعابیر جدید بوش نمود یافته ، به معنای پایان دشمنی امریکا با ایران نیست. تجربه تاریخ معاصر ثابت کرده که دشمنی امریکا با مردم ایران پایانی ندارد و فقط تاکتیک عوض می شود.
گروهی از تحلیلگران امریکایی معتقدند، سیاست تازه کاخ سفید علیه ایران به دنبال راه حل فوری نیست ، بلکه می خواهد از هم اکنون به طور استراتژیک و درازمدت در چندین جبهه مختلف اقتصادی ، سیاسی و نظامی به ایران فشار وارد کند. بنابه نوشته «وال استریت جورنال» کابینه بوش برای جلوگیری از نفوذ سیاسی ایران در منطقه ، طرحی درازمدت تدارک دیده است.
مقاماتی که استراتژی تازه امریکا را نسبت به ایران طراحی می کنند، براساس طرح امنیتی زمان جنگ سرد با اتحاد شوروی و سیاست محدود ساختن حوزه نفوذ و عقب راندن دشمن عمل می کنند. طبق نوشته «وال استریت جورنال»، چنین استراتژی ای مستلزم آن است که در خارج از ایران ، امریکا با نیروهایی که خط سیاسی حکومت ایران را دنبال می کنند یا از آن کمک و حمایت می گیرند، بشدت مقابله کند. همزمان باید به وسیله اهرمهای اقتصادی و فشارهای نظامی ، پایه های حکومت در داخل متزلزل شود.
چندی پیش نیز 2 گزارشگر شبکه خبری ABC به نامهای برایان راس و ریچارد اسپوزیتو، به نقل از منابع اطلاعاتی درون دولت امریکا خبر دادند که جورج بوش حکمی را امضا کرده که طبق آن سازمان مرکزی اطلاعات امریکا اختیار پیدا می کند با روشهای «غیرمهلک» طرحهایی را علیه حکومت ایران به اجرا بگذارد. این طرحها شامل کارزارهای تبلیغاتی ، پخش اخبار جعلی و مداخله و دستکاری در پولهای در گردش و معاملات مالی ایران در صحنه بین المللی است.
شبکه خبری ABC نیز چندی پیش گزارش داده بود که ایالات متحده از سازمانی شبه نظامی به نام «جندالله» حمایت می کند که در مناطق مرزی میان ایران و پاکستان به حملات مسلحانه علیه جمهوری اسلامی می پردازد.
مقامات امریکایی گفته اند که «بودجه مستقیم» جندالله را امریکا نمی دهد، اما تایید کرده اند که رهبر جندالله در ارتباط منظم با مقامات امریکایی است. منابع امنیتی داخل دولت بوش به ABC گفته اند که بودجه و تسلیحات جندالله را سازمان های امنیتی و نظامی پاکستان فراهم می کنند.بنابراین ، تغییر لحن سخنان بوش در قبال ایران را نمی توان تغییر موضع ایالات متحده تعبیر کرد، ولی آنچه قطعی است هجمه های تبلیغاتی رسانه های امریکایی بویژه در قبال سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا و حربه جدید آنها برای محاکمه ایران در جریان سفر حداد عادل به فرانسه با برخوردهای منطقی رئیس جمهور در دانشگاه کلمبیا و لغو سفر به فرانسه از سوی رئیس مجلس شورای اسلامی با شکست مواجه شده است و همزمان نیز واشنگتن برای هدف قرار دادن ایران به بهانه برنامه هسته ای ایران با همکاری مثبت ایران و آژانس در گروه 1+5 و شورای امنیت به سنگ خورده است و حالا زمان تغییر رویکرد و تاکتیک کاخ سفید فرارسیده ؛ باید هوشیار بود.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها