طوسی: مجموعه «میوه ممنوعه» به رئالیسم اجتماعی نزدیک تر است
فارس: یک منتقد برنامههای سینمایی و تلویزیونی گفت: در میان مجموعههای سیما در ماه مبارک رمضان، سریال «میوه ممنوعه» به رئالیسم اجتماعی نزدیکتر است.
کد خبر: ۱۴۷۴۶۸
جوادی طوسی گفت: سریالهای مناسبتی کم کم یک روال یکسان و یکنواخت را دنبال میکنند که بخشی از آن به سیاستگذاریهای خود سازمان صدا و سیما مربوط میشود که اگر با یک برنامهریزی مدون و از پیش تعیین شده نباشد به عقیده من به مرور مخاطب را خسته میکند.
وی افزود: علاوه بر آن فشردگی زمان ساخت و تولید این گونه مجموعهها که میبینیم عمدتا هنوز قسمتهای باقیمانده و انتهایی آنها هنوز در حال فیلمبرداری هستند، قدر مسلم به کیفیت مطلوب اثر لطمه میزند. ممکن است سازندگان این مجموعهها در پاسخ بگویند که ما به عمد این بستر را فراهم میکنیم تا عکسالعملهای مخاطبان را بسنجیم و در طول زمان نمایش آن قسمتهای اولیه مجموعه بتوانیم یک پایان بندی مطلوب را برای این گونه سریالهای مناسبتی ایجاد کنیم. ولی به عقیده من این ذهنیت همواره نمیتواند نتیجه مثبتی را داشته باشد و صرفا از جهاتی میتواند حسن ختامی برای بار مضمونی مجموعه ایجاد کند ولی از نظر کیفی و جنبههای ساختاری نمیتواند گام مثبتی محسوب شود.
وی تصریح کرد:اگر کارگردان و عوامل تولید با فرصت و فراغت کافی نتوانند دستمایه اولیه فیلمنامه اصلی را مرحله به مرحله، بدون کم و کاستی به تصویر بکشانند بیننده شاهد شتاب زدگی اجتناب ناپذیری در کلیت مجموعه خواهد بود. نکتهای که درست در دو مجموعه «شکرانه» و «یک وجب خاک» کاملا قابل رویت است.
وی ادامه داد: ولی در محدوده همین چهار سریال، سریالهای «اغماء» و «میوه ممنوعه» به مراتب از وجوه کیفی و مخاطب شناسی بهتر و مطلوبتری برخوردار هستند و عکسالعملهای بیرونی و نظرسنجیهای خود سازمان صدا و سیما نیز این گفته مرا به اثبات میرساند.
وی افزود:این دو سریال از زمینه پذیرش بهتری برخوردار هستند و حتی اگر در این دو مجموعه نیز خود را محدود کنیم به عقیده من سریال «میوه ممنوعه» موفقتر است. زیرا با شرایط و طبقهبندی اجتماعی ما بیشتر پهلو میزند. سریالی که بخواهد صرفا بر اساس مباحث متافیزیکی و ماورایی حرکت کند و در برخی قسمتها به یک بیان درونی متمایل شود، با آن مخاطب شناسی انبوه شبکه اول زیاد نمیتواند زمینه انطباق داشته باشد.
طوسی تصریح کرد: موفقیت همه جانبه «میوه ممنوعه» از لحاظ تکنیکهای اثر، هماهنگی کارگردان و فیلمبردار و مجموعه بازیگری است.در «میوه ممنوعه» شیوه دیالوگ نویسی، نگارش فیلمنامه، نوع همراهی کارگردان با فیلنامه نویس و شخصیتهای متفاوت به گونهای است که انگار ما برخی از این شخصیتها را در دنیای خود میشناسیم. این آزمون و خطا در محوریتی که ما در شخصیت نصیریان میبینیم و جاهایی که از ساحت درونی و معنویاش دوری میکند غلو نشده است و تدریجی و مرحله به مرحله صورت گرفته به همین دلیل برای بیننده قابل قبول است و در کنار دو قدمی کفر و یقین لحظه به لحظه این شخصیت ما آدمهای مختلفی را میبینیم که در دنیای روزمره خود غرق هستند و تعامل این دو با هم کنتراست منطقی را ایجاد میکند که میتواند با رئالیسم اجتماعی همخوانی داشته باشد و همین دلایل منجر به موفقیت این مجموعه شده است.
وی در ادامه درباره نقاط ضعف مجموعه «اغماء» نیز گفت:نشانههای مثبتی در «اغماء» وجود دارد ولی باز هم ما را به یاد مجموعه «او یک فرشته بود» در شکل دیگری میاندازد و از برخی جهات نوع مواجه کارگردان با خود فضا و زمینه تخصصی پزشکی با رئالیسم اجتماعی فعلی چندان سنخیتی ندارد.
وی ادامه داد: وقتی ما یک زمینه شغلی را انتخاب میکنیم که ممکن است حساسیت ایجاد کند بدنیست که شخصیت پردازی برگرفته از واقعیات عینی جامعه باشد و خیلی دور نباشد. زمانیکه به شخصیت محوری دکتر و جنبههای مثبت و معنوی او دقت می کنیم ، گاهی از رئالیسم اجتماعی روز به دور میشویم. نه بدین معنا که در جامعه پزشکی ما از این گونه پزشکها وجود ندارند ولی وقتی ما در زندگی یک پزشک سرک بکشیم که دنیایی عارفانه دارد و از مادیات فاصله میگیرد میبینیم که نوعی همسانی بین اعتقادات و رفتار او وجود دارد ولی در مورد دکتر پژوهان ما با ساحت غلو شدهای روبرو میشویم که در خلوت خود با خدا و معبود خود ارتباط دارد ولی یکدفعه در مواجهه با شخصیت الیاس بدون هیچ تحقیق و مطالعهای سریع او را میپذیرد و به خاطر حرفهای او از بسیاری از اعتقادتش که برای رسیدن به آنها سالها زمان گذاشته به راحتی میگذرد.