در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
|
زندگی میان آتش و خون اوایل انقلاب تلویزیون تعدادی خرید خارجی داشت و تعدادی هم تولید داخلی که هیچ کدام هم قابل پخش در تلویزیون انقلاب ، نبودند. خبرهای تصویری هم خیلی دیر می رسید. برنامه های تلویزیون ساعت 4 یا 5 با تصاویر گمشده ها شروع می شد بعد هم برنامه کودک بود و خبر و تقریبا چیزی نداشت اما در رادیو از همان روز اول پیروزی انقلاب ، جمشید عدیلی گفت : این صدای راستین انقلاب ایران است. رادیو در اطلاع رسانی به سرعت عمل می کرد و نفوذ زیادی داشت ، اگر می خواستی در جریان مسائل قرار بگیری باید رادیو گوش می کردی. یادم است در مرکز اهواز برنامه ای داشتیم که میان شور و آتش جنگ با نوای نی و آرامش خاصی شروع می شد. با این بیت : خواهم شوم چو نی همه سوز و گداز و درد/ خالی ز خویش و پر ز طنین نوای نی ، تفاوت همیشه می تواند زیبا باشد. حتی زیبایی دو رنگ وقتی کنار هم قرار می گیرند و تفاوتشان معلوم می شود ، نمود پیدا می کند. در تهران برنامه دیگری را آقای آتش افروز شروع کرد به نام «سلام صبح به خیر». مردم هنوز در حال و هوای جنگ بودند. جواد آتش افروز می رفت پشت میکروفن می گفت : سلام صبح به خیر ، خورشید درآمده زندگی آغاز شده و.... در عین حال بیرون جنگ بود و ماشین ها به جبهه ها اعزام می شدند. دائم تهران را می زدند. خاموشی بود. خیلی ها معترض بودند که آقای آتش افروز انگار صدایش از جای گرم در می آید ولی او حرف قشنگی می زد ، می گفت : همه اینها هست ولی زندگی هم هست. |
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: