ضرورت تحول در نگاهها

گلایه ، دلگیری ، توهم ، سیاه ، سفید، مبهم ، متغیر، پیچیده ، نگرش های خاص ، سوئتفاهمات ، واکنش های تند و... واژگان و عباراتی هستند که می توان به کار گرفت تا معنای روابط متقابل رسانه ها و دولتها را در ایران تعریف کرد.
کد خبر: ۱۴۲۸۹۶

ضرورت تحول در نگاه دولتمردان به رسانه ها و همچنین ضرورت تحول در نگاه برخی رسانه ها به دولتمردان لازم به نظر می رسد؛ البته این دگردیسی در نگاه ، مختص کشور ما نیست.

بسیاری از کشورها از منظر فرهنگ دید (از هر دو سو) از ما عقب تر هستند، اما این مساله نباید موجب ارتقای فرهنگ دید در این زمینه در ایران شود. نباید فراموش کرد که دولتها بدون رسانه ها نمی توانند زنده بمانند و عکس این قضیه هم صادق است.
از سوی دیگر نباید به صورت افتراقی به آنها نگاه کرد؛ اگرچه مسوولیت ها و کارکردهای آنها متفاوت است ، اما آنها می توانند اعضای یک خانواده باشند که در کنار هم آرام زندگی می کنند و چنین شرایط ایده آلی ، نیازمند درک عمیق از سوی طرفین است .رسانه ها و دولت می توانند دوست هم باشند. مادامی که نقد عالمانه هدیه ای باشد از طرف رسانه ها و تقویت همه جانبه (فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی)، هدیه نیز باشد به اصحاب رسانه ها تا آنها هم از این طریق فرهنگ نقد و نقادی خود را ارتقا بخشند.
شاید یکی از زیباترین اقدامات دولت نهم این بود که منتقدان اقتصادی خود را دعوت کرد تا زیر یک سقف شفاف تر گفتگو کنند. این نوع اقدامات می تواند سبب ارتقای سطح فرهنگی و فنی نقدهای سیاسی ، اقتصادی و... در کشور شود تا بعضی رسانه ها بهتر متوجه شوند که نباید تنها رنگ سیاه و سفید ببینند که در این میان رنگهای دیگرهم زیبایی های خاص خود را دارند.
شاید یکی از آفات و آسیبها در روابط دولت و رسانه ها در ایران این باشد که دائم یا رسانه ها برای دولت مسیر (منویات خود را دیکته می کنند) تعیین می کنند یا دولت برای رسانه ها مسیر و روش معین می کند. نقض مرزهای میان این دو، هم رسانه را از مسیر عملکرد واقعی و قانونمند خود خارج می کند و هم دولت را از مسیر تعامل سازنده با رسانه منحرف می سازد.
مساله بعد که بسیار در حفظ روابط دولت و رسانه مهم است نوع توقعات از همدیگر است. داشتن توقعات بیجا و غیرمنطقی ، هم موجب افت ارزش و کارایی رسانه می شود و هم می تواند اصل عدالت و اصول مردم سالاری را به وسیله دولتمردان نقض کند. هیچ دولتی نباید خوشحال باشد که تمام رسانه های گروهی یکصدا به حمایتش (تعریف و تمجید) مشغول باشند و اگر صدای نقادی از جایی بلند شد، دلگیر شود و سپس گله کند. دولت اگر در پاره ای از مواقع شاهد نقدهای غیرعلمی و کارشناسی از سوی اصحاب رسانه ها می شود باید با استفاده از ابزارهای مشاوره ای ، آموزشی و فرهنگی به آن رسانه یاری رساند تا در نهایت موجب ارتقای سطح نقد و نقادی در جامعه رسانه ای شود. در دنیایی که رسانه ها بزرگترین ابزار هدایت افکار عمومی جهان به شمار می روند، دولتها مجبور به تعامل سازنده با این ابزارهای قدرتمند هستند.
مواضع متفاوت جریان ها و طیفهای مختلف ، رویکردهای جدید گروهها، دگراندیشی و... خصوصیات دنیای رسانه ای جهان امروز است که در کنار تمکین از قوانین نهادهای سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و... دولتها را نقد می کنند.در روزگار حاضر اگر دولتی عملکرد قابل قبولی هم داشته باشد اما مسوولانش روابط خوبی با رسانه ها نداشته باشند، به صورت خودکار چهره مطلوبی از خود نشان نمی دهد. عدم ایجاد روابط خوب با رسانه ها موجب می شود تولید تجزیه و تحلیل های ذهنی و غیرواقعی رواج پیدا کند.
در دولت نهم سعی شده فرصتهای بیشتری به نمایندگان رسانه ها برای کسب اخبار از منابع دست اول و بدون واسطه داده شود که این فرصتها اگرچه هنوز کافی نیست ، اما اقدام امیدوارکننده برای از میان بردن دیوار بی اعتمادی و فاصله ها میان رسانه ها و دولت بوده است . هرچه دسترسی خبرنگاران به دولتمردان بیشتر باشد راه برای ساختن و تولید گزارش ها، تحلیل ها و اخبار کذب بسته و قدرت مانور برای رسانه های مغرض و هنجارشکن کمتر می شود.

به کارگیری روشهای نوین ارتباطی

به کارگیری روشهای جدید و نوین برای ایجاد ارتباط با لایه های اجتماعی ، یکی از وظایف بزرگ دولتها در عصر کنونی به شمار می رود، به طوری که روابط عمومی دولت را می توان نبض تپنده آنها تلقی کرد. در واقع سازمان های روابط عمومی دولتها، پل ارتباطی مهمی است که ابزارهای دولتی را با مردم مرتبط می سازد. اگر دولتی موفق شود موانع و فاصله های سر راه خود و رسانه ها را از میان بردارد موفقیت بزرگی به دست آورده است.
به جرات می توان گفت چنین اقدام مهمی را فقط دولتهای بزرگ می توانند اجرایی کنند. با نگاهی دقیق به روابط دولت و رسانه در کشور می توان دریافت که روشها و اسلوب ها هنوز به صورت مدرن به کارگیری نمی شوند یا این که از ابزارهای تکنولوژیکی بهره برده می شود، اما روش و نوع مدیریت آن حالت سنتی خود را حفظ کرده است. اگر باور دولت بر این باشد که روابط عمومی ، بزرگترین مشاور و بزرگترین سازمان اطلاعاتی مدیریتی است ، پس باید هرچه زودتر در نهادینه کردن روشهای مدرن و تاکتیک های روز کوشا باشد.
امروز اطلاعات ، کلید حرکت است و شاید بتوان گفت وزارتخانه ها و سازمان هایی که نتوانند به وسیله روابط عمومی خود اطلاعات گیری درست ، حال چه از راه ارتباط مستقیم با مردم یا از راه رسانه ها کنند نمی توانند اطلاعات شفافی را به جامعه منتقل کند و راه را برای نشانی اشتباه دادن به لایه های اجتماعی باز می گذارند. اگر ما روابط عمومی را به عنوان یک سازمان منتقل کننده اطلاعات محیطی به مدیریت و همین طور ارتباطدهنده مدیریت های دولتی به مردم بدانیم ، آن وقت می پذیریم که این واحد ارزنده ای است و باید بناچار آن را در طراز بالای سازمانی قرار دهیم.

دیوار بلندی به نام بی اعتمادی


نمی توان منکر شد که میان دولت و رسانه ها دیواری بلند به نام بی اعتمادی وجود دارد، البته این دیوار مختص به زمان حال نبوده و در زمان دولتهای قبلی هم وجود داشته است. گلایه های فراوانی را که روسای دولتهای قبلی از رسانه های منتقد داشته اند به یاد بیاوریم که دلیل بیشتر آن دلگیری ها، به کار نگرفتن تاکتیک های نوین در روابط عمومی و ضعف در مدیریت کلان ارتباط علمی با رسانه ها بوده است. نارضایتی دولتها از گویش و ادبیات رسانه ها در ایران مختص رسانه های منتقد نیست که در پاره ای از مواقع دولتها از رسانه هایی که به صورت شکلی منتقد برنامه های دولت هستند، گلایه می کنند.
معمولا در جهان امروز انتقاد از راهبردهای دولت به این راحتی و آسانی که در ایران شاهد آن هستیم ، نیست ؛ البته میان انتقاد از اعمال سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی یک شخص از دولت با برنامه و اهداف دراز مدت دولتها باید فرق گذاشت. دولت از خود ملت است ، حتی اگر قدرت در دست رقیبان سیاسی باشد؛ مساله ای که باید در فرهنگ ما نهادینه شود. بسیاری از افراد زمانی که راجع به مسوولان دولت یا برنامه های آنها سخن می گویند مثل این است که مسوولان ما از جای دیگری آمده و بر ما حاکم شده اند. برخی از مواضع خصمانه و جبهه گیری هایی که بر علیه دولتها در ایران می شود در بسیاری از نقاط جهان تعجب همگان را برمی انگیزد.
نباید فراموش کنیم انتقاد به هر دولت و برنامه های خرد و کلان آن به مثابه انتقاد والدین به فرزندان می ماند. بیشتر منتقدان در کشور ما وقتی فضا را باز می بینند نقاب رادیکالیستی را بر چهره های خود می زنند و قلمها و زبانها انتقاد سازنده را با تخریب اشتباه می گیرند. به هر شکل اگر این دیوار بلند کوبیده نشود رابطه دولت با رسانه ها اصلاح نمی شود و از همه مهمتر فاصله لایه های اجتماعی روز به روز با دولتهای حاکم بیشتر می شود. در جهان امروز دولتها سعی نمی کنند خود را با رسانه ها درگیر کنند حتی اگر رسانه تریبون مخالفان باشد زیرا منطق می گوید بهتر است با همه رسانه ها (مخالف ، موافق و منتقد) به تعامل پرداخته شود. دولتها به دلیل این که نهادهای ملی به شمار می روند بسختی خود را شاکی رسانه ها می کنند

متاسفانه در کشور ما تا حدی روابط عمومی مورد بی مهری واقع می شود. در بسیاری از سازمان های دولتی بویژه مجموعه های میانی و پایین دستی این مهم مترادف با خدمات شده است. دولت با ارتباط رسانه ای و ارتباط عمومی می تواند به هدایت درست و علمی افکار جامعه بپردازد، زیرا افکار عمومی این پتانسیل خود را دارد که با بی عدالتی ها، زورگیری ها و... که در تعدادی از سازمان ها ایجاد می شود، مقابله کند. در تعبیری دیگر، ابزارهای ارتباطی دولتها تحلیلگر سیاست ها، خطمشی ها و راهبردها برای افکار عمومی جامعه به شمار می رود. دولت با ایجاد روابط خوب و تعامل سازنده با رسانه ها می تواند مشاوره های خوبی برای مدیریت در اتخاذ تصمیم ، خط مشی و تدوین راهبردها به دست آورد.

استفاده از روشهای علمی در سخنگویی

وقتی که یک مسوول سخن می گوید یا سخنگوی دولتی صحبت می کند باید بداند زبان گویای یک دولت بزرگ است. در پاره ای از مواقع متاسفانه شاهد بوده ایم که مسوولانی چه در دولتهای گذشته و چه حال سخنی به زبان رانده اند که بعد یا مجبور به پس گیری آن شده اند یا به توجیه و تغییر سخنان خود پرداخته اند. چنین شرایطی از منظر اخلاقی به زیان اعتبار و صلابت یک دولت بزرگ است ، زیرا اگر نزد افکار عمومی اعتبار دولت مخدوش شود ترمیم آن زمان بر و هزینه بر است.
یک مسوول دولتی یا سخنگویان دولت باید شفاف ، سنجیده و کارشناسی شده بدون نگرش های سیاسی طوری اظهارنظر کنند که همه لایه های اجتماعی سریع قانع شوند و حتی رسانه های مغرض و هنجارشکن نتوانند به تحریف سخنان مسوولان بپردازند. تهیه خوراک تبلیغاتی برای رسانه های جمعی بخصوص مطبوعات اقدام شایسته ای برای مسوولان دولتی نیست ، زیرا یک مسوول و مقام دولتی باید به آرامش روحی و روانی جامعه بیندیشد نه خود مسبب اغتشاش فکری و روانی جامعه شود که به یقین گل آلود کردن آب برای ماهیگیری جریان های سیاسی خاص به منفعت طیفهای ویژه تمام می شود.سالهاست که مجلس شورای اسلامی موفق شده تعامل بسیار سازنده ای با رسانه ها داشته باشد که آثار مثبت آن در رسانه ها براحتی قابل مشاهده است.
ارتباط آسان و مستقیم خبرنگاران با نمایندگان مجلس ، اعضای هیات رئیسه و حتی رئیس مجلس راه را برای خبرسازی و سوئاستفاده تعدادی از رسانه های خاص بسته است . بسیار پسندیده است اقدام تیم رسانه ای رئیس جمهور نیز گسترده تر شود و به جای این که برخی اخبار از سوی نهاد ریاست جمهوری تهیه ، تنظیم و مخابره شود این امکان برای همه رسانه ها فراهم شود که در تمامی جلسات رئیس جمهور یا نشست های هیات دولت و جلسات مربوط به کابینه حضور داشته باشند.

روزنامه ملی نمی تواند بولتن حزبی باشد

در فقدان احزاب سیاسی فعال که به صورت ارگانیک ، سیستمی و سازمانی فعالیت می کنند تعداد زیادی از رسانه در ایران عملکرد حزبی دارند و بیشتر از آن که یک رسانه فراگیر باشد تریبونی برای حزب ، طیف و جریان خودشان هستند. رسانه هایی از این دسته نمی توانند کارکرد حرفه ای رسانه ای داشته و طبق منشور متعارف رسانه های مستقل به کار خود ادامه دهند.
این نوع روزنامه بیشتر از آنچه به نقد عالمانه بپردازد باید به تخریب حرفه ای ، نرم افزاری و رسانه ای روی آورد، زیرا سیاستگذاران و سرمایه گذاران که راهبرد این نوع رسانه ها را تدوین می کنند کادرهای خود را توجیه می کنند تا با استفاده از تاکتیک های رسانه ای و ژورنالیستی به تقویت جریان خود بپردازند و در مقابل به تخریب دولت و... حاکم مشغول باشند. در این مدل رفتاری تمام خدمات و تلاش های مثبت دولت نادیده انگاشته شده و ضعف ها و کاستی ها بزرگنمایی می شود.


فرشاد فرخ زاد
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها