حاضریم قربانی سهمیه بندی بنزین شویم

محمدرضا باهنر، نفر دوم مجلس در جلسات علنی و به گفته بسیاری ، نفر اول مجلس در رایزنی ها و لابی های غیرعلنی است.
کد خبر: ۱۴۱۲۶۴

او خود این نکته را که بسیاری از تصمیم ها و امور مجلس را با استفاده از نفوذ خود مدیریت و حل می کند رد نمی کند. باهنر البته این را لطف دوستان نسبت به خود می داند، زیرا در مجلس هر فردی از هر حوزه انتخابیه یک رای دارد و کار مجلس ، شورایی است.
گفتگوی ما با نایب رئیس اول مجلس هفتم و نماینده مردم کرمان ، متنوع است ؛ از سهمیه بندی بنزین گرفته تا گرانی مسکن ، وعده های مجلس هفتم ، برنامه اصولگرایان در انتخابات آینده مجلس و همچنین انتقاداتی که به شخص باهنر درخصوص شیوه مدیریت مجلس می شود. باهنر سعی کرده با صراحت به پرسشها پاسخ دهد.

در تبصره 13 تاکید شده است که دولت بعد از ساماندهی حمل و نقل عمومی بین شهری و درون شهری می تواند به سهمیه بندی بنزین اقدام کند. آیا در این خصوص جابه جایی در تقدم و تاخر زمانی صورت نگرفته است؛ آیا پیش شرطها انجام شده است؛
تبصره 13 که الان تبدیل به یک قانون شده یک سبد سیاستی است که 2 هدف را پیگیری می کند. اولین هدف کنترل مصرف و دیگری واقعی کردن قیمت هاست که تمهیدات زیادی روی آن صورت گرفته است.
هدف عمده تبصره 13 تقویت ناوگان عمومی و دوگانه سوز کردن خودروها و خارج کردن خودروهای فرسوده از سیستم حمل و نقل و افزایش تاکسی و... مجموعه سیاست های کنترل مصرف انرژی است.
البته به تبع آن ترافیک و مساله آلودگی محیطزیست نیز حل می شود که ما برای مجموعه موارد در قسمتهایی که نیازمند بودجه بود مبالغی را اختصاص دادیم که البته پیشرفت کار نسبی و تقریبی است ، ولی سرعت نسبتا قابل قبول است. کسی تردید ندارد که کارها بهتر از این هم می توانست صورت بگیرد.
البته مجموعه مباحث در طول هم نیست بلکه در عرض یکدیگر است. ما این برداشت را نداریم که اول ناوگان ساماندهی و بعد بنزین سهمیه بندی شود.

ولی این نص صریح تبصره 13 نیست که سهمیه بندی پس از ساماندهی ناوگان حمل و نقل صورت گیرد؛
خیر. ساماندهی نقطه اش مشخص نیست. ما الان می گوییم با کم کردن خودروهای شخصی ناوگان اتوبوسرانی ما ظرفیتی 2 برابر پیدا کرده است ، چون اگر سرعت اتوبوس 17 کیلومتر در ساعت بود الان 30 کیلومتر در ساعت است ؛ البته ما در ساماندهی حمل و نقل ، اتوبوس ، تاکسی ، ون و... به ناوگان اضافه کرده ایم یا به دوگانه سوز کردن خودروها شتاب دادیم که امسال به تنهایی 400 یا 500 هزار ماشین دوگانه سوز شده است و توانستیم خودروهای فرسوده را از رده خارج کنیم و الان ظرف 2 سال از مرز 150 هزار خودروی از رده خارج شده عبور کردیم ؛ ولی سرعت می توانست بهتر از این باشد.

شما با این نکته موافقید که مدیریت ایرانی باید در مقابل کار انجام شده قرار بگیرد تا در انجام کار تسریع شود، تبصره 13 تا زمانی که سهمیه بندی بنزین صورت نگرفته بود بقیه کارهایش باقی مانده بود؛
خیر. تبصره 13 مربوط به سال 85 است و خارج کردن خودروهای فرسوده یا دوگانه سوز کردن از سال گذشته شروع شد یا خرید ناوگان حمل و نقل از قبل از سال 86 در دست بود.البته ما دوست داشتیم سهمیه بندی بنزین از سال 85 باشد، اما دولت نتوانست و این تصمیم کنار رفت ؛ ولی در بودجه 86 تاریخ سهمیه بندی را مشخص کردیم و در نهایت دولت با یک ماه تاخیر توانست بحث سهمیه بندی را انجام دهد.

زمان اجرای طرح سهمیه بندی این انتقاد مطرح شد که مصوبه قبلی درباره طرح تثبیت قیمتها از جمله قیمت سوخت با طرح سهمیه بندی بنزین مغایرت دارد. نظر شما چیست؛
ما در ابتدای مجلس هفتم با قانون برنامه چهارم توسعه مصوب مجلس ششم روبه رو شدیم. در مجلس ششم تصویب شده بود که از ابتدای برنامه چهارم قیمت بنزین آزاد شود که در آن زمان قیمت بنزین آزاد 300 تا 350 تومان پیش بینی شده بود.

تورم نیاز به جراحی دارد


اصولا نظام بودجه ریزی در کشور ما تورمی است. ما در سال 84 نیز از تورم هلندی نام بردیم و گفتیم وقتی درآمد یک کشور افزایش می یابد، اگر هزینه ها نیز افزایش پیدا کند، تورم ایجاد می شود. بنابراین کالاهایی که قابلیت جایگزینی دارند، آثار تورمی کمتری دارند، مانند اتومبیل که اگر تولید داخل کفایت نکرد، می توانیم وارد کنیم اما کالاهایی مانند زمین و مسکن که قابلیت جایگزینی ندارند، آثار تورمی بالایی دارند. اگر ما بخواهیم در کشور به تورم زیر 10 درصد برسیم که باید برسیم ، نیازمند اصلاحات اساسی تر مثل جریان بنزین هستیم.
بحث بنزین یک جراحی عظیم بود که خونریزی و درد دارد، اما نهایتا انسان نجات پیدا می کند. تورم هم همین وضعیت را دارد. چنانچه ما بخواهیم تورم را کنترل کنیم ، باید بگوییم افزایش حقوق ممنوع و 10 سال در کشور هیچ حقوقی افزایش پیدا نکند یا بودجه دولت را نباید طی 10 سال رشد دهیم.
البته من این جراحی را برای حل مشکل تورم نیز ضروری می دانم زمانی باید در کشور رخ دهد، اما این زمان هنگامی است که ما توسعه مان به حداقلی از نیازمان رسیده باشد که اگر به اینجا برسیم ، می توانیم به صورت سیستماتیک در 2 سال تورم را مهار کنیم که این ممکن است باعث ناراحتی بسیاری بشود

ما این شوک را غیرقابل تحمل برای جامعه تشخیص دادیم ، بنابراین قانون برنامه چهارم را اصلاح کردیم تا این اقدام صورت نگیرد و نه تنها گفتیم بنزین 350 تومان نشود، بلکه گفتیم 80 تومان سابق باشد. علت این بود که با بالا و پایین کردن 20 تا 30 تومانی قیمت بنزین نمی توانستیم مشکل اصلی را حل کنیم ، چون مشکل اصلی این بود که بنزین و انرژی در کشور ما بی رویه مصرف می شد و یارانه ای که در این زمینه از دست ملت بیرون می رفت بسیار عظیم بود. سال 85 بیش از 4 میلیارد دلار واردات بنزین داشتیم و اگر سال 86 می خواستیم سهمیه بندی را اعمال نکنیم پیش بینی می کردیم که حدود 7 میلیارد دلار باید بنزین وارد کنیم.
بحث این بود که اگر قرار است مدیریتی صورت گیرد باید مدیریت مجموعه ای باشد. این که بنزین 20 تا 30 تومان تغییر قیمت پیدا کند مشکل را حل نمی کند، بنابراین امسال که کل طرح انجام شد هم قیمت بنزین را افزایش دادیم و هم طرح سهمیه بندی را اجرا کردیم که این توجیه دارد.
اگر قرار بود بنزین سالی 20 تومان افزایش پیدا می کرد ما به هیچ کدام از اهدافمان نمی رسیدیم و نهایت این می شد که شرکت نفت پول بیشتری می گرفت ؛ اما الان آن بسته سیاستی ، انجام شده و قابل دفاع است.

منتقدان می گویند مصوبه تثبیت قیمتها هزاران میلیارد تومان خسارت به کشور وارد کرد. نظر شما در این خصوص چیست؛
آیا منتقدان می گویند این مصوبه دهها هزار میلیارد تومان سود به کشور رساند؛
ما می گوییم عدالت این است که در مقطعی به خاطر این که کنترل تورم داشته باشیم حدود 4 تا 5 هزار میلیارد تومان یارانه در نظر گرفتیم ؛ اما تاکنون که طرح خود را اجرا می کنیم حدود 7 هزار میلیارد تومان تا الان برای کشور سود به همراه دارد.

بحث کنترل تورم یکی از شعارهای فراکسیون اکثریت مجلس هفتم و نمایندگان اصولگرا بود. آیا در این 3 سال که از عمر مجلس گذشته در کنترل تورم موفق بوده اید؛
در شاخصه های عمومی کشور مطلق نباید صحبت کرد، چون ما سیاه و سفید نداریم که بگوییم تورم خوب است یا بد. تورم ، رونق اقتصادی و اشتغال نسبی است. این که آیا توانستیم تورم را در فضایی که می خواستیم کنترل کنیم باید بگوییم متاسفانه نتوانستیم و علتش این است که وقتی دولت نهم بر سر کار آمد، گفت باید کارهای عمرانی را به سرعت افزایش داد.
در بودجه سال 85 اختلاف اساسی میان مجلس و دولت وجود داشت. دولت مدعی بود که باید بودجه عمرانی اش 80 درصد اضافه شود، ولی مجلس معتقد بود که اگرچه ما پول داریم ، اما برای کار بیشتر عمرانی نمی توانیم بودجه را اضافه کنیم ، چون تورم اساسی ایجاد می کند. مجلس معتقد بود که نباید 20 تا 25 درصد بودجه کارهای عمرانی اضافه شود، ولی دولت اصرار به افزایش 80 درصدی داشت.
بالاخره تفاهم بر این شد که با 50 درصد افزایش موافقت شود؛ ولی همان موقع اعلام کردیم که سیمان و... گران می شود. اگر خیلی مدیریت قوی باشد، چنانچه با هزار تومان بشود یک واحد کار عمرانی کرد با 2 هزار تومان هیچ زمانی نمی توان 2 واحد کار عمرانی کرد، بلکه 1.8 می توان کار عمرانی انجام داد. چون کار عمرانی تا زمانی که تاسیس می شود تورم زاست ، ولی وقتی به بهره برداری می رسد ضد تورمی می شود. موقعی که کار عمرانی شتاب بالایی گرفت بسیار مشخص بود که ما تورم را خواهیم داشت ، لذا ما در سال 84 پیش بینی کردیم و حتی در مذاکرات مجلس هم این مساله را یادآور شدیم اما دولت علاقه مند به کار عمرانی بود که نباید از این نکته هم گذشت که کار عمرانی بسیار خوبی هم شده است.
مثلا به عنوان نمونه ما 4 میلیارد دلار تصویب کردیم که به مدارس برای مقاوم سازی اختصاص یابد چون عمده کشور زیر گسلهای زلزله است و ممکن است با آمدن زلزله یک فاجعه انسانی رخ دهد.

یعنی پس از گذر از نقطه اوج کارهای عمرانی نقطه تورمی دیگر ایجاد نمی شود؛
نمی گوییم ایجاد نمی شود، بلکه می گوییم هر چقدر کار عمرانی ایجاد شود، تورم بیشتر نمود پیدا می کند. تا زمانی که کار عمرانی انجام می شود، تورم وجود دارد؛ ولی وقتی کار عمرانی پایان پیدا می کند، شاهد تورم نخواهیم بود. به عنوان مثال ، در سال اول مجلس هفتم دیدیم که برخی بازنشستگان هستند که تنها 110 هزار تومان حقوق می گیرند و من به عنوان مسوول شرمنده بودم و به این لحاظ یک قدم برداشتیم و گفتیم که بازنشسته ای که زیر 200 هزار تومان حقوق می گیرد نباید وجود داشته باشد که نتیجه البته این است که اگر کسی فکر می کند با افزایش حقوق 100 هزار تومانی به 200 هزار تومان قدرت خریدش 2 برابر می شود این طور نیست ، بلکه قدرت خریدش 1.5 برابر می شود. ما امسال اعلام کردیم که شاغلان آموزش و پرورش نباید زیر 300 هزار تومان حقوق بگیرند که این مساله قطعا آثار تورمی هم خواهد داشت ، البته نمی گویم که این مسائل قابل اصلاح نیست. ما می توانستیم با مدیریت دقیق تر به جای تورم 18 درصدی مثلا تورم 16 درصدی داشته باشیم.
اما اگر کسی مدعی باشد که ما می توانستیم همه این کارها را بکنیم و تورم را اصلاح کنیم ، به نظر می رسد که یا اقتصاد نمی داند یا یک راه حل های عجیب و غریبی دارد که ما هنوز کشف نکرده ایم.

شما با نظر دولت موافق هستید که گرانی اخیر مسکن به دلیل اختلال برخی بانکهای خصوصی وابسته به افراد خاص سیاسی بوده است؛
این اعتقاد را نداریم ، اما نمی گویم تاثیر نداشته است. دلیل مطلق قضیه این نبود. همان طور که گفتم ، وقتی ما در بخش مسکن سرمایه گذاری می کنیم یا بودجه عمرانی را 2 برابر می کنیم ، تورم افزایش می یابد. مسکن مساله ویژه ای دارد که برخی با آن غیرمنصفانه برخورد می کنند. مسکن در کشور ما همیشه ظرف 2 تا 3 سال قیمت ثابت و یکدفعه جهش 70 تا 80 درصدی داشته است.
اگر منحنی افزایش قیمت مسکن را رسم کنید می بینید همیشه این مساله تکرار شده است .به یاد دارم که در سال 70 و 71 قیمت مسکن 2.5 برابر افزایش پیدا کرد و افزایش قیمت مسکن در سال 85 دقیقا بعد از 3 سال رکود صورت گرفت.
البته این افزایش قیمت بیش از دفعات قبل بود که تا 100 درصد در برخی نقاط تهران نیز رسید.
اگر کسی بخواهد درباره مساله مسکن قضاوت کند، نباید این نکته را از ذهنش حذف کند که در کشور در برهه های افزایش مسکن داشتیم که این هم علتش سرمایه گذاری عظیمی است که در بخش مسکن صورت گرفته است که در این خصوص هم دولت هزینه کرده و هم تسهیلات بانکی بسرعت افزایش یافته است. در هر صورت ، این تورم غیرقابل تحمل است و باید کاری کرد.

چرا دولت این توجیه را دارد که دخالت برخی بنگاه های اقتصادی باعث تورم در بخش مسکن است؛ به عنوان مثال ، یکی از مسوولان دولتی گفته است خرید و فروش های گسترده در شمال تهران با حمایت یک بانک خصوصی به تورم در بخش مسکن منجر شد.
این توجیه دولت را از خود دولت بپرسید. البته امکان دارد 50 بنگاه در شمال تهران و در نقطه خاصی زد و بند کنند و قیمت را بالا ببرند، اما کسانی که می گویند علت واقعا این است ، پاسخ دهند که چرا الان این اتفاق نمی تواند رخ دهد. چرا در 3 سالی که رکود بوده ، بنگاه داران اقدام به افزایش قیمت نکرده اند.

شورای مرکزی 11 نفری اصولگرایان 6 عضو مشخص دارد، اما 5 عضو آن هنوز اعلام نشده اند. این افراد چه کسانی هستند؛
من جزو این گروه نیستم و نمی توانم اسامی این افراد را اعلام کنم ، چون تصمیمات این شورا مربوط به خودشان است. فکر می کنم اسامی این افراد لو رفته چون نام آنها را در برخی رسانه ها دیده ام ، اما اجازه بدهید من نام آنها را نگویم. البته چیز سری ای نیست ، ولی چون براساس یک قرار اخلاقی قرار است نام آنها اعلام نشود، من اسامی را نمی گویم.

چقدر امیدوارید این شورا تجربه انتخابات شوراهای شهر و ریاست جمهوری را تکرار نکند؛
امیدواری ما زیاد است که این تجربه تکرار نشود و علت این است که در گذشته مجموعه هایی که به عنوان شوراهای حل اختلاف و ریش سفیدی تصمیم می گرفتند، به صورت خودجوش بودند، اما این دفعه ما این شورا را به صورت دموکراتیک از درون اصولگرایان انتخاب کردیم.
نکته دیگر این بود که ما در بسیاری از تئوری های راهبردی ضمن این که توافق داشتیم ، در مصداق ها توافق نداشتیم. لذا این بار مکانیزم این امر را تعریف کردیم و به تصویب رساندیم که مسیر مشخص شد تا مشکلات دفعه قبل ایجاد نشود. حتی در جاهایی که اختلاف نیز ایجاد می شود، راه حل های برون رفت از آن نیز دیده شده است ، بنابراین امید بالاست که مشکلات قبلی ایجاد نشود.

امیدوار هستید در مرحله آخر عده ای ساز جدایی نزنند؛
من باز هم می گویم ، مطلق نمی توانیم صحبت کنیم. البته امیدواری ما در مقایسه با سال گذشته بسیار زیاد است ، اما اگر بخواهیم بگوییم احتمال به صفر رسیده است ، این کلمه خوبی نیست.

حداقل 150 نفر از مدیران دولتی در حد معاونان وزیر و استاندار استعفا کردند تا در انتخابات حضور پیدا کنند. فکر نمی کنید با چنین روندی شاهد یک فهرست دولتی در انتخابات آینده مجلس باشیم؛
باید در این خصوص نیز نسبی برخورد کرد. ما در حد مدیرانی که در کشور لازم بوده که برای ورود به انتخابات استعفا بدهند، حدود 10 هزار نفر را داریم. لذا وقتی شما می گویید تنها 150 نفر استعفا کرده اند، این عدد در مقابل رقم اولیه چیزی نیست.
نکته دوم این که کسانی که برای انتخابات مجلس شورای اسلامی وارد می شوند و می مانند، حدود 7 تا 8 هزار نفر هستند که از میان آنها 200 نفر انتخاب می شوند که باز استعفای 150 مدیر رقمی نیست ، لذا نمی خواهد شما نگران قضیه باشید.

نظر شما در خصوص این تحلیل که اصلاح طلبان به تبعیت از اصولگرایان چهره های مشهور و نام آشنا را در شهرستان ها توزیع می کنند، چیست؛
این کار بسیار خوبی است. تجربه ای که در مجلس داریم ، نشان می دهد فردی که به عنوان نماینده انتخاب شد، بالاخره نماینده است و فرقی نمی کند از حوزه تهران ، بندرعباس یا کرمان باشد. تجربه مجلس هفتم نشان داد که هیچ فرقی نمی کند که نماینده از کدام حوزه انتخابیه باشد، چون در هر صورت نماینده است.

مساله سهمیه بندی در کشور ما جا می افتد و مردم دعاگوی کسانی خواهند شد که بانی این کار شده اند

در مجالس گذشته بیشتر روسای کمیسیون ها یا هیات رئیسه از نمایندگان تهران تشکیل می شدند، اما اگر نگاهی به اعضای هیات رئیسه مجلس هفتم داشته باشید، می بینید تنها 2 نفر از نمایندگان تهران عضو هیات رئیسه هستند و بقیه مربوط به حوزه های انتخابیه شهرستان ها هستند یا روسای کمیسیون های مجلس هفتم مربوط به حوزه انتخابیه تهران نیست و تنها 2 تا 3 نفر از روسای کمیسیون های مجلس هفتم از حوزه انتخابیه تهران هستند. بنابراین آدمها هستند که انتخاب می شوند، لذا نماینده ای که به مجلس راه پیدا می کند فرقی نمی کند که از حوزه انتخابیه تهران ، مشهد یا... باشد.
این کار عقلایی است که هر کسی که می خواهد به مجلس راه پیدا کند، از حوزه ای وارد شود که پیروزی بیشتری دارد. چنانچه اصلاح طلبان از روش اصولگرایان استفاده کنند کار خوبی کرده اند.

با چنین شیوه ای احساس می کنید شما به عنوان نماینده کرمان در حوزه انتخابیه خود موثر بوده اید، به هر حال شما یک شخصیت صاحب نفوذ هستید.
این مساله را باید از مردم کرمان سوال کرد. شاید مردم کرمان از همان روزهای اول که به من رای داده اند پشیمان شده باشند.
بالاخره کسانی که کار ملی می کنند کمتر می توانند به حوزه انتخابیه خود برسند. البته امثال بنده تسامح می کنیم و اگر نفوذی در مجلس داریم در طول 4 سال نمایندگی برای صرف حوزه انتخابیه استفاده نمی کنیم.

این تبلیغ منفی برای شما نیست؛
خب می تواند باشد ولی باید حقایق را گفت. چون مردم کرمان از نایب رئیس بودن من چیزی گیرشان نیامده است.

به نظر شما، سهمیه بندی بنزین پاشنه آشیل اصولگرایان در مجلس هشتم نیست؛
سهمیه بندی بنزین کاری بود که باید می شد و اگر نیاز به قربانی داشت ، ما حاضریم قربانی بشویم.
اگر فکر می کنید این کار عظیم نیاز به قربانی شدن دارد، ما آمادگی داشته و داریم. البته بسیاری به ما گفتند که سهمیه بندی بنزین را انجام ندهید؛ چون ممکن است به ضرر رای شما باشد. البته تحلیل من این است ، مساله سهمیه بندی در کشور ما جا می افتد و مردم دعاگوی کسانی خواهند شد که بانی این کار شده اند.
اگر دعاگو شدند، ما متشکریم و اگر افکار عمومی از دست ما دلخور شده اند، امیدواریم که خداوند قلب آنها را نسبت به ما مهربان کند. بالاخره ما باید این کار را می کردیم که آن را انجام دادیم.

برخی از اعضای فراکسیون اکثریت اعتقاد دارند که شما به کار شورایی اعتقادی ندارید و به عبارتی تصمیمات خود را به دیگران تحمیل می کنید که نمونه آن را شاید بتوان جلوگیری از استیضاح وزرا دانست.
هیچ نماینده ای در مجلس نمی تواند رای خود را به دیگری تحمیل کند؛ اما در مجلس برخی ها نفوذ دارند و برخی نیز ممکن است به برخی محبت داشته باشند و چنانچه استدلالی را تایید کنند، آن را بپذیرند که ما از این نفوذمان استفاده کرده ایم و باید این کار را بکنیم. البته در مساله استیضاح برخی فکر می کنند چنانچه وزیر دولت احمدی نژاد بخواهد استیضاح شود، ما جلوی آن را می گیریم. ولی باید بگویم همین مجلس هفتم در ابتدای تشکیل جلسه خود قصد استیضاح وزیر آموزش و پرورش دولت خاتمی (آقای حاجی) را داشت که ما با استفاده از نفوذمان اجازه این کار را ندادیم. البته این اقدام به صورت غیرقانونی نبود؛ چون اگر نمایندگانی اصرار داشته باشند ما حتما استیضاح را مطرح و اگر بتوانیم از اجرای آن جلوگیری می کنیم. همین الان هیچ وزیری در کابینه دولت نیست که 10مخالف در مجلس نداشته باشد، بنابراین ما باید هر سال چند استیضاح داشته باشیم؛
استیضاح در کشور ما تاثیرگذار است و رسانه و دولت را تحت تاثیر قرار می دهد و کشور 20 روز معطل این است که نتیجه استیضاح چه می شود. بنابراین همه تلاش ما این است که استیضاح صورت نگیرد.

هر وقت بوی دردسر می آید، آقای حداد عادل رئیس مجلس ترجیح می دهند شما به عنوان رئیس جلسه علنی را اداره کنید. دلیل آن چیست؛
شاید وقتی من رئیس می شوم ، دردسر ایجاد می کنم! البته به شوخی می گویم در برخی جاها جناب آقای حداد محبت دارند و به من می گویند تو زودتر می توانی جلسه را جمع و جور کنی.
در 3 سال گذشته در روزهای آخر بررسی بودجه رسم شده که دکتر حداد، بنده را به عنوان رئیس مجلس انتخاب می کنند.
ولی در کل می توانم بگویم این طور نیست که کارها به گونه ای که شما می گویید تقسیم شده باشد.

یکی از اعضای هیات رئیسه نیز به این نکته اشاره داشت که هیات رئیسه متهم به وکیل الدوله شدن است. آیا این طور است؛
اصولا کسانی که می گویند ما وکیل الدوله هستیم ، اگر در جایگاه ما قرار بگیرند، همین کاری را می کنند که ما انجام می دهیم. ما به عنوان مدیر مجلس ، موظف هستیم تنشهای میان دولت و مجلس را به حداقل برسانیم که این اقدام در جهت همسویی و جلو رفتن کار است.
هر دولت دیگری هم به جز دولت احمدی نژاد بود، ما چنین شیوه ای را داشتیم. اگر به خاطرداشته باشید، جناب آقای ناطق نوری در زمانی که در دور پنجم ریاست مجلس را برعهده داشتند، رقیب آقای خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری بودند؛ اما حمایت هایی که از آقای خاتمی می کردند، زبانزد عام و خاص بود. وقتی آقای هاشمی رئیس مجلس و آقای میرحسین موسوی نخست وزیر بودند آقای هاشمی برخی مواضع اقتصادی آقای موسوی را قبول نداشت ، اما حامی جدی دولت بود.
اگر مدیر مجلس بخواهد مدعی دولت باشد، کاری پیش نمی رود و فقط وقتش به سوال ، دعوا یا استیضاح صرف می شود.

گفته می شود شما در بسیاری از عزل و نصبها در دولت آقای احمدی نژاد دخالت داشتید، آیا این طور است؛
شوخی می کنند، چند دفعه جواب دادم و باز هم می گویم من یک نفر را جهت انتصاب پستی به آقای رئیس جمهور معرفی نکردم ، اما یک نکته وجود دارد که ما بالاخره با آقای دکتر احمدی نژاد 20 سال سابقه دوستی داریم و یک سری دوستان مشترک داریم و همین مساله منجر می شود که فکر کنند بنده دوستم را معرفی کردم و دکتر احمدی نژاد ایشان را نصب کرده اند.
به عنوان نمونه دکتر زاهدی (رئیس شورای شهر کرمان و رئیس دانشگاه شهید باهنر کرمان) وقتی به عنوان وزیر علوم معرفی شد بعدش به من خبر داد و من تنها گفتم مبارک است و اگر کس دیگری را هم می گفتند من باز هم می گفتم مبارک است.
الان هیچ تردیدی بین رسانه ها و مجلسی ها نیست که این احتمال را می دادند که من وزیر علوم را به آقای احمدی نژاد معرفی کردم ، در حالی که این طور نیست و زمانی که آقای احمدی نژاد شهردار تهران بودند آقای زاهدی رئیس شورای شهر کرمان بودند و این دو طی دو سالی که جلسات مشترک بین اعضای شوراها با شهرداران داشتند با هم آشنا شده بودند.

چرا وقتی لایحه ای به نفع دولت مطرح نمی شود، شما جریان مجلس را به سمت دیگری می چرخانید؛ نمونه آخر بحث سه فوریت مجلس با شروع تعطیلات مجلس بود.
طرح بنزین بسیار عظیم و سنگین بود. مجلس در حالت هیجانی اگر بخواهد تصمیمات بزرگ خود را تغییر دهد دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شود. در خصوص ارائه طرح سه فوریتی هم این طرح با تنها 50 امضا تهیه شده بود، در حالی که طرح سه فوریتی در مجلس 80 رای می خواهد.
این را بدانید طرح سه فوریتی آنقدر در کشور مهم است که از اول انقلاب تاکنون هیچ طرح سه فوریتی تصویب نشده است. بنابراین این که در یک روز چند نفر عصبانی شوند و بگویند ما طرح سه فوریتی می آوریم یا آبستراکسیون (نصاب شکنی) می کنیم و بیرون می رویم ، نمی تواند درست باشد و مدیریت مجلس یعنی این که این گونه مسائل را جمع کند.

برای سال آخر مجلس طرح و لوایح زیادی وجود دارد. چه تمهیداتی دارید که در سال آخر مدیریتی روی این مساله داشته باشید؛
تلنبار شدن طرحها و لوایح در سال آخر هر مجلسی چیزی استثنایی نیست ، مهم این است که در وقت باقی مانده مجلس بهترین بهره برداری را داشته باشیم و مهمترین لوایح و طرحها را در دست بررسی بگذاریم که این اقدام را انجام داده ایم و برخی طرحها و لوایح را براساس فوریت ، یا ماده 102 آیین نامه داخلی مجلس یا اصل 85 قانون اساسی در حال بررسی داریم.

آیا فکر می کنید با کاری که در خصوص بنزین انجام دادید، از حوزه انتخابیه کرمان رای خواهید آورد؛
بهتر بود سوال مقدم تری انجام می دادید و می پرسیدید که آیا اصلا نامزد می شوید!

آیا نامزد می شوید؛
ان شاءالله ، ببینیم چه می شود.


محمدرضا عزیزی - فاطمه امیری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها