در سال 1262 (1883 میلادی) پس از آن که ایران برای تجهیز ناوگان جنگی خود با ناوهای جدید از مساعدت بریتانیا ناامید شد، ناچار دست کمک به سوی آلمان دراز کرد. 2 سال بعد آلمان 2 ناو جنگی «پرسپولیس» و «شوش» را به ایران تحویل داد. مقامات ایران با این که از امکانات لازم برای نیل به مقاصد خود بی بهره بودند، دست به اقداماتی زدند که بریتانیا را دلواپس آینده کرد.
|
رفتار حسنه

با وجود رفتارهای حسنه جمهوری اسلامی ایران و گامهای آن در این شرایط حساس منطقه ، امارات و دیگر اعضای شورای همکاری خلیج فارس دوباره در جدیدترین نشستی که داشتند بندی تکراری را در بیانیه پایانی خود جای داده و از ادعای مالکیت امارات بر جزایر سه گانه حمایت و بر آن تاکید کردند. ایران از نظر اقتصادی و فرهنگی روابط خوبی با امارات دارد و داشتن روابط خوب و گسترده با کشورهای منطقه بویژه حوزه خلیج فارس بسیار مطلوب و مهم است ، اما ادعای این کشور بر بخشی از تمامیت ارضی ایران و حمایت دیگر کشورهای عربی از آن موضوعی است که نمی توان آن را به راحتی نادیده گرفت ؛ زیرا این موضوع بر تمامی روابط اقتصادی و سیاسی ارجحیت دارد |
در اوایل شهریور 1267 (1888 میلادی) ناوهای ایران در سواحل دبی و ابوظبی که در سایه حمایت بریتانیا به سر می بردند، پهلو گرفتند و فرمانده نیروی دریایی به طور رسمی با 2 امیرنشین به گفتگو نشست. در سال 1853 بریتانیا که از سال 1819 به بهانه حفظ امنیت در خلیج فارس استقرار یافته بود در راه تثبیت سلطه خود، حکام منطقه را در کنفراسی جمع کرد و آنها قراردادی را تحت عنوان صلح جاویدان امضا کردند که به موجب آن بریتانیایی ها اجازه یافتند نه تنها به بهانه مبارزه با دزدان دریایی بلکه به بهانه حفظ امنیت خلیج فارس بتوانند در هر حادثه ای که در کرانه های خلیج فارس اتفاق می افتد مداخله کنند.
چند روز پس از آن ، نیروی دریایی ایران مشغول ساخت پادگانی در جزیره ایرانی سری ، در نزدیک تنب می شود و این اقدامات ایران برای گسترش نفوذ خود در خلیج فارس ، سبب نگرانی نماینده سیاسی بریتانیا، مقیم در خلیج فارس می شود و او را بر آن می دارد تا برای برهم نخوردن روابط بریتانیا با شیوخ کرانه جنوبی خلیج فارس و حفظ سلطه خویش بر آنها چاره ای بیندیشد. از این رو سفیر انگلیس به دولت متبوع خود پیشنهاد می کند؛ ایران را وادار به عقب نشینی از جزیره «سری» کرده و پرچم خود را در دو تنب کوچک و بزرگ نصب کند.
نگرانی بریتانیا چندان هم بیجا نبود؛ زیرا منافع سوق الجیشی این کشور در معرض تهدید روسها بود و پیش بینی می شد که روسیه قصد اشغال این جزایر را داشته باشد. در قرن نوزدهم ، ایران جولانگاه رقابت روسیه و انگلستان بود و هر دو می کوشیدند بیشترین امتیاز را به دست آورند. از این دو، یکی در پی تامین امنیت متصرفات خود در هند بود و دیگری ادامه پیشروی به سوی خلیج فارس را در سر می پروراند. در اواخر قرن گذشته ، روسیه به فکر احداث خط آهن افتاده بود تا نواحی تحت نفوذ خود در آسیای مرکزی را به خلیج فارس متصل کرده و از این طریق تسهیلاتی را برای نیروی دریایی روسیه ایجاد کند.
در پی بازدید مقامات روسی از بندرهای ایران در 1266 و 1274 چنین شایع شد که روسیه به دنبال بندری است که مقصد نهایی راه آهن باشد و درصدد تصرف یکی از جزایر خلیج فارس است تا مهمات و تجهیزات نظامی را در آنجا انبار کند.
دلیل دیگر نگرانی بریتانیا، تمایل مظفرالدین شاه به جانبداری از روسیه بود. طرفداری شاه که از سال 1275 بر تخت سلطنت تکیه زده بود و برخی سیاستمداران ایرانی از جمله امین السلطان ، صدراعظم وقت در 1266 - 1267 و گرفتن جانب روسها موضوعی نبود که بر کسی پوشیده باشد. در چنین وضعی ، بریتانیا برای پیشگیری از دسترسی احتمالی روسیه به جزایر سوق الجیشی خلیج فارس در 1281 (1903) عزم خود را جزم و به نام شیوخ شارجه و راس الخیمه جزایر ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک را تصرف می کند سپس پرچمهای آن دو را بر فراز جزایر نصب می کند.
در بهار 1283 (آوریل 1904) ماموران گمرک ایران هنگام بازرسی این جزایر این پرچمها را به زیر کشیده و پرچم ایران را به اهتزاز درمی آورند؛ بریتانیا برای ابراز مخالفت خود با این عمل ، کشتی توپداری را روانه منطقه می کند.
دولت ایران که توان رویارویی با بزرگترین قدرت نظامی آن روزگار را در خود نمی دید، ناگزیر مامورانش را از جزایر فرا می خواند. ایران با ارسال یادداشتی در 14ژوئن 1904 (24 خرداد 1283) خطاب به این دولت اعلام می کند که این جزایر در حاکمیت ایران قرار دارد و پیشنهاد می نماید تا زمان حل اختلاف ، هر دو طرف از برافراشتن پرچم خود در جزایر خودداری کنند.
بریتانیا به قصد موجه جلوه دادن اقدام خود در پاسخ روز بعد (15 ژوئن 1904) چنین ادعا کرد که هنگام تصرف جزایر به طور رسمی در اشغال دولت دیگری نبوده است و امارات به عنوان اولین متصرف ، حق نصب پرچم خود را تا زمان اثبات غیرقانونی بودن این تصرف خواهد داشت.
2 روز بعد، پرچمهای دو امیرنشین به امر بریتانیا در 3 جزیره برافراشته می شود. دولت بریتانیا در 16 ژانویه 1968 (26 دی 1346) تصمیم گرفت خلیج فارس را ترک کند. بر اساس توافق به دست آمده در مقابل برخی امتیازات سیاسی درخصوص جزیره ابوموسی ، ایران می توانست در اجرای یادداشت تفاهم 25 نوامبر 1971 (4 آذر 1350) ، حاکمیت خود را بر جزایر سه گانه از سر بگیرد.
در روز پیش از انقضای مدت عهدنامه تحت الحمایگی بریتانیا با شارجه و راس الخیمه ، در 9 آذر 1350 ، 3جزیره در اختیار ارتش ایران قرار گرفت.
رویکرد ایران و ادعای امارات
دولت جمهوری اسلامی ایران پی در پی حق حاکمیت خود را بر جزایر تنب و ابوموسی اعلام و آن را حق لاینفک خود دانسته و مستندات معتبر خود را در این خصوص ارائه و این ادعای اماراتی ها را صرفا به سوء تفاهمی تعبیر کرده است .دولت ایران در این سالها، سعه صدر فراوانی در قبال ادعای امارات و حمایت کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از آن ، از خود نشان داده است و در مقابل درخواست آنها مبنی بر حل مساله از طریق مذاکره مستقیم اعلام آمادگی کرده و البته با هرگونه مداخله بین المللی در این قضیه مخالفت کرده است.
محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران در اردیبهشت امسال در اقدامی بی سابقه برای گذاردن سنگ بنای جدیدی از روابط برای اولین بار از زمان تاسیس امارات (1971) به این کشور سفر کرد که البته گفته می شود در مذاکرات رئیس جمهور با مسوولان امارات هیچ کلمه ای حاکی از سوء تفاهم درباره جزایر سه گانه رد و بدل نشده است.