این مرزبندی به تدریج سلیقه مخاطب را نیز شکل داده بود. برنامههایی مانند محفل، سیدخندان، حسینیه معلی و پاورقی در واقع در صحنه این روزهای صدا و سیما به دنبال مرزشکنی این فرهنگ سکولار هستند. طبیعتا این برنامهها بدون اشکال نیستند ولی نفس این که تکنولوژی ترکیب سرگرمی با محتوا و پیام در سیما شکل گرفته است، بسیار ارزشمند است و با اطمینان میتوان گفت این تکنولوژی به تدریج ارتقا هم خواهد یافت و در جذب مخاطب غیر مذهبی نیز موفق خواهد شد. یکی از استراتژیهای پایه بازاریابی بر این اصل استوار است که حفظ مخاطب (مشتری) موجود یا تبدیل مخاطب عادی به مخاطب وفادار، مقدم بر جذب مشتری جدید است و با هزینهای بسیار کمتر قابل انجام است. در واقع این مخاطبان وفادارند که میتوانند به مجرای جذب مخاطب جدید نیز بدل شوند.
اشتباه مهم گذشته صدا و سیما این بود که در سودای جذب طبقه غیر مذهبی ذائقهای را در مخاطب بالفعل خود شکل داد که به راحتی میتوانست آن را با برنامههایی سازگارتر در ماهواره و شبکههای اجتماعی ارضا کند و همین مساله ریزش مستمر مخاطب وفادار (حتی جامعه مذهبی و انقلابی) را موجب شده بود. در واقع تبدیل به سازمانی شده بود که برای بخش اصلی مخاطب خود ( خانوادههای مذهبی) هیچ برنامه خاصی در حوزه سرگرمی نداشت. در نتیجه نه تنها نتوانست مخاطب جدیدی را اضافه کند که به تدریج همان مخاطب موجود را نیز به ماهواره و شبکههای اجتماعی باخت.
جسارت صدا و سیما در شکستن این مرزبندی کاذب قابل تقدیر است؛ گرچه در این مسیر به طور طبیعی هم در برابر قشریونی که اساسا با هر نوع تلفیق مفاهیم دینی با سرگرمی مخالفند قرار خواهد گرفت و هم همان طبقهای که با بروز مفاهیم دینی در هر قالبی مخالف است.