تصویر ذهنی مخاطب دیروز نیاز اطلاعاتی شنونده امروز

هنوز پدربزرگ ها و مادربزرگ های ما به خاطر دارند، آن روزهایی را که در چند نقطه شهر، صدایی از بلندگوها پخش می شد که منبع آن یک اسم خارجی داشت.
کد خبر: ۱۳۹۹۶۴

بهش می گفتند رادیو! رادیو در آن روزهای نخست وسیله ای بود برای انتقال و ارائه اخبار و اوامر جدید حکومت وقت و پدربزرگ ها و مادربزرگ های ما خوب به خاطر دارند که اگرچه اختراع این جعبه جادویی شگفت انگیز بود و درباره آن با هم حرف می زدند، اما بیشتر به آنچه می گفت توجه می کردند. روزها به سرعت سپری شدند و کم کم تعداد جعبه های جادویی زیادتر شد؛ اما همچنان هر کس که می خواست آن را تهیه کند باید مجوز دولتی می گرفت . قهوه خانه هایی که کاسبی شان به خاطر داشتن رادیو رونق گرفته بود و مشتریان زیادی را جمع کرده بودند معروف هستند.
صدایی که از این جعبه جادویی برمی خاست تفکر و تصور آدمها را تحریک می کرد. این همه آدم کوچک که در یک جعبه به این کوچکی جای گرفته اند از کجا آمده اند. این صدا از کجا به این جعبه جادویی می رسد و این جعبه چگونه می تواند آن را پخش کند. زمان می گذشت و کم کم مردم برای سوالات ریز و درشت خود درباره رادیو به جواب می رسیدند.
چون حالا دیگر رادیو وارد خانه ها شده بود و حالا دیگر هر خانواده ای در جمع خود صدای جدیدی را پذیرفته بود.
پدر و مادرهای ما آن روزها خیلی کوچک بودند که پدر و مادرهایشان شبها به اتفاق دیگر افراد فامیل دور هم می نشستند تا صدای گوینده رادیو را بشنوند و قصه های رادیو را دنبال کنند. کم کم آدمهای این جعبه جادویی با صدایشان شهره شدند و چون مردم تصویری از آنها در ذهن نداشتند شروع به تصویرسازی ذهنی به شکل ایده آلش کردند تا این که روزهای دیگری هم سپری شد و جعبه جادویی دیگری هم به دنیا آمد و چون درصد شگفت انگیزی اش خیلی بیشتر از رادیو بود عنوان جعبه جادویی را از آن ربود.
تلویزیون را در آن سالها فقط خانواده های متمول می توانستند تهیه کنند و در عوض رادیو به شهرها و روستاهای کوچک و گوشه های خلوت مردم می رفت . حالا دیگر افراد فامیل و خانواده وقتی دور هم جمع می شدند جذابیت های تصویری تلویزیون را به جعبه ای که صدا از آن پخش می شد ترجیح می دادند، اما رادیو همچنان بی رقیب بود. چون در خلوت و تنهایی آدمها راه یافته بود و حکم یک دوست قابل اعتماد و مونس را داشت . رادیو وقتی از میان جمع به تنهایی آدمها منتقل شد تعریف جدیدی پیدا کرد که شاید اولین تغییر در تعریف آن بود. رسانه ای که تا قبل از آن به عنوان یک رسانه جمعی به حساب می آمد تبدیل شد به رسانه ای فردی که آدمها در خلوت و تنهایی تمایل داشتند به آن گوش بسپارند. با نقش آفرینان قصه ها و نمایش های آن همذات پنداری کنند، با مجری های آن دوست و صمیمی شدند و خاطرات و ناگفته هایشان را با آن در میان گذاشتند. این دوستان رادیو گاهی قهرمان های رادیویی خود را در تلویزیون و محافل دیگر می دیدند و بارها از زبان آنها این جمله شنیده شده بود که با دیدن این افراد تصویر و تصور ذهنی شان مخدوش شده است. این ویژگی ، کارکرد رادیو در آن دوره بود. از سالهایی که رادیو با همین روند دوستان زیادی برای خود پیدا کرده بود. از روزهایی که رادیو به عنوان سنگر بی قرار اخبار و اطلاعات دفاع مقدس لحظه ای از تب و تاب نیفتاد هم عبور کنیم و به امروز برسیم که خیلی ها می گویند گسترش رسانه های جمعی و تنوع وسایل ارتباطی ، رادیو را با بحران مخاطب روبه رو کرده است و بعضی دیگر هم معتقدند رادیو در سالهای نخست راه اندازی اش اگر این همه مخاطب داشت کار بزرگی نکرده چون رسانه یکه تاز و واحدی بوده است و مخاطبانی که رادیوی امروز با وجود تعدد رسانه ها برای خود جلب کرده است در مقایسه با آنها خیلی بیشتر و مهمتر است و در این میان گروهی هم هستند که معتقدند رادیو با بحران مخاطب روبه رو نشده و باید در کارکرد خود تنوع و تغییر ایجاد کند.
چون انتظار مخاطب از آن تغییر کرده است . بپذیریم که رادیو در دنیای معاصر به تعریف و تغییر جدیدی نیاز دارد. چون رسانه های دیگری به خلوت و تنهایی آدمها راه یافته اند و رادیو بار دیگر به میان جمع رفته است ، با این تفاوت که در شرایط خاص و در موقعیت های ناگزیر به آن گوش می سپارند و نمونه کلیشه و تکراری آن هم شنیدن رادیو در تاکسی پشت چراغ قرمز و ترافیک است.
شنونده امروز رادیو توقع دارد که توسط این رسانه بمباران اطلاعاتی شود و سرعت انتقال این اطلاعات آنقدر زیاد باشدکه فرصتی برای تصویر سازی ذهنی از مجری نیابد و چه خوب است که رسانه ملی ضرورت تغییر در کارکرد رادیو را دریافته است و به همین دلیل هم در جهت تکثر شبکه های تخصصی و تنوع برنامه های رادیویی می کوشد؛ اما این تلاش با اقدام رادیو در یکی دو سال اخیر که ممنوعیت تصویری شدن را برای مجریانش ایجاد کرده است تعارض دارد. اگر رادیو به تعریف امروزی خود واقف است و می داند که باید نیاز امروز مخاطبش را به گونه ای دیگر بر طرف کند و به همین دلیل هم به گسترش موضوعی می اندیشد، پس باید بداند که روزگار تصور ذهنی مخاطب از آنچه در رادیو می گذرد و حتی باور داشتن به ویژگی های اعجاب انگیز این رسانه به سر آمده است و اگر مجری رادیو به تلویزیون هم برود، ذهن مخاطبش خدشه دار نمی شود بخصوص این که اغلب مجریانی که از رادیو به تلویزیون آمده اند، موفق ظاهر شدند و در صورتی که به رادیو بازگردند طرفداران خود را هم به رادیو می برند و این مساله اقبال جدیدی برای رادیو به همراه دارد.
رضا رشیدپور، فرزاد حسنی و وحید جلیلوند نمونه بارز کسانی هستند که از رادیو به تلویزیون آمدند و توجه زیادی را به خود جلب کردند. رادیو هنوز هم در ساعات میانی شب شنوندگان خوبی دارد که دوست تنهایی آنهاست و لحظه های خلوت آنها را پر می کند.اما نگاهی به برنامه های شبانه رادیو و کسانی که آنها را اجرا می کنند ، بیندازیم . کدامیک از آنها افرادی هستند که مخاطب تصویر آنها را نمی شناسد؛! محمد صالح اعلا، ساعد باقری ، علیرضا جاویدنیا، سهیل محمودی ، پریچهر بهروان و امیر نوری اینها کسانی هستند که برنامه های شبانگاهی رادیو را اجرا می کنند و مردم با صدا و تصویر آنها آشنا هستند؛ اما باز هم رادیو را می شنوند و دوست خود می دانند و هرگز تصور ذهنی آنها خدشه دار هم نمی شود. رادیو می تواند در تعریف خود تغییر ایجاد کند و به گویندگان با استعدادش مجالی بدهد تا دیده شوند.


فاطمه رحیمی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها