عبور از قیف خانه و مدرسه

بتازگی یک تحقیق شگفت انگیز خواندم که در آن محققان برای سنجش خلاقیت انسان ها تحقیقی را روی گروهی از افراد از 5 تا 45 سال انجام دادند.
کد خبر: ۱۳۹۶۲۲

آنچه محققان را واقعا شگفت زده کرد این بود که میزان خلاقیت افراد مورد آزمایش قرار گرفته از 8 تا 45 سال تنها 2 درصد بود! واقعا مایه تعجب است که میزان خلاقیت کودک 8 ساله با یک انسان بالغ 45 ساله یکی باشد! سرانجام وقتی محققان به بچه های 7ساله رسیدند، درصد افراد دارای خلاقیت تغییر کرد و به 10 درصد افزایش یافت. در افراد گروه سنی 6 سال درصد خلاقیت همان 10 درصد باقی ماند، اما در افراد گروه سنی 5 سال این درصد به طرز غیرقابل توصیفی به 92 درصد رسید. چه اتفاقی رخ داده بود؛

والدین پیش از رفتن کودکان به مدرسه از 5 سالگی با فرستادن به کلاسهای آمادگی و پیش دبستانی آنها را برای ورود رسمی به محیط مدرسه آماده می کنند، ولی واقعیت این است که فضای آموزشی و شیوه های تدریس در کشور ما بیشتر قدیمی بوده و از کیفیت بسیار پایینی برخوردار است ؛ البته علت تضعیف شدید خلاقیت در کودکان تنها تقصیر مدارس و محیطهای آموزشی نیست ، بلکه خانواده نیز در ضایع کردن آن نقش بسزایی ایفا می کند. بین 5 و 7 سالگی بچه ها به مدرسه می روند، پس قبل از این که آنها از زیر تیغ یادگیری سنتی یا به قولی قیف مدرسه عبور کنند که آن را عامل بزرگ همنوایی اجتماعی می دانند، کودکان به عنوان افرادی کاملا خلاق عمل می کنند.
متاسفانه آنچه جامعه برای آن ارزش قائل است و در مدرسه نیز آن ارزشها را به دانش آموزان می آموزند، هنگام کار و متاسفانه در محیط خانه نیز تقویت می شود. متاسفانه بمبهای رکورد در قالب ابزارهای عملی و واقع گرا در تمام طول روز به خورد دانش آموزان داده می شود. این ابزارها نه فقط به صورت شخصی ، بلکه به صورت سازمانی و اجتماعی آنها را غافلگیر و دربند می کنند.
متاسفانه هنگامی که این بمبهای رکورد به دانش آموزان و دیگر افراد جامعه در مشاغل گوناگون برخورد می کند، احساس ناخوشایند و نگران کننده ای تمام وجود آنها را فرا می گیرد. این رکورد، دانش آموزان و کودکان را از حرکت در مسیر خلاقیت زیاد بازمی دارد و آنها را همچون دیگر افراد معمولی می کند.
شما ممکن است در سنین کودکی خود یا حتی در مواقعی که افکار خلاقانه ای به ذهنتان خطور می کند بارها این عبارات را شنیده باشید:
- فراموشش کن. بیش از حد از زمانه ات جلو رفته ای.
- ما تاکنون هرگز کارها را این طوری انجام نداده ایم.
- خیلی خب! حالا برگرد به واقعیت.
- بعدها از این ایده خنده ات می گیرد.
- این یک تغییر فوق العاده نو است. هیچ کس از آن استقبال نخواهد کرد.
- ایده بزرگی است ، اما هرگز عملی نخواهد شد.
- جدی نمی گویی؛

آموزش مدرن ، نیاز امروز مدارس

متاسفانه مدرسه و خانواده دلشان می خواهد نوجوانان براساس سلیقه های به جا مانده از نسل پیش ساخته شوند و آنها تربیت و شیوه های آموزشی گذشته را باز روی دانش آموزان و نوجوانانی که می خواهند همگام با جهان پیش روند، تجربه کنند. آنها به این موضوع توجه نمی کنند که شیوه های تربیتی و آموزشی گذشته برای امروز خیلی کهنه شده و به یک طرح نو نیاز است تا زوایای جدیدی از خلاقیت رشد کنند.
یادآوری این نکته خالی از لطف نیست که سازمان های آموزشی و مدارس در سراسر جهان هر چند سال یک بار وسایل و تجهیزات خود را عوض می کنند و به دلیل قدیمی شدن ، آنها را با امکانات جدیدی جایگزین می کنند ولی در واقع تنها این امکانات و تجهیزات است که تغییر یافته است ، ولی شیوه های آموزشی تغییر چندانی نخواهند کرد. در واقع می توان این طور نتیجه گرفت که انسان امروزی تجهیزات را عوض می کند، ولی افکار کهنه و قدمی خود را دور نمی ریزد.

حقیقتی که فراموش شده این است که مدارس باید محیطی برای جستجو و کشف دنیای ناشناخته اطراف دانش آموزان باشند

حقیقتی که فراموش شده این است که مدارس باید محیطی برای جستجو و کشف دنیای ناشناخته اطراف و القاکننده اندیشه های مثبت و پربار به دانش آموزان باشند، ولی اگر کمی ریزبینانه تر نگاه کنیم متوجه می شویم شیوه های تدریس قدیمی در مدارس ما دانش آموزان را به تامل در آزمون های کتب درسی وانمی دارند؛ پرسشهایی که در انتهای مطالب کتب درسی تدوین شده اند در واقع به منظور تامل دانش آموزان در محتوای مطالب درسی طرح شده اند، ولی آنچه معلم را راضی و خشنود می کند این است که دانش آموز تنها پاسخهای معلم را به همان پرسشها حفظ کرده ، در زمان امتحان یا آزمون های کلاسی شفاهی دقیقا آنها را برای معلم تکرار کند.

چه می توان کرد؛

یکی از کارهایی که جامعه ، مدرسه و خانواده می تواند درخصوص رشد خلاقیت در کودکان و دانش آموزان انجام دهد این است که از همان سنین کودکی به آنها بیاموزد که مطابق با خصوصیات فردی و شخصیتی خود زندگی کنند. تمام انسان های بالغ از 4 بعد تشکیل شده اند؛ بعد فیزیکی (جسم) که بدون آن انسان یک روح خواهد بود. بعد احساسی و عاطفی که بدون آن انسان یک جسد خواهد بود. بعد فکری که انسان بدون آن در ردیف بی ارزش ترین چیزها و موجودات جا خواهد داشت و بعد رفتاری و حرکتی که بدون آن انسان در رده گیاهان قرار می گیرد.
هر کدام از ابعاد یاد شده ، تحت نفوذ ناخودآگاه قرار دارند که می توان با توجه به آن در محیطهای آموزشی زمینه های رشد خلاقیت در دانش آموزان را بشدت افزایش داد. یک انسان بالغ مجموعه ای از 4 بعد یاد شده است.
با این حال اگر چه نوزاد انسان نیز یک فرد است ، اما در وضعیتی کاملا وابسته و نیازمند پا به این دنیا می گذارد و برای شکوفایی قابلیت ها و نیروهای نهفته اش به طور کامل وابسته به آموزش و کمکی است که محیط و اطرافیان در اختیار او می گذارند؛ اما منظور کدام آموزش است؛
در فرهنگ عامه ، کلمه آموزش این گونه تعریف شده است: آموزش دادن یعنی گسترش و توسعه امکانات و قوه های فیزیکی ، فکری و اخلاقی. اینک ما به محدودیت های تاسف بار این معنا کاملا واقف هستیم.
احساسات و عواطف در این تعبیر به کلی نادیده گرفته شده و رفتارها فقط از جنبه اخلاقی مورد توجه قرار گرفته اند. از همه بدتر این که به تصورات و تخیلات نیز در این مفهوم اعتنایی نشده است. چنین آموزشی سبب تخریب واقعی بعد روانی - عاطفی دانش آموزان می شود و از آنها موجودی ناقص (در بعد احساسی) و ناسازگار می سازد. در مدرسه به دانش آموزان ریاضی ، زبان ، ادبیات فارسی ، تاریخ ، جغرافیا، کامپیوتر و... آموزش داده می شود ولی در حد قانونی.
آنچه حقیقت دارد این است که ما انسان ها دارای صندوقچه ای هستیم که در آن تمام خلاقیت ما و دیگر چیزهایی که بظاهر فراموش کرده ایم در آن قرار داد، اما کلید این صندوقچه را گم کرده ایم . مدارس و والدین (در صورتی که خود در مدارس بخوبی پرورش یافته باشند) می توانند راه پیدا کردن این کلید را به دانش آموزان یاد بدهند، زیرا در واقع کلیدی گم نشده و در وجود آنها پنهان شده است و ناخودآگاه از طریق جسم به احساسات ، تفکرات و رفتارهای آنها نفوذ می کند. پس این ضمیر ناخودآگاه همیشه با افراد است البته اگر بتوانیم زبان آن را بفهمیم و از سنین کودکی گوش دادن به آن را در کودکان یاد دهیم.


محمدصادق امینی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها