یکی از کارهایی که جامعه ، مدرسه و خانواده می تواند درخصوص رشد خلاقیت در کودکان و دانش آموزان انجام دهد این است که از همان سنین کودکی به آنها بیاموزد که مطابق با خصوصیات فردی و شخصیتی خود زندگی کنند. تمام انسان های بالغ از 4 بعد تشکیل شده اند؛ بعد فیزیکی (جسم) که بدون آن انسان یک روح خواهد بود. بعد احساسی و عاطفی که بدون آن انسان یک جسد خواهد بود. بعد فکری که انسان بدون آن در ردیف بی ارزش ترین چیزها و موجودات جا خواهد داشت و بعد رفتاری و حرکتی که بدون آن انسان در رده گیاهان قرار می گیرد.
هر کدام از ابعاد یاد شده ، تحت نفوذ ناخودآگاه قرار دارند که می توان با توجه به آن در محیطهای آموزشی زمینه های رشد خلاقیت در دانش آموزان را بشدت افزایش داد. یک انسان بالغ مجموعه ای از 4 بعد یاد شده است.
با این حال اگر چه نوزاد انسان نیز یک فرد است ، اما در وضعیتی کاملا وابسته و نیازمند پا به این دنیا می گذارد و برای شکوفایی قابلیت ها و نیروهای نهفته اش به طور کامل وابسته به آموزش و کمکی است که محیط و اطرافیان در اختیار او می گذارند؛ اما منظور کدام آموزش است؛
در فرهنگ عامه ، کلمه آموزش این گونه تعریف شده است: آموزش دادن یعنی گسترش و توسعه امکانات و قوه های فیزیکی ، فکری و اخلاقی. اینک ما به محدودیت های تاسف بار این معنا کاملا واقف هستیم.
احساسات و عواطف در این تعبیر به کلی نادیده گرفته شده و رفتارها فقط از جنبه اخلاقی مورد توجه قرار گرفته اند. از همه بدتر این که به تصورات و تخیلات نیز در این مفهوم اعتنایی نشده است. چنین آموزشی سبب تخریب واقعی بعد روانی - عاطفی دانش آموزان می شود و از آنها موجودی ناقص (در بعد احساسی) و ناسازگار می سازد. در مدرسه به دانش آموزان ریاضی ، زبان ، ادبیات فارسی ، تاریخ ، جغرافیا، کامپیوتر و... آموزش داده می شود ولی در حد قانونی.
آنچه حقیقت دارد این است که ما انسان ها دارای صندوقچه ای هستیم که در آن تمام خلاقیت ما و دیگر چیزهایی که بظاهر فراموش کرده ایم در آن قرار داد، اما کلید این صندوقچه را گم کرده ایم . مدارس و والدین (در صورتی که خود در مدارس بخوبی پرورش یافته باشند) می توانند راه پیدا کردن این کلید را به دانش آموزان یاد بدهند، زیرا در واقع کلیدی گم نشده و در وجود آنها پنهان شده است و ناخودآگاه از طریق جسم به احساسات ، تفکرات و رفتارهای آنها نفوذ می کند. پس این ضمیر ناخودآگاه همیشه با افراد است البته اگر بتوانیم زبان آن را بفهمیم و از سنین کودکی گوش دادن به آن را در کودکان یاد دهیم.