سازش یکجانبه حمایت ناعادلانه

جنگ 33 روزه ، در لبنان معروف به جنگ جولای و در اسرائیل معروف به جنگ دوم لبنان است. این جنگ از 12جولای 2006 (21 تیر 85) بین ارتش اسرائیل و حزب الله لبنان به وقوع پیوست
کد خبر: ۱۳۹۵۱۰
و دامنه آن شمال اسرائیل و سراسر لبنان را دربر گرفت و با قطعنامه 1701 شورای امنیت سازمان ملل در تاریخ 14 آگوست 2006 پایان یافت.
در این جنگ مرزی تغییر نکرد و با انتشار گزارش کمیته وینوگراد پیروزی حزب الله در این جنگ مسجل شد.

درباره طول جنگ و آغازکننده جنگ هیچ کدام از طرفین اظهارنظر یکسانی نکردند. در 12 ژوئیه 2006 نیروهای حزب الله لبنان در مرز لبنان و اسرائیل 2 سرباز اسرائیلی را بنا به گفته سیدحسن نصرالله ، دبیرکل حزب الله لبنان برای دفاع از خود اسیر گرفتند.
حزب الله این عملیات را وعد صادق نام گذاشت و ارتش اسرائیل هم بلافاصله برای نجات جان 2 سرباز اسیر گرفته شده اقدام کرد که در نهایت 8 سرباز دیگر اسرائیلی کشته شدند. حزب الله لبنان نام این حمله را پاسخ عادلانه نام گذاشت و سیدحسن نصرالله برای بازپس دادن 2 سرباز اسیر اسرائیلی آزادی تمامی زندانیان لبنانی و فلسطینی را خواستار شد.
در همین حال ایهود المرت ، نخست وزیر اسرائیل ، عملیات نظامی حزب الله لبنان در خاک اسرائیل را اعلام جنگ لبنان به اسرائیل خواند و اعلام کرد «لبنان بهای آن را خواهد پرداخت ».
فواد سینیوره ، نخست وزیر لبنان نیز در واکنش به این موضع اسرائیل با تشکیل جلسه فوق العاده کابینه اعلام کرد که دولت مرکزی لبنان از این عملیات حزب الله لبنان به خاک اسرائیل اطلاعی نداشته و مسوولیت این حمله را به عهده حزب الله گذاشت. چند روز بعد امیل لحود، رئیس جمهور لبنان با دفاع از حزب الله لبنان اعلام کرد که وی در کنار سیدحسن نصرالله خواهد ایستاد.
سپس ارتش اسرائیل به بمباران سنگین شهرها و روستاهای لبنان پرداخت و حزب الله لبنان نیز با موشکباران شهرها و روستاهای اسرائیل بخصوص شهر بندری حیفا حملات متقابلی را به اجرا گذاشت.
جنگ بین اسرائیل و حزب الله اجتناب ناپذیر می نمود و دیر یا زود اتفاق می افتاد، اما زودتر از آنچه تصور می شد، اتفاق افتاد. سیدحسن نصرالله ، دبیرکل حزب الله لبنان معتقد بود اسرائیل در ماه سپتامبر و اکتبر قصد حمله به لبنان را داشت و برای آن برنامه ریزی کرده بود، اما در پی اقدام حزب الله در به اسارت گرفتن 2 نظامی صهیونیسم ، آنها غافلگیر شده و مجبور شدند در حالی که هنوز برای جنگ آماده نشده بودند و اطلاعاتشان درباره لبنان کامل نبود، به لبنان حمله کنند. اسرائیل همواره از استقرار دهها هزار نیروی نظامی حزب الله در آن سوی مرزهای شمالی خود که انواع موشک های کوتاه برد و میان برد در اختیار دارند، نگران بودند و سعی داشتند به هر طریق ممکن این قدرت نظامی را از سر راه خویش بردارد.

اهداف امریکا و اسرائیل از جنگ 33 روزه

پیش از بررسی این اهداف و انگیزه ها باید به نقش و جایگاه لبنان توجه کرد. لبنان کشوری کوچک و کوهستانی در منطقه خاورمیانه در کنار ساحل شرقی دریای مدیترانه است ، از شمال و شرق با کشور سوریه ، از جنوب با سرزمین های اشغالی فلسطین (اسرائیل) و از غرب با دریای مدیترانه همجوار است.
موقعیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک خاص این کشور آن را در کانون توجه کشورهای خاورمیانه و همچنین غرب قرار داده است و از طرفی مرز مشترک 70 مایلی در جنوب با سرزمین های اشغالی و رویارویی های حزب الله لبنان با اسرائیل حساسیت تحولات این منطقه را دامن زده است و بحران در لبنان ، تاثیر بسزایی بر تحولات خاورمیانه دارد. رژیم صهیونیستی علاوه بر جنگ 33 روزه ، از دهه 70 به بعد 4 عملیات بزرگ را در لبنان به اجرا درآورده که عبارتند از: عملیات لیطانی در سال 1978 ، عملیات صلح برای الجلیل 1982 ، عملیات تسویه حساب 1993 و عملیات خوشه های خشم در سال 1996.
با توجه به اتحاد و دوستی دیرینه امریکا و اسرائیل ، همکاری های راهبردی و نیز عوامل مشترکی که حیات و منافع دو طرف را تامین می کند خیلی نمی توان میان اهداف و انگیزه های آنها تمایزی قائل شد. ناظران و تحلیلگران بین الملل به طور کلی 3 دسته از اهداف کوتاه ، میان و بلندمدت را برای تهاجم اسرائیل و امریکا به لبنان بر شمرده اند:
1- اهداف کوتاه مدت عبارتند از خلع سلاح حزب الله و به تبع آن سرکوب و انهدام مقاومت اسلامی - عربی در لبنان ، عقب راندن نیروهای نظامی مقاومت اسلامی و حزب الله از مناطق مرزی ، ایجاد نفاق و تفرقه بین احزاب و نیروهای سیاسی فعال در لبنان ، تخریب زیرساخت های اقتصادی لبنان ، از بین بردن موقعیت و جایگاه سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی حزب الله در جامعه لبنان و سپس بی اعتبار کردن نیروی مقاومت ضدصهیونیستی ، انحراف افکار عمومی جهانیان از شکست امریکا در عراق و افغانستان و انحراف افکار عمومی بین المللی از جنایات اسرائیل در فلسطین اشغالی.
2- در اهداف میان مدت به دنبال ایجاد منطقه ای حائل بین سرزمین اشغالی فلسطین و مرزهای جنوبی لبنان ، قطع ارتباط لبنان با جهان خارج بویژه سوریه برای محاصره تمام عیار نیروی مقاومت اسلامی ، برانگیختن و دامن زدن جنگ داخلی دیگر در لبنان به منظور برهم زدن وحدت ملی و حتی تمامیت ارضی این کشور، تحمیل سازش یکجانبه و ناعادلانه به دولت و ملت لبنان در خصوص تامین امنیت مطلق ، نظامی کردن فضای منطقه خاورمیانه و ایجاد بحران برای تقویت بنیه نظامی خود و دریافت تسلیحات پیشرفته از امریکا، برجسته کردن خطر کاذب برنامه هسته ای صلح آمیز ایران برای جلوگیری از حل و فصل مسالمت آمیز آن از طریق ساز و کارهای دیپلماتیک و صلح آمیز در چارچوب آژانس بین المللی انرژی اتمی و انزوا و محاصره سوریه به منظور به تسلیم واداشتن این کشور برشمرد.
3- در اهداف بلندمدت ، علاوه بر دو دسته از اهداف کوتاه و میان مدت ، اسرائیل و امریکا با آغاز تجاوز خود به لبنان در صدد کسب امتیازات و تحقق اهداف و آماج راهبردی و بلندمدت خود برآمدند. ایجاد خاورمیانه جدید درخصوص طرح خاورمیانه بزرگ امریکا از مهمترین و بزرگترین این اهداف بود.

خسارات وارده


- 1084 کشته غیرنظامی که حدود یک سوم آنها کودک بوده اند.
- 40 سرباز یا پلیس ، 61 مبارز حزب الله ، 7 مبارز وابسته به جنبش امل و یک نفر وابسته به جبهه آزادیبخش فلسطین و فرماندهی کل کشته شدند.
- 4 ناظر صلح و یک نیروی حافظ صلح سازمان ملل کشته شدند.
- 973 هزار و 334 نفر آواره شدند و 220 هزار نفر از لبنان گریختند.
- 3700 نفر مجروح شدند.
- 145 پل و روگذر، 32 پمپ بنزین ، 7 هزار خانه و آپارتمان و 29 مراکز خدماتی مانند بندر، فرودگاه و کارخانه برق و آب تخریب شد یا صدمه دید.
- هزینه خسارات بالغ بر 6 میلیارد دلار برآورد شد.
- حمله رژیم صهیونیستی به یک کارخانه برق باعث نشت عظیم نفت به سواحل مدیترانه شد که سازمان ملل هشدار داد می تواند معادل فاجعه اکسون والدز باشد که در سال 1989 سواحل آلاسکا را آلوده کرد

تبدیل اسرائیل به صورت بزرگترین و برترین نیروی نظامی منطقه با حق انحصاری برخورداری از سلاحهای هسته ای ، تضعیف و تخریب قدرت کلیه کشورها و نیروهای رقیبی که قادر به برقراری و ایجاد موازنه در برابر این رژیم هستند. بویژه مهار تضعیف سوریه و ایران به عنوان 2 کشور قدرتمند مخالف این رژیم ، برهم زدن وحدت جهان عرب و جهان اسلام به منظور جلوگیری از شکل گیری یک اتحاد ضدصهیونیستی عربی - اسلامی ، تحمیل قرار دادن سازش یکجانبه و ناعادلانه به سوریه مبنی بر چشم پوشی این کشور از بلندی های راهبردی جولان ، عادی سازی روابط با کشورهای عرب و به رسمیت شناخته شدن توسط آنان بدون احقاق حقوق مردم مظلوم فلسطین و لبنان ، تسلط اقتصادی کامل بر منطقه خاورمیانه در چارچوب طرح خاورمیانه جدید شیمون پرز، بسترسازی برای از میان بردن دموکراسی های واقعی در منطقه و تحمیل الگوی امریکایی از طریق زور و اجبار در قالب طرح خاورمیانه بزرگ و شکل دهی و ایجاد ساختارها و ترتیبات امنیتی منطقه ای بر اعمال موازنه ضعف نسبت به کشورهای عربی و اسلامی از یک سو و سیطره نظامی مطلق اسرائیل از سوی دیگر، مهمترین اهداف و عواملی هستند که به پیشبرد هر چه سریع تر طرح خاورمیانه جدید کمک می کند.
عملکرد امریکا در طول جنگ 33 روزه بر این مسائل صحه می گذارد، زیرا اگر این جنگ به ضرر اسرائیل بود، امریکا از طریق شورای امنیت فورا قطعنامه ای را برای ختم غائله صادر می کرد، اما ملاحظه می کنید که امریکا اصولا خود را از قضیه کنار کشید تا اسرائیل هر چه بیشتر به حزب الله و لبنان ضربه بزند و راه را برای سیاست خاورمیانه ای امریکا فراهم کند؛ سیاستی که لبنان و حزب الله تاکنون یکی از موانع مهم آن بوده اند.
با توجه به روند تحول اوضاع در لبنان که نشانی از خلع سلاح حزب الله در آینده ای قابل پیش بینی نداشت ، اسرائیل در انتظار روزی بود که با قدرت نظامی خود، تهدید حزب الله علیه خود را خنثی و به تغییر آرایش سیاسی در لبنان کمک کند.
در داخل امریکا نیز در این زمینه اجماع وجود داشت چنان که همه احزاب و گروههای سیاسی در امریکا به اتفاق از اقدامات اسرائیل در لبنان دفاع کردند و هیچ کس در واشنگتن خواستار اعمال فشار بر تل آویو نشد و علاوه بر این ، کمکهای تسلیحاتی فراوانی نیز به اسرائیل صورت گرفت.
کاندولیزا رایس ، وزیر امور خارجه امریکا در آغاز این جنگ ، آن را نقطه شروع خاورمیانه جدید دانسته بود و با هر اقدامی که به توقف آن تا رسیدن به هدف بینجامد، مخالفت می کرد؛ اما اعتبار دیپلماسی امریکا در جریان این نبرد تا آنجا خدشه دار شد که رایس از نخست وزیر لبنان برای سفر دوم به بیروت جواب نه شنید.


فاطیما رهگذر
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها