با توجه به برداشت های دوگانه یا چندگانه از آنچه در رسانه ها منتشر می شود، مرز بین انتقاد و تخریب تقریبا نامرئی شده است.
مراجع رسانه ای رئیس جمهور، جهتگیری برخی از رسانه ها را در خصوص کاهش نرخ سود بانکی ، سفرهای استانی رئیس جمهور، تغییر ساعت کار بانکها، سیاست های دولت در بخش مسکن ، سهمیه بندی بنزین ، طرح مقابله با اراذل و اوباش و سیاست خارجی تخریب و معاضدت با دولت نهم ارزیابی کرده اند، اگرچه افراط و تفریط در نحوه قضاوت عملکرد رسانه ها از سوی مراجع رسانه ای رئیس جمهور را نمی توان نادیده گرفت ؛ اما به وجود آمدن این فضا، بیش از هر چیز به دلیل اختلاط مرز بین احزاب و رسانه هاست.
سایه سنگین احزاب و گروههای سیاسی بر رسانه ها، رنج همیشگی آنان است و به همین دلیل مرز بین انتقاد دلسوزانه که حرف مردم باشد، با دعوا و رقابت حزبی و سیاسی که حرف رقبای سیاسی است ، درهم تنیده و گم می شود.
با این حال ، دولت می تواند با به کارگیری شیوه های منطبق با اسلوب حرفه ای رسانه ای و اطلاع رسانی بی آن که خود را وارد دعواها و معرکه های سیاسی رسانه ای کند و از ادبیات تهاجمی در برابر رسانه ها استفاده کند، خود را در برابر این آسیبها مصون نگه دارد.
دولت حداقل دارای دو خبرگزاری (ایسنا و ایرنا) و یک روزنامه رسمی است که به نظر می رسد از این ظرفیت ها استفاده لازم نمی شود.
نکته دیگر این که الزامی نیست ، دولت با ورود به مناظره با روزنامه ای با تیراژ محدود، اختلاف خود با آن رسانه را فراگیر کند؛ زیرا دولت قبل از هر چیز، نهادی ملی است.
توصیه علم سیاست به همه دولتها در برخورد با رسانه ها، سعه صدر و تعامل است. دولت نهم نیز از این توصیه مستثنی نیست.
بخش رسانه ای دولت با برقراری تعامل مثبت با تمام رسانه ها (موافق ، مخالف و منتقد) می تواند از توان آنها برای اقدامات ملی بهره گرفته و با اطلاع رسانی بموقع مانع جریان اطلاع رسانی غلط و منفی شود.
توصیه نیروهای معتدل سیاسی به روزنامه های اصلاح طلب ، پرهیز از افراطی گری در نقد غیرمنصفانه دولتی است که تلاش دارد از فرصت 4ساله خود برای خدمت به مردم استفاده کند.این سخن هرگز به معنای تایید همه رفتارها، تصمیم ها، کنش ها و واکنش های دولتمردان نیست که آن نیز زبانی خیرخواهانه می طلبد.