زوج جوان فقط به خاطر بدهی 70میلیون تومانی به پدرزن، زندگی‌شان از هم پاشید. وقتی مرد جوان نتوانست این بدهی را به پدرزنش پرداخت کند، همسرش نیز به دادگاه خانواده تهران رفت و درخواست طلاق خود را به قاضی دادگاه داد.
کد خبر: ۱۳۸۷۰۳۵
نویسنده سیما فراهانی - تپش

این زن وقتی مقابل قاضی قرار گرفت، درباره ماجرای زندگی‌اش گفت: «آقای قاضی شوهرم از پدرم پول قرض کرده و حاضر نیست این پول را پس بدهد. الان یک سال است که ما سر این موضوع با هم جنگ و دعوا داریم و من هر روز باید جوابگوی پدرم باشم. دیگر تحمل این وضعیت برایم غیرممکن شده و می‌خواهم پس از گرفتن تمام حق و حقوقم از سپهر جدا شوم. یک سال پیش با سپهر آشنا شدم. از همان روزهای اول می‌دانستم که او وضع مالی خیلی خوبی ندارد و درآمدش متوسط است. اما من در خانواده‌ای بزرگ شده‌بودم که همیشه در رفاه کامل مالی بودیم و پدرم از هیچ چیزی در زندگی برای من و تنها خواهرم دریغ نمی‌کرد. با این که می‌دانستم سپهر وضع مالی خیلی خوبی ندارد و نمی‌تواند مثل پدرم زندگی مرفهی برایم فراهم کند، چون عاشقش بودم، تصمیم گرفتم با او ازدواج کنم. روزی که سپهر به خواستگاری‌ام آمد، پدرم با این ازدواج مخالفت کرد اما وقتی اصرارهای مرا دید موافقت کرد و من و سپهر به عقد یکدیگر درآمدیم. در دورانی که ما با هم نامزد بودیم یک روز سپهر بدون این که به من بگوید، پیش پدرم رفته‌بود و 70 میلیون تومان از او قرض گرفته‌بود. وقتی این موضوع را شنیدم، خیلی عصبانی شدم و حتی می‌خواستم از سپهر جدا شوم. پدرم حرف خاصی نزد اما من خیلی ناراحت بودم. این کار او باعث شد من تصور کنم شوهرم تنها به خاطر پولم با من ازدواج کرده و قصد دارد از ثروت پدرم سوءاستفاده کند. اما آن زمان با چرب‌زبانی‌های سپهر و مظلوم‌نمایی‌هایش دلم به حالش سوخت و از تصمیمم منصرف شدم. سپهر به من گفت برادرش به چند نفر بدهکار شده و برای این که به زندان نیفتد، این پول را از پدرم قرض گرفته و قول داد خیلی زود آن را پس بدهد. من هم از روی ناچاری قبول کردم و از پدرم عذرخواهی کردم و به او قول دادم خیلی زود سپهر این پول را به او پس می‌دهد. از آن زمان تا الان یک سال می‌گذرد، ولی هنوز هم سپهر نتواسنته قرضش را به پدرم ادا کند. پدرم به این پول احتیاجی ندارد ولی من از کار سپهر خجالت می‌کشم. هر بار از او می‌خواهم این پول را از برادرش بگیرد و به پدرم پس بدهد، می‌گوید برادرش هیچ پولی ندارد و نمی‌تواند این بدهی را به پدرم پس بدهد. برای همین بعد از گذشت یک سال جنگ و دعوا تصمیم گرفتم به دادگاه بیایم و از سپهر جدا شوم. او نمی‌تواند مرد زندگی من باشد. 
در ادامه شوهر این زن نیز به قاضی گفت: آقای قاضی مشکل همسرم بدهکاری من به پدرش نیست. او به خاطر اختلاف طبقاتی که با هم داریم از زندگی با من خسته شده و من این را متوجه شده‌ام. این بدهی برای من به یک کابوس تبدیل شده و از همان دوران نامزدی‌مان تا الان سر همین موضوع زندگی برایم جهنم شده‌است. راستش من هم از این موضوع خسته شده‌ام. 70 میلیون تومان برای پدرزنم پولی نیست و به آن نیازی ندارد اما همسرم مدام بحث این پول را پیش می‌کشد و دعوا به راه می‌اندازد. من از پدرزنم خواسته‌بودم موضوع این پول را به دخترش نگوید اما او به خواسته من عمل نکرد و با گفتن این موضوع، دعوا راه انداخت. فکر می‌کنم پدرزنم از قصد این کار کرد تا رابطه من و همسرم را خراب کند. 
بعد از حرف‌های این زوج، قاضی سعی کرد آنها را از طلاق منصرف کند. او این زوج را راضی کرد تا برای حل شدن مشکل‌شان به مشاوره خانواده بروند.

اختلاف طبقاتی را جدی بگیرید
سارا شقاقی، روان‌شناس در این خصوص می‌گوید: معمولا ازدواج‌هایی که در آنها هماهنگی بیشتری بین زن و شوهر وجود دارد و زوج تقریبا از همه نظر با هم در یک سطح هستند، موفق‌تر است و کمتر به طلاق می‌انجامد. 
تشابهاتی مانند طبقه اجتماعی، سطح تحصیلات، هم‌نژاد بودن و… یک ازدواج موفق را رقم می‌زند. ازدواجی که با تشابه روانی و اجتماعی صورت بگیرد، ازدواجی موفقیت‌آمیز است. بنابراین اختلاف طبقاتی می‌تواند یکی از عواملی باشد که دیدگاه‌های متفاوتی را در زندگی زناشویی به وجود می‌آورد. 
البته اگر دو نفر از آن اندازه آگاهی لازم برخوردار باشند که این تفاوت‌ها را به رسمیت بشناسند، به مشکل برنمی‌خورند. به نظر من باید پیش از ازدواج به این اختلافات توجه کرد و آنها را در نظر گرفت تا پس از ازدواج این تفاوت‌ها خودش را نشان ندهد. در این‌گونه ازدواج‌ها باید پیش از عقد به این اختلاف‌ها توجه شود تا بعد از آن؛ زیرا طلاق عواقبی به مراتب بدتر از اختلافات یک زوج دارد. 
به عقیده من زن و شوهر باید تا جایی که می‌توانند سعی کنند بدون در نظر گرفتن راه‌حل طلاق و جدایی، درصدد حل مشکلات و اختلافات‌شان بربیایند.طلاق آخرین  مرحله برای پایان دادن به اختلافات زوجین است . آنها در صورت بروز مشکل باید با کمک بزرگان فامیل و همچنین کارشناسان خانواده و روان‌شناسان در جهت حل مشکل قدم بردارند.
درصورتی‌که این مسیر را رفته و نتوانستند مشکل‌شان را حل کنند آن زمان می‌توانند به جدایی و طلاق فکر کنند. برای طلاق نباید عجله‌ای داشت و آن را اولین راه حل در نظر گرفت.

منبع: ضمیمه تپش روزنامه جام‌جم

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها