آسیب های تولید و پس از تولید

سریال های تلویزیونی و فیلمهایی که قرار است از شبکه های مختلف سیما پخش شود، با محدودیت های فراوانی مواجه هستند.
کد خبر: ۱۳۷۶۱۳

به عبارت ساده تر در چنین آثاری فیلمساز نمی تواند «هر چه می خواهد دل تنگش » بگوید و اگر هم قرار بر بیان برخی کجروی ها و بی اخلاقی ها باشد؛ این مساله باید در لفافه بیان شود تا برای مخاطبانی که ممکن است سن و سال کمی هم داشته و از قضا بیننده سریال هم باشند، بدآموزی به همراه نداشته باشد.
سریال «ما چند نفر» ساخته فیاض موسوی که این روزها هر چهارشنبه شب از شبکه یک سیما در حال پخش است ؛ قصه ای با چنین حال و هوایی دارد.
داستان این اثر حال و هوایی انتقادی و جوان پسند دارد و شاید بتوان گفت به لحاظ مضمونی چنین سوژه ای کمتر در سریال های تلویزیونی شبکه یک تکرار شده است. قصه این مجموعه درباره چند جوان امروزی است که همکار و رفیق یکدیگر هستند اما در ادامه داستان به دلیل قرار گرفتن در موقعیت های مختلف به دشمنان هم تبدیل می شوند. در ادامه مساله قرص های توهم زا به میان می آید و بعد هم مشکلاتی که مصرف این قرصها به وجود می آورد و ارتباط ماجراها با مواد مخدر به تصویر کشیده می شود. ماجرای پرداختن به مواد مخدر از جایی اتفاق می افتد که دیگر بیننده با شخصیت های داستان درگیر شده و نسبت به سرنوشت آنها علاقه پیدا کرده است . به همین دلیل طرح چنین مساله ای اصطلاحا «توی ذوق » نمی زند و باعث نمی شود بیننده حس کند با یک سریال سفارشی مواجه است که قرار است نسبت به استفاده از این مواد مخدر به او هشدار دهد. مهمترین مساله ای که به عنوان علت گرایش جوانان به مصرف مواد مخدر عنوان می شود، سرخوردگی نسل جوان از مشکلات و مسائلی است که با آنها دست به گریبان است.
به گونه ای که یک جوان نخبه و تحصیل کرده در شرایطی قرار می گیرد که به دلیل عدم امکان فعالیت در داخل کشور، برای خروج از کشور از طرفی تصمیم می گیرد زمین خانوادگی خود را بفروشد و از طرف دیگر معلم خصوصی یک پسر لوس و ننر شود تا حداقل پول مورد نیاز برای خارج از کشور را تامین کند. این که فردی در چنین موقعیتی مجبور به مهاجرت می شود سوژه مهم و جسارت آمیزی در سریال های ایرانی است ، اما این همه ماجرا نیست و مساله مهمتر چگونگی به تصویر کشیدن این سوژه است. دقیقا از همین نقطه است که مشکل سریال «ما چند نفر» آغاز می شود و در جای جای سریال می توان تاثیر نامطلوب شرایط تولید را بر ساخت چنین سریالی مشاهده کرد. به گونه ای که همین مشکلات سبب می شود تا حرف و پیام قصه به خوبی منتقل نشود.
سام درخشانی ، مهدی سلوکی و امیر رضا دلاوری برای نقشهای دوم به بعد این سریال جذابیت و کشش لازم را دارند، اما به نظر می رسد مهدی پاکدل انتخاب چندان مناسبی برای نقش اول این سریال نبوده یا حتی اگر انتخاب درستی هم صورت گرفته ، هدایت چندان مناسبی صورت نگرفته است. این شخصیت در طول داستان با اوج و فرودهای فراوانی مواجه است اما آنچه در نقش او بیشتر دیده می شود، عصبیتی است که انگار به وجه بارز این شخصیت تبدیل شده و کمتر اثری از بازیهای پیچیده و حسی در شخصیت سهراب می بینیم. در مورد شبنم قلی خانی هم چنین مساله ای وجود دارد. او دختری معصوم از خانواده ای ثروتمند است که درگیر یک بازی پیچیده می شود و در واقع بر سر او معامله می شود اما بازی قلی خانی نتوانسته پیچیدگی های نقش او را به خوبی تعریف کند. شاید لازم بود برای این نقش نیز بازیگر دیگری انتخاب شود. قلی خانی در کارهای قبلی خود نیز بیشتر بر فیزیک متکی بود تا بازیهای خاص و پیچیده.
البته بازی بازیگرانی همچون: اسماعیل شنگله و زهرا سعیدی نیز تفاوت قابل قبولی با نقشهای مشابه آنها دارد.یا در جایی دیگر از داستان می بینیم که افراسیاب در کنار یک سالن آرایش زنانه توقف کرده و این سالن به جای آن که یک جای واقعی و دارای تابلو باشد، با یک تکه پارچه چسبانده شده به عنوان یک سالن معرفی می شود. از دیگر بخشهایی که بشدت مشکل تولیدی در آن مشهود است بخش فرودگاه و ورود افراسیاب به ایران است که در نهایت سادگی و محدودیت گرفته شده است یا در صحنه ای دیگر با آمدن افراسیاب به ایران ، او کادوهایی را به اعضای خانواده می دهد که با کاغذهایی کاملا معمولی بسته بندی شده و اصلا شبیه کادوهایی نیست که از امریکا آمده باشد!در بخشی دیگر از داستان هم حضور سهراب در زندان در نهایت اختصار و اعجاز روایت می شود و حضور چند ماهه او در این محل در چند پلان به تصویر کشیده می شود و حتی توضیح داده نمی شود که علت زخم روی صورت او که در این مدت ایجاد شده چیست ؛ و به همین دلیل یک نقطه عطف داستان از دست می رود.
ما چند نفر از نظر قصه سریال روان و جذابی است اما به تبع سریال هایی که این روزها از شبکه یک سیما پخش می شود و در این چند سال باب شده ، با قرار دادن یک کتاب قدیمی در آن سعی شده ، برای سریال بار فرهنگی به وجود بیاید. نمونه این نوع کتاب را قبلا هم در سریال وارث ساخته کاظم بلوچی دیده ایم و چون این مساله خیلی از دل کار بر نیامده ، بیننده با کتابی مواجه است که خیلی ارزش دارد و قرار است هم بار بخشی از درام کار را به عهده بگیرد و هم این که مثلا وجه فرهنگی کار را حفظ کند، اما هربار کتاب می آید داستان رنگ و بوی شعار به خود می گیرد.


رضا استادی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها