کد خبر: ۱۳۶۷۰۱۱

هویت یک جامعه گاهی با موضوعاتی کمتر دیده شکل می‌گیرد، موضوع «ایثار» از آن دست مسائلی بوده که علاوه بر تقویت یکپارچگی جامعه، ابعاد ایثارگونه شهروندان را نمایان‌تر می‌کند. فراسوی تمام تحلیل‌های جامعه شناختی، درک موضوع «ایثار»‌و نمایان شدن آن در حوزه «حیات» و تداوم زندگانی یک بیمار توانسته تا موج دلچسبی از صدور کارت‌های اهدای عضو در سال‌های اخیر ایجاد کند. به نوعی گره خوردن «ایثار» با فرهنگ اسلامی-ایرانی باعث همان باور «بسط جامعه یکپارچه شده» که هستی انسان را به مثابه یک تن و دردمندی هر عضو بدن را به مانند نقصان در دیگر اعضای بدن دانست؛ همان اشاره‌ای که شاعر فارسی زبان و استاد سخن سعدی بزرگ به آن اشاره‎‌های ماندگاری داشته است. اما در موضوع اهدای عضو، دعوت ادیان این بوده است که انسان با رعایت تعادل و مدارا، مراقب جان و سلامتی و نیاز‌های خود باشد تا زندگی بهتری داشته باشد و از انسانیت خود به شکل بهتری استفاده کند: «بدنت بر تو حقی دارد». ما بر اساس مبانی فقهی و شرعی خود، با در نظر داشت شرایطی اهدای عضو را جایز می‌دانیم. اغلب علمای مذاهب و جمعیت‌های فقهی نیز این نظر را پذیرفته‌اند. دلایل مذکور باعث تغییر دیدگاه برخی خانواده‌ها شده و این دل کندن سخت توانسته جای خود را به یک «دلدادگی نوظهور» دهد؛ سینه‌ای که در آن قلب عزیزی تپیده و اساسا مرگ کالبد را به فراموشی سپرده، خود به نوعی نمونه از فهم خانواده‌ها و تغییر رویکردهاست. اگر نگوییم این نوع از ایثار تصمیمی ناشدنی بوده، اما می‌توان اعتراف کرد که «تصمیم سخت» را در برابر اراده خانواده‌های اهداکننده به وجود آورده است. این موضوع خود به نوبه‌ای توانست موتور محرک موضوع «اراده پیشامرگی برای اهدای عضو در زمان حیات فرد شود». با تمام این تفاسیر ورود به روز اهدای عضو، به ما مجددا یادآوری کرده که «اهدای عضو همان اهدای زندگی» و بسط جامعه یکپارچه در قالب «ایثار جسمانی» امکان‌پذیر خواهد بود.

حامد سرلکی - دبیر گروه جامعه / روزنامه جام جم 

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها