سال 1400 هم تمام شد اینجا در «گالری میرداماد» اتفاقات مختلف آن را با هم مرور می‌کنیم

چند فریم خاطره از یک سال پرماجرا (+گزارش تصویری)

روایتی تصویری از آنچه اسفندماه بر سر ما می‌آورد

وقتی همه خانه‌ها تکان می‌خورند! (گزارش تصویری)

وسایل را کشیده بودیم بیرون از زیر آوار، ریخته بودیم در یک کانتینر و خودمان در کانکس زندگی می‌کردیم. زلزله دی‌ماه اتفاق افتاده بود و ما تازه خانه‌مان را رنگ زده بودیم.
کد خبر: ۱۳۵۵۱۰۰

برای تلویزیونمان میز دردار و ساعت‌دار خریده بودیم که زلزله شد. حمیده خواهرم که دوسال از من کوچک‌تر است یک جور عجیبی روی خانه تکانی عید تعصب دارد.

الان هم که سه تا بچه دارد همین است. ما آن سال‌ها دم عید کارگرهای بی‌جیره و مواجبی بودیم که باید فقط می‌گفتیم چشم. در چادر خوشحال بودیم که امسال دیگر خانه که هیچ، شهر تکانده شده و دیگر خانه تکانی نداریم.

انگار مویش را آتش زده باشند یک‌هو صبح بعد از صبحانه از بابا کلید کانتینر را خواست و گفت کار دارم. بعد من و سجاد را به خط کرد و گفت خانه تکانی داریم.

گفتم کدام خانه؟ گفت خانه نمانده ولی وسایلش که هست. فرش‌ها را نمی‌بینی پر از خاکند؟ گفتم خب باشند.

گفت خب همین دیگر باید بشوییم‌شان. فرش دستباف زیر خاک بوده حیف می‌شود. باید اول خاک‌هاشان را بتکانیم و بعد بشوییم‌شان. داستان ما شروع شده بود.

فرش‌ها را کشیدیم بیرون و شستیم و بعد نشستیم یک دل سیر گریه کردیم برای خانه‌ای که نبود. خانه تکانی، امر سختی است. اذیت دارد ولی دلچسب است.

عین سربازی و ختنه، گردنمان است و باید انجام شود و چه بهتر که چموشی نکنیم و از این زحمت لذت ببریم.

این هفته گالری‌مان را تقدیم می‌کنیم به خستگی همه غیورمردان ایرانی و روزهای خانه تکانی.

 

وقتی همه خانه‌ها تکان می‌خورند! (گزارش تصویری)

برف‌ها آب شده‌اند. رودخانه‌ها زلالند. در مسیرشان روی دشت گل فرش هم موجی می‌زنند و غباری می‌شویند. بهار خانم در راه است.

 

وقتی همه خانه‌ها تکان می‌خورند! (گزارش تصویری)

من هم اولش فکر کردم طرح را با کف درست کرده ولی گویا طرح خود فرش است. سه تفنگدار به لکه‌ای سمج خورده‌اند. انگار یک جا تمرکز کرده‌اند.

 

وقتی همه خانه‌ها تکان می‌خورند! (گزارش تصویری)

فرش‌ها را برده لب آب شسته خشک کرده و برگشته. نمی‌دانم چرا من این عکس را که می‌بینم انگار از توی پراید یک موسیقی بختیاری دارم می‌شنوم.

 

وقتی همه خانه‌ها تکان می‌خورند! (گزارش تصویری)

پتوهایی که با ابرها سر تمیزی دارند کل‌کل می‌کنند.

 

وقتی همه خانه‌ها تکان می‌خورند! (گزارش تصویری)

جزئیات است که زندگی را قشنگ می‌کند، مثلا این‌که پتوها را کادو کنی یا برایشان لباس بدوزی در کلان شاید تاثیری نداشته باشد ولی احترام به زندگی است.

 

وقتی همه خانه‌ها تکان می‌خورند! (گزارش تصویری)

از دل من چه کسی نام زیبای تو را خواهد شست...

 

وقتی همه خانه‌ها تکان می‌خورند! (گزارش تصویری)

مادربزرگ‌ها همیشه ناظر کیفی‌اند. از دقیق‌ترین ربات‌ها هم دقت‌شان بیشتر است. در این لحظات و ساعات، چایی‌ای که می‌آورند، خستگی می‌تکاند.

 

وقتی همه خانه‌ها تکان می‌خورند! (گزارش تصویری)

پنجره، آب، هوا، عشق، زمین، مال من است...چشم‌ها را باید شست و پنجره چشم‌های خانه است.

 

وقتی همه خانه‌ها تکان می‌خورند! (گزارش تصویری)

این فیگوری که این قلندر گرفته یا دارد التماس می‌کند برود در کوچه بازی کند یا منتظر است مادر کف از دست‌ها بشوید یک اسکناس بگذارد کف دستش بگوید برو بستنی بخر، این‌قدر اینجا غر به جگر من نزن.

 

وقتی همه خانه‌ها تکان می‌خورند! (گزارش تصویری)

لحظه غریبی است، لحظه تمیز و مرتب کردن کشوها. قبض‌ها، آلبوم‌ها، دفترچه قسط‌ها و قولنامه‌ها همه اینجا زندگی می‌کنند. گاهی از دیدن عکسی که صاحبش دیگر نیست، بغضت می‌گیرد. گاهی از دیدن فاکتور خرید یک آبمیوه‌گیری حس می‌کنی اصحاب کهفی. این قسمت را بگذارید برای وقت‌های خستگی که آخر شب، شیرین‌تان می‌کند.

 

حامد عسکری - شاعر و نویسنده / روزنامه جام جم

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها