همه چیز عالی است

آثار بزرگ و کلاسیک ادبیات جهان همیشه وسوسه بسیاری از فیلمسازان و کارگردان های مختلف بوده اند تا قدرت خود را در مواجهه با این آثار بیازمایند.
کد خبر: ۱۳۴۷۴۶

هر چقدر یک رمان یا متن ادبی بزرگتر و معقول تر باشد، اقتباس از آن نیز به همان میزان دشوارتر و البته فرآیندی لذت بخش تر خواهد بود، هرچند امکان توفیق و آفریدن یک شاهکار سینمایی بر مبنای یک شاهکار ادبی معمولا کار دشوار و حتی شاید بتوان گفت غیرممکن است. آثار بزرگ ادبی ، به این دلیل بزرگ بوده اند که آفرینندگانشان مفاهیم مورد نظر خود را در بهترین قاب بیان که همان شیوه بیان ادبی باشد، انتخاب کرده اند و در فرآیند انتقال این مفاهیم به یک مدیوم دیگر مثل سینما، قطعا چیزهایی از آن دنیای اصلی از دست خواهد رفت.
به همین دلیل ، معمولا در اقتباس از آثار ادبی فیلمسازهایی موفق ترند که نه به قصد اقتباس صرف و موبه مو از متن ، که به قصد نگاه به دنیای این آثار و اخذ چیزهایی از آنها - که برای خلق یک اثر سینمایی مناسب ترند - به سراغشان می روند.
بینوایان ویکتور هوگو که معروف ترین رمان ادبیات قرن 19 فرانسه است ، شاید یکی از استثناها در این زمینه باشد. ویکتور هوگو در این رمان متعلق به مکتب رمانتیسیسم داستان پرسوز و گداز و پررنج آدمهایی را روایت می کند که درگیر شرایط سخت و جانکاه زندگی اند و البته در این مسیر لحظه ای از تلاش و مبارزه برای بهتر شدن اوضاع زندگی شان دست برنمی دارند. شخصیت هایی مثل ژان والژان ، ژاور، فانتین ، کوزت و ماریوس حالا دیگر الگوهای نمونه ای چنین شخصیت هایی هستند. مهمتر این که هوگو در این رمان وقایع و ماجراهای این آدمها را بر بستر حوادث سیاسی ، نظامی و انقلابی آن روزگار قرار می دهد و مثلا در بخشهای مفصلی از کتاب تمرکز زیادی روی نبرد واترلو می کند تا حدی که صحنه های این کتاب از نبرد واترلو و حوادث انقلاب کبیر فرانسه ، حالا یکی از مهمترین مرجعها برای بازخوانی حوادث آن دوره و روزگار است.
نکته جالب دیگر این که برای ما ایرانی ها نیز این کتاب به نوعی در ارتباط با سینما قرار می گیرد. چون در سالهای دهه 20 و 30 ، مرحوم حسینقلی مستعان (پدر گلاب آدینه ، بازیگر سینما و تئاتر) ترجمه قابل قبولی از این کتاب به دست داده است. آن وجه استثنایی رمان که صحبتش شد، این است که بینوایان در عین حال که شاهکاری ادبی است ، انعطاف و قابلیت زیادی هم برای اقتباس سینمایی دارد. بدون این که قصد بررسی دلایل این مساله را از طریق متن خود کتاب و تطبیق آن با شیوه های سینمایی داشته باشیم ، کافی است به تعداد زیاد آثاری اشاره کنیم که بر مبنای این کتاب ساخته شده اند و هر کدام در عین حال که کاملا به خطوط روایی و داستانی کتاب وفادار بوده اند، در عین حال تبدیل به آثاری مهم و تاثیرگذار شده اند که مستقل از خود کتاب آثاری قابل توجه و ارزشمندند.
مثلا نگاه کنید به اقتباس طولانی ریمون برنار از رمان که یکی از اولین اقتباس ها بود و دقت کنید به ساختار قابل توجه آن که تحت تاثیر مکتب اکسپرسیونیسم و با آن زاویه های دوربین و شیوه خاص نورپردازی ، در انتقال فضای داستان از طریق فرم فیلم نیز موفق بوده است. از میان اقتباس های دیگر مثل آثار بوسلاوسکی ، ژردان ، کلود للوش و ژان پل لوشانوا، این آخری که از تلویزیون پخش شد جزو اقتباس های خوب از این رمان بزرگ است. ژان گابن ، بازیگر اسطوره ای سینمای فرانسه با بازی در نقش ژان والژان یکی از بهترین ژان والژان های تاریخ سینما را می آفریند و در یکی از نقشهای متاخر دوران بازیگری اش ، بار دیگر توانایی های خود را به نمایش می گذارد.
اقتباس لوشانوا از رمان هوگو شاید از اقتباس های دیگری که از سوی فیلمسازهای انگلیسی و امریکایی انجام شده موفق تر باشد، چون لوشانوا به عنوان یک فیلمساز فرانسوی طبعا علاوه بر شناخت آن دورانی که در رمان تصویر می شود، از لحاظ روحیه ، فرهنگ و منش نیز به خلقیات و آداب مشخصا فرانسوی آدمهای رمان آشناتر است.
بینوایان ژان لوشانوا در ضمن نمونه بسیار خوبی برای نشان دادن این قضیه است که چطور می شود از رمانی طولانی ، پرشاخ و برگ و مفصل ، فیلمی نه چندان بلند ساخت و در عین حال خللی به حال و هوا و خطوط اصلی درام وارد نکرد. فیلم را در دوران ساخته شدن ملودرام های بزرگی مثل آثار داگلاس سیرک ، می توان نماینده ای از رمانتیسیسمی دانست که از سالهای قرن 19 در فرانسه شروع و بعدها به شکل ملودرام در آثار فیلمسازهای بزرگی مثل داگلاس سیرک متجلی شد.


مسعود ثابتی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها