سارکوزی چند ماه پیش کتابی را با عنوان «مشاهده» نوشت. در این کتاب که بخشی از آن زندگینامه خود اوست ، الگوهایی را برای دولت آتی خود اراته کرد که نوعی تقلید صرف از الگوی رهبری امریکایی است.
سارکوزی در مقدمه این کتاب امریکا را «بزرگترین دموکراسی و قدرت حاکم دیپلماسی در دنیا» لقب داده و نوشته است : اگر در مقام انتخاب بودم ، به جامعه امریکا احساس نزدیکی بیشتری می کردم تا هر جامعه دیگر در دنیا. گفته های سارکوزی در این کتاب از این نگاه جالب است که در فرانسه از زمان دوگل تا شیراک ، ضدامریکایی بودن و مخالفت با کاخ سفید از دکترین های اصلی سیاست خارجی رهبران پاریس بوده است.
|
چرخش به تهران
بی شک با توجه به اهمیت فرانسه به عنوان یکی از تاثیرگذارترین کشورهای غربی که در تحولات بین المللی نقش و جایگاه قابل توجهی دارد، این که سارکوزی به عنوان سکاندار امور آتی این کشور چه راهبردی را با ایران که مناسبات اقتصادی قابل توجهی با این کشوردارد، اتخاذ خواهد کرد نیز مهم است. مهمترین مساله ای که حتی در نطقهای انتخاباتی سارکوزی نیز جایگاه خاصی داشت ، چالش پرونده هسته ای ایران بود. سارکوزی هرچند درخصوص برنامه هسته ای ایران هرگونه تلاش ایران را برای آنچه دستیابی ایران به سلاح اتمی می خواند بشدت محکوم کرده اما وی در گفتگو با کانال 24 فرانسه با استفاده ایران از انرژی هسته ای صلح آمیز طبق معاهده ان پی تی و تحت نظارت شدید آژانس بین المللی انرژی اتمی مخالفت نکرده و آن را حق ایران می داند و تنها خواستار نظارت شدید برای جلوگیری از انحراف برنامه های هسته ای ایران به سمت برنامه های نظامی است. از این نگاه باید گفت که این رویکرد سارکوزی در مقایسه با رویال که با مواضعی بسیار تند علیه ایران ، تهران را به همکاری و گسترش تروریسم متهم و سعی کرد بدون توجه به مواضع رسمی فعلی فرانسه حتی از دیگر کشورهایی که امروز خود از مخالفان برنامه هسته ای ایران هستند پا را فراتر گذاشته و موضع بدیعی اتخاذ کند، متعادل تر و منطقی تر است اما باید توجه داشت که با توجه به گرایش سنتی راست میانه برای تلاش و جلب حمایت کانون ها و محافل یهودی و خصوصا لابی های صهیونیستی می توان پیش بینی کرد این مواضع فعلی وی تغییر خواهد کرد و نمی توان انتظار چرخشی فاحش در رویکرد وی به تهران داشت |
علاوه بر این سارکوزی از نزدیکی بیشتر با اسرائیل خبر داده و گفته من هم در قبال تامین امنیت اسرائیل احساس مسوولیت می کنم. ساختارشکنی سارکوزی تنها به سیاست خارجی محدود نمی شود و در حوزه مسائل داخلی هم با انتقاد از اقتصاد و فرهنگ فرانسوی ها که در آن از دیدگاه او «کار بدون ارزش است» جلوگیری از ثروتمند شدن اعضای جامعه را باعث فقیر شدن همه جامعه دانسته است.
با وجود انتقاد شدید سارکوزی از شیوه ها و سیاست های یک دهه گذشته در فرانسه که او آن را سوئمدیریت همراه با بی تجربگی خوانده است باید در نظر داشت به هر حال او در این سالها نیز بخشی از این بدنه دولت و حکومت بوده و اتفاقا به عنوان وزیر کشور بخش مهمی از ساماندهی اجرایی کشور را هم به خود اختصاص داده است. سارکوزی اکنون 3 دهه است که در صحنه سیاست فرانسه فعال است ، اما هنوز معلوم نیست فرانسه برای پذیرفتن رهبری تا این اندازه متفاوت و ساختارشکن آمادگی دارد یا نه؛ در سیاست خارجی نیز سارکوزی درباره بحران موجود در عراق و راههای خروج از آن پا جای پای طیف حاکم بر کاخ سفید گذاشته است به طوری که می گوید: به عقیده راسخ من تنها راه برای خروج از بحران عراق راه حل سیاسی است.
باید پیمانی بین عراقی ها که برای شهروندان از هر طیف و طبقه ای دسترسی برابر به نهادها و منابع کشور را تضمین و همچنین تروریست ها را منزوی می کند صورت گیرد. سارکوزی در زمینه عقب نشینی نیروهای ائتلاف از عراق هم به مانند بوش این کار را خطرناک می داند و معتقد است: باید از دو اقدام خطرناک جلوگیری به عمل آید، یکی عقب نشینی شتابزده که سبب هرج و مرج خواهد شدو دیگری نبود هرگونه چشم انداز خروج از عراق که این هم سبب می شود عراقی ها با خشونت های بیشتری به آن واکنش نشان دهند که به پیروزی تروریست ها نیز منجر خواهد شد. سارکوزی هم مانند همفکران نومحافظه کارش بهترین راه خروج از بحران عراق را تعیین یک چشم انداز برای عقب نشینی از عراق می داند. به هر حال شاید این ساختارشکنی و تمایل به احیای روابط و پیوندها با بازهای کاخ سفید بتواند منجر به بازیابی جایگاه از دست رفته کاخ الیزه و به تعبیر خود سارکوزی «مشارکت در مدیریت بحران های امنیتی بین المللی» از سوی دوستانش در کاخ سفید شود ولی باید توجه داشت که این بازی دادن ها زمانی کمتر از یک سال به طول نخواهد کشید و با این مدیریت و دکترین های ناکارآمد بوش نمی توان چشم انداز روشنی را برای نومحافظه کاران در انتخابات آینده ریاست جمهوری متصور شد و این چنین سارکوزی نه تنها از این همگرایی به نتیجه ای نمی رسد که جایگاه موازنه ای خود را در حوزه سنتی یورو نیز در خطر خواهد دید.
با این حال قبل از این مسائل سارکوزی می بایست به ساماندهی طیف مخالفان بپردازد و به نظر می رسد اینها همه تنها بخشی از مشکلات یک ساختارشکنی است که می خواهد در عین این که متفاوت باشد، دست به دگرگونی های وسیعی نیز بزند و همزمان نیز فرش قرمزی از کاخ الیزه تا کاخ سفید پهن کند.