قضاوت تاریخ درباره بلر

سیاست بزدلانه تونی بلر در طرفداری از سیاست امریکا در خاورمیانه نشانه عدم درک وی از دستور کار واقعی جورج بوش بود که حاصلی جز ناکامی فاجعهآمیز به بار نیاورد.
کد خبر: ۱۳۴۲۹۹

مخالفت بلر با آتشبس فوری در جنگ تابستان گذشته در لبنان سقوط او را تسریع کرد. حالا که او تاریخ کنارهگیری خود را اعلام کرده لازم است سابقه کامل کارش را در خاورمیانه به طور سازشناپذیری زیر ذرهبین قرار دهیم.
بلر بدون تجربهای در امور خارجی و عملا بدون علاقهای به این حوزه ، به قدرت رسید و در طول دوران کارش پنج بار انگلیس را به جنگ کشاند.
او به خود میبالد که سیاست خارجی وی براساس پیروی از مداخلهگرایی لیبرال بود اما جنگ در عراق برخلاف اصول مداخله لیبرالی است. این جنگی غیراخلاقی و غیرضروری است جنگی که براساس اطلاعات دروغ و بدون موافقت سازمان ملل متحد آغاز شد.
کل سابقه بلر در خاورمیانه یکی از فاجعهآمیزترین شکستها است. او وانمود میکرد انگلیس پلی بین اروپا و امریکا است اما با قرار گرفتن در کنار امریکا علیه اروپا در جنگ عراق به نابود کردن آن پل کمک کرد. حفظ روابط ویژه با امریکا هدف غایی سیاست خارجی بلر بود.
او از سیاست بوش در عراق حمایت میکرد به این امید که بر کل سیاست دولت بوش نفوذ داشته باشد. با این حال هیچ مدرکی وجود ندارد که او حتی بر یکی از سیاستهای مهم دولت بوش تاثیر گذاشته باشد. حمایت او از دستور کار نومحافظهکاران در عراق بیقید و شرط و کورکورانه بود.
بلر نتوانست درک کند که رابطه به راستی ویژه امریکا با اسراییل است نه با انگلیس. هر بار که بوش میبایست بین بلر و آریل شارون یکی را انتخاب کند او شارون را برگزید. رابطه ویژه بلر با بوش خیابانی یک طرفه بود: بلر همه امتیازات را میداد و در مقابل هیچ چیز ملموسی نمیگرفت.
سیاست امریکا در خاورمیانه از همان ابتدا محکوم به شکست بود و نتیجه نهایی آن سهیم کردن انگلیس در مسوولیت این شکست بوده است.
دلیل سیاست امریکا این بود که عراق عامل اصلی در صحنه سیاسی خاورمیانه است و تغییر رژیم در بغداد فلسطینیان را تضعیف و آنان را وادار خواهد کرد راهحلی را با شرایط اسراییل بپذیرند.
در آن زمان گفته میشد راه بیتالمقدس از بغداد میگذرد. این دلیل نادرست بود. عراق اهمیتی نداشت و تهدیدی برای هیچ یک از همسایگانش به شمار نمیرفت تا چه رسد برای امریکا یا انگلیس.
دلیل واقعی، اشغال اراضی فلسطین به وسیله اسراییل و حمایت امریکا از اسراییل در جنگ استعماری وحشیانه آن علیه مردم فلسطین بود.
بلر هنگام گرفتن موافقت مجلس عوام کشورش برای جنگ عراق، قول داد پس از خلع سلاح عراق، او و دوستان امریکاییاش در صدد حل مساله فلسطین بر خواهند آمد اما در تحقق این وعده مطلقا ناکام ماند.
واقعیت این است که بلر عامل اصلی «نقشه راه» بود که قرار بود مبنای تشکیل یک کشور مستقل فلسطینی در کنار اسراییل تا پایان 2005 باشد اما شارون نقشه راه را نابود کرد.
شارون در مقابل عقبنشینی یک جانبه از غزه ، توافق کتبی امریکا را با حفظ شهرکهای یهودینشین اصلی در ساحل غربی خواستار شد.
بلر علنا از این قرارداد زشت و رسوای بوش  شارون حمایت کرد.این بزرگترین خیانت انگلیس به مردم فلسطین از زمان صدور اعلامیه بالفور در سال 1917 بود. بلر و بوش به مردم عراق هم خیانت کردهاند.
گزافهگوییهای بسیاری درباره آوردن دموکراسی به عراق و تبدیل آن به الگویی برای بقیه جهان عرب جریان داشت. اما اینها جز ادعاهایی تهی نبود. نومحافظهکارانی که سیاست امریکا را به پیش میبرند فقط به سرنگون کردن صدام علاقه داشتند و نه چیزی دیگر.
تهاجم متحدان به عراق ماجرایی تنها نبود بلکه بخشی از به اصطلاح جنگ جهانی با ترور قلمداد شد اما سرنگونی رژیم بعث در عراق فقط مشکل تروریسم را تشدید کرد.
حمله به عراق با لطمه زدن به اعتبار انگلیس و سوق دادن مسلمانان جوان این کشور به سمت افراطیگری باعث تقویت القاعده و همدستان آن شده است. انفجارهای لندن شاید نتیجه مستقیم جنگ عراق نبوده باشد اما بی شک بخشی از پسلرزههای آن است.
آنچه امروز در عراق داریم بیثباتی مزمن، جنگ داخلی در حال گسترش، خشونت و هرج و مرج فراگیر، افزایش همه نوع فعالیتهای تروریستی و شورشی ملی است که متحدان پاسخی برای آن ندارند.
نومحافظهکاران به خود زحمت ندادند طرحی برای بازسازی پس از جنگ عراق تهیه کنند. اشغالگری با نابودی و ویرانگری در مقیاس وسیع و کشتار حدود 655 هزار غیرنظامی عراقی همراه بوده است.
متحدان از آوردن دموکراسی به عراق دم میزنند در حالی که نتوانستهاند اولین وظیفه هر دولتی را که تامین امنیت برای مردم عادی است، به انجام برسانند.
حاصل این وضع این است که امریکا و متحدان آن در «جنگ علیه تروریسم» ، اینک در مناقشهای شرورانه ، طولانی و غیرقابل پیروزی درگیر شدهاند.
بلر آنقدر گستاخ است که بگوید درباره جنگ عراق خدا در مورد او قضاوت خواهد کرد. این نگرشی عجیب برای سیاستمداری دموکراتیک است. تاریخ قطعا درباره بلر قضاوتی سخت خواهد داشت.
او بدترین سابقه در تمام نخستوزیران قرن گذشته انگلیس را در خاورمیانه داشته است قطعا بدتر از آنتونی ایدن که حداقل آنقدر شهامت داشت که مسوولیت رسوایی در کانال سوئز را بپذیرد.

نوشته اوی شلایم
استاد روابط بینالملل در کالج سنت آنتونی
آکسفورد و نویسنده کتاب دیوار آهنین: اسرائیل و جهان عرب

مترجم: علی ایثاری کسمایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها