ناپلئون بناپارت به نوعی مسیر میانه ای مابین مواضع جنبش اصلاح دینی و مخالفان آن جنبش درباره یهودیان اتخاذ کرد، تحت نظم اروپایی ناپلئونی ، بسیاری از حکام اروپایی ، فرمان تاسیس محله های یهودی نشین و اعطای حقوق مدنی به یهودیان را صادر کردند. به نظر می رسید که ناپلئون تصمیم داشت از یهودیان به عنوان ستون پنجم خود در سراسر اروپا و حتی امپراتوری عثمانی استفاده کند. حمله ناپلئون به مصر و فلسطین در 99-1798 تحت تاثیر تصور او درباره سقوط قریب الوقوع عثمانی انجام شد و بخشی از نقشه او برای تضعیف قدرت انگلیس بود.
در پی انهدام ناوگان جنگی ناپلئون از سوی نیروهای انگلیسی ، ناپلئون تصمیم گرفت به فلسطین حمله کند. گفته می شود که در خلال عملیات جفا، نیروهای ناپلئون بیش از 4 هزار سرباز و تعداد بیشتری از ساکنان فلسطین را به قتل رساندند. وی همچنین دستور اعدام 2300 سرباز عثمانی را داد که تسلیم وی شده بودند. در پی این حمله ، ناپلئون اعلامیه ای صادر کرد و وعده سرزمین مقدس فلسطین را به یهودیان داد و آنان را وارثان حقیقی فلسطین معرفی کرد.
رقابت فرانسه و انگلیس درباره یهودیان ، زمانی کاملا مشخص شد که ناپلئون اعلام کرد: «فرانسه ، میراث اسرائیل را به شما یهودیان پیشکش می کند.» وی ادامه داد که فرانسه نمی خواهد این میراث را تصرف کند بلکه می خواهد از آن در برابر همگان ، محافظت کند. با صدور چنین اعلامیه ای ، یهودیان به عنوان عوامل مخفی ناپلئون پنداشته شدند و این اعلامیه ، عنصر مهمی در تبلیغات ناپلئون برای نفوذ در بین یهودیان اروپا بود. در سال 1806 ناپلئون 111 نماینده مجلس بزرگان یهود از قلمرو امپراتوری فرانسه و ایتالیایی را دور هم جمع کرد.
وی از دیگر مجامع یهودی اروپا خواست تا نمایندگانی را به مجمع بزرگ بفرستند که در سال 1807 تشکیل شد. این مجمع و سخنرانی های جلسات آن دشمنان ناپلئون را برانگیخت تا در خصوص وفاداری سیاسی جمعیت یهودی شان ، مراقبت بیشتری به عمل آورند.
ناپلئون همچنین از رهبران یهودیان خواست تا درباره اعطای شهروندی فرانسه به تمام یهودیان ، بحث و گفتگو کنند، البته به این شرط که یهودیان ، در دفاع از فرانسه در جنگ با روسیه و جنگ اقتصادی وی برای ممنوعیت ورود کشتی های انگلیسی به بنادر اروپایی قاره ای ، متعهد به همکاری با وی شوند. با این حال ، یهودیان ، صهیونیسم ناپلئونی را رد کردند و تنها یک گروه یهودی در پراگ ، از اعلامیه وی استقبال کرد، در حالی که یهودیان فرانسه به ناپلئون یادآوری کردند که «پاریس ، اورشلیم ماست.»
به نظر می رسد که اعلامیه صهیونیستی ناپلئون ، مجلس بزرگان یهود و مجمع بزرگ باعث به وجود آمدن چیزی شد که به نام مساله یهود شناخته می شود یعنی جمعیت های یهودی که درون جوامع غیریهودی زندگی می کنند. این اقدامات ناپلئون همچنین پیش درآمدی بر ایده کنگره ملی یهود و موسسه ملی یهود، انجمن استعماری یهود، برنامه های تئودور هرتزل برای تاسیس جامعه یهودیان و یک شرکت یهودی و در نهایت تاسیس رژیم فعلی اسرائیل و کنگره جهانی یهود و سازمان جهانی صهیونیست شد.
از زمان شروع جنبش اصلاح دینی تا روی کار آمدن ناپلئون سوم در فرانسه و حفر کانال سوئز، رهبران یهود با وجود تلاشهای فرانسه و انگلیس برای به کارگیری آنان هیچ نقشی در جنبش صهیونیسم نداشتند. ریشه غیر یهودی صهیونیسم با این واقعیت بیشتر نشان داده می شود که اندیشه رجعت ابتدا در انگلیس دوران کرامول ابداع شد، در حالی که در آن زمان یهودیان در آنجا زندگی نمی کردند. بعد از الیور کرامول صد سال طول کشید تا تعداد یهودیان انگلیس به 12 هزار نفر برسد و 200 سال پس از کرامول تعداد یهودیان انگلیس به 25 هزار نفر رسید.
نوشته: Mohameden ould-mey
مترجم: یعقوب نعمتی وروجنی