خطاهای جوانی

با نگاهی به فهرست سریال های ایرانی تولید شده در هفت ، هشت سال اخیر، به این نتیجه می رسیم که در بسیاری از آنها به جوانان و مسائل و مشکلات آنها پرداخته شده است.
کد خبر: ۱۳۳۲۶۳

در این سریال ها مضامینی چون خطاهای جوانی ، عشق و ازدواج ، اشتغال ، اعتیاد و... طرح و بررسی می شود.مجموعه ما چند نفر نیز نمونه تازه ای از این گونه سریال هاست. مجموعه ساده و بی ادعایی که اتفاقا تا این جای کار، خوب از آب درآمده. در ساختارش اصول و قواعد سریال سازی رعایت شده. به اندازه کافی هم کشش و هیجان دارد و بی آن که درک و سلیقه تماشاگرش را دست کم بگیرد ، بخوبی او را سرگرم می کند.
قصه چهار جوان تحصیلکرده و هم سن و سال که شرکتی راه می اندازند و با عشق و علاقه مشغول کار می شوند؛ اما به دلیل خطاهایی که از برخی شرکا سر می زند، شرکت از هم می پاشد و میان آنها جدایی می افتد. مجموعه از میان این چهار جوان ، سهراب و مازیار را انتخاب می کند و آن دو را درگیر ماجراهای خانوادگی کارخانه داری به نام حمیدی می کند و....
تصویری که در این مجموعه از خانه و خانواده شخصیت مرفه ماجرا و شیوه زندگی خود و خانواده اش ارائه شده ، با توجه به شخصیت و منش او، قابل قبول ، مناسب و نزدیک به واقعیت است. حمیدی بر خلاف شخصیت های متمول برخی سریال ها لباسهای جلف نمی پوشد، پیپ نمی کشد، لطیفه های بی مزه تعریف نمی کند، قهقهه نمی زند و... در ضمن عصا قورت داده و متکبر هم نیست. آدمی است متین و جدی که گرچه در مواردی اشتباه می کند؛ اما خانواده دوست و پایبند به اصول اخلاقی است. خلاصه کلام این که پولدار بودنش از نگاه تماشاگر، بدآمدنی و ناخوشایند نیست!
درخصوص خانه و خانواده سهراب هم وضعیت همین گونه است. آنجا هم با تصویر قابل قبولی از یک خانواده نسبتا متوسط خوزستانی مواجه می شویم که در زمان جنگ از هویزه به تهران آمده اند. وضعیت ظاهری خانه سهراب ، خلق و خوی افراد خانواده اش ، نوع روابطشان و کلا فضای عاطفی حاکم بر خانه شان ، بخصوص از نگاه تماشاگر خوزستانی و نیز کسانی که گذرشان به آن دیار افتاده ، به واقعیت نزدیک است ؛ البته با تاکید بر تیپ و بازی و گویش مناسب زهرا سعیدی که نقش مادر سهراب را بازی کرده است.
و اما در خانه پدری مازیار نه کمترین اثری از رفاه و آسایش خانه حمیدی را می توان یافت و نه نشانی از آرامش جزئی حاکم بر خانه سهراب را. که در آنجا همه چیز تیره و تار و تاثرآور است ، خانواده ای فلک زده و از هم پاشیده ، پدری معتاد و یاوه گو و مادری رنج کشیده... بدیهی است که زندگی کردن و بزرگ شدن در چنین محیطی با سختی و نداری و کمبود محبت ، توام است. به همین لحاظ کارگردان سعی کرده رابطه ای میان جاه طلبی ها و بلندپروازی های مازیار و کمبودهای دوران کودکی و نوجوانی اش پیدا کند که اگر با نگاه عمیق تری به موضوع می نگریست به توفیق بیشتری دست می یافت.
از اینها که بگذریم ، فیلمنامه نویس و کارگردان در توصیف و پرداخت برخی شخصیت های مجموعه چندان دقیق و سنجیده عمل نکرده اند. به فرض ، سهراب که در خانواده ای پایبند به اصول اخلاقی و دینی بزرگ شده است و در میان دوستانش ، شخصی امین و درستکار به حساب می آید، چگونه است که نیمه شب وقتی که خانوده اش در خوابند، یواشکی و بی سر و صدا سراغ صندوقچه مادرش می رود و سند زمینی را که در خوزستان دارند، برمی دارد؛ و باز چگونه است که جوانی آگاه و تحصیلکرده مثل سهراب با آن طرز فکر، ناگهان از این رو به آن رو می شود و درباره رفتن به خارج و مزایای زندگی در خارج ، همان چیزهایی را می گوید که پسرک خام و بی خیالی مثل روزبه ، به زبان می آورد و برای رفتن به امریکا دست به دامن آدمی مثل افراسیاب می شود؛ و یا چرا جوان باهوش و زرنگی مثل مازیار که مو را از ماست بیرون می کشد، ناگهان آنقدر خام و ساده لوح می شود که فکر می کند با خریدن کادوهای جورواجور برای پریسان ، می تواند توجه اش را جلب کند و دلش را به دست آورد؛ سریال شخصیت شیطان صفتی هم دارد، افراسیاب ؛ جوانی که ظاهرا برای تحویل گرفتن امانتی پدرش و نیز خواستگاری از پریسان ، از امریکا به تهران آمده ، اما در واقع خیال دارد ثروت و کارخانه حمیدی را تصاحب کند و... جالب و تعجب آور این که با خودش مقدار زیادی موادمخدر هم آورده که در فرصت مناسب به وسیله روزبه و سهراب به دست خریدارانش برساند. البته امیدواریم در قسمتهای بعدی سریال معلوم شود که پلیس از همه چیز باخبر بوده است که به احتمال زیاد چنین هم خواهد شد در غیر این صورت این سوال مطرح خواهد شد که افراسیاب چگونه توانسته آن همه موادمخدر را به راحتی با خودش از فرودگاه خارج کند؛
ویژگی هنری قابل توجه این سریال ، بازی روان و پخته اسماعیل شنگله است. در تیپ و بازی شنگله وقار و آرامش خاصی وجود دارد که از او چهره متفاوتی می سازد. با این همه واقعا تعجب آور است که هر گاه صحبت از بازیگران توانای پیشکسوت به میان می آید، متاسفانه یا اصلا از این بازیگر باسابقه نامی برده نمی شود و یا بندرت اتفاق می افتد که نام وی را در فهرست چنان بازیگرانی ببینیم ؛ در حالی که شنگله از چهره های مهم و پرکار تئاتر ایران است که بازی اش در صحنه تئاتر و نیز تله تئاترهای سالهای پیش از انقلاب و اوایل انقلاب ، حرف نداشته. در این یکی ، دو دهه اخیر هم که به تلویزیون آمده ، نقشهای خود را استادانه بازی کرده است.


محمود رضا جغتایی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها