سعید حاجی میری از اولین کسانی است که پس از پیروزی انقلاب در سال 57کار فرهنگی را شروع کرد. او بیشترین تمرکز خود را روی برنامه سازی تلویزیون ، مستندسازی ، کارگردانی
کد خبر: ۱۳۳۲۵۷
، تدوین ، فیلمبرداری و تهیه کنندگی گذاشته است.
وی در کنار مستندسازی فیلم «آتش در خرمن» را با موضوع دفاع مقدس در سال 69کارگردانی کرد و پیش از آن ، فیلمهای «آوای غیب» و «توهم» را هم مقابل دوربین برده است. او چند سالی است که تهیه کنندگی را به عنوان حرفه اصلی انتخاب کرده است. با حاجی میری درباره «روز ملی خرمشهر» گفتگوی کوتاهی ترتیب دادیم. او از نخستین کسانی است که در زمان حمله به خرمشهر، به این شهر رفت تا روزهای مقاومت را ثبت کند.
شما خاطرات زیادی از خرمشهر دارید و شاهد روزهای مقاومت مردم این شهر بوده اید، با این اوصاف نظرتان درباره تبدیل شدن روز سوم خرداد به یک «روز ملی» چیست؛
امام (ره) فرمودند که روز سوم خرداد، یوم الله است ؛ روزی که متعلق به خداست ، بنابراین این روز از یک روز ملی هم مهمتر است.
ملی از این بابت که در تقویم ثبت شود؛
با این هدف عنوان «روز ملی مقاومت» خیلی بهتر است. چون حمله به خرمشهر، تصرف این شهر و آزادسازی آن ، نقطه عطف جنگ بود. وقتی به خرمشهر حمله شد، همه مردم متوجه شدند که مملکت در خطر است و خرمشهر به «سمبل تهاجم» تبدیل شد. مردم دست خالی از شهر دفاع کردند و تبدیل شدند به «سمبل مقاومت» و وقتی خرمشهر آزاد شد، مردم متوجه شدند که در جنگ می توان «پیروز» شد و خرمشهر تبدیل به نماد پیروزی شد.
به عنوان مستندساز به خرمشهر رفتید. آن روزها این شهر چگونه بود؛
ما یک گروه بودیم که 4مهر به خرمشهر رسیدیم . من و کمال تبریزی در همین روزها بود که شروع به ساخت فیلم مستندی کردیم که به نام «شهادت طلبان» پخش شد. این فیلم اولین مستند جنگی است که در روزهای اولیه جنگ ساخته شد. وقتی به خرمشهر رسیدیم با یک شهر بی روح روبه رو شدیم که در خیابان هایش هیچ کس نبود و مردم در خانه ها و در پناهگاه ها به سر می بردند، اما خیلی زود از تمام کشور، مردم خودشان را برای دفاع رساندند. البته پس از چند روز شهید آوینی با گروهش به خرمشهر آمدند و شروع به ساخت فیلم مستند کردند.
مستندات زیادی از خرمشهر و حوادث آن ساخته شده است ، آیا این آثار می توانند باعث درک جوانان از اتفاقاتی باشند که در خرمشهر روی داد؛
ادراک این موضوع برای آنهایی است که در همان زمان در خرمشهر بودند و آن روزها را تجربه کردند، بنابراین نباید توقع داشته باشیم که نسل امروز با دیدن فیلم یا عکس ، همان حس و حال را پیدا کند، در واقع امروز، زبان خبر و اطلاع رسانی از بیان واقعیت ها عاجز است و فقط از طریق «دراماتیزه» کردن اتفاقات گذشته ، می توان آنها را جاودانه و تاثیرگذار کرد.امروز دیگر تصاویر دیوارهای گلوله خورده و سوراخ سوراخ شده خرمشهر، کمتر کسی را متاثر می کند؛ اما فیلمی مثل «روز سوم» می تواند تا حدی حس و حال آن روزها را به تماشاچی منتقل کند؛ ولی واقعیت این است که اثری که از دل برآید، به دل می نشیند، تماشاچی تمایل دارد که بی واسطه با اثر ارتباط برقرار کند، اما اکنون حواشی نمی گذارد که مثلا یک فیلم راه خودش را طی کند و از طریق تبلیغ سینه به سینه مردم را به تماشا تشویق کند. وقتی یک فیلم متفاوت ساخته می شود، آنقدر اطرافیان برایش تبلیغ می کنند، آنقدر به کارگردانش سکه می دهند و او را بزرگ می کنند که مخاطب به خود اثر شک می کند و باور خود را نسبت به آنچه در فیلم گفته شده است ، از دست می دهد.
شاید به همین دلیل است که ادبیات داستانی دفاع مقدس و رمانهایی که با موضوع جنگ نوشته شده اند، ماندگارتر شده اند؛
درست است ، ادبیات و رمان ، تاریخ مصرف ندارد و برای یک مقطع خاص نوشته نشده است ، نویسنده در خلوت خود با حس و حال آن روزها، داستان را نوشته و چون از دلش برآمده ، بر دل خواننده هم می نشیند؛ اما سینما چون با شهرت و منیت همراه است ، سازنده اثر باید خیلی مراقبت کند تا تماشاچی نسبت به اثر او، مقاومت نشان ندهد و آن را بپذیرد. تبلیغات و نوع آن هم در جذب مخاطب خیلی مهم است ، گاهی برای یک اثر آنقدر تبلیغات وسیعی از طرف نهادها و سازمان های غیرمرتبط صورت می گیرد و در مردم این پرسش را ایجاد می کند که چرا اینقدر اصرار می کنند که ما برویم و این فیلم را ببینیم. در این مواقع تبلیغ تبدیل به ضدتبلیغ می شود. این نکته را هم بگویم که آمار تماشاچی دلیلی نیست بر این که اثر به دل نشسته ، تاثیر گذاشته و فرهنگ سازی کرده است. در سینمای دفاع مقدس گاهی آثار بسیار خوبی ساخته شده ؛ ولی بی احتیاطی در حواشی و تجربه روشهای نادرست در تبلیغ و اطلاع رسانی ، اثر را به یک فیلم خنثی تبدیل کرده است. مردم از قدیم الایام بر این باور هستند که هنرمند اثرش را برای مردم می سازد و اجر و مزدی بابت آن نمی خواهد. حافظ، سعدی و فردوسی به این دلیل ماندگار شدند که برای شعر خود، هیچ وقت سکه و پول دریافت نکردند.
آیا آثاری که در سینما و تلویزیون درباره خرمشهر ساخته شده ، برای ادای دین به این شهر کافی می دانید؛
تعریف رسانه با هنر فرق می کند. درباره خرمشهر «رسانه ها» بیشتر کار کرده اند ، چون رسانه ها که در کشور ما بیشتر دولتی هستند، ماموریت های ویژه ای را دنبال می کنند و برای مناسبت های مختلف باید برنامه ریزی کنند، این گونه برنامه ها چندان به دل نمی نشینند و بیشتر برای آدمهایی که جنگ را تجربه کرده اند، جالب هستند و حس نوستالژی آنها را زنده می کنند، اما برای کسانی که جنگ را از نزدیک ندیده اند، فقط هنرمندان می توانند با آثارشان تاثیرگذار باشند.