بوریس یلتسین ، آخرین رهبر «جمهوری خودمختار روسیه» در آخرین سالهای اتحاد جماهیر شوروی بود که نقشی بسیار ارزشمند در شکست کودتای کمونیست های تندرو علیه گورباچف در اوت 1991 داشت. یلتسین دوبار در سالهای 1993 و 1997 با پیروزی در انتخابات به عنوان رئیس جمهور کشورش انتخاب شد.
در نخستین سالهای زمامداری اش در کرملین بیشتر مردم او را به عنوان رهبری کارآمد قلمداد می کردند که قرار است کشور را از اقتصاد مرده و ناکارآمد سوسیالیستی به جای مانده از اتحاد جماهیر شوروی به بازارهای آزاد و افزایش سطح زندگی رهنمون کند، اما وجود سوئمدیریت و فساد چشمگیر در تیم اقتصادی یلتسین منجر به بروز بی ثباتی های بزرگ سیاسی و ناامنی شدید اجتماعی در روسیه شد.
در میانه دور دوم ریاست جمهوری بوریس یلتسین خشم مردم و نمایندگان پارلمان از اوضاع کشور به جایی رسید که در مدت زمانی کمتر از یک سال 5نخست وزیر معرفی شده از طرف وی هر یک برکنار یا مجبور به استعفا شدند. شاید وقوع جنگ در چچن طی سالهای 1994 تا 1996 یکی از بزرگترین بدشانسی های تاریخی بوریس یلتسین باشد. در حالی که در داخل روسیه مردم انتظار یک پیروزی سریع و خردکننده را از ارتش داشتند به واسطه مختصات جنگهای شهری این امید هیچگاه تحقق نیافت و کسب پیروزی نظامی علیه تروریست های چچنی پس از 2 سال همراه با اتفاقات ناخوشایندی بود که هزینه های سنگین اخلاقی و سیاسی را در داخل و خارج کشور به یلتسین تحمیل کرد.
سال 1999 هنگامی که نارضایتی عمومی از سیاست های اشتباه یلتسین و شایعات مربوط به حضور اعضای خانواده و نزدیکان وی در باندهای مافیایی اقتصادی بشدت بالا گرفته بود ولادیمیر پوتین ، رئیس سازمان اطلاعاتی روسیه (کا گ ب) به شکلی غیرمنتظره ابتدا به عنوان نخست وزیر معرفی شد و ظرف مدت کوتاهی با استعفای یلتسین عملا زمام امور کشور را به دست گرفت.
یک سال بعد مردم روسیه که بر اثر برنامه ریزی های نادرست اقتصادی در دوران گذار به ورطه فقر افتاده بودند با کنارگذاشتن فرآیند اصلاحات دموکراتیک و با هدف بازگشت ثبات و امنیت به کشورشان پوتین را به عنوان رئیس جمهور انتخاب کردند.