چالش های امریکا در عراق

چهارمین سال اشغال نظامی عراق از سوی امریکا و انگلیس در حالی پشت سر گذاشته می شود که برای ملت عراق تحمل چنین وضعی آسان نیست و هر روز شاهد افزایش مخالفت های جهانی با اشغال عراق هستیم.
کد خبر: ۱۳۲۸۷۰

امریکا برای این که افکار عمومی مردم را در غرب با خود همراه کند بهانه جنگ را وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق اعلام کرد؛ سلاحهایی که به ادعای تونی بلر نخست وزیر انگلیس ظرف 45 دقیقه ، آماده هدف قرار دادن منافع آنها در جهان خواهد بود، اما حمله به عراق نه ربطی به وجود سلاح کشتارجمعی صدام داشت و نه آزادی مرم عراق. کشته شدن بیش از 650 هزار نفر از مردم بی گناه عراق هزینه ای بود که متاسفانه تاکنون مردم عراق برای اهداف این جنگ پرداخته اند.
در همین رابطه ، رادیو انگلیسی برون مرزی صداوسیما با جیمز پول مدیر مجمع سیاست جهانی در نیویورک مصاحبه ای انجام داده است که وی در این گفتگو تحولات عراق را در چند سال اخیر بررسی می کند.

بیش از چهار سال از حمله امریکا و انگلیس به عراق می گذرد. همان طوری که می دانید این حمله با وعده و وعیدهای زیادی از طرف واشنگتن و لندن همراه بود. فکر می کنید واشنگتن و لندن تا چه اندازه در تحقق وعده هایشان موفق بوده اند؛
آن وعده و وعیدها فقط برای توجیه جنگ و برای تحریف افکار عمومی بود. دولتهای بوش و بلر در جنگ عراق شکست خورده اند و شکست آنها هر روز ابعاد گسترده تری پیدا می کند. هر روز وضعیت امنیتی عراق بدتر از روز گذشته شده و بر تعداد مخالفین جنگ افزوده می شود. تعداد زیادی از مردم عراق و سربازان امریکایی هر روز کشته و یا مجروح می شوند و متاسفانه دولت بوش و نیروهای ائتلافی دیگر نمی توانند صلح و ثبات را به عراق بازگردانند و آزادی و دموکراسی را در این کشور احیاء کنند. تنها کاری که دولتهای بوش و بلر توانسته اند در عراق بکنند، این بوده است که شرایط و وضعیت عراق را بدتر از گذشته کنند. واشنگتن و لندن در ابتدای حمله به عراق ادعا کردند که برای نابود کردن سلاحهای کشتارجمعی عراق به این کشور حمله کرده اند و زمانی که نتوانستند چنین سلاحهایی را در عراق پیدا کنند، وانمود کردند برای نجات مردم عراق و رها کردن آنها از دست یک دیکتاتور وارد خاک عراق شده اند و تا زمانی که اختلاف های قومی را حل نکنند و آزادی و دموکراسی را در این کشورها احیائ نکنند، به کشور خود باز نخواهند گشت. عده ای از مردم عراق نیز تصور می کردند پس از این ، زندگی راحتی خواهند داشت اما اینک هر روز این دغدغه را دارند که ممکن است طی یک حمله تروریستی یکی دیگر از بستگان آنها در این حمله جان خود را از دست بدهد و شاید دوباره یک مدرسه ، بیمارستان و یا زیرساختارهای کشورشان توسط بمبهای شرکتهای امریکایی و انگلیسی نابود شود.

دولت بوش به مردم امریکا و دنیا دروغ گفت تا حمله به کشور عراق را توجیه کند؛ ولی بسیاری از دروغ های آنها تاکنون افشا شده است و همان طور که شما هم گفتید آنها نتوانستند هیچ سلاح کشتارجمعی در عراق پیدا کنند و وعده های آنها مبنی بر احیای آزادی و دموکراسی نیز محقق نشده است. حال چهار سال پس از حمله ، دولت بوش چگونه می تواند مردم کشور خود یا دیگر کشورها را متقاعد کند که حضور آنها در عراق توجیه پذیر است؛
طبق نظرسنجی های زیادی که تاکنون انجام گرفته است اکثر مردم امریکا و اکثر مردم دیگر کشورها متوجه دروغهای دولت بوش و ماهیت سیاست های خارجی آن شده اند و می دانند که حمله نیروهای اشغالگر به کشور عراق توجیه ناپذیر بوده است و دولت بوش برای فریب مردم و برای این که شروع جنگ را توجیه کند، این دروغها را گفته است.
از طرفی هم ، نحوه عملکرد دولت بوش طی چهار سال گذشته بخوبی نشان می دهد که منافع مردم عراق برای واشنگتن و نومحافظه کاران کاخ سفید، هیچ اهمیتی ندارد. همه مردم امریکا شاهد هستند که دولت بوش برای بازسازی این کشور و یا برای رفاه حال مردم عراق هیچ تلاشی نکرده است. بنابراین بعید می دانم که مردم امریکا و یا دنیا دوباره فریب دروغها و یا وعده های دروغین دولت بوش را بخورند و بتوانند تداوم حضور نیروها را در عراق موجه جلوه دهند.
بوش تمامی تلاش خود را می کند و بهانه های مختلفی می آورد تا بتواند تداوم اشغال عراق را توجیه کند از جمله آموزش سربازان و نیروهای امنیتی عراق ، سرکوب شورش ، با ثبات کردن عراق ، برقراری کامل آزادی و دموکراسی و غیره ولی این که تا چه حد مورد قبول مردم امریکا و یا دنیا قرار بگیرد، بحث دیگری است و همان طوری که گفتم احتمال پذیرش آن توسط افکار عمومی کمی بعید است. نظرسنجی های به عمل آمده نیز نشان می دهد که اکثریت مردم امریکا معتقدند این جنگ نباید شروع می شد. جنگ عراق پایه و اساس قانونی و توجیه پذیر نداشته است و هر چه سریع تر امریکا می بایستی خاک این کشور را ترک کند تا جلوی تلفات و خسارت را بگیرد.
برخی مردم امریکا هم هستند که معتقدند سربازان امریکا وارد خاک عراق شده اند تا به آنها کمک کنند و نباید آنها را در این شرایط تنها بگذارند. البته خوشبختانه تعداد این افراد بسیار کمتر از منتقدین جنگ است.

چگونه است که این گروه از مردم متوجه دروغهای دولت بوش نشده اند و چگونه است که با وجود برگزاری تظاهرات های ضدجنگ و فعالیت های زیادی که برای بالا بردن سطح آگاهی مردم در امریکا انجام می شود، مثل ساخت فیلمهای مستند توسط افرادی مثل مایکل مور و غیره ، هنوز این دسته از مردم پی به حقایق نبرده اند؛
این دسته از افراد عمدتا افرادی هستند که به شبکه هایی مثل فاکس نیوز، سی ان ان و شبکه های مشابه آنها نگاه می کنند و از شبکه های مستقل غافل هستند و یا این که چندان خود را وارد مسائل سیاسی نمی کنند. این گونه شبکه ها نیز عمدتا از سیاست های دولت حمایت می کنند و جرات ندارند از خط قرمزی که توسط دولت کشیده شده است ، عبور کنند. البته همان طور که گفتم تعداد حامیان جنگ و کسانی که از سیاست های خارجی بوش حمایت می کنند، بسیار کاهش یافته است.

دروغی به نام دموکراسی


امریکا می خواهد حکومتی در عراق روی کار باشد که منافع واشنگتن را دنبال کند. امریکا به دنبال یک حکومت کاملا مردمی و دموکراتیک در عراق نیست که مستقل باشد، چرا که اکثر مردم عراق در حال حاضر خواستار پایان اشغال کشورشان و خروج نیروهای امریکایی از آن هستند و نفرت شان نسبت به نیروهای اشغالگر روز به روز بیشتر می شود. آنها نیروهای اشغالگر را مایه بدبختی و بیچارگی خود می دانند و به چشم نیروهای نجات گر به آنها نگاه نمی کنند و دوست دارند که هرچه سریع تر خاک کشورشان را ترک کنند. مسلما دولت بوش به دنبال آزادی و دموکراسی برای مردم عراق نیست بلکه به دنبال منافع شخصی خویش است.
مردم عراق نیز بخوبی می دانند که نیروهای امریکایی به فکر آنها نیستند و هدف واقعی آنها برقراری آزادی و دموکراسی نیست. در ضمن دموکراسی باید مستقل و مردمی و دموکراتیک باشد تا حکومت های بیگانه نتوانند در تعیین سرنوشت آن دخیل باشند. بنابراین اولین گام برای ایجاد دموکراسی در عراق باید پایان اشغال این کشور باشد. اکثریت مردم از ماهیت سیاست های بوش آگاه هستند و دیگر با شعارهای فریبنده دولتمردان امریکا گول نمی خورند

بلافاصله پس از حملات 11 سپتامبر که جو ترس و وحشت در میان مردم امریکا حکمفرما بود، حمایت از بوش و جنگ عراق به بالاتر از 80 درصد رسید ولی به تدریج که دروغ های دولت بوش افشا شد حمایت از جنگ و همچنین سیاست های بوش کاهش یافت تا جایی که این حمایت در حال حاضر به کمتر از 30 درصد رسیده است و این امر به دلیل برگزاری تظاهرات ضد جنگ و کنفرانس هایی است که هدف از آنها بالا بردن سطح آگاهی مردم است.
افرادی که منطقی با این مساله برخورد می کنند به هیچ وجه از جنگ و سیاست های دولت بوش حمایت نمی کنند؛ چرا که پایان اشغال عراق نه تنها راه حل این جنگ غیرمشروع است و اشغال عراق نه تنها کمکی به پایان دادن خشونت ها و ناآرامی ها در عراق نمی کند بلکه باعث تشدید این خشونت ها می شود. بنابراین مردم امریکا در حال حاضر وظیفه خطیری دارند و نباید تنها به این مساله فکر کنند که چه چیزی درست و چه چیزی اشتباه بوده است ، بلکه باید به فکر این باشند که چگونه دولت بوش را وادار کنند تا به اشغال عراق پایان دهد.

آیا افرادی که معتقدند نباید مردم عراق را تنها گذاشت ، از سیاست های بوش حمایت می کنند؛
خیر، تعدادی از افراد هم هستند که معتقدند نباید مردم عراق را تنها گذاشت و این لزوما به معنای حمایت از سیاست های بوش نیست ، بلکه آنها بر این باور هستند که نیروهای نظامی باید عراق را ترک کنند و تنها نیروهایی در کنار مردم عراق باقی بمانند که بتوانند در بازسازی کشور و تامین شرایط رفاهی برای مردم عراق به آنها کمک کنند. آنها می گویند بهتر است نیروهای نظامی و جنگ افزارهای نظامی از عراق خارج شوند و به جای آن شرکتهای بین المللی وارد عراق شوند و همراه با مردم عراق و شرکتهای عراقی بازسازی این کشور را شروع کنند. این افراد می گویند دولت بوش وظیفه و مسوولیت بزرگی را به دوش دارد و آن همان بازسازی عراق و کمک به بهبود وضعیت اقتصادی و رفاهی مردم عراق است ولی وظیفه آن دخالت در امور داخلی عراق و یا به قتل رساندن شهروندان عراقی و بمباران مکان های عمومی نیست. وظیفه آن پیشبرد سیاست های امپریالیستی و تسلط بیشتر بر منطقه و چاههای نفتی عراق نیست بلکه وظیفه آن کمک به مردم عراق است و باید تمامی تلاش خود را برای تحقق این امر به کار ببندد. دولت امریکا به مردم عراق بسیار مدیون است و علاوه بر بازسازی این کشور باید خسارت وارده به آنها را نیز جبران کند.

تعدادی از منتقدان دولت بوش معتقدند که جورج بوش بسیاری از مفاد قانون اساسی امریکا را نقض کرده است و سیاست های آن مغایر با سوگندی است که هنگام به دست گرفتن قدرت ادا کرده است. آیا شما با نظر آنها موافق هستید؛
بله کاملا. جورج بوش با اتخاذ سیاست های غیرمنطقی نه تنها مفاد قانون اساسی امریکا را نقض کرده بلکه باعث خدشه دار شدن وجهه امریکا نیز شده است. شکنجه زندانیان یا انتقال آنها به کشورهای اروپایی ، زندانی کردن مظنونین تروریستی در داخل کشور به مدت نامحدود و بدون محاکمه ، تصویب قانون استراق سمع داخلی و کشتن شهروندان بی گناه در کنار دیگر ناعدالتی ها در جنگ عراق ، همگی مغایر با قانون اساسی امریکا هستند، ولی بوش و اطرافیان وی تصور می کنند که بالاتر از قانون هستند و می توانند در مواقعی قانون را نادیده بگیرند. برخی اعضای دموکرات کنگره و تعدادی از جمهوریخواهان خواستار استیضاح وی شده اند. رئیس جمهور موظف است از قانون اساسی امریکا و همچنین مردم حفاظت کند.
ولی وی نه تنها چنین کاری را نمی کند بلکه مغایر با آن هم عمل می کند. بوش می تواند به جای این که بودجه کلان را در راه جنگ و کشتار مردم عراق و کشته شدن سربازان امریکایی مصرف کند، آن را در داخل کشور و برای رفاه عمومی و خدمات اجتماعی مردم امریکا هزینه کند.
از طرفی هم ، بوش ادعا می کند که می خواهد کشور امریکا را برای مردم امن تر کند و همچنین منطقه خاورمیانه را برای مردم این منطقه امن کند ولی متاسفانه چنین اتفاقی نیفتاد بلکه خشونت و ناآرامی و بی ثباتی در عراق بیشتر شد. حتی امریکا هم امن تر نشده است.
هر روز حملات تروریستی در عراق به وقوع می پیوندد و نه تنها از میزان خشونت ها کاسته نمی شود بلکه افزایش هم می یابد و به قول برخی تحلیلگران عراق تبدیل به منشائ تروریسم شده است.


مهدی گرامی فرد
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها