دغدغه های امنیتی ایران

جهان امروز اسامی مختلفی یافته است ؛ عصر ارتباطات ، عصر فناوری ، جهان گفتگو و هزاران عنوان دیگر. واقعیت این است که تمامی این عناوین مابه ازای خارجی نیز دارند
کد خبر: ۱۳۲۷۵۲
، اما اگر جهان امروز در حوزه روابط بین الملل را جهان منافع و مضار ملی بنامیم ، چندان راه به خطا نبرده ایم.
جهان امروز دستخوش تحولات بی سابقه در زمینه تهدیدات و منافع شده است. پراکندگی و جابه جایی جغرافیای تهدید، تحول در چهره تهدیدات ، ورود موج جدید تهدیدات نامتقارن ، قدرت یافتن تروریسم به عنوان بازیگر عمده بین المللی ، پراکندگی سلاحهای کشتارجمعی همگی مولفه های ناامنی جهان جدید هستند که متقابلا بر منافع کشورها نیز تاثیر می گذارند.

یکی از مهمترین ویژگی های جهان معاصر، تغییر در نظریات ژئوپلتیک و جابه جایی مناطق راهبردی است که طبعا باعث جابه جایی جغرافیایی تهدید و فرصت نیز می شود. به عنوان مثال ، امروزه سیاست انرژی بخش عمده ای از سیاست امنیت ملی دولتها را تشکیل می دهد. جهان توسعه یافته و جهان در حال توسعه هر دو رقابتی را برای دستیابی به این کالای استراتژیک صورت می دهند و امنیت انرژی در دستور کار دولتها قرار می گیرد، به گونه ای که حتی زمینه ساز اقدام نظامی و اشغال کشوری نظیر عراق می شود.
اهمیت استراتژیک خاورمیانه و بویژه منطقه خلیج فارس در امنیت جهانی باعث شده است ، در سالهای ابتدایی قرن جدید، این مناطق تبدیل به قلب زمین یا هارتلند شوند و تلاش برای یافتن جایگاه برتر یا حتی تسلط بر این منطقه در دستور کار بسیاری از دولتها قرار گیرد. از آن جمله می توان به طرح خاورمیانه بزرگ اشاره کرد که دقیقا با توجه به این تحول ژئوپلتیک دنبال می شود.
جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از اعضای نظام دولتها و کشور محوری هارتلند جدید، هیچ گاه از مشکل تعریف محیط امن فارغ نبوده و همواره دغدغه تامین امنیت را در هر دو بعد داخلی و خارجی داشته است. با وجود سرنگونی دو نظام آشوب ساز در محیط پیرامونی ایران ، (عراق و افغانستان)، بی ثباتی ناشی از عدم شکل گیری نظامهای سیاسی باثبات و همچنین حضور بیگانگان در این کشورها، بخش عمده ای از توان نظام را به خود مشغول داشته است.
سیاست های توسعه طلبانه و جنگ محورانه اسرائیل عملا مانع شکل گیری ثبات و صلحی پایدار در خاورمیانه می شود. سیاست از نیل تا فرات این رژیم و عدم پایبندی آن به کنوانسیون ها و مقررات بین المللی ، باعث شده است شکل گیری نظام امنیت منطقه ای با چالش مواجه شود.
سلاحهای هسته ای اسرائیل ، پاکستان و هند، تهدید بالقوه و نیز زمینه ساز شکل گیری مسابقه تسلیحاتی در منطقه است .حضور نظامی بیگانگان در منطقه و بویژه خلیج فارس ، ضمن آن که پتانسیل های تهدید را فعال نگاه می دارد، مانع شکل گیری نظم و ثبات منطقه ای و همکاری کشورهای منطقه برای شکل دهی به روندهای تسهیل کننده همکاری ها می شود. خلیج فارس همچنان فاقد نظام جامع امنیتی ، متشکل از جامعه امنیتی و سیستم امنیت دسته جمعی است.
عاری سازی خاورمیانه از سلاحهای کشتارجمعی از سیاست هایی است که منافع امنیتی ایران را در بر دارد. البته این موضوع تا زمانی که خلع سلاح هسته ای در خاورمیانه صورت نگرفته و اسرائیل همچنان از این سلاح و دیگر سلاحهای کشتارجمعی به عنوان ابزار بازدارندگی و برتری راهبردی استفاده می کند، محقق نخواهد شد.

نگاهی به شرق دور

پرونده هسته ای ایران و فرآیند برخورد با آن باعث شده است این پرونده به پرونده ای تبدیل شود که قدرتها و طرفهای بین المللی زیادی را در خود درگیر کند. چین یکی از قدرتهای مهم بین المللی است که در این پرونده نقش قابل توجهی دارد و همچنان به ایفای نقش می پردازد.
ملاحظات راهبردی امنیتی چین در تعاملات بین المللی ، پیوندهای کنونی موجود میان تهران و پکن ، و بررسی نقش ایالات متحده در روابط میان ایران و چین از مهمترین موضوعات مورد توجه چین است در حالی که ایران همواره به چین به عنوان یکی از قابل اعتمادترین اعضای شورای امنیت توجه داشته است. این درحالی است که روسیه نیز به عنوان همکار راهبردی ایران دراین موضوع همواره تلاش کرده است با پیروی از پراگماتیسم حاکم بر سیاست خارجی این کشور، از غرب درباره ضرورت تعلیق فعالیت های هسته ای ایران حمایت کرده ، در صورت لزوم از ایران و غرب برای تامین منافع ملی خویش بهره برداری کند. چین ملاحظات راهبردی امنیتی ویژه ای در قبال پرونده هسته ای ایران داشته است. این کشور کوشش کرده است با در نظر گرفتن دو اصل واقع گرایی و اقتصاد محوری ، منافع ملی و امنیتی خویش را در این باره تامین کند.
چینی ها از سال 1993 به واردکننده نفت تبدیل شدند و بتدریج این واردات افزایش یافته است ؛ به گونه ای که امروزه بیش از 40 درصد نفت این کشور از طریق واردات تامین می شود. این کشور در سال 2004 ، 122.7 میلیون تن نفت وارد کرده و با پشت سر گذاشتن ژاپن ، به دومین مصرف کننده بزرگ نفت در جهان تبدیل شده است. علاوه بر واردات نفت ، ایران و چین در دیگر حوزه های انرژی نیز با یکدیگر همکاری نزدیکی داشته اند.

طرح امنیتی ایران برای منطقه


ایران تلاش می کند طرح کلان ترتیبات امنیتی منطقه ای را بر مبنای اعتماد متقابل و درک مشترک کشورهای منطقه از امنیت و دستیابی به جامعه امنیتی منطقه ای تحقق بخشد. دستیابی به چنین هدفی ، نیازمند ارتقای ایده امنیت دسته جمعی از حالت یک ایده انتزاعی به مکانیسم ها و چارچوب های تعریف شده و قواعد هماهنگ ساز میان کشورهای مورد نظر است .خروج تدریجی نیروهای بیگانه از منطقه و جایگزینی آن با یک سیستم امنیت جمعی منطقه ای از دیگر اهداف ایران است.
حضور قدرتهای بزرگ و نیروهای نظامی آنان در منطقه در دراز مدت باعث افزایش ناامنی و مانع شکل گیری سیستم های بومی امنیت منطقه ای می شود. رشد روزافزون خریدهای نظامی در منطقه و ورود تکنولوژی های جدید، عملا مسابقه تسلیحاتی متعارف را دامن می زند. نتیجه منطقی چنین روندی ، عدم شکل گیری سیستم همکاری های منطقه ای از یک سو و افزایش مولفه های عدم اعتماد، تهدید و ناامنی از سوی دیگر است

فراتر از بخش انرژی ، مجموع تجارت چین با ایران در سال 2004 به 7 میلیارد دلار رسید که 25 درصد نسبت به سال 2003 افزایش داشته است. این مقدار در سال 2005 به 9.5 میلیارد دلار افزایش یافت. در حال حاضر پروژه های گوناگونی از جانب شرکتهای چینی در بخشهای نیروگاهی ، مترو، فرودگاه و مواردی از این دست در حال اجراست که مجموع آنها حدود 6 میلیارد دلار است. روند اجرایی صدها پروژه کوچک و بزرگ نیز میان دو طرف در حال مذاکره است.

چالش با ایالات متحده

اما در این میان رویکرد دیگری هم قابل ملاحظه است و آن پرونده هسته ای ایران در چارچوب روابط چین و امریکاست. بحران در روابط ایران و امریکا از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون به انحای مختلف وجود داشته است و دراین رابطه چینی ها تحت فشار بوده اند. بر این اساس در سال 1996 کنگره امریکا قانونی را برای افزایش فشارهای اقتصادی بین المللی علیه ایران تصویب کرد که براساس آن شرکتهایی که بیش از 40 میلیون دلار در صنایع نفت و گاز ایران سرمایه گذاری می کردند، از جانب امریکا تحریم می شوند.
این قانون عملا فشارها را بر شرکتهای نفتی چین افزایش داد، این در حالی است که این کشور به منابع مطمئن انرژی نیاز دارد و ایران تنها کشور موجود در منطقه خلیج فارس است که شرکتهای چینی می توانند بدون حضور رقبای امریکایی به راحتی در آن سرمایه گذاری کنند. بنابراین چینی ها با توجه به نیازهای خود به انرژی ، بدون توجه به قانون یاد شده ، روابط خویش را در بخشهای انرژی ایران تا دهها میلیارد دلار افزایش دادند. در کنار نیازهای انرژی چین به جمهوری اسلامی ایران ، باید توجه داشت که حجم مراودات اقتصادی چین و امریکا نیز برای مقامات چینی بسیار مهم است.
ایالات متحده در زمینه سرمایه گذاری ، انتقال فناوری و صادرات ، مهمترین شریک تجاری چین محسوب می شود. مجموع حجم تجارت دو کشور در سال 2005 به 185.3 میلیارد دلار رسید و پیش بینی می شود که تا پایان سال 2007 به رقم 200 میلیارد دلار بالغ شود. بنابراین هم ایران و هم ایالات متحده امریکا برای این کشور حائز اهمیت هستند و این موضوع موجب گردیده است که چینی ها در حالت تناقضی گرفتار شوند که آنها را مجبور به سکوت یا صحبت های دو پهلو و مبهم در خصوص پرونده هسته ای جمهوری اسلامی ایران کرده است و این درحالی است که چینی ها بواقع معتقدند که دست یابی به انرژی صلح آمیز هسته ای براساس موافقت نامه های بین المللی ، حق مشروع ایران است و از این موضوع حمایت می کنند.
هر چند چینی ها در پی این هستند تا در موقعیتی قرار نگیرند که مجبور باشند میان تهران و واشنگتن یکی را انتخاب کنند. هر چند در خصوص قطعنامه های اخیر چنین اتفاقی رخ داد. با این همه پکن از حل مسالمت آمیز پرونده هسته ای ایران از طریق دیپلماسی و راههای سیاسی حمایت کرده و وجود پرونده هسته ای ایران در نیویورک را در جهت منافع ملی خویش ارزیابی نمی کنند هرچند به نظر می رسد در صورت اجبار این کشور به انتخاب میان ایران یا امریکا، این کشور امریکا را انتخاب خواهد کرد.
با توجه به پیوندهای سیاسی و بویژه اقتصادی میان چین و امریکا که دهها برابر پیوندهای اقتصادی پکن و تهران است ، این کشور در صورت گرفتن تضمین های لازم در خصوص تامین انرژی ، به سیاست های ایالات متحده نزدیک خواهد شد و بنا به نظر بسیاری از کارشناسان ، باید میان سیاست های اعلامی و رفتارهای عملی این کشور تفاوت قائل شد و از اتکای بیش از حد به چین نیز خودداری کرد؛ چرا که سیاست خارجی چین بر دو پایه «واقع گرایی» و «اقتصاد محوری» بنا شده است.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها