سکانس هایی از زندگی شهرنشینی

امروزه همه شهرهای کوچک و بزرگ جهان از طریق جاده های درون شهری به وسیله وسایط نقلیه با هم ارتباط دارند. عبور و مرور ایمن این وسایط نقلیه و نیز عابران پیاده در خیابان های گوناگون شهر نیازمند رعایت قوانین و
کد خبر: ۱۳۲۶۰۵
مقررات ویژه ای است که علی الاصول در تمامی نقاط جهان شکل یکسانی دارد؛ به عنوان مثال یک شهروند آفریقایی در متابعت و اجرای قوانین مزبور به همان میزان و شکلی عمل می کند که در یک کشور اروپایی باید صورت گیرد.
رعایت همین مقررات از سوی هر شهروند تابع قانون ، در کشور ما نیز از این قاعده مستثنا نبوده و اجرای آن لزوما باید نظام یکسان و مشابهی داشته باشد. به طور طبیعی قانونگذاری و پایبندی نسبت به اجرای همه قوانین و مقررات مطروح شده از سوی دولت و شهروندان در تمامی شوون زندگی ، با نیت آسایش و امنیت هر جامعه ای صورت می پذیرد و به تبع ، قوانین راهنمایی و رانندگی نیز در زمره همین اصل قرار می گیرد. حال با در نظر گرفتن اصول و قواعد یاد شده ، در یک پرسش و پاسخ فرضی از شهروندان درخصوص پایبندی و رعایت مقررات یاد شده نه تنها اعتراضی عنوان نخواهد شد، بلکه همه یکپارچه آن را ضامن استحکام یک زندگی متمدن شهری خواهند دانست.
متاسفانه واقعیت مقداری با این ساز و کار بنیان مدنی فاصله دارد و این گسست باعث بروز مشکلات و حوادث گوناگونی می شود. این معضل بزرگ شهری از منظرهای گوناگون ظرفیت تحلیل و بررسی دارد، اما آنچه در این نوشتار مورد مداقه و مدنظر است ، پرداختن به شکل اجرا و رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی از سوی شهروندان ، اعم از رانندگان و عابران پیاده است.
با یک بررسی گذرا و نگاه اجمالی به عملکرد شهروندان در این زمینه شاهد ارتکاب موارد متعددی از نقض قوانین و مقررات یاد شده و عدم پایبندی به نظم و قانون خواهیم بود؛ واقعیتی که هر انسان مسوولی را سخت دل آزرده می کند و در کمال تاسف تخطی از این اصول مقبول علی القاعده از سوی بیشترین قشر گوناگون مردم صورت می گیرد. نمی توان گفت این خطاکاران با قوانین آشنایی ندارند و باید آنها را با این قوانین آشنا کرد تا منبعد با انجام صحیح مقررات تردد شهری شکل مطلوبی بیابد، زیرا همه بخوبی با قوانین راهنمایی و رانندگی آشنا هستند. وقتی ما بدانیم که عملی ناصواب و خطاست و همه روزه با نادیده گرفتن این واقعیت باز هم به عملکرد اشتباه خویش ادامه می دهیم.
سکانس اول: ساعتی از روز یک چهارراه پرتردد شهر
به ناگاه جریان برق قطع می شود. متاسفانه در آن وضعیت پلیسی هم در محل حضور ندارد. در عرض چند دقیقه آنچنان وضعیتی ایجاد می شود و ازدحامی آزاردهنده لحظه به لحظه افزونی می یابد و بوقهای متنوع و فریادهای گوناگون فضا را انباشته می کند و ردیف خودروها در هم گره می خورد و بالطبع عبور و مرور نیز مختل می شود. در چنین شرایطی و در بسیاری از مواقع ، درگیری و جدالهایی هم میان رانندگان رخ می دهد. این آوردگاه! تا وصل جریان برق یا حضور چند پلیس ادامه می یابد.
سکانس دوم: چهار راه دیگری در گوشه ای از شهر در همان ساعات
چراغ راهنمایی بخوبی کار می کند و خودروها نیز کم و بیش با حفظ و رعایت نسبی قانون و تنظیم حرکت براساس شمارش تصویری تابلوی شکیل چراغ راهنمایی توقف یا عبور می کنند؛ اما معدودی از عابران بدون در نظر گرفتن چراغ قرمز و ضمن عبور و مرور خودروها، از عرض خیابان می گذرند و بعضی از آنها حتی به رانندگان اعتراض هم می کنند و نه تنها خلاف خود را نادیده می گیرند، بلکه توقع دارند خودروهای در حال گذر برای آنها بایستند و بگذارند آنها براحتی خلافشان را انجام دهند.
سکانس سوم: خیابان پرترددی در حاشیه شهر
خودروها با سرعت در دوسوی یک اتوبان در حال گذرند. در چند قدمی یک عابر پیاده که قصد دارد از عرض خطرناک خیابان بگذرد، پل عابر پیاده خوش ساختی دیده می شود. عابر پیاده هرازگاهی که می خواهد بدود و به آن سوی خیابان برود، چند خودرو با سرعتشان اجازه رفتن به او نمی دهند. تردد خودروها آنچنان فشرده و پرسرعت است که عبور عابر خلافکار را مانع می شود. بالاخره لحظاتی بعد او با دویدن و پرش از روی شمشادهای دوسوی خیابان خود را پیروزمندانه به آن سو می رساند و به دنبال کارش می رود!
سکانس چهارم: یکی از خیابان های مرکزی شهر - ازدحام مردم و خودروهایی که می گذرند
در پیاده روها پیر و جوان در رفت و آمدند. زن جوانی دستهای دو کودک خردسالش را گرفته است و به آرامی آنها را در طول پیاده رو به سویی می برد. به ناگاه یک موتورسیکلت سوار بی پروا وارد پیاده رو می شود و با چراغ روشن و بوق زنان از میان عابران پیاده ویراژ می دهد. بناچار همه عابران باید به کناری روند تا او بگذرد. مادری که کودکان خردسالش را به دست گرفته ، با وحشت آنها را به حاشیه پیاده رو می کشاند و به دیوار می چسباند تا موتورسیکلت سوار خاطی ، گزندی به بچه های معصومش نرساند. لحظاتی به همان حال می ایستد تا موتورسیکلت دور شود. نفس عمیقی می کشد و آسوده خیال بچه ها را با خود می برد. هنوز چند قدمی پیاده رو را طی نکرده است که موتورسیکلت سوار دیگری این حریم امن را می شکند و از میان عابران پیاده با سرعت می گذرد و دوباره زن و بچه های آسیب پذیر بناچار به حاشیه پیاده رو پناه می برند.


علی پاکاریان
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها