در این مرحله اسلام می فرماید با قول لین یعنی آرام و با بیان منطقی که چرا اسلام بر پوشش تاکید دارد و با تکرار مداوم فلسفه حجاب پذیرش در طرف مقابل ایجاد شود. در مرحله عملیاتی نیز چیزی به نام اعمال زور نداریم. اعمال زور در جایی است که دیگر هیچ راهی نمانده است. در مرحله عملیاتی اول باید تبلیغ کنیم.
صداوسیما، مراکز دولتی و غیره حجاب درست و مناسب را تبلیغ کنند. آن وقت اول تذکر زبانی دهیم که خیلی ها که اطلاع ندارند می پذیرند. اگر نیاز شد تعهدی گرفته شود، اما اگر کسانی قصد دارند اخلال کنند و نظم را بر هم بزنند در اینجا مناسب است برخوردی شود تا جلوی اخلال گرفته شود.»
حد پوشش در اسلام وجه و کفین است یعنی یک خانم حق دارد صورت و دست هایش از مچ باز باشد و با این وضعیت در اجتماع ظاهر شود. به شرطی که صورت و دست را طوری آرایش نکند که از حالت عرفی خودش خارج شود، اما پوشش ظاهری تنها یکی از مشخصه های حجاب است. آنچه از تعابیر دینی و آیات قرآنی استنباط می شود این است که خودداری از سخن گفتن و رفتار به شیوه تحریک آمیز نیز از مصادیق حجاب و حیا است.
|
در جستجوی گمشده ای بر زمین

آن شرم و آزرم نشسته بر وجودش مرا مقهور می کند، آن هنگامی که هیچ کنیزکی را یارای آن نیست که حجاب از او برگیرد و هیچ گستاخی حق آن ندارد که نیم نگاهی به پشت سرش بیندازد که او محکم و استوار گام برمی دارد. چشمانش آنچنان راست و مستقیم به راه دوخته که به جستجوی گمشده ای روی زمین می ماند. آنچه در روح از زنی پاک و بی آلایش نقش بسته اوست.
نمونه ای از اشعار عربی قبل از اسلام
|
نظر دکتر غلامی را در این مورد نیز بخوانید: «مساله حیا در تعالیم دینی آنقدر مهم و مورد تاکید است که در روایات آمده است هرکس حیا ندارد، نمی تواند ادعا کند که من دین دارم. بحثی که پیش می آید این است که رابطه حجاب با حیا چیست؛ آیا اگر خانم و یا آقایی صرفا پوشش مناسبی داشت می توان گفت با حیا هم هست؛ حجاب تنها یکی از مصادیق حیاست.
یعنی اگر کسی پوشش مناسبی داشته باشد می تواند بگوید من به بخشی از حیا عمل کرده ام و آن حیای ظاهری است ، اما حیا تنها منحصر به پوشش بیرونی نیست. ما موظف به رعایت حیای چشم ، حیای قلب و غیره هستیم.»
3 دهه سهل انگاری
یکی از مهمترین علل پدید آمدن معضلی به نام بدحجابی در جامعه امروز ما ناآگاهی جوانان و نوجوانان و حتی خانواده های آنان از حد پوشش در تعالیم اسلامی و فلسفه آن است. بسیاری از دخترانی که امروز به شکل نامتعارف در کوچه و خیابان می بینیم یا پسرانی که در کمال گستاخی به خود اجازه ایجاد مزاحمت می دهند از کودکی با مبانی دینی آشنا نشده و در محیط خانواده مقید به انجام آن نبوده اند.
باید گفت متاسفانه در فاصله حدود سه دهه که از پیروزی انقلاب اسلامی و اجباری شدن حجاب در جامعه ما می گذرد متولیان فرهنگی کشور نیز نه تنها گام اساسی برای آشنایی جوانان با این حکم شرعی برنداشته اند، بلکه گاه خود به طور غیرمستقیم اشاعه دهنده فرهنگ بدحجابی در جامعه بوده اند. برخوردهای منقطع همانند آنچه امروز شاهد آن هستیم ، شاید بتواند به طور مقطعی اندکی از بار فشاری را که مردم شرافتمند و نجیب ما تحمل می کنند سبک کند، اما قطعا راه حل منطقی و تاثیرگذاری نخواهد بود.
چنین حرکتهایی در صورتی کارآمد خواهد بود که با اطلاع رسانی و در کنار آن تقویت روحیه انقیاد در مقابل تعالیم باری تعالی همراه باشد. روحیه ای که این باور را در فرد ایجاد نماید که اگرچه ممکن است فلسفه بسیاری از قوانین و تعالیم دینی برای من ناشناخته باشد، اما در کنار تلاشی که برای کشف اسرار قوانین الهی می کنم تنها همین دلیل که خدا را علم و عدل مطلق می دانم و اعتقاد دارم خداوند دستوری بیهوده نمی دهد، کافی است که سر تعظیم در برابر فرامین او فرود آورم.
در این خصوص استفاده از روشهای نوین تعلیم و تربیت و نظرات کارشناسان می تواند راهگشا باشد. نکته دیگر این که آگاهی از فلسفه حجاب تنها یکی از مواردی است که می تواند گروهی از زنان را به انجام این فریضه مقید کند. فراموش نکنیم در حرکتهای میلیونی و تظاهرات انقلاب زنان بی حجاب دوران طاغوت بدون این که اجباری در میان باشد و یا کسی به آنها آگاهی داده باشد، به صورت داوطلبانه مقید به داشتن حجاب بودند و با پوشش در تظاهرات ظاهر می شدند، چرا آن شور و حرارت از میان رفت و چه اتفاقی افتاد که بسیاری از همان زنان بعدها در مقابل این سنت الهی موضع گرفتند؛