اسپارت ها سوژه ای برای خلق تمدن دروغین

غربیها با تکیه بر تمدن آتن می خواهند در اذهان جهانیان این نکته را نهادینه کنند که ایران همواره با تمدن بشری در ستیز بوده است ؛ اما آتن با پیروزی خود توانست تمدن بشری را در برابر ایران نجات بدهد.
کد خبر: ۱۳۱۷۸۶

این مساله به غیر از فیلمهایی که تاکنون با همین مضمون ساخته شده است در بسیاری از نوشته های مورخان غربی هم مشهود است ؛ ولی آنچه باعث برانگیخته شدن احساسات ایرانی ها پس از دیدن فیلم 300 می شود؛ چهره زشت و نادرستی است که به دلیل ظاهری و شیوه رفتار از ایران باستان به نمایش درآمده است. آنچه فیلم 300 و آثار مشابه به تحریف آن دست می زنند ، دستاوردهای بزرگ تمدن بزرگ و صلح طلب ایرانی است. در این فیلم ، رشادت ایرانیان به هرزگی و خونخواری تبدیل شده و گشاده رویی و زیبایی هایشان جای خود را به سرکشی و عصبانیت داده است. فاصله این فیلم تا واقعیت آنقدر زیاد است که خشایارشاه ایرانی را به شکل پادشاهی آفریقایی درآورده است. آنچه در پی می آید، گفتگوی طالب زاده و اکبر عالمی در نقد و بررسی این فیلم و دلایل گرایش هالیوود به ساختن آن است که روز یکشنبه 26 فروردین ساعت 21 از برنامه سینما 4 سیما پخش شد.

نادر طالب زاده: فیلم 300 از تولیدات غریب هالیوود است که با انگیزه های سیاسی ساخته شد و این روزها در ایران و کشورهای دیگر جهان سر و صدای زیادی به راه انداخته است تا آنجا که یونانی ها هم به آن معترض شده اند. می خواهم بدون مقدمه شما از نقطه آغاز این فیلم تاکنون صحبت کنید.
اکبر عالمی: زاک اسنایدر، کارگردان جوان و جویای نام این فیلم 41 سال سن دارد و 300 دومین فیلم اوست. فیلم اولش به نام «سقوط مرده» فیلم مهمی بود. او با بودجه ای 65 میلیون دلاری در استودیویی به وسعت یک سوله این کار را تولید کرد. من می کوشم در این فرصت محدود از 3 منظر تاریخی ، ساختاری و روایی تاثیر این فیلم را روی مخاطبان بررسی کنم بویژه این که این فیلم در 3100 سینمای امریکا در نوبت اول به نمایش درآمد و در هفته اول 70 میلیون دلار فروخت و به عقیده من پیش از هر چیز به شعور مردم امریکا اهانت کرد.
اما جنگ ترموبیل به عنوان مهمترین جنگ تاریخ باستان در تاریخ بشریت ثبت شده است. این جنگ میان لئونیداس پادشاه اسپارت و خشایارشاه در گرفت ، او پسر داریوش کبیر است و داستان حمله او به یونان ، داستان تاریخی بسیار جالبی است که اتفاقا 300 از آن غافل شده است. تنها کاری که کارگردان این فیلم کرده است این بوده که از یک سال پیش درباره تمرین ها و برنامه ریزی های بازیگران ناشناخته و گمنامش تبلیغ کرده و تنها منبع مورد اتکای او، کتاب کمیک استریپ فرانک میلر بوده است.
فرانک میلر، آدمی است که طراحی قوی و حیرت آوری دارد و تخیل پرداز خوبی است و کارگردان فیلم 300 عین به عین این تابلوها را می گذارد جلوی خودش و همان را می سازد. عنوان 300 را در این فیلم به همان جنگ ترموبیل داده اند؛ اما در تیتراژ اول ، همه تبلیغ ها و پوسترهای فیلم 300 را طوری نوشته اند که فکر می کنی نوشته اند Zoo یا باغ وحش. به هر حال این آدم توانایی ساختن فیلم را نداشته است و دیدید که منتقدان غربی هم به آن نمره منهای B یعنی از متوسط پایین تر دادند. چون عرض کردم به شعور تماشاگران امریکا توهین می کند و آنها را از نظر درک سینمایی آنقدر نازل فرض کرده است که فکر می کند می تواند یک فیلم کودکانه که شبیه بازیهای رایانه ای است ، با صداهای کوادرافوتیک روی پرده عریض 70 میلی متری به نمایش دربیاورد.
در سال 480 پیش از میلاد، این جنگ میان لئونیداس و خشایارشاه درگرفت. آقای طالب زاده شما به دایره المعارف بریتانیکا اشاره کردید، من هم به دایره المعارف امریکا استناد می کنم ، هیچ سند و کتاب تاریخی ای وجود ندارد که نشان بدهد لئونیداس با یک لشکر 300 نفری به جنگ 18000 نفر سرباز خشایارشاه رفته است. در بعضی کتابهای غربی تعداد لشکریان لئونیداس را 2800 و برخی دیگر 4000 و یا 6400 نفر قید کرده اند که زیر سلطه و فرماندهی 300 اسپارتان بودند. 300 اسپارتان یعنی لشکری که فرمانده اش لئونیداس بود. اینها در تنگه ای کمین می کنند، من می خواهم به خودم و شما بگویم که بیاییم از قول مورخان ایرانی چیزی نگوییم ، چون ممکن است متهم شویم به این که نگاه شوونیستی داریم.
اتفاقا من می خواهم سراغ ویل دورانت بروم ؛ او که هم مورخ بود و هم جامعه شناس و در جلد اول و دوم کتاب تاریخ تمدن به چنین چیزی اشاره نمی کند و باز معتقدم که ضرورتی ندارد این فیلم را من و شما نقد کنیم ، چون ذهن دانا و پویای هر تماشاگری حتی اگر امریکایی باشد به این نتیجه می رسد که به شعورش توهین شده است.
دیوید استورناک ، استاد دانشگاه کمبریج و آکسفورد می گوید: هرودوت کسی است که هر چه دلش خواسته درباره تاریخ نوشته و خیلی هم نمی شود به گفته های او استناد کرد؛ اما خود او می گوید: یونانی های 500 سال پیش از میلاد مسیح نژاد آدمی را به دو قسمت تقسیم کرده بودند: یا یونانی یا بربر و هیچ قوم دیگری را به رسمیت نمی شناختند. یعنی اگر شما یونانی بودید، یونانی صدایتان می کردند و در غیر این صورت بربر بودید. در حالی که زاک اسنایدر و نویسنده 300درباره پرشین حرف می زنند و این خیلی جالب است.
سیطره امپراتوری هخامنشیان در 480 سال پیش از میلاد مسیح از شمال دریای مدیترانه و بخشی از روسیه و از غرب و شرق از نواحی اورشلیم تا افغانستان و پاکستان و در جنوب تا خلیج فارس را شامل می شده است ، یعنی وقتی می گفتند قوم ایران 1000 ملت است ، دلیل داشتند و پادشاهان هخامنشی در همه کتیبه های خود اصرار می کردند که بتوانند عدل و انصاف را برای 1000 ملت در این گستره عجیب فراهم بیاورند. اینها منشور حقوق بشر را نوشتند و کتیبه هایش هم موجود است.
در صورتی که هرودوت آنچه را که از کوروش به جا مانده است منتسب به حمورابی می داند، در حالی که حمورابی چند سده زودتر از پادشاهان هخامنشی بر بابل فرمانروایی می کرد. دلم می خواهد به ریچارد فرای ، استاد دانشگاه هاروارد مراجعه کنیم که تعبیر درست و منصفانه ای دارد.

عالمی: منتقدان امریکایی به فیلم 300 درجه B دادند چون شعور مخاطب را نادیده گرفته است

او و دیوید استورناک سال 1975 به ایران آمدند و به تخت جمشید رفتند، پژوهش ها و مصاحبه هایی انجام دادند که حاصل آن 2 کتاب شد و هر دو البته به فارسی ترجمه شده اند. پیر برایان فرانسوی هم مورخ بی طرفی است. او کتابی دارد که آن هم به فارسی برگردان شده و منبع خوبی برای پژوهشگران است ؛ اما به قول گوبلز: در تاریخ ، دروغ هر چه که بزرگتر باشد، مردم دنیا راحت تر آن را قبول می کنند.
طالب زاده: به نظر من ، زمان تولید این فیلم هم قابل توجه است ، چون چند سالی از تولید فیلم اسکندر گذشته و اتفاقاتی در منطقه رخ داده که بی سابقه است.
عالمی: صبر کنید آقای طالب زاده ، همه آدمهایی را که در این فیلم نشان می دهند سیاه و زنگباری هستند. من به پوست صورتشان که نگاه می کنم غصه می خورم. ما ایرانی ها چه پیش و چه پس از اسلام به هیچکدام از ادیان توهین نکردیم و هرگز آلوده نژادپرستی نشدیم در حالی که غربیها disogligation «واژه» دارند، آپارتاید دارند، در حالی که به گفته هرودوت و ویل دورانت خشایارشاه مردی خوش قامت و خوش چهره بود و در این فیلم او را یک سیاه زنگباری نشان می دهند. من اصلا بحثم سر پوست و نژاد نیست ، فقط می خواهم بگویم چرا این شکلی؛!
طالب زاده: به این مساله که خیلی هم انتقاد شد و به هر حال این فیلم به تمامی غیرواقعی است. اما در یک مصاحبه مطبوعاتی ، خبرنگار زیرکی از اسنایدر پرسید که چرا اکنون شرکت وارنر از شما حمایت کرد، او اشاره کرد به موقعیت سیاسی ، جغرافیایی دنیا و حوادثی که هم اکنون در منطقه و جامعه او روی داده است. می خواهم بگویم اگرچه می خواهد در منطقه اختلال و شر ایجاد کند، ولی موفق نمی شود و نتیجه عکس می گیرد.
عالمی: نمی تواند، چون شبیه بازیهای رایانه ای شده است.
طالب زاده: چیزی که برای من در این کار خیلی عجیب و غریب است و نشان می دهد که ما با یک ارتش طرف هستیم این است که دشمن ما پیش از این که تیر بفرستد، امواج را روانه می کند. فرمول های هالیوودی خیلی موفق تر از پنتاگون عمل می کنند. ببینید در غرب چه هراسی از مسلمانان و ایرانی ها ایجاد کردند، در صورتی که خود ما ایرانی به این شکل تا به حال ندیده ایم.
عالمی: باید نقد تاریخی را مدنظر بگیریم و برای آن باید به دایره المعارف امریکا جلد 29 صفحه 596 مراجعه کنیم که می گوید: خشایارشاه کبیر، پسر داریوش اول است که مادر او آتوسا نام داشت و دختر کوروش بود (درباره جنگها هم نوشته که یونانیان درخصوص تعداد سربازان خود در جنگها همیشه اغراق می کردند) او از تنگه داردانل عبور کرد و آتن را به تسخیر خود درآورد؛ اما در همین کتاب آمده است که شروع جنگ همیشه با یونانیان بوده است و این به آن معناست که ایرانی ها جهانگشا نبودند. در تاریخ هم ایران هیچ وقت آغازگر جنگ نبوده است ؛ اما تاریخ جنگ ایران و یونان را 500 سال پیش از میلاد مسیح می داند، در حالی که این فیلم 480 سال پیش از میلاد جنگی را نشان می دهد که میان امپراتوری ایران و ممالک یونان روی داد؛ چراکه در آغاز جنگ ، آسیای غربی و مصر جزو امپراتوری داریوش هخامنشی بود؛ ولی شهرهای یونانی در سواحل آسیای صغیر یا یونان فعلی علیه حکومت ایران شورش کردند که مظهر تمدن آن دوران بود. اکنون قضاوت کنید که چه کسی جنگ را شروع کرد. این را من ، شما یا مورخان ایرانی نمی گویند. به جلد 29 دایره المعارف امریکا استناد می کنم ؛ اما در سال 494 پیش از میلاد یعنی 4 سال قبل از داستان فیلم 300 از داریوش شکست خوردند و پس از مرگ داریوش که خود هرودوت به او لقب کبیر داد، پسرش یعنی همین خشایارشاه جانشین او می شود و در سال 490 پیش از میلاد همه قدرت را در امپراتوری ایران به دست می گیرد و در حالی که از اقیانوس هند تا مدیترانه را در اختیار داشت با سپاهی عظیم و ناوگان دریایی فوق العاده ، سپاهیان یونانی را که تعداد آنها 4000 نفر و 300 اسپارت به عنوان فرمانده بود، شکست می دهد.

فیلم 300 بیدارباشی برای جوانان است


عالمی: بین النهرین ، دجله و فرات و قسطنطنیه 6 هزار سال قبل از میلاد مسیح قدمت دارد. محققان غربی ثابت کرده اند که تمدن شوش 3 هزار ساله است. همه این ها مقدمه همان حسادتی می شود که به آن اشاره شد. حقانیت ما در بلندمدت اثبات می شود، مردم دنیا به این واقعیت پی خواهند برد که ایرانی ها جهان گشا نیستند.

آریانوس نگاه منصفانه تری از هرودوت به ایران دارد، پروتارک و گزتفوم هرگز مانند او واژگونه و غیراقعی علیه ایران چیزی ننوشته اند. کتاب پنجم رسوم آریانوس می تواند اطلاعات خوبی درباره جنگ 300 به پژوهشگران بدهد. دوباره تاکید می کنم هرودوت ، مورخی یونانی است و تاریخ را قوم پیروز می نویسد. طبیعی است که قلم هرودوت به سمت منافع ایران نچرخیده باشد. یک چیزی شما گفتید و برای من هم جالب بود، یونانی ها هم از ساخت فیلم 300 عصبانی هستند و در آخر، یادمان باشد که وارد زمان جدیدی شده ایم ، جنگ رسانه ای آغاز شده و به قول عرفا چون صاحب خانه آمده اینها از پوکی خود ترسیده اند و فرمول اختراع می کنند، تاریخ جعل می کنند که بتوانند این وحشت را تعدیل کنند. باید به جوانان بگوییم با تمام افتخاری که نسبت به گذشته و اجداد خود در این سرزمین باستانی احساس می کنیم نباید غره شویم. جوان ما باید برای آینده طراحی کند. فرق من پیرمرد با یک جوان این است که به گذشته نگاه می کنم چون نمی توانم آینده درخشانی برای خودم ترسیم کنم ؛ اما یک جوان 14 ساله فقط باید بداند که اصل و نسب و هویت دارد و برای آینده برنامه ریزی کند.
طالب زاده: این فیلم با تمام انگیزه هایی که داشت ، جوانان ما را خیلی تحریک کرد، وقتی آن را می بینند عصبانی می شوند و می فهمند که پشت پرده جریاناتی هست. من جوانانی را دیدم که تحصیلات یا دغدغه سینما و سیاست نداشتند، اما خودشان با دیدن این فیلم به خونشان جوش آمده بود و یک نوع بیدارباش است برای همه و باز می گویم که در این شر، چیز بزرگی هم وجود دارد

لئونیداس کشته می شود و خشایارشاه به سمت آتن می رود و در جنگ سالامین به دلیل شرایط ناهنجار آب و هوا شکست می خورد و به ایران باز می گردد. حالا از همه جوان هایی که این فیلم را دیده اند یا خواهند دید، می پرسم: آیا 300 بجز قلب تاریخ و وارونه کردن واقعیات چیز دیگری است؛ آیا باید تاریخ را قوم پیروز بنویسد یا کسانی که صدا، نعره یا بلندگوی قوی تری در دست دارند؛ این درد بزرگ بشریت در قرن 21 است.
خود خشایارشاه وقتی که به جزیره تسالی می آید 600 قایق جنگی را کنار هم می گذارد و از آن عبور می کند، این فناوری برتر جنگی را نشان نمی دهد. یعنی تیر و کمان هایی که از چله رها می کند و تمام آسمان سیاه می شود به دلیل لجستیک فوق العاده نیست؛ چرا اینها را حساب نمی کنند؛ وقتی نگاه می کنیم به 500 سال پیش از میلاد و به استناد هرودوت استرابی متوجه می شویم یونان در آن زمان ، اقتصاد درستی نداشت است و سربازانش به استخدام ارتش امپراتوری هخامنشی درمی آمدند. ما اصلا نمی خواهیم راجع به این چیزها پز تاریخی بدهیم ، ما ملتی هستیم که به آینده نگاه می کنیم با این که تاریخ ، هویت و اصل و نسب داریم ؛ اما مغرور نمی شویم ، ولی جوانهای ما حق دارند که تعصب نشان بدهند. کاش ریچارد فرای ، استرناک یا ایران شناس های دیگر اینجا بودند و آنها از خصلتهای صادقانه و انسانی ایرانی ها حرف می زدند. فیلم 300 به هویت تاریخ ایران توهین کرد و مشخص است که از روی بغض حرف می زند. من دلم می خواست تاریخ شناسان در این جلسه حضور داشتند و بر بضاعت من و شما که تحصیلکرده سینما هستیم ، می افزودند.
طالب زاده: البته درباره این فیلم بحثهای زیادی شده و می شود؛ اما تردید نیست که 300 با اهداف سیاسی ساخته شده و هدف آن تخریب چهره فرهنگی ایران است. آنها می خواهند وجوه غیرانسانی به ایرانیان زمان حال را نسبت بدهند؛ ولی باید به این نکته اشاره کنیم که غرب ایدئولوژی ندارد و این فیلم ایدئولوژی جعلی می سازد و چقدر جالب است که احساس حقارت غرب را نسبت به شرق نشان می دهد. فیلم این گونه شروع می شود که اسپارت ها این بودند، آن بودند، بچه ها را این گونه تربیت می کردند و قهرمان داستان به آسمان نگاه دارد یا همان لئونیداس فوق العاده شبیه مردان مشرقی است که صاحب ایدئولوژی ای هستند. ایدئولوژی که بویژه در این 25 سال اخیر، غرب به چشم مهاجم به آن نگریسته و در واقع از طرف اسلام به غرب رفته و آنها در برابر این خلا نمی دانند به چه چیزی باید تکیه کنند. کمبود این فیلم از ابتدا تا آخر مانند یک نوع حسادت به ایدئولوژی اسلامی و حتی قهرمانان کربلا بارز است. برای همین فرهنگ خدایان و یونان باستان را مطرح می کند. این فیلم پر از عقده است ، از عقده نسل گرفته تا عقده کسانی که از سوی ایران در تهدید بودند. من به فال نیک می گیرم. بگذار دروغ بگویند، جعل کنند، چون هرچه بیشتر اینها دست و پا بزنند به نفع حق می شود.
عالمی: من هم با شما موافقم. سکانسی را که سفیر خشایارشاه به سوی لئونیداس می رود به یاد بیاورید که در کنار چاهی بزرگ ، سفیر خشایارشاه با لئونیداس حرف می زند و او را همراه با سربازانی که لباسهایشان اصلا شبیه ایرانی ها نیست پرت می کند. این صحنه تماشاگر را به قضاوت وا می دارد که آیا این است دیپلماسی که سفیری را به چاه بیندازید؛!
طالب زاده: یعنی این فیلم پر از مطالبی است که به نفع حق مصادره خواهد شد. ببینید، امریکا در نوروز به عراق حمله کرد، این فیلم هم در همین برهه زمانی سر و صدا کرد و تا آنجا که من اطلاع دارم ، غرب روی این مقطع زمانی خیلی حساس است. چرا این قدر تعجیل می کنند برای صدور یک تولید هالیوودی که ایران را دشمن قلمداد می کند؛ مثل این که میان سیاستمداران کاخ سفید و آنچه که از هالیوود صادر می شود، هماهنگی وجود دارد و اگر ما بخواهیم در برابر این اقدامات عکس العمل نشان بدهیم ، متهم می شویم به این که دچار توهم توطئه شده ایم. نکته اینجاست که هر بار کشورهای غربی با کشوری دچار چالش شده اند همه تلاش خود را برای زیر سوال بردن تاریخ و فرهنگ آن کشور صرف کرده اند و در این میان سهم ابزاری مناسب تر از سینما در دنیای معاصر نیافته اند. کشورهای اروپایی پس از دوره رنسانس و در پی آنها امریکا برای هویت سازی همیشه خود را فرزندان یونان و روم معرفی کرده اند. امروز مساله تبعیضات علاوه بر بعد سیاسی ، بعد فرهنگی هم پیدا کرده و روحیه نژادپرستی ، تبدیل به فرهنگ پرستی شده است.
رویکردی که در این فیلم هم ردپای آن را می توان یافت. در این فیلم ، درجه استمرار عصبانیت دشمن را بخوبی می توان احساس کرد. جدای این که برای دشمن چه موضعی در برابرت گرفته ، باید ببینی رسانه اش چه می گوید. این هم رسانه است و تفاوتی با پخش اخبار و تفاسیر که مثلا بوش و معاونانش چه گفتند، ندارد. اتفاقا این جلوتر از زمان موعد می خواهد آمادگی ایجاد کند. می دانید الان سربازان امریکایی برای پنجمین یا ششمین مرتبه به این منطقه برگشته اند و خسته اند و آنها نگران هستند که آیا این سربازان می توانند ایستادگی کنند؛ در چند سکانس فیلم هست که روبه روی سربازهایش می ایستد و برایشان رجز می خواند و به آسمان نگاه می کند، چیزهایی که در فرهنگشان ندارند. شما به چه تفکری ، چه ستونی می خواهید تکیه کنید؛ چه چیزی در تاریختان دارید که عنوانش کنید؛ جز این که اسپارت ها این کار را بکنید، اسپارت ها آن کار را نکنید.

طالب زاده: 300 با اهداف سیاسی ساخته شده و هدف آن تخریب چهره فرهنگی ایران است

این فیلم را در پادگان ها نمایش خواهند داد. این فیلم نیست ، فرمول است.
عالمی: در سال 1977 میلادی یعنی حدود 27 سال پیش ، دیوید فارس به ایران آمد و همراه یک گروه محقق از دانشگاه های کمبریج و آکسفورد فیلمی را ساخت که اسمش شد «چهارراه تمدن». این فیلم در آرشیو و حافظه امروز دنیا موجود است. 80 قسمت یک ساعتی دارد که در قسمتهای اول و دوم در تنگه بلاغی ، نزدیک پاسارگاد تمام جنگهای با یونان را بازسازی کردند. آنجا با این که از امکانات رایانه ای استفاده نکرده اند، به مراتب قویتر از 300 کار کرده اند و براستی نگاه منصفانه تری به تاریخ داشته اند. دشمنان ما بعضی وقتها به دلیل عدم درایت کارهایی می کنند که مردم از آنها منزجر می شوند. ببینید ایرانی ها از دیرباز به خداوند یکتا اعتقاد داشتند، اما در این فیلم نشان می دهد که خشایارشاه می گوید I am God of Gods چنین چیزی کاملا جعلی است ، برای این که می تواند king of king بگوید، اما خدای خدایان که نمی گوید چون او پایبند به مکتب یکتاپرستی است ، برخلاف یونانی ها که چند خدایی بودند و برای هر چیز یک خدا داشتند.
طالب زاده: ما 28 سال است که حرفی را زده ایم و به پایش ایستاده ایم و فرهنگی را ساخته ایم که آنها در برابرش احساس خطر می کنند و می کوشند که خاموشش کنند. برای همین ترس است که در فیلمهایشان ایران را مثل یک هیولا نشان می دهند. برای همین سفیر امپراتوری ایران با یک کیسه اسکلت وارد می شود.
در صورتی که ایرانی ها خیلی با مرگ مانوس هستند، اینها وقتی سالشان که تحویل می شود می روند قبرستان و روی سنگ قبر، هفت سین می گذارند یا خیلی زیاد به شهدا وابسته اند. چقدر در این فرهنگ ، مرگ آگاهی است و این تفکر به آن شکل عجیب به صورت تمثیلی در این فیلم ، به گونه ای تغییر می کند که مخاطب را به وحشت می اندازد. یکی از فرمول های این فیلم ، ترساندن مخاطب از ایرانی هاست و پیش از این هم سعی داشتند مخاطب را از اسلام بترسانند.
در فیلم پرواز 93 که تولید امسال است می بینید که با آیه قرآن شروع می شود، به این معنی که تروریسم ها به قرآن متکی هستند. در 300 سراغ اصل مطلب رفته اند و سراغ مردی رفته اند که در قرن 21 اسلام را احیا کرده اند و توانستند برای تمام مردم جهان الگو شوند و اینها از این رنسانس اسلامی وحشت دارند، برای همین این فیلم را ساخته اند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها