لبخند به زندگی پای چوبه دار

با تلاش هیات صلح و سازش در شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی تهران ، 3محکوم به مرگ که در پای چوبه دار انتظار اجرای حکم را می کشیدند، نجات یافتند.
کد خبر: ۱۳۱۵۲۴

صبح دیروز در محوطه زندان اوین روزی دیگر بود. هوا تاریک بود که 3محکوم به مرگ با زانوان لرزان یکی پس از دیگری از درون سلول های خود خارج شدند. اولین نگاه آنها به سوی آسمان بود. در دل آرزو می کردند ای کاش یک بار دیگر طلوع خورشید را می دیدند. گامهای لرزان آنها تاب و توان جسمشان را نداشت. در گوشه ای از محوطه زندان ، خانواده 3مقتول با چشم گریان آمده بودند تا به دست خود مرگ عاملان قتل فرزندانشان را به اجرا درآورند.
فاطمه ، زن جوانی که فرزند 12ساله شوهرش را در یک اقدام هولناک در سال 83در اسلامشهر به قتل رسانده بود، جرات نگاه کردن به چهره همسرش را نداشت.
چهره معصوم و کودکانه مجتبی از همان روزی که فاطمه را به عنوان متهم به قتل دستگیر کردند، مدام در نظرش مجسم می شود. عمق جنایت به حدی است که به او جرات التماس به پدر کودک 12ساله را نمی دهد.
دقایق به کندی سپری می شود. هر 3متهم در پای چوبه دار قرار می گیرند. مردی که دوست خود را به خاطر یک وسوسه مالی به قتل رسانده ، از سال 80به اتهام قتل ، روزی هزار بار مرگ را تجربه کرده است. او به یاد می آورد که چگونه پس از اطلاع از این که دوست او مبلغی پول در خانه نگهداری می کند، نیمه شب با خاموش کردن چراغ خانه ، دوست خود را در تاریکی به قتل رسانده است.

سومین متهم


سومین نفر روزی نبوده است که به ماجرای قتل مقابل باشگاه بیلیارد در رباطکریم فکر نکند. او پس از نزاع دسته جمعی ، جوانی به نام سعید را در سال 83به قتل رساند و زمانی به خود آمد که متوجه شد استفاده از چاقو برای او خوش یمن نبوده است و سرانجام همان چاقویی که در دست گرفت ، حکم مرگ او را رقم زد.
قاضی اجرای احکام دادسرای جنایی برای آخرین مرتبه و در حالی که طناب دار به گردن هر سه نفر افتاده است ، به سراغ خانواده مقتولان می رود و پس از دقایقی آنها را راضی می کند تا با تکیه بر آموزه های دینی و اخلاقی ، از حق خود گذشت کنند.
با هر واژه ای که از سوی قاضی اجرای احکام ادا می شود، دانه های درشت اشک یکی پس از دیگری بر صورت هر سه نفر شیار باریکی ترسیم می کند.

اولین رضایت


اولین فردی که اعلام رضایت می کند، پدر مجتبی است که کودک 12ساله اش از سوی همسر دومش به قتل رسیده است. با اعلام رضایت او زانوهای فاطمه سست می شود و می خواهد خود را به پای همسرش بیندازد، اما نمی تواند. به پاس قدردانی از این گذشت ، او بریده بریده کلمات نامفهومی را ادا می کند و به یکباره بغض او ترکیده و با صدای بلندی گریه و تشکر می کند. پدر مجتبی با گذشت خود می خواهد هیچ گاه به او و خانواده اش نزدیک نشود و برای همیشه به جایی نقل مکان کند که خاطره فرزند قربانی اش برای او تداعی نشود.

فرصت 3ماهه


محمد، متهم دیگر نیز با وساطت شورای صلح و سازش دادسرای جنایی یک فرصت 3ماهه از پدر مقتول دریافت می کند تا در این مدت بتواند رضایت آنها را جلب کند.
دیگر متهم پرونده با حسرت به دو متهم دیگر که از یک قدمی مرگ بازگشته اند، می نگرد و با تمام وجود دعا می کند تا به او نیز فرصت جبران داده شود. در این هنگام نامه ای از سوی سرپرست دادسرای جنایی در اختیار قاضی شعبه اجرای احکام قرار می گیرد که محتویات نامه حاکی از آن است که پرونده وی دارای اشکال قضایی است و باید بار دیگر برای بررسی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شود. او نیز نفس راحتی می کشد و با گشوده شدن طناب دار به زمین می نشیند. بار دیگر زندگی به 3زندانی محکوم به اعدام لبخند زده است.
قاضی فخرالدین جعفرزاده در این باره به خبرنگار ما گفت: یکی از وظایف مهم در شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی ارتباط با خانواده متهمان و مقتولان است و ما در قالب هیات صلح و سازش سعی می کنیم با جلب رضایت ، فرصت دوباره ای برای متهمی که ناخواسته مرتکب قتل شده ، ایجاد کنیم.
سرپرست دادسرای جنایی افزود: با توجه به تلاش هیات صلح و سازش ، نامادری از مرگ حتمی نجات پیدا کرد؛ اما وی باید از جنبه عمومی جرم محاکمه شود و مجازات های خود را تحمل کند.
وی اضافه کرد: برای پرونده ای هم که اشکال قضایی داشت ، دستور توقف و بررسی صادر شده که بار دیگر باید مورد بررسی قرار گیرد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها