گفتگو با فرامرز مقدم نیا، کارگردان مجموعه تلویزیونی "نشانی بهشت را یادداشت کن"

شهدا نیاز ندارند برایشان برنامه بسازیم این ماییم که به شهدا احتیاج داریم
کد خبر: ۱۲۸۷
فرامرز مقدم نیا متولد1345 در خرم آباد است . در سال دوم دبیرستان راهی جنگ می شود. بعد از جنگ دیپلم می گیرد و در رشته مهندسی معدن مشغول تحصیل می شود، اما خیلی زود آن را رها می کند. در سینمای جوان اصفهان موفق می شود دو فیلم هشت میلیمتری بسازد که البته حالا دیگر از سرنوشت آنها اطلاعی ندارد. مقدم نیا تاکنون مسوولیت های گوناگونی چون مدیر طرح و برنامه شبکه چهار، مدیر فرهنگی هنری شهرداری منطقه 9 و10 ، مدیر تامین برنامه شبکه جام جم و... به عهده وی بوده است . وی همچنین برنامه های مختلفی در کارنامه اش دارد: کلام مکتوب ، طنز در متون کهن ، شهود حق ، موج زنده و نشانی بهشت را یادداشت کن . به مناسبت نمایش "نشانی بهشت را یادداشت کن " در شبکه دوم سیما، با وی به گفتگو نشسته ایم که میخوانید:در مستند "نشانی بهشت را یادداشت کن "، بیشتر به سمت طرح مسائل ارتش رفته ای ؛ در این مورد تعمدی در کار بوده است؛وقتی می خواهم برنامه ای بسازم ، بیشتر به سوژه هایی می پردازم که به لحاظ کیفی قویتر و بکرتر باشند؛ همچنین پرداختن به افرادی که در این زمینه گمنام ترند. به همین دلیل فکر کردم در منطقه غرب کشور چندان که باید کاری انجام نگرفته است . وقتی با ارتش هماهنگی کردیم تا بتوانیم مثلا در مناطق سومار، مهران ، سرپل ذهاب و قصرشیرین تصویر بگیریم ، متوجه شدیم که سوژه های قابل اعتنایی در این نیرو وجود دارد. ببینید، ما1200 کیلومتر مرز با عراق داریم با8 سال جنگ . آن عدد را اگر در این 8 سال جنگ ضرب کنیم ، یعنی در هر دقیقه و متر به متر این خاک ، اتفاقی منحصر به فرد افتاده است که خیلی از آنها گم و ناپیداست . مثلا در گیلانغرب به زنی برخوردیم که در سال 59 با تبر افسری عراقی را کشته بود. هنوز آن زن زنده است و از او دو مجسمه در شهرهای گیلانغرب و کرمانشاه ساخته اند.بحث جنگ ، بحث خاصی است . در برهه ای از زمان ، عده ای به طرف طرح بحثهای شعاری رفته اند و افراد معدودی هم بحثهای گزنده را طرح کرده اند؛ تو خودت را جزو کدام دسته میبینی؛هیچکدام ؛ چون اصلا ماهیت جنگ ما این گونه نیست . هرکس بخواهد درباره شهدا کاری انجام دهد، معنی اش این است که می خواهد درباره تفکر شهید حرف بزند. در درجه اول سعی می کنم خودم را به تفکر آنها نزدیک کنم ، تا مثلا بعد برنامه ای مثل "نشانی بهشت را یادداشت کن " ساخته شود. حالا اگر در این برنامه انتقاد وجود دارد، من اصلا دنبال طرح این قضیه نبوده ام و اگر شعار وجود دارد، باز به همین ترتیب . به نظرم لازم است این نکته قدیمی را یادآوری کنم که شهدا نیاز ندارند برایشان برنامه های جنگی بسازیم . در حقیقت این ماییم که به شهدا احتیاج داریم.چه موانع و مشکلاتی در ساخت و پخش این گونه مستندها می بینید؛فکر می کنم ساخت برنامه های جنگی خیلی جدی گرفته نمی شود. شاید بشود گفت که درباره مستند جنگ ، سیاستگذاری نشده است و چیزهایی که در صدا وسیما می بینیم ، بیشتر بر حسب علایق و سلایق مدیران شبکه ها بوده است . هماهنگی سخت با یگانهای نظامی و برآورد پایین مالی از دیگر مشکلات این گونه برنامه هاست ، در صورتی که هزینه ساخت این برنامه ها بسیار بالاست . مشکل دیگر، بخش آرشیو است که قسمت عمده آن در اختیار لشکرهاست و در شرایط خیلی بدی نگهداری می شود؛ به طوری که در حال از بین رفتن است و استفاده از آن هم انحصاری و رابطه ای است.در این مورد نمونه ای بوده است که مطرح کنی؛بله ، مثلا ما از شهید محمودوند شهید تفحصی که به دلیل اصابت با مین ، به لقاءالله پیوست تصاویر زیادی داریم که حتی تصاویر لحظه شهادتش را نیز شامل می شود، اما در اختیار همان لشکر است که بسیار انحصاری با آن برخورد می شود. البته به نظر من ، این مسائل قابل حل است . نکته اساسی ، چگونگی پخش این برنامه هاست.باید ببینیم آیا برای این گونه برنامه ها ارزش قایل می شویم که آن را در ساعت معین پخش کنیم ؛ آیا این برنامه ها آنونس معرفی درستی دارند؛ آیا این برنامه ها وقتی در تنگنای جدول پخش قرار می گیرند و قرار باشد برنامه ای حذف شود، حذف نخواهند شد؛ به جرات می توانم بگویم در پخش این گونه برنامه ها کم لطفی وجود دارد، یعنی پخش این برنامه ها جدی گرفته نمیشود.آیا زمان پخشی که برای برنامه شما در نظر گرفته اند، زمان نامناسبی است؛نه ، به واسطه لطفی که مدیران شبکه های دوم و چهارم سیما به من دارند، اتفاقا ساعت خوبی برای پخش آن در نظر گرفته اند، اما مشکل تغییر این ساعت است . مثلا اگر قرار باشد برنامه ای آن شب پخش شود، می گویند کدام برنامه را حذف کنیم ؛ بعد می آیند سراغ حذف این نوع برنامه ها و این کار را مشکل می کند، یعنی ارتباط مخاطب با برنامه از بین میرود.برای جامعه ای که به سمت آرامش پیش می رود، ساخت چنین برنامه هایی که با جنگ هم نسبتی دارند تا چه اندازه قابل توجیه است؛به نظر من اصلا این گونه نیست . این ذهنیتی است که به مرور زمان شکل گرفته است ؛ مابه ازای واقعی ندارد و کاذب است . حاضرم با کسانی که طرفدار این نظریه هستند، مناظره کنم . نسل جوان ما بشدت به بچه های جنگ علاقه دارد. هنوز بچه هایی که جنگ را ندیده اند، می گویند ما مجموعه مستند "روایت فتح " را می بینیم . آنها ذهنیت درستی از شهید آوینی دارند. حالا اگر تعدادی برنامه کلیشه ای و سطحی و شعاری ، بین مخاطب و تلویزیون فاصله انداخته است، بحث آن جداست.آیا مسوول همه این اتفاقات تلویزیون است؛نه ، البته که نه . مقصر مسوولان فرهنگی مملکت هستند! یک سوال می پرسم : مگر جدی ترین مساله اعتقادی ما، مساله دفاع مقدس نبوده است ؛ اگر بوده ، چرا امروز ما که ادعای انقلابی بودن داریم ، این همه از سر تسامح و تساهل با مساله برخورد می کنیم ؛ ولی آقایان که اکثرشان فرهنگی هم هستند با مسائل سیاسی تنگنظرانه برخورد میکنند؛و سوال آخر این که تعریف شما از جنگ چیست؛آوینی تعریف کوتاه و جامعی از جنگ دارد. تعریف آوینی از جنگ این است که "بیا و بعثت دوباره انسان را تماشا کن ، خداوند توبه انسان را پذیرفت " یعنی دفاع مقدس آدم را به مقام خلیفه` `اللهی دوباره مشرف کرد و جنگ یعنی همین ؛ نردبانی که انسان را به مقام خودش میرساند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها