ما حق بیشتری داشتیم

دنیای کودکی برای ما دنیای پر از خاطره و شیرینی است و البته افرادی هم هستند که به ما در شیرین تر شدن و تحقق بخشیدن به رویاهای کودکانه مان تاثیرگذارند.
کد خبر: ۱۲۷۳۰۴

شاید بتوان گفت رضا بابک جزو همان دسته از افرادی است که به واسطه کارهایی که تا به حال انجام داده ، خاطرات زیبایی را برای ما خلق کرده است ؛ کارهایی مانند خونه مادربزرگه ، گربه آوازخوان ، قصه های تابه تا و... البته او تنها یار کودکی ما نبود ، بلکه بعدها و در سالهای مختلف کارهای ماندگار دیگری را هم ارائه کرد. آرایشگاه زیبا ، آینه ، این راهش نیست و... نمونه این کارها است. رضا بابک آرام و صبور است. با او روزهای زندگی اش را ورق زدیم.

کودکان چقدر در ورود شما به دنیای آنها موثر بودند؛
خیلی زیاد. دنیای کودکان آنقدر جذاب بود که نمی شد براحتی حتی از آن گذشت. من همیشه با عشق خاصی برای آنها کار کرده ام. بویژه زمانی که برایشان تئاتر اجرا می کردیم. حضور کودکان به عنوان تماشاگران اصلی خیلی به ما کمک می کرد. چون ما در ابتدای راه بودیم و تجربه چندانی نداشتیم و از آنها خیلی چیزها یاد گرفتیم و حضور بچه ها در سالن های تئاتر آن زمان برای ما درس بود.

در دنیای هنر چه چیزی شما را وسوسه و همین طور انگیزه هایتان را برای ادامه کار بیشتر می کرد؛
هر هنری جذابیت های خاص خودش را دارد و بازیگری هم به طبع شور و عشق ، جذابیت های خاص خودش را دارد و از این مساله جدا نیست. برای من همیشه در قالب شخصیت های دیگر بودن و خلق شخصیت های گوناگون بسیار جذاب و شیرین بوده است و به همین دلیل عاشقانه کار می کردم و دوست داشتم تجربه کنم و این موضوع انگیزه هایم را برای خلق شخصیت های متفاوت و پیچیده بیشتر می کرد.

هنوز هم این انگیزه ها در شما وجود دارد؛
خیلی کمتر شده است ، چرا که آنقدر در این راه صدمه دیدم که به مرور عشق ، شور و انگیزه هایم کمرنگ شدند.

یکی از کارهای شاخص شما در خصوص کارهای کودک ، مجموعه خونه مادربزرگه بود و شما به جای عروسک خروس یا همان حنایی صحبت می کردید. کار در این مجموعه چه حال و هوایی داشت؛
پیش از این که به اتفاق خانم برومند این کار را شروع کنیم ، چندین تئاتر روی صحنه برده بودیم و پس از آن خیلی تلاش کردیم که در تلویزیون هم کاری انجام دهیم ، اما نشد تا این که شبکه 2 قصه خونه مادربزرگه را پسندید و ما توانستیم آن را کار کنیم و خوشبختانه من هم توانستم سهم کوچکی در این کار داشته باشم. به هر حال کار برای بچه ها همیشه برایم جذاب بود و آن زمان هم با توجه به این که امکانات کمی داشتیم ؛ اما کار اجرا و پخش شد و بچه ها آن را دوست داشتند و با آن ارتباط برقرار کردند.

مجموعه خونه مادربزرگه ، آنقدر که برای ما خاطره انگیز است ، برای شما هم جالب است؛
بله ، به نظرم خونه مادربزرگه ، کار سالم و زیبایی است که همیشه مخاطبان خود را خواهد داشت ؛ چرا که در نوع خودش منحصر به فرد است و من همیشه تاسفم برای این است که چرا دیگر این نوع کارها ادامه پیدا نکردند.

شاید اصلا مخاطب کودک به نوعی فراموش شده است؛
بله ، اما خوب بود اتفاقات بهتر و پویاتری در گروه کودک و نوجوان پدید می آمد، چون قرار است ما فرهنگ سازی کنیم و اگر کاری انجام می دهیم باید آنقدر جذاب باشد که بتواند تاثیر خودش را بگذارد ، ولی متاسفانه اکنون همه چیز به هم ریخته است و شتاب در کارها بقدری زیاد است که مهمترین مسائل در ساخت و خلق یک اثر تلویزیونی رعایت نمی شود.

از این که در خاطرات کودکان نسلهای مختلف حضور دارید ، چه حسی دارید؛
تا به حال به این موضوع فکر نکرده بودم ، اگر توانستم لحظه ای آنها را شاد کنم یا به آنها چیزی بیاموزم راضی و خوشحال هستم و خدا را سپاس می گویم از این که توانستم به دنیای پرمهر کودکان قدم بگذارم.

با فیلم «چریکه تارا» به کارگردانی بهرام بیضایی وارد سینما شدید. چقدر این اتفاق برایتان جالب بود؛
خیلی زیاد. من از شاگردان بیضایی بودم و ایشان مرا برای بازی در آن فیلم انتخاب کردند.
تجربه بسیار خوبی برای من بود. من تا آن زمان با فضای فیلمسازی آشنا نبودم و هیچ شناختی نسبت به آن نداشتم.

فضای سینما چقدر برایتان دلچسب بود؛
خیلی خوب بود. با مدیوم تلویزیون کم و بیش آشنا بودم ، ولی سینما اینقدر برایم ناشناخته بود که هر اتفاقی در آن می افتاد ، نظرم را جلب می کرد. فیلم چریکه تارا در شمال تصویربرداری شد و آن فضا ، خاطرات خوبی برایم داشت ؛ اگرچه هیچ وقت شرایط نمایش دادن آن فیلم مهیا نشد.

در سینما ژانرهای مختلفی را تجربه کرده اید از ژانر کودک و نوجوان گرفته تا طنز و ملودرام. رضا بابک به کدام ژانر در سینما نزدیک تر است و از آن رضایت بیشتری دارد؛
بازی در هر ژانری بالطبع تجربه های خاص خودش را دارد ؛ اما من به واسطه کارهایی که برای مخاطب کودک و نوجوان انجام داده ام به این ژانر ، خودم را نزدیک تر می دانم و همیشه از حضورم در این نوع کارها لذت برده ام.

تقریبا نزدیک به 2 سال بود که شاهد کاری از شما در تلویزیون نبودیم. دلیل خاصی دارد؛
چون آنقدر فیلمنامه ها و کارها ضعیف شده اند که ترجیح دادم مدتی کار نکنم. متاسفانه بسیاری از معیارها برای ساخت یک برنامه تلویزیونی به هم ریخته است. به عنوان یک بازیگر کار در تلویزیون را دوست دارم ؛ چرا که اصلا خانه اول من تلویزیون است.

طی این 2 سالی که در تلویزیون فعالیت نداشتید ، چه می کردید؛
در اداره تئاتر کانونی را به همراه دوستان تاسیس کرده ایم که من هم عضو این کانونم. در این کانون بیشتر روی تئاتر کودک و نوجوان فعالیت می کنیم و تلاش داریم که تحول موثری را در این خصوص ایجاد کنیم. در این زمینه چندین نمایشنامه هم نوشته ام.

اگر بخواهید سریال های دهه 60 و سریال های امروزی را با یکدیگر مقایسه کنید ، چه می گویید؛
مساله ای که وجود دارد این است که متاسفانه نویسنده های امروز ما نمی توانند حرفشان را آن طور که باید مطرح کنند ، چون همه چیز زیر سوال می رود یا کم کم عده ای خیلی زود معترض می شوند. به عنوان مثال وقتی در کاری می خواهیم از مشکلات مردم حرف بزنیم باید مشکلات را شسته و رفته و از صافیهای متعددی رد کنیم ، ولی فیلمنامه های دهه 60 و 70 دست کم این حسن را داشتند که با قصه های زندگی مردم هماهنگی داشتند ، در ضمن عجله ای که امروز برای ساخت برنامه وجود دارد ، آن موقع نبود و پیش از انجام هر کاری ، بارها و بارها تمرین می شد ؛ اما امروز برای رساندن برنامه ای روی آنتن همه چیز از میان می رود و شاید بتوان گفت عده زیادی از مخاطبان امروز تلویزیون بر حسب عادت کارها را تماشا می کنند.

شما در تلویزیون ، کارهای طنز خوبی را ارائه کرده اید. با طنزهای جدید تلویزیون راحت ارتباط برقرار می کنید؛
در واقع نه ؛ چراکه اکنون طنز در تلویزیون معنایی پیدا کرده است که اصلا نمی توانم آنها را درک کنم. سریال های آینه یا آرایشگاه زیبا طنز بودند ، اما در عین طنازی معنا و مفهوم درستی هم داشتند. کار طنز نباید صرفا خنده دار باشد ، بلکه بهتر است به مخاطب آگاهی بدهد.

برای ارائه کدامیک از شخصیت هایی که بازی کردید ، هراس بیشتری داشتید؛
هیچکدام. چون همیشه اعتماد به نفس را که باید در مقابل شخصیت هایی که ایفا می کردم ، داشتم.

به نظر شما اساسا نقش سخت به آن معنا در کارهای ما وجود دارد؛
در بعضی از نمایشنامه ها وجود دارد. به عنوان مثال براحتی نمی شود نقش هملت یا ریچارد سوم را ایفا کرد. بعضی از نقشها تک بعدی نیستند و چون ابعاد مختلفی دارند باید تلاش بیشتری برای ارائه آنها به خرج داد. به هر حال ارائه تیپ ساده است ، ولی خلق شخصیت های پیچیده و چندبعدی آسان نیست.

نقشی که اصلا شبیه رضا بابک نبود؛
در تله تئاتر خانه های اجاره ای ، نقش منفی ای داشتم که اصلا شبیه من نبود و بسیار از من فاصله داشت ؛ اما توانستم به شکل خوبی آن را ارائه کنم.

شما نقشهای متفاوتی را در این سی و اندی سال ایفا کرده اید. تا به حال شده که در میان این همه نقش ، رضا بابک را گم کرده باشید؛
خیلی کم. چون او همیشه به نحوی با من بوده است. حتی اگر نقش منفی ای بازی کرده ام ، آن نقشی را که همیشه مهارش کردم ، برای آن شخصیتی گذاشتم که بیرون بیاید. شاید بتوان گفت من همیشه خودم بوده ام ، البته در موقعیت خاص و شرایط متفاوت ، همیشه خلق کردن و آفریدن جزو دغدغه هایم بوده است ؛ چراکه با ارائه نقشهای مختلف و با خلق شخصیت های گوناگون بسیار ، حس و حال خوبی داشته ام.

چه زمانی دلتنگ کار در تلویزیون شدید؛
من خیلی اوقات خیز برداشتم که در تلویزیون کاری دوباره انجام دهم و کار در تلویزیون همیشه جزو دغدغه هایم بوده است ؛ چراکه به نوعی به من آرامش می بخشد؛ ولی شرایط کنونی نامطلوب و سخت است. بارها دلتنگ این مساله بوده ام ؛ اما کاری هم نمی توانستم انجام دهم. باید عاشقانه زیست.

قشنگ ترین سکانس زندگی تان؛
سکانس های زیادی است ، ازجمله به دنیا آمدن فرزند ، عاشق شدن و... البته نمی دانم چرا هر وقت به زیباترین ها فکر می کنی ، متضاد آن هم یعنی زشتی ها و سختی ها به نوعی در ذهن می آیند و انتخاب را مشکل می کند.

دوران طلایی زندگی شما؛
طلا و نقره اش را نمی دانم ؛ اما اگر شرایط سالم و درستی پدید بیاید که بشود من و امثال من دوباره کار کنیم ، به طور قطع دوران شیرینی شکل خواهد گرفت.

آرشیوی هم از کارهای خودتان دارید؛
به آن شکل خیر. شاید تنها چند قسمت از آرایشگاه زیبا و بعضی از کارهایی که برای کودکان انجام داده ام را داشته باشم. بعدها آنقدر کارهایم برایم جذاب نبودند که بخواهم اینها را جمع آوری کنم.

آلبوم عکس چطور؛ از کارهایتان عکسهای ماندگار دارید؛
بله. تعداد عکسها بیشتر است که در آلبوم های قدیمی ام هستند.

از چه کارگردان هایی بیشتر آموختید؛
در خصوص سینما از بهرام بیضایی ، در تئاتر از دکتر کوثر ، در خصوص هنرهای نمایشی از حمید سمندریان ؛ البته باید بگویم در دوران دانشکده ، استادان بسیار خوبی داشتیم که بسیار از آنها آموخته ام و مدیونشان هستم.

دوست دارید آخرین نقشی که ایفا می کنید ، چه نقشی باشد؛
نقش خودم ؛ یعنی به واسطه این نقش بتوانم ابعادی که در وجودم است را متجلی کنم. دوست دارم حضور سالمی داشته باشم ؛ حضوری انسانی و ماندگار.

در حال حاضر چه می کنید؛
در سریال «گل بارون زده» که سریالی اجتماعی است ، نقش فردی به نام حسین آقا را بازی می کنم که مدیر کارخانه ای بزرگ است.

غزلی که فراموش شده و مایلید که به یاد آورده شود؛
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم.


محبوبه ریاستی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها