ظریف: آمریکا بود که القاعده و طالبان را ایجاد و صدام را تقویت کرد
ایرنا: سفیر و نماینده دایم ایران در سازمان ملل گفته است که سیاستهای آمریکا در منطقه یک فاجعه بزرگ را شکل داده و هرکسی اعتقاد داشته باشد
کد خبر: ۱۲۷۰۲۷
تهران از واشنگتن برای ایجاد آشوب در منطقه خود تشکر خواهد کرد ، باید درباره جهان دیگری سخن بگوید.
"محمدجواد ظریف" در گفت وگویی با نشریه موسسه فرهنگی - علمی جامعه آسیایی که روز چهارشنبه متن کامل آن منتشر شد، تصریح کرد: این آمریکا بود که القاعده و طالبان را ایجاد و صدام را تقویت کرد.
نشریه موسسه فرهنگی - علمی جامعه آسیایی Asia societyدر مقدمه این گفت وگو نوشته است که محمدجواد ظریف استوارنامه خود را بهعنوان نماینده دائم ایران در سازمان ملل در پنجم اوت تقدیم دبیرکل ملل متحد کرد.
این نشریه افزوده است: دکتر ظریف یک دیپلمات حرفهای است و در سمتهای ارشد در وزارت خارجه ایران و سازمانهای مختلف بینالمللی فعالیت نموده است.
""مسئولیت وی از سال تا انتصاب به عنوان نماینده دائم، معاونت وزارت خارجه ایران در امور حقوقی و بینالمللی بوده است.در دو دهه گذشته، دکتر ظریف، نقش فعالی در سازمان ملل، جنبش عدم تعهد و سازمان کنفرانس اسلامی ایفا نموده و اخیرا به عنوان عضو هیات منتخب دبیرکل برای گفت وگو میان تمدنها انتخاب شده است.
وی هچنین به عنوان رئیس تعداد زیادی از کنفرانسهای بینالمللی فعالیت کرده است.
ظریف در یک مصاحبه اختصاصی با "جامعه آسیایی" درباره موضوعات بسیار مهم و مختلف از جمله برنامه هستهای ایران، مبارزه جویی در عراق، خشونت قومی و اظهارات رییس جمهوری ایران درباره اسرائیل، گفتگو نمود". این نشریه با این مقدمه از ظریف پرسیده است بسیاری از تحلیلگران معتقدند که شعارهای کنونی دولت آمریکا درباره ایران یادآور شعارهای مطرح شده پیرامون عراق قبل از حمله نظامی به آن کشور در سال میباشد. تا چه اندازه سیاست منطقهای ایران تحت تاثیر این موضوع قرار میگیرد؛
**ظریف: آنچه که ما در سیاست ایالات متحده پیرامون عراق شاهد آن هستیم، تلاش برای فرار به جلو با ایجاد و یا جعل واقعیات جدید و متناسب با سیاستی است که اصولا به دلیل ملاحظات و شرایط داخلی در آمریکا تحمیل شده است سیاستی که چشم انداز بسیار اندکی برای موفقیت آن حتی در شرایط ایده آل وجود دارد.
این حقیقت که سیاست جدید بر پایه جعلیات بنا شده،نکته بسیار هشدار دهندهای است و باید برای هر کسی هشداردهنده باشد زیرا اگر یک طرف موضوع برای جعل یک بحران تلاش کند، دشوار خواهد بود که بتوان به یک راه حل رسید.
من معتقدم این همان روشی است که ایالات متحده درباره موضوع هستهای ایران پیگیری میکند و روشی است که در مورد عراق انجام داده، این جستجوی راه حل نیست لذا همه، نه فقط ایران بلکه همه جهان، باید نگران باشند ، نگران عواقب ناشی از جعل واقعیات برای توجیه اهداف سیاسی که هم اکنون توسط آمریکا در عراق پیگیری میشود.
اینکه چه اقدامی در اینباره میتوان کرد و ایران چه کاری میتواند انجام دهد، نمیتواند جدای از این واقعیت باشد که آمریکا بدنبال یک بحران است.
اکنون ما نیاز به اتخاذ اقداماتی داریم تا مانع شکلگیری این بحران گردیم . اگر بحرانی که آمریکا تلاش میکند به آن دامن بزند، شکل بگیرد و البته هم اکنون درحال پیشرفت است، آثار منطقهای آن بسیار گسترده و فراتر از ایران خواهد بود.
سوال: به چه نوع بحرانی اشاره دارید؛
**ظریف:منظور من نوع فضائی است که آمریکا سعی در ایجاد آن در داخل عراق دارد تا یک پوشش داخلی در آمریکا برای توجیه شکست هایش پیدا کند.
من فکر میکنم یکی از اجزای مهم این سیاست، چه آمریکا با آگاهی آنرا طراحی کرده باشد یا نکرده باشد، اختلاف بین شیعه و سنی در جهان عرب و اسلام است.
این یک انگیزه اولیه و عامل روانی بنیادین است که آمریکا و احتمالا فراتر از آمریکا، اسرائیل نیز از آن بمنظور ایجاد یک ائتلاف ضد ایرانی استفاده میکنند.
اما آثار این "ائتلافسازی " مطمئنا بسیار فراتر از ایران خواهد رفت، پاکستان و هند نیز احتمالا قربانی چنین اختلاف قومی - مذهبی عمیقی خواهند شد.
ما هنوز درحال جبران نتایج اختلافات مذهبی- قومی هستیم که سالها قبل، بدنبال پیروزی انقلاب اسلامی و اشغال افغانستان توسط شوروی ، در آن زمان نیز بوسیله ایالات متحده حمایت و تشویق گردید ، زمانی که ایالات متحده از جنبش وهابی به عنوان نیروی بازدارنده در مقابل کمونیسم و بازدارنده در مقابل انقلاب اسلامی ایران استفاده کرد.
انقلاب اسلامی که از سوی آمریکا و برخی متحدان آن در منطقه به عنوان انقلاب شیعه ارزیابی میگردید ما فکر کردیم پس از حوادث سپتامبر، آنها از این موضوع درس گرفته باشند، اما باز هم بنظر میرسد که ما شاهد تکرار یک سیاست قدیمی در عراق هستیم.
همه ما بخاطر داریم که زرقاوی ابتدا برنامهای را طراحی کرد، برنامهای بسیار دقیق که بین شیعه و سنی در عراق اختلاف ایجاد کند. شما آن لوح فشرده را بخاطر دارید که توسط عوامل اطلاعاتی آمریکا کشف شد و نشان میداد که برنامه فعالیت و فشار زرقاوی و القاعده در عراق بر مبنای تشدید اختلاف و شکاف بین شیعه و سنی و استفاده از تمام ابزارهای خشونت آمیز علیه شیعیان بمنظور ایجاد جنگ داخلی، پایه ریزی شده بود.
ما فکر میکردیم با مرگ زرقاوی، میراث او هم خواهد مرد اما متاسفانه عوامل مشخصی در داخل منطقه، خیلی پیش از شروع درگیریهای قومی، شروع به استفاده از تاکتیکهای بیم و هراس درباره سلطه شیعه بر منطقه کردند. شما موضوع "هلال شیعی" و آن نوع اظهارات بیاساس را بخاطر میآورید که در اینجا در داخل آمریکا با اهداف کاملا سیاسی و آشکارا بر زبان رانده میشد.
اما تمام آن گفتهها متاسفانه مدنظر قرار گرفت، شکل گرفت و تبدیل به واقعیت در سیاست جاری شد. آثار چنین تحولی به اندازه ترویج وهابی گری پس از اشغال افغانستان توسط شوروی و انقلاب ایران، مخرب خواهد بود.
سوال: لذا شما معتقدید که اتهاماتی که دولت آمریکا مکررا مطرح میکند مبنی بر اینکه ایران از شبه نظامیان شیعه در عراق حمایت میکند، بیپایه و اساس است؛ و اینکه آنها صرفا این ادعاها را مطرح میکنند تا ایران را بخاطر شکست هایشان در عراق مقصر جلوه دهند؛
**ظریف:قابل توجه است که گزارش ارزیابی امنیت ملی آمریکا که اخیرا منتشر شد، حداقل دو صفحه آن که اخیرا منتشر گردید، دارای تناقض درونی است.
این گزارش خیلی روشن میگوید که مبارزه جوئی در عراق و مناقشات قومی اکنون متاسفانه دارای پایه و زیربنای داخلی در عراق هستند و نیازمند مساعدت خارجی نمیباشند اما پس از آن ، از آنجا که گزارش مذکور باید از سیاست رسمی دولت آمریکا پیروی کند، به نقش ایران و سوریه در ارائه تسلیحات مرگبار به جنبشهای قومی و غیره اشاره میکند که اشارهای بسیار بی ربط است.
ایران هیچ نفعی در اختلافات قومی - مذهبی در جهان اسلام نمیبیند.
ایران، یا هر اقلیت دیگری همواره خواهان زندگی صلح آمیز با اکثریت است.
به همین خاطر است که ایران همواره و مکررا خواهان همکاری شیعه و سنی، نه تنها در عراق بلکه در سراسر جهان اسلام است. بسیاری از سیاستهای خارجی ایران با توجه به این واقعیت شکل گرفته که ما خواهان حفظ وحدت اسلامی در منطقه هستیم.
شکاف مذهبی - قومی، خشونت قومی در عراق، حتما عواقب گستردهای خواهد داشت که به نفع ایران نیست. ایران هیچ نفعی از مناقشه قومی در عراق نمیبرد و هیچ دستاوردی از آن نخواهد داشت.
علاوه بر آن، اگر شما خواهان پیدا کردن کشوری هستید که از تحولات سیاسی در عراق خشنود است ، منظور من پایان حکومت صدام و ایجاد امکان برای اکثریت مردم عراق جهت حضور در دولت است در حالی که حقوق اقلیت نیز رعایت گردد، و دارای دولتی چند قومی، و سیستمی چند مذهبی باشد، - اگر شما میخواهید یک کشور را پیدا کنید که با این تحول هیچ چیزی را از دست نخواهد داد و همه چیز را بدست خواهد آورد، آن کشور ایران است.
پس چرا ایران باید چنین دستاوردی را تخریب کند؛ چرا ایران باید دولتی را تخریب کند که از دوستان خودش تشکیل شده است؛ شاید ایران تنها کشوری باشد که دارای یک سابقه تاریخی از رفتار خوب با اپوزیسیون عراقی است که اکنون در آن کشور در قدرت هستند.
تمام کشورهای دیگر، بخاطر سابقه حمایت از صدام در مراحل مختلفی از تاریخ عراق، روابط بدی با افرادی دارند که اکنون در دولت عراق حضور دارند. ایران این چنین نیست لذا هیچ دلیلی وجود ندارد که ایران بدنبال تخریب و اقدام علیه دولت عراق باشد.
اکنون چنانکه شاهد هستید آمریکا در ارائه هرگونه شاهدی در اینباره شکست خورده است و در آینده هم شکست خواهد خورد اما برخی از آنها بجای ارائه سند اکنون درباره تسلیحاتی در دست شبه نظامیان سخن میگویند که ادعا میکنند ساخت ایران بوده است. من نمیدانم آیا آنها سلاحی را در دست شبه نظامیان پیدا نکردهاند که ساخت ایالات متحده باشد؛!
کشورهای تولیدکننده سلاح، سلاحهای خود را در بازار آزاد ارائه میکنند، بسیاری از سلاحهایی که علیه اسرائیل استفاده میشود، ساخت خود اسرائیل است که توسط حماس یا سایر گروههای فلسطینی ضبط شده و یا از بازار سیاه تهیه شدهاند، آنها باید جدی باشند و به واقعیات جدی و مهم توجه نمایند باید به انگیزهها توجه کنند و اینکه آیا ایران هیچ انگیزهای برای تخریب امنیت عراق دارد.
باید به یک نکته دیگر اشاره کنم تا شاید به یک سوال مقدر شما پاسخ بدهم.
من معتقدم که ایالات متحده خود را غرق در یک بحران نموده، آمریکا برای باقی ماندن در این بحران نیاز به کمک ندارد. هیچ چیزی نمیتواند بحرانی را که آمریکا برای خودش ایجاد نموده، تشدید کند و این بحران غیر قابل پیش بینی نبود.
از شما میخواهم که بروید گزارش جلسات شورای امنیت دو تا سه هفته قبل از اشغال عراق را ببینید که هر یک از سفرای منطقه، از جمله من، خیلی روشن در شورای امنیت گفتیم یکی از نتایج اشغال از هم اکنون روشن است، همه چیز دیگر نامشخص است، اما این نکته روشن است که این اشغال منجر به تندرویهای بیشتر در منطقه خواهد شد.
من دراینباره تنها نبودم. هر سفیر دیگری که اطلاعی درباره شرایط منطقه داشت، اظهارات مشابهی مطرح نمود.
لذا اینگونه نیست که آمریکا با چالشهای غیر منتظرهای در عراق مواجه شده باشد. اینها عواقب طبیعی اشغال است ومتاسفانه با رنج و درد گسترده انسانی برای مردم عراق همراه بوده است.
معنای این امر این نیست که هیچ چیزی بتواند قتل مردم بیگناه توسط هر کسی را به نام مقاومت یا هر چیز دیگری توجیه کند، اما واقعیت اینست که ایالات متحده صرفا با نتایج و عواقب سیاستهای خودش در عراق مواجه میباشد.
سوال: چیزی که شما گفتید نشان میدهد که احتمالا شما با این ادعا که بسیاری به آن اعتقاد دارند، موافقید که ایران بیش از همه از اشغال عراق توسط آمریکا نفع برده است. بعنوان مثال یک متخصص سیاست خارجی آمریکا سال گذشته در مصاحبهای گفت که "چه کشوری در سطح جهان طی سال گذشته بیش از همه از حوادث نفع برده است؛ مشخصا ایران. آنها حماس را دارند، حزب ا... را دارند که از همیشه قوی تر است، قیمت نفت به دلار رسیده، پس از گذشت سال از برقراری حکومت سنی، یک دولت شیعه را در عراق دارند و ایرانیها قدرت سیاسی مسلط خارجی هستند، نفوذ عمده سیاسی و اقتصادی در غرب افغانستان دارند و..."، نظر شما چیست؛
ظریف: نخست اینکه شما باید چشم انداز طولانی مدت تری از واقعیات منطقه را مد نظر قرار دهید. متاسفانه سیاستگذاران آمریکایی دیدگاه بسیار کوتاه مدت دارند، چه درباره گذشته و یا درباره آینده.
تاریخ گذشته، با اشغال افغانستان یا عراق توسط آمریکا شروع نمیشود.
تاریخ بسیار قبل از این موضوع آغاز میگردد. آمریکا صرفا در حال چیدن ثمرات سیاستهای گذشته خودش است و ایران نیز از سیاستهایی که مدتهای طولانی اجرا کرده است، نفع میبرد ، سیاستهائی که با اشغال افغانستان و عراق توسط آمریکا شروع نمیگردد.
اما درباره چشم انداز درازمدت، ایران به این واقعیت که صدام خلع گردید و یا طالبان حذف گردیدند، در صرف این موضوعات به عنوان یک منفعت نگاه نمیکند. البته ما بسیار خوشحالیم که این دو تهدید عمده، نه تنها برای امنیت ما بلکه برای کل منطقه و حتی برای مردم خودشان، از بین رفتهاند اما ما همچنین باید آثار درازمدت موضوع را نیز مدنظر قرار دهیم و اکنون شاهد عواقب دراز مدت اشغال هستیم، اشغال باعثایجاد مقاومت میشود و مقاومت منجر به تندروی میگردد و تندروی به نفع هیچ کشوری در منطقه از جمله ایران نیست.
لذا این واقعیت که برخی میگویند و فرض میکنند که ایران از آشوبی که آمریکا در دروازههایش ایجاد کرده، با عواقبی که ثبات و امنیت دراز مدت منطقهای را که ما در آن زندگی میکنیم - بر خلاف آمریکا که میتواند خیلی راحت جمع کند و از منطقه برود-؛ خرسند است، به شکل بدی اشتباه میکنند.
هر کسی اعتقاد داشته باشد ما از آمریکا برای ایجاد آشوب در منطقه خود تشکر خواهیم کرد، باید درباره جهان دیگری سخن بگویند. البته ما شاهد شکل گیری یک فاجعه بزرگ در منطقه در نتیجه سیاستهای آمریکا هستیم لذا من از این متخصصان سوال میکنم که بروند و گذشته را مجددا مطالعه و درباره آینده مجددا فکر کنند.
سوال: منظور شما از سیاستهای قبلی چیست؛
**ظریف: در صحنه عملی و به واقع، این ایالات متحده بود که القاعده را ایجاد کرد، طالبان را ایجاد کرد و صدام را تقویت نمود.
سوال: مطمئنم شما میدانید که ایالات متحده درحال انتقال یک ناو هواپیمابر دیگر به خلیج فارس است و درصدد است هزار نیروی دیگر را به عراق بفرستد. پاسخ دولت ایران به این افزایش حضور نظامی در منطقه چیست؛
**ظریف: ایالات متحده در حال حاضر هزار نیرو در عراق دارد، چه نفعی برای آمریکا دارد که هزار نیروی دیگر به آنها اضافه کند؛ آمریکا چندین ناو هواپیمابر در خلیج فارس داشته است که مرتب در آن رفت و آمد میکنند.
غیر از کشتن مردم بیگناه، منظورم حادثه هدف گرفتن هواپیمای مسافربری ایران توسط یک ناو هواپیمابر است، چه کار دیگری انجام دادهاند؛ آیا امنیت به منطقه میآورند؛ به سوابق قبلی آمریکا در خلیج فارس نگاه کنید و ببینید که این نوع سیاستها از سوی آمریکا چه میزان امنیت و ثبات به منطقه ما آورده است.
ما معتقدیم که هرگونه تقویت حضور نظامی در ذات خودش خطرناک است و میتواند حتی منجر به تشدید احتمال حوادث شود. برخی سیاستهای آمریکا که اعلام شده و برخی از آنها که توسط رهبران سیاسی در واشنگتن بر نظامیان حاضر در صحنه نبرد تحمیل شده، نتایج فاجعه باری خواهند داشت و فراهم کننده زمینه حوادث بسیار خطرناک با عواقب غیر قابل تصور خواهند بود.
لذا خطرناک بودن یک چیز است و موثر بودن در اجرای مقاصد و رساندن آمریکا به اهدافش چیز کاملا متفاوت و دیگری است. من معتقدم که این اقدام خطرناک است و منجر به نتایج مورد نظر برای آمریکا نخواهد شد.
سوال: مقامات ایالات متحده تائید کردهاند که حق خود برای حمله به اهداف ایرانی در داخل عراق و نه فراتر از آن را برای خودشان حفظ میکنند.
**ظریف: آیا چنین حقی دارند که آنرا حفظ کنند؛
سوال: باید این سوال را از خودشان بپرسید. پاسخ دولت ایران به این موضوع چیست؛ چرا ایران به دستگیری پنج ایرانی توسط نظامیان آمریکا پاسخ نداد؛
**ظریف: ما معتقدیم که آنها به دعوت دولت عراق در عراق بودهاند و دولت عراق باید برای تضمین آزادی آنها اقدام نماید. اینجا جنگل نیست که ما سیاستهای فردی خودمان را دنبال کنیم. افراد ما در کشوری هستند که دارای یک دولت مستقل میباشد و این دولت مکررا اعلام کرده است که این افراد بنا بدعوت آن دولت در آنجا حضور داشتهاند و ما معتقدیم که دولت عراق باید برای تضمین آنکه استقلال آن و حقوق ناشی از این استقلال توسط اشغالگران محترم شمرده میشود، گامهای لازم را بردارد.
ما آخرین کشوری خواهیم بود که اعتقاد پیدا کند گرفتن قانون در دست هر کشور در امور بینالمللی امروز جایگاهی داشته باشد.
سوال: ری تکیه، از اعضای شورای روابط خارجی آمریکا چند ماه قبل در مقالهای در فایننشال تایمز گفت مشابه چین، ایران خود را یک قدرت برتر منطقهای میداند که برای حل مناقشه خاورمیانه نقش کلیدی دارد. هیچ راه حلی برای جنگ داخلی عراق و یا آشوبها در لبنان بدون مشارکت فعال ایران وجود ندارد لذاست که حامیان این حکومت دینی دیگر احساس نمیکنند که برای کسب نظر آمریکا و یا جلب کمک اقتصادی اروپا مجبور باشند تن به آشتی دهند"، آیا فکر میکنید این تعبیر درستی از موضع ایران است؛
**ظریف: این یک قرائت از موضع ایران است. من معتقدم که ایران تاکنون خویشتنداری بسیار زیادی بخرج داده و آمادگی خود برای همکاری درباره هر موضوعی را اعلام کرده است، ایران حتی انعطاف بسیاری نشان داد تا به اروپا پیشنهادات مکرری ، پیشنهاد پشت پیشنهاد، بعنوان راه حل ارائه کند و تضمین نماید که نگرانیهای آنها درباره هرگونه احتمال انحراف در برنامه هستهای ایران به سمت فعالیتهای غیر صلح آمیز مورد توجه قرار خواهد گرفت و هرگونه نگرانی احتمالی رفع خواهد شد.
در واقع آنها با هرگونه علامت و اعلام آمادگی ایران برای همکاری، به عنوان علامتی از ضعف برخورد کردند و اکنون متوجه میشوند اشتباه کردهاند.
اینگونه نیست که ایران احساس کند توانمندی تازهای در منطقه کسب کرده که این توانمندی مانع تسلیم آن در مقابل هوا و هوس و تقاضاهای جهان غرب میگردد.
واقعیتاین است که ایران تلاش کرده همکاری کند و فرصت زیادی برای مذاکره ایجاد نماید اما این برداشت غلط آنها بود که باعث شد تلاش ایران را جدی نگرفته و مسیر مقابله جوئی و تحمیل مسائل بر ایران را در پیش بگیرند و ایران هیچگاه آماده تسلیم در برابر این نوع رفتار نبوده است.
اکنون بر عهده طرف مقابل است، بر عهده غرب است که متوجه واقعیاتی شود که همواره وجود داشتهاند. این یک واقعیت جدید نیست.
موقعیت ایران در منطقه یک واقعیت قدیمی است، چیز تازهای نیست و غرب برداشت غلط خود را دارد. غرب باید واقعیات موجود را که بسیار پیش از جنگ لبنان و بسیار پیش از مشکلات آمریکا در عراق وجود داشت، درک میکرد.
ایران بخاطر گستردگی خود، جمعیت، منابع طبیعی و موقعیت ژئو استراتژیک آن، دارای وزن است و آنها خیلی آسان میخواهند این امر را نادیده بگیرند.
ایران همچنین یک تاریخ بسیار طولانی و افتخار آمیز دارد و ایرانیان تحمیل و اجبار و زور را نخواهند پذیرفت، غربیها حتی این را هم درک نکردند.
اکنون ترکیبی از این محاسبات غلط از سوی غرب منجر به شرایط جاری شده است.
من معتقدم که آنها باید در محاسبات قبلی بازنگری کنند و به خطوط واقعیات جاری و حقیقی در جهان قرن و نه قرن نوزدهم نزدیک شوند و مطابق آن عمل کنند.
سوال: چرا به قرن نوزدهم اشاره میکنید؛
**ظریف: زیرا این زمانی است که آنها سلطه داشتند و زمانی بود که استفاده از زور و تهدید به عنوان یک حق از حقوق حاکمیت تلقی میگردید.
اکنون ما در دورهای بسر میبریم که استفاده از زور از سوی منشور ملل غیر قانونی اعلام شده ولی این افراد کماکان میگویند که استفاده از زور را از روی میز کنار نمیگذارند. که این امری طعنه آمیز و مضحک در مقابل ادعای آنها مبنی بر حرکت مطابق قانون است.
اگر چنانچه در چارچوب حقوق بینالملل ، یک گزینه هم درباره استفاده از زور وجود داشت، آنها آنزمان میتوانستند بگویند که این گزینه را حفظ میکنند یا آنرا کنار میگذارند، آنها چنین گزینهای ندارند.
اما قانون جنگل، قانون قرن نوزدهم، که بنظر میرسد آنها کماکان در آن دوران بسر میبرند، به آنها اجازه میداد که در شرایط خاص از زور استفاده کنند ولی دیگر اجازه چنین کاری ندارند اکنون آنها باید خود را متقاعد و واقعیات قرن را درک کنند و از تجربیات خودشان درس بگیرند.
اکنون آنها در عراق شاهدند که بزرگترین ابرقدرت روی زمین، با توان نظامی غیر قابل مقایسه با سرجمع توان سایر قدرتهای دیگر، در کشوری گرفتار شده که مواجه با سال تحریم بوده و قبل از جنگ نیز به اجزای مختلف تجزیه و نابود شده بود.
این بزرگترین قدرت قادر نیست که به این کشور ثبات بیاورد و یا حتی از سربازان خودش در این کشور مراقبت کند.
قصد طعنه و کنایه ندارم اما معتقدم که از لحاظ قانونی، استفاده از زور و یا تهدید به استفاده از زور دیگر یک گزینهی موجود نیست. این امر ناشی از یک واقعیت سیاسیاست زیرا قانون همیشه بدنبال واقعیتها حرکت کرده است.
واقعیت سیاسی این است که استفاده از زور و یا تهدید به استفاده از زور دیگر برای اجرای سیاست خارجی سودمند نیست و من فکر میکنم برای این افراد مهم است که این موضوع را درک کنندامیدوارم زودتر این اتفاق بیفتد.
سوال: با توجه به بیثباتی مورد اشاره شما در منطقه، که کاملا حرف درستی است، من فکر میکنم آیا به نفع ایران نیست که سلاح اتمی بسازد؛
**ظریف: نه، ما معتقدیم که سلاح اتمی هیچگاه باعث تقویت امنیت هیچ کشوری نمیشود. با تمام احترام، ما فکر نمیکنیم که سلاح اتمی امنیت هند یا امنیت پاکستان را تقویت کرده باشند.
لذا برای ایران منطقی نیست که سلاح اتمی داشته باشد و بنابراین است که پس از آنکه هند و پاکستان در سال آزمایش اتمی انجام دادند، اقدام ایراناین بود که به کنفرانس خلع سلاح رفت و تقاضای جهانیسازی ان.پی.تی
را نمود زیرا ما امنیت ملی خود را اینگونه تعریف میکنیم. ما امنیت ملی خود را بر اجتناب از مسابقه تسلیحات هستهای و تلاش برای حذف تمام سلاحهای اتمی در یک روز، استوار کردهایم.
سوال: موضع دولت ایران درباره سخنرانی "وضعیت اتحاد" بوش چیست که در آن گفت جهان به رژیم تهران اجازه نخواهد داد به سلاح اتمی دست یابد و من باید این سخنان را تعدیل کنم زیرا شما گفتید که رژیم علاقهای به ساخت سلاح اتمی ندارد. اگر استدلال شما اینست که آمریکا درحال جعل مدارک و شواهد علیه ایران است، چگونه دولت شما به سخنرانی وضعیت اتحاد پاسخ میدهد که در آن ایران بارها مورد خطاب قرار گرفته است؛
**ظریف: من فکر میکنم که بوش به سختی بیانکننده نظرات مردم آمریکا باشد، چه رسد به نظرات مردم جهان. میزان حمایت از این سیاستها در داخل ایالات متحده در سطح فوقالعاده پائینی قرار دارد.
فکر میکنم برایآمریکا بسیار عاقلانه خواهد بود این ادعا را متوقف نماید که نمایندگی جامعه بینالمللی را بر عهده دارد. آنچنان که من میبینم، جامعه بینالمللی در بیانیه سران کشور عضو عدم تعهد متبلور میشود که از حق ایران شامل داشتن چرخه سوخت حمایت میکند و با هرگونه تلاشی جهت ایجاد فشار بر کشورها برای توقف برنامه هستهای صلح آمیز آنها بر پایه ضرب الاجلهای ساختگی که توسط ایالات متحده طراحی گردیدهاند، مخالفت مینماید.
این یک نکته است.
اگر نیت واقعی بوش، جلوگیری از ساخت سلاح اتمی باشد ما هم با خوشحالی با وی همراه میشویم که اطمینان یابیم ایران هرگز هیچ سلاح اتمی تولید نخواهد کرد زیرا این همان منظور ماست اما منظور بوش ممانعت از اشاعه سلاحهای اتمی نیست زیرا ایالات متحده خودش یک اشاعهدهنده معروف است چنانکه توافقات اخیر آن با برخیها که اشاعه سلاح اتمی داشتهاند، نشان میدهد. منظور من یک توافق قدیمی با اسرائیل است.
ایالات متحده به دانشمندان اتمی اسرائیل اجازه داد که از تاسیسات هستهای آمریکا بر اساس یک توافقنامه که مدتی قبل حاصل شده، استفاده کند، بسیار پیشتر از توافق هستهای با هند که این همه سروصدا کرده است.
بنابراین من فکر نمیکنم که نگرانی اصلی، بحث اشاعه باشد، اما اگر نگرانی اشاعه است، اگر نگرانی اینست که برنامه هستهای ایران هرگز تبدیل به یک برنامه نظامی نخواهد شد، آنگاه ایران قصد همکاری خواهد داشت و پیشنهاداتی را ارائه کرده که در واقع اطمینانسازی میکند اما پیشنهاداتی که توسط بوش مطرح میگردد هرگز این اطمینان را نمیدهد که اشاعه صورت نخواهد گرفت.
بنابر این سیاستهای او چنانکه در سخنرانی وضعیت اتحاد مطرح گردید ، صرفا یک سیاست ایجاد فشار و هراس است که جواب نخواهد داد.
سوال: شما به نگرانی گستردهای که بدنبال اظهارات احمدی نژاد درباره محو اسرائیل از نقشه جهان ایجاد شد، چگونه پاسخ میدهید؛ اکنون برخی افراد هستند که فکر میکنند برنامه هستهای ایران یک تهدید حیاتی برای اسرائیل است؛
** ظریف: احمدی نژاد رییس جمهوری و دولت ایران مکررا اعلام کردهاند که ما هیچ عضوی از اعضای سازمان ملل را تهدید نمیکنیم. ما هرگز از زور علیه هیچ کسی استفاده نمیکنیم، ما تهدید به استفاده از زور نمیکنیم.
من میدانم که برخی افراد تلاش کردهاند که از اظهارات مشخصی که در قالب مشخص بیان شدهاند، سوء استفاده کنند اما واقعیت این است که اسرائیل، ایالات متحده و حتی انگلیس، تهدیدات رسمی درمورد استفاده از زور علیه ایران داشتهاند.
بجای این همه سرو صدا درباره تهدیدات ایران، آنها میتوانند صرفا عقب نشینی کنند و اظهاراتی شبیه این اظهارات من داشته باشند: مبنی بر اینکه ایران هرگز از زور علیه هیچ عضو دیگری از سازمان ملل استفاده نکرده است.
اجازه دهید سوال کنم آیا هیچیک از آنها میتوانند این اظهارات ساده را که مطلب زیادی هم نیست، درباره ایران تکرار کنند. این صرفا تکرار پاراگراف چهارم از فصل دوم منشور ملل متحد است.
سوال: اما منظور شما از اینکه میگوئید اظهارات ایشان خارج از قالب و فضای آنها استخراج و یا استفاده شده، چیست؛
** ظریف: ایران هیچگاه تهدید به استفاده از زور علیه اسرائیل نکرده است و رییس جمهوری دراینباره خیلی شفاف سخن گفته است.
سوال: حذف اسرائیل از نقشه؛
** ظریف: ببینید، اگر شما میخواهید درباره نقل قولها بحث کنید، نقل قولهای تهدید آمیز زیادی علیه ایران خیلی قبل از انتخاب احمدی نژاد مطرح شده و حتی مقامات اسرائیلی نظیر شیمون پرز اخیرا گفتهاند که ایران نیز میتواند از روی زمین محو گردد اما متاسفانه هیچ واکنشی نسبت به این تهدیدات ندیدیم.
سوال: تا چه اندازه امیدوارید که یک راه حل صلح آمیز درباره موضوع هستهای وجود داشته باشد؛
** ظریف: اگر قصدی برای یافتن راه حل صلح آمیز باشد، راه حل وجود دارد. به شکل ملموس و عینی یک امکان وجود دارد و حتی بیش از یک امکان.
این اطمینان وجود دارد که میتوان راه حل صلح آمیزی پیدا کرد اما اگر افراد بدنبال مقابله جوئی باشند شما دیگر نمیتوانید از طریق مقابله جوئی به صلح دست پیدا کنید.
سوال: منظور شما چه کسانی است که علاقمند به مقابله جوئی هستند؛ چه کسانی فکر میکنید یک راه حل صلح آمیز را پیگیری میکنند؛
** ظریف: ایران مطمئنا علاقهای به مقابله جوئی ندارد. ما این مطلب را اعلام و گزینههایی را هم اعلام کردهایم. چندین گزینه روی میز هستند که ایران آنها را ارائه کرده و مطابق آنها و بر اساس هرگونه ارزیابی عینی از واقعیات، تولید سلاح اتمی توسط ایران را غیر ممکن خواهد نمود.
لذا اگر آنها جدا علاقمند هستند میتوانند این پیشنهادات را بررسی کنند.
اما درباره عراق، ایران کاملا روشن کرده است که آماده کمک به ایجاد ثبات و امنیت در عراق است. ایران با دولت عراق همکاری کرده و به این همکاری ادامه خواهد داد.
سوال: آیا حماس یک گروه تروریستی است؛
** ظریف: نه.
سوال: حزب ا... چطور؛
** ظریف: نه. اجازه دهید همین جا توقف کنیم. لازم نیست این سوال را بپرسید. اکثر جامعه بینالملل این دو سازمان را سازمان تروریستی نمیدانند.
اکنون سوالی که میتواند از ایالات متحده پرسیده شود اینست که چرا با سازمانهایی همکاری میکند که خودش آنها را ترویست تلقی میکند؛ اکثر جهان اعتقاد ندارد که حزب ا... و حماس سازمانهای تروریستی باشند.
حماس و حزب ا... احزاب رسمی و سیاسی و دارای کرسی در پارلمان هستند. حماس برنده اکثریت آراء شده ولی ایالات متحده این امر را دوست نداشت.
ایالات متحده وزرای حزب ا... و اعضای حزب ا... در پارلمان لبنان را صرفا بخاطر اینکه آنها را دوست ندارد بایکوت کرده است. ایالات متحده یا اسراییل به سازمانی برچسب تروریستی میزنند که درگیر مقاومت مشروع در برابر اشغال خارجی است.
یک سازمان صرفا به دلیل اینکه آمریکا یا اسراییل میگویند تروریست است به صورت اتوماتیک تبدیل به یک سازمان ترویستی نمیشود. بروید دیدگاه جامعه بینالملی را بررسی کنید.
این مشکلی ناشی از این است که ایالات متحده خود را برابر با جامعه بین- الملل میداند.
اما سوال اینست که رفتار ایالات متحده در مقابل سازمانهایی که خود آنها را تروریستی میداند، چگونه است. چرا آمریکا با آنها همکاری میکند؛
سوال: منظور شما چه سازمانی است؛
** ظریف: من بعنوان مثال به منافقین اشاره میکنم. در عراق، ایالات متحده در واقع از آن حمایت و با آن توافق نامه امضا میکند. آیا ایالات متحده میپذیرد که هیچ کشوری بر اساس کنوانسیون چهارم ژنو به القاعده پناه دهد، سازمان دیگری که در سطح جهان تروریستی شناخته میشود؛
لذا تروریسم نباید یک برچسب باشد، یک برچسب ساده برای برخورد با دشمنان.
شما باید شرایط و مشخصات عینی موضوع را مدنظر قرار دهید. این شرایط را اجرا و براساس آن عمل کنید.
سوال: شما صرفا به بخشی از سوالات من پاسخ میدهید. پس شما فکر میکنید آمریکا باید چگونه با نمایندگان این احزاب، حماس و حزب ا... در دولت هایشان برخورد کند؛
** ظریف: من فکر میکنم آمریکا باید خیلی ساده آنچه را که ادعا میکند برای آن مبارزه میکند، بپذیرد و آن دموکراسی است چرا وقتی که مردم فلسطین یک جور رای میدهند، در انتخاباتی که حتی ناظران آمریکائی اعتقاد داشتند که آزاد و عادلانه بود، دولت آمریکا با آن مخالفت و تمام ملت فلسطین را بخاطر نحوه اعمال دموکراسی از سوی آنها تنبیه میکند؛ چرا لبنانیها را بخاطر اعمال دموکراسی و یا درخواست اعمال دموکراسی تنبیه میکند؛ لذا اگر برای ایالات متحده، "دموکراسی"صرفا به معنای پیروزی افرادی است که مورد حمایت آمریکا هستند، باید صریحا این تعریف خود از دمکراسی را اعلام کند. بگذارید صادق باشیم.
سوال: پایه روابط دوجانبهای که ایران بدنبال آن با ونزوئلا است، چیست؛ روابط دوجانبه با چه کشور دیگری برای ایران اهمیت بیشتری دارد؛ و بر پایه چه ارزشهای مشترکی استوار شدهاند؛
** ظریف: ایران علاقهمند به روابط دوجانبه با همه کشورهاست و ما در این رابطه بسیار شفاف بودهایم. اشتراکات زیادی بین ایران و بسیاری از دیگر کشورها وجود دارد. ما روابط خوب سنتی با آمریکای لاتین داریم و احتمالا نسبت به سایر کشورهای خاورمیانه، پرشمارترین نمایندگیهای دیپلماتیک را در آمریکای مرکزی و جنوبی داریم.
سوال: چرا اینگونه است؛
** ظریف: زیرا ایران بزرگ است. ایران همواره یک کشور عمده بوده است و نمایندگیهای بسیار زیادی در بسیاری کشورها داشته است.
درباره روابط ایران و ونزوئلا، سیاستها و دیدگاههایی درباره جو جامعه جهانی نظیر ماجراجوئی ایالات متحده وجود دارند که دو کشور با هم در آنها اشتراک نظر دارند و این موارد بعلاوه این واقعیت که ما هر دو تولیدکننده نفت هستیم و منافع مشترک در این زمینهها داریم، زمینههای مناسبی برای همکاری دو کشور ایجاد میکند.