چند ماجرای تودرتو

شما ممکن است با نگاهی به محصولات سال 2005 صنعت سینما چنین نتیجه گیری کنید که به سختی می توان فیلمهایی را پیدا کرد که دارای ارزش هنری و سینمایی باشند
کد خبر: ۱۲۶۱۷۰
، اما در بین معدود فیلمهای خوب این سال باید از «سیریانا» هم اسم برد.
ساخته جدید استفن گاگن فیلمی تلخ و سرد است که باید با دقت بیشتری آن را تماشا کرد. نوع روایت فیلم جذاب و قابل توجه است و تلاش دارد از سبک قصه گویی سنتی هالیوودی پیروی کند. قصه فیلم از شروع تا پایان دقیقا می داند که دارای چه طرحی است و چه چیزی را می خواهد بیان کند. زمان فیلم کاملا اندازه است و چنین به نظر می رسد که آن را دقیقا در همین تایم زمانی نه کمتر و نه بیشتر باید تعریف کرد. با توجه به لحن روایتی فیلم ، تماشاچی در اواسط نیمه دوم ماجراست که اصل مطلب را متوجه می شود و این نکته به توانایی فیلمنامه نویس آن برمی گردد. فیلمنامه فیلم «سیریانا» را خود گاگن براساس قصه کتاب پرخواننده رابرت بیر به همین نام نوشته است .این فیلم درام دلهره آور (با آن لایه سیاسی که درون قصه خویش دارد) با شعار «همه در این ارتباط قرار دارند» به روی پرده سینماها رفت . جورج کلونی و مت دیمون در نقش باب بارنز و برایان وودمن کاراکترهای اصلی فیلم هستند.
آماندا پیل ، کریستوفر پلامر، جفری رایت و کریس کوپر هم در فیلم هستند. شروع قصه فیلم با موضوع گم شدن یک موشک هسته ای است ، اما سازمان سیا مشکلاتی بدتر از این هم دارد. وارث یکی از سلاطین یکی از کشورهای عربی امتیاز کنترل چاههای نفتی خود را به چین می دهد.
این مساله باعث می شود تا یک کمپانی بزرگ نفتی امریکایی با مشکل زیادی روبه رو شود. اولین اقدام این کمپانی اخراج کارگران مهاجر و حرکت به سمت همکاری با شرکتهای نفتی قزاقستان است.
در حالی که مشکل قراردادهای نفتی وجود دارد، سازمان سیا به ماموری نیاز دارد که بتواند امیر این کشور شیخ نشین را به قتل برساند. به زودی باب بارنز مامور انجام این کار می شود. او متخصص مسائل کشورهای آسیایی و عربی است و به نوعی حکم یک مامور دوجانبه را دارد.
باب بارنز برای انجام این کار مشکلات زیادی را پیش رو دارد و حتی توسط یک گروه عربی بازداشت هم می شود. از سوی دیگر برایان وودمن یک کارشناس مسائل نفتی است که به تازگی پسر کوچکش را از دست داده است.
او به عنوان مشاور نفتی همان امیر عرب نشین انتخاب شده که سازمان سیا قصد کشتن او را دارد. در همین ایام چند پاکستانی مهاجر که از شرکت نفتی اخراج شده اند، به گروههای بنیادگراها می پیوندند. هر یک از این افراد و گروهها اهداف مختلفی دارند ولی مسیر تمام آنها به یک نقطه ختم می شود: چاههای نفتی.
منتقدان می گویند «سیریانا» کاری دلهره آور درباره فساد و قدرت مرتبط با صنعت نفت است . جذابیت فیلم در این است که 4قصه متفاوت را همزمان پیش می برد. فیلم موفق می شود این قصه ها را به شکلی منطقی به یکدیگر پیوند بدهد. از سوی دیگر ارتباط بین صنعت اسلحه سازی و نیروهای مسلح معمولا یک ارتباط پیچیده تفسیر می شود.
تصور عمومی این است که ارتش ها نیازمند جدیدترین و پیشرفته ترین سلاحها هستند و با کمک آن اقتصاد را تعیین کرده و پیش می برند. قصه «سیریانا» هم با مطرح کردن این موضوع ، چنین اظهارنظر می کند که موضوع پیچیده تر از آن است که مردم عادی تصور می کنند.
«سیریانا» یک فیلم خیالی نیست ، هرچند که شاید قصه آن دقیقا به همین شکل اتفاق افتاده نباشد. استفن گاگن که فیلمنامه «قاچاق» استیون سودربرگ را نوشت از کتاب رابرت ببر به عنوان یک ماخذ و پایه استفاده می کند و در طول قصه برخی از ماجراهای این کتاب را تغییر داد.
قصه فیلم تلاش دارد واقعی و رئالیستی به نظر برسد. یکی از ایراداتی که به قصه فیلم گرفته می شود این است که راه حل نهایی فیلم چنین اظهارنظر می کند که مسائل عمیق تر و ریشه دارتر از آن است که بتواند پاسخ یا راه حلی برای آنها پیدا کرد.
به گفته برخی از منتقدان یک چنین پایانی می تواند سیاه و منفی ارزیابی شود. همان طور که قبل از این گفته شد «سیریانا» را باید با دقت تماشا کرد تا بتوان مسائل مختلف مربوط به آن را دریافت کرد. این فیلم هم مثل «قاچاق» چندین قصه را که در نگاه اول هیچ ربطی به هم ندارند به صورت موازی در کنار یکدیگر تعریف می کند.نوع انتخاب بازیگران فیلم خیلی خوب است.
از یک سو گروهی از بازیگران درجه یک و در سوی دیگر تعدادی چهره ناشناخته نقشهای اصلی «سیریانا» را بازی می کنند. تمام بازیها خوب است و نمی توان یک بازی ضعیف پیدا کرد.
در راس بازیگران فیلم که مثل الماس می درخشند باید از کلونی ، جفری رایت و اسکندر صدیق (بازیگر مصری) اسم برد.


کیکاووس زیاری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها