انقلاب اسلامی و گفتمان عدالت

انقلاب اسلامی در ردیف انقلاب های بزرگ دنیا قابل تعریف است. وجه مهم تمایز و مشخصه اصلی انقلاب اسلامی ، فرامرزی بودن و جهانشمول بودن و صدور آن به دیگر جوامع است.
کد خبر: ۱۲۵۸۰۵

انقلاب اسلامی نقطه عطفی در تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی جوامع بشری است که از منظر عمومی در راستای تکامل انسانی است ، تکاملی که بشریت باتجربه نظامها و فرهنگ های گوناگون ، درصدد دستیابی به وضعیتی مطلوب است تا در آن به اهداف و آرمان های خود جامه عمل بپوشاند.

انقلاب اسلامی آغاز دگرگونی بنیادین و اساسی در اصول و ارزشهای حاکم بر جامعه بود که ریشه در گذشته های بسیار دور داشت. انقلاب اسلامی برخلاف بسیاری از انقلاب های دیگر که نگاهی تک بعدی به نیازهای انسان داشتند ، هدف اصلی خود را تامین سعادت مادی و معنوی انسان اعلام کرد.
از این رو ، رسیدن به جامعه ای عادلانه و اجرای قسط و عدل اسلامی یکی از مهمترین اهداف انقلاب اسلامی معرفی شد. در پناه چنین هدفی بود که شعارهای اصیل انقلاب ؛ استقلال ، آزادی و استقرار حکومت اسلامی معنا و مفهوم پیدا می کرد. از طرفی انقلاب اسلامی یک انقلاب مادی با روشهای مارکسیستی و لیبرالیستی نبود که بتوان با تئوری های موجود آن را ارزیابی ، تفسیر و تحلیل کرد. بنابراین رویکردهای روبنایی و زیربنایی ناشی از تئوری های مارکسیستی برای اقتصاد و دیگر مسائل جامعه اسلامی نمی توانست مبنا قرار گیرد. قانون اساسی جمهوری اسلامی که از مهمترین دستاوردهای انقلاب اسلامی است ، اقتصاد را وسیله ای برای رسیدن به اهداف متعالی انسانی و الهی می داند. در مکاتب مادیگرایانه ، اقتصاد خود هدف است و به این دلیل در مراحل رشد ، اقتصاد عامل تخریب ، فساد و تباهی می شود ؛ ولی در مکتب رهایی بخش و انسان ساز اسلام ، اقتصاد وسیله است و از وسیله انتظاری جز کارایی بهتر در راه وصول به هدف نمی توان داشت.
با این دیدگاه برنامه اقتصاد اسلامی فراهم کردن بستری مناسب برای بروز خلاقیت های متفاوت انسانی است و به این دلیل تامین امکانات مساوی ، متناسب و ایجاد کار برای همه افراد و رفع نیازهای ضروری برای استمرار حرکت تکاملی او به عهده حکومت اسلامی است. قانون اساسی با مطرح کردن اقتصاد وسیله است نه هدف ، رویکرد دینی خود را که تفاوتی بنیادین با نگاه مکاتب مادی دارد بیان می کند. در جریان انقلاب اسلامی ، شعار عدالت ، آرمان و استقرار عدالت در جامعه مطرح بود و اقتصاد هم وسیله ای برای تحقق این آرمان به شمار می رفت.
الگوی حکومتی مطرح شده از سوی این انقلاب ، اساس نظامی را پی ریزی کرد که در پرتو قسط و عدل ، تضمین کننده سعادت مادی و معنوی انسان است. عدالت آرمانی بشری است که از شروع حیات وی و تشکیل جامعه ، همزاد و همراه اجتماع انسانی بوده است. در این خصوص تلاش انسان ها نیز معطوف به استقرار عدالت در روابط خود و در سطح جامعه شده است.
هسته اصلی هدایت الهی در قالب وحی و تعالیم پیامبران که فلسفه بعثت آنان و فروفرستادن کتابهای آسمانی نیز به شمار می رود ، عدالت است ؛ هرچند در تعریف و چیستی عدالت آراء و دیدگاه های فراوانی وجود دارد که در جای خود درست است و برداشتی از حقیقت عدالت ارائه می دهد ، اما در ادبیات و فرهنگ لغات ، عدل به معنای قرار دادن هر چیز در جای خودش و در مقابل ، ظلم به معنای قرار دادن هر چیز در غیر جایگاهش آمده است. از نظر اسلام همه انسان ها دارای خلقت واحدند ، از این روست که در اسلام هیچ فرد یا قومی بر خود و قوم دیگر امتیاز و برتری خاصی ندارد و تنها تقواست که ملاک امتیازگذاری انسان ها نزد خداوند است.
این نکته به آن دلیل مهم است که وجود برخی امتیازات برای برخی از افراد و گروهها یا وجود فاصله های طبقاتی ، باعث نارضایتی عمومی می شود و ممکن است سلامت نظام را به خطر اندازد ، از این رو در نظام اسلامی ، تساوی در حقوق از ضروریات است. در پرتو مساوات در میان افراد است که عدالت اجتماعی و آزادی امکان تحقق می یابد و اختلافات اجتماعی به هر شکلی که باشد راه را برای ظلم و تجاوز هموار می سازد و مانع اجرای صحیح اصول حقوق انسانی می شود. از آنجایی که قانون اساسی جمهوری اسلامی به عنوان آینه تمام نمای انقلاب اسلامی و بهترین دستاورد آن بر پایه اصول دین و با الهام از احکام اسلامی تدوین شده است ، لازم است تا همه نهادها و سازمان ها در مسیر اجرای عدالت و پر کردن فاصله ها و شکافهای طبقاتی حرکت کنند ؛ هرچند مسیری سخت و دشوار پیش روی ره پویان این راه وجود دارد و تحقق آرمان ها و اهداف در این خصوص در حد مطلوب ، بسیار مشکل است و نیازمند زمان برای پی ریزی بنیان ها و زیرساخت ها و فرهنگ سازی است ؛ ولی سیاست دولت اسلامی باید متمرکز بر ریشه کن کردن فقر و محرومیت و تامین نیازهای مادی مردم و جلوگیری از شکل گیری اختلافات طبقاتی باشد و مانع انباشت و تکاثر ثروت در دست عده معدودی شود ، چراکه آنچه درخصوص عدالت در قانون اساسی آمده است ، نه شعار است و نه سفارش اخلاقی ؛ بلکه اصول و خطمشی هایی است که سایه آنها بر سر همه قواعد اساسی و قوانین عادی گسترده شده است و دیگر اصول در پرتو آن باید تعبیر و تفسیر شوند.


دکتر محمد حیدری
معاون اداره سیاسی وزارت کشور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها