اسناد پهلوی ها را منتشر کنید

مساله تاریخنگاری و جعل و تحریف تاریخ آنقدر برای غربیها مهم است که حاضرند حتی دموکراسی را با وجود سرمایهگذاری زیادی که برای تثبیت آن کردهاند به مسلخ ببرند.
کد خبر: ۱۲۵۴۹۷

پرسش از حقیقت هولوکاست باعث میشود آنها با صدور قطعنامه در سازمان ملل برای ممنوعیت بررسی آن، اصول اولیه دموکراسی را نابود کنند. چرا؛ چون برای این تاریخ هزینه بیشتری کردهاند ، بنابراین زیر سوال رفتن تاریخنگاری آنها در یک نقطه از جهان مقدمه بازنگری تاریخ خواهد بود.
اگر برای ملت ما و دیگر ملتها روشن شود که تاریخنگاری این جماعت برای کشورها پیشنیاز استعمار بوده همه سلطه غربیها زیر سوال میرود. تاریخ ایران هم از این قاعده مستثنا نیست.
در آستانه بیست و هشتمین سالگرد انقلاب اسلامی گفتگویی انجام دادیم با عباس سلیمی نمین ، رئیس دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران تا موضوع تاریخنگاری در ایران بویژه تاریخنگاری انقلاب را بررسی کنیم.

اهمیت تاریخنگاری در چیست؛
مهم نیست چه رخدادی در امروز صورت بگیرد ، بلکه مهم این است که چه کسانی راوی این رخداد باشند. راویان میتوانند رخدادی را مثبت یا زشت ترسیم کنند. ابزارهای انتقال پیام میتوانند مثلا اگر در آفریقا یک منجی ظهور کند او را یک دیکتاتور ترسیم کنند و ملتها هم تصورشان آن چیزی است که به وسیله ابزارهای انتقال پیام به آنها میرسد.
درباره انقلاب اسلامی هم این مساله صورت گرفت و حجم گستردهای از فعالیتها را در این زمینه شاهد بودیم تا بتوانند آنچه را به عنوان خطر احساس میکردند از خطرات آن بکاهند که تا حد زیادی هم متاسفانه توفیق پیدا کردند.

چرا غربیها اینقدر برای تاریخنگاری انقلاب هزینه میکنند؛
اوایل انقلاب ، ملتها خیلی به انقلاب تمایل نشان دادند و میرفت که منافع امریکا و غرب را به خطر بیندازد ؛ اما با کارکردی که غربیها در زمینه روایت انقلاب داشتند توانستند تا حد زیادی از تبعات انقلاب اسلامی بکاهند.
بنابراین تاریخنگاری انقلاب اسلامی بسیار زودهنگام انجام شد ؛ البته این تنها عامل توفیق دشمنان نبود بلکه عامل دیگر در کشور هم موثر بود و آن غفلت نیروهای پدیدآورنده چنین حرکت عظیمی بود ؛ چرا که بسیاری از نیروهای درگیر در این رخدادها چون تصورشان این بود که در یک حرکت جمعی و گسترده میلیونی مردم حضور داشتند ، بنابراین سخن گفتن از خود را مقداری خودنمایی و به اصطلاح زیره به کرمان بردن تلقی میکردند؛ چرا که مردم همه در جریان انقلاب اسلامی بودند و فکر میکردند بیان خاطرات نسبت به این مساله شاید خیلی ضرورت نداشته باشد.
ضمن اینکه ما درباره تاریخنگاری بویژه مسلمانان یک غفلت تاریخی هم داریم. بیشتر تاریخ ما را مستشرقین غربی نوشتهاند و ظاهرا ما این عرصه را چارچوب کاری آنها تلقی کردهایم. براحتی هم پذیرفتهایم که آنها بیایند درباره کشور ما بنویسند و ما از محصولات آنها بهره بگیریم. این موضوع متاسفانه یک ریشه تاریخی دارد. شاید بتوان گفت سرمایهگذاری کسانی که امروزه در مورد انقلاب اسلامی اینقدر هوشیارانه عمل کردند موجب شد نوشتههای آنها را درباره گذشته استفاده کنیم و هیچ تصور نکردیم چرا آنها انگیزه داشتند چند سال در ایران سفر کنند و آثاری را برای ما بنویسند ، بلکه فکر میکردیم آنها خیلی انسانهای دوستدار علم هستند، بنابراین نه تنها به این تاریخنگاری تامل نمیکردیم بلکه نگاه تکریمآمیزی هم نسبت به آنها وجود داشت.
همان جریانی که در گذشته تاریخی ما این زحمت و سختی نگارش تاریخ را متحمل میشد در انقلاب اسلامی هم وارد شد ، ولی بعدها که یک مقداری از این غفلت بیرون آمدیم مشخص شده که چقدر زیان کردهایم.

وضعیت تاریخنگاری ایران در گذشته به چه صورت بود؛
در دوران پهلوی تاریخنگاری در کشور عمدتا در اختیار صهیونیستها بود. در این زمینه هم رژیم پهلوی دانسته یا نادانسته این عرصه را در اختیار آنها قرار داده بود.
ابتدای دوران رضاخان تعدادی عناصر صهیونیست از فرانسه آمدند و بعد امریکاییها و انگلیسیها وارد شدند و در کل ابنیه تاریخی در اختیار جریاناتی قرار گرفت که گرایشهای صهیونیستی داشتند و آنها هم بسیار هوشیارانه عمل کردند. در دوران مشروطه هم فراماسونرها یک سری مطالعات انجام دادند که چه نهادها و توانهای ملی در ایران میتواند ملت ایران را بسیج کرده تا شاه را وادار به پذیرش خواستههای خود و مثلا قراردادی را لغو کند. شناخت این قدرت برای بیگانگان بسیار حائز اهمیت بود ، بنابراین پس از این که توانستند مشروطه را منحرف و استبداد سیاه را بر کشور حاکم کنند درصدد تضعیف همه آن نهادها بر آمدند از جمله مسائلی که در ایران مورد هجمه قرار گرفت تاریخی بود که ملت ایران داشت، چرا که این تاریخ میتوانست در دشمنشناسی به ملت ایران کمک کند.
در دوران رضاخان غربیها علاوه بر بحث تغییر تاریخ باستان که به سالها پیش از هخامنشیان بر میگردد آمدند زمینه تاریخی ایران را از هخامنشیان آغاز کردند، در حالی که پیدایش تمدن در ایران به خیلی قبلتر مانند تمدن عیلامی بر میگردد.

این کار با چه هدفی انجام شد؛
به علت این که یک الفت و دوستی میان ایرانیان و یهودیها شکل بگیرد و بگویند پیدایش تمدن و پیشرفت در ایران نتیجه نزدیکی و همراهی با یهودیان بوده است ، در این مساله کار بسیار زیادی انجام دادند که متاسفانه توفیق هم کسب کردند. این که یک ایرانی به این باور رسید که ایجاد تمدن در کشور از زمانی آغاز شد که دربار هخامنشیان با یهودیان ممزوج شد. یعنی نخستوزیر خشایار شاه مردخای یهودی و معشوقهاش هم استر بود.
از سوی دیگر گفتند تمام این شکوفایی که در زمان هخامنشیان به وجود آمد با ورود اسلام نابود شد. ورود اسلام موجب از میان بردن تمدن در ایران شد. بنابراین در این زمینه مطالب زیادی مبنی بر آتش زدن کتابها ، کشتن علما و از میان بردن تمدن نوشتند و به قول کتاب آقای زرینکوب ، دو قرن سکوت در ایران حاکم شد. با این تاریخ نگاری لازم نبود روشنفکر خیلی اسلام را مورد مطالعه قرار دهد و شاخصهای دشمنشناسیاش طور دیگری تنظیم میشد.
در حالی که بر عکس تاریخهای نوشته شده در دوران هخامنشیان ، وقتی پیوند میان دربار و یهودیها صورت میگیرد و اقوام ایران زیر بار این نزدیکی نمیروند از سوی دیگر نفوذ تمدن عیلامی در زمان هخامنشیان به حدی است که خط رسمی و فرهنگ عیلامی در میان ایرانیان گسترش داشته و این تمدن از سوی یهودیها لطمه میدید.
این مساله با تغییر و تحریف تاریخ کاملا از دید ایرانیها پنهان میماند و تنفر از اسلام را جایگزین آن کردند.

در دوران حکومت پهلویها چه کسانی به تاریخ نگاری و ثبت وقایع مشغول بودند؛
بحث تحریف تاریخ در پهلوی دوم نتیجه داد، یعنی بحث تحریف تاریخ باستان ایران از 7000 سال به 2500 سال تغییر کرد.
در خاطرات معین عزری صریح مینویسد که ما پیشنهاد جشنهای 2500 ساله را به شاه دادیم و از آن حمایت کردیم و شاید بتوان گفت که یکی از دلایل گسترش نفوذ صهیونیستها در دوران پهلوی دوم در همه امور ، این مسائل بود که مطرح شد.
شاید تعجب کنید که چطور همه عناصر ارتش در این دوران با این تاریخنگاری در خدمت صهیونیستها قرار گرفتند.
یکی از کسانی که تمام خدمتش را در ارتش دست و دلبازانه در خدمت اسرائیل قرار میداد آقای حاجعلیکیا ، رئیس رکن دو ارتش بود. سفیر اسرائیل میگوید وقتی کیا از حج برگشته بود به دیدنش رفتم. آنجا مقداری در برابر اسرائیلیها مقاومت میکرد ، اما من گفتم که ما دو ملتی هستیم که از زمانهای گذشته با هم رابطه داشتهایم و از این که چگونه شکوفایی تهران در نتیجه روابط یهودیها و ایرانیها شکل گرفت ، برای او صحبت کردم. پس از یک سلسله جلسات ، کیا تبدیل به فردی شد که خود عزری میگوید: من تعجب میکردم که چرا او تمام کارهایش را رها میکند و مرتب دنبال برنامههای سفارت اسرائیل است.
این به دلیل همین تاثیراتی بود که از مباحث تحریفشده تاریخی گرفته بود ، البته نمونههای زیادی از این دست میتوان در خاطرات معین عزری پیدا کرد یا مورد دیگر ، ایادی که پزشک شاه بود و در هیات مدیره اتکا نقش جدی داشت، تمام مواد مصرفی خوراکی ارتش ایران را از اسرائیل میخرید. معین عزری در خاطراتش میگوید که از تخممرغ و مرغ گرفته تا هر چه تصور کنید مرتب با هواپیماهای اسرائیلی وارد ایران میشد. همه طرحهای تسلیحاتی اسرائیل با پول ایران ، امکانات ایران و حتی تستشدنش در ایران انجام میشد.
لذا بیشتر پیشرفت اسرائیل مدیون امکاناتی است که ایران در خدمت اسرائیل قرار میدهد.

آثاری که درباره انقلاب اسلامی نوشته شده است را چگونه دستهبندی میکنید؛
دستهبندی آثار باید به لحاظ زمانی و گرایش صورت بگیرد. ابتدای انقلاب اسلامی بعضی از آثار در غرب منتشر شد که اساسش برای تبری جستن از شاه بود. یعنی بسیاری از آثار چون همه جامعه و همه جامعه جهانی خیلی از پدیده انقلاب اسلامی دور نبود و از نزدیک با واقعیتهای ایران مواجه شده بودند ، اساسشان بر تبرئه خودشان بود و شاه را عنصر پلیدی عنوان میکردند و حتی میگفتند شاه توانست غرب را هم فریب دهد. مانند کتاب آخرین سفر شاه نوشته ویلیام شوکراس که در آن فساد دربار پهلوی پذیرفته میشود ، اما اعلام میکنند که غربیها به شاه اعتماد کرده بودند و شاه تصویری که از خود ارائه میداد خلاف واقع بود پس از مدتی از پیروزی انقلاب اسلامی آثاری منتشر شد که در آنها تلاش زیادی صورت گرفت که هم شاه به عنوان دستنشانده غرب تبرئه شود و هم خود غرب.
آثار در این وادی زیادتر است.
در این آثار رشد و پیشرفت ایران نشانداده شده است ، ولی میگویند سرعت این رشد زیاد بود و منجر به نامتعادلکردن جامعه و برهم ریختن نظم اجتماعی شد و چون رشد سریع بود با جامعه سنتی ایران سازگاری نداشت و تقابل میان سنت و مدرنیسم ایجاد شد.
برخی آثار بتازگی در غرب منتشر شده که کاملا تبلیغاتی است که در آنها مفاسد شاه هم دیگر مطرح نمیشود ، بلکه سعی میشود شاه و خاندان پهلوی یک جماعت بسیار بسیار پایبند به اصول اخلاقی و حکومتی نشان داده شوند. و بعکس جنایات صورت گرفته از سوی امریکاییها و شاه به نیروهای انقلابی نسبت داده شود. مانند کتاب هوشنگ نهاوندی ، خاطرات فرح دیبا که بسیار هنرمندانه مطالب را برای تودههای مردم بیاطلاع طوری ترسیم میکند که ظاهرا واقعیت عکس است؛ مثلا جنایت سینما رکس آبادان در آثاری که به صورت تبلیغاتی منتشر میشود کاملا به نیروهای انقلاب نسبت داده میشود یا آتشسوزیهایی که برای ایجاد وحشت ساواک انجام میداد را به نیروهای انقلاب نسبت میدهند.
برخی تاریخنگاری دیگر هم که بسیار حائز اهمیت است کارهایی حرفهای  تبلیغاتی با سرمایهگذاری کلان است.
این آثار برای افراد سطحی و کماطلاع و همزمان به چند زبان منتشر میشود ، مثلا کتاب خاطرات فرح دیبا تاکنون به هفده، هجده زبان دنیا حتی لهستانی و ترکی استانبولی ترجمه شده است.

آیا این نوع آثار برای مورخان ارزش و اهمیت دارد؛ این آثار برای مورخان ارزش تاریخی ندارد ، بلکه در حد مطالب عاطفی برای خوانندگان عادی است.
اما از کارهای اساسی هم غفلت نشده است. مثلا کتابهای فارسی که بتازگی عباس میلانی یا جلال متین نوشتهاند بسیار حساب شده است و برای تاثیرگذاری در تاریخ این کارها را انجام میدهد ؛ بنابراین در آثاری که عباس میلانی مجری آن است هم مسائل تاریخی را عنوان میکند و هم با ظرافت مقاصد سیاسی برای تطهیر غرب و رژیم شاه را در آنها پیگیری میکند.
به طور مثال اثری که میلانی درباره هویدا مینویسد در نهایت ضمن این که وابستگی هویدا را به صهیونیستها محو کرده و برخی مسائل را بیان کرده که در پایان دید خواننده را با هنرمندی نسبت به او جلب میکند. مسائل آشکار هویدا بیان میشود ، اما مسائل جدی که پنهان است را نمیآورد. مانند همین کار را بتازگی عباس میلانی درباره محمدرضا پهلوی مشغول جمعآوری است.
الان برخی آثار که از خارج کشور وارد میشود نشان میدهد که برای تبرئه عملکرد عوامل بیگانه در ایران سرمایهگذاری میشود.

علت این همه تلاش غربیها برای موجه جلوه دادن پهلویها چیست؛
در نهایت غربیها ناگزیرند چهره مثبتی از پهلویها ترسیم کنند یعنی اگر واقعیت درباره پهلویها به جامعه برسد در واقع چهره آنها لطمه خواهد خورد. چون هرگز نمیتوانند وابستگی پهلوی را به غرب کتمان کنند.
همین کار را درخصوص دوران سلطنت رضاخان انجام دادند. تنفر عمومی در سال 1320 نسبت به رضاخان و انگلیس بسیاربسیار بالا بود اما بعدها انگلیسیها به این نتیجه رسیدند که اگر میخواهند چهره خودشان را در ایران ترمیم کنند باید حتما رضاخان را تبرئه کنند و بنابراین آمدند داستانپردازی کردند.
بسیار جالب است که بسیاری از داستانپردازیهایی را که عمال انگلیس در افواه عمومی انداختند اصلا ریشه تاریخی ندارد، اما الان گاهی در سطح عمومی رضاخان به عنوان یک فرد مقتدر و کسی که به دنبال رفع مشکلات مردم است ، مطرح میشود.
الان این موضوع برای امریکاییها هم مسجل شده است که اول انقلاب تنفر داشتند محمدرضا پهلوی به آنها نزدیک شود ، ولی اکنون تلاش میکنند او را تطهیر کنند ، چون برای تداوم ارتباط خود با تودههای کشورهای جهان نیاز دارند عملکرد خود را در گذشته مثبت جلوه دهند.

این اقدامات تحت چه عنوانی انجام میشود؛
موسسات زیادی درست شده که هم به صورت مستقیم زیر نظر امریکاییها ظاهرا مستقل در زمینه تاریخنگاری فعالیت میکنند مثل موسسه تاریخ شفاهی هاروارد امریکا موسساتی هم در انگلیس حمایت میشود ؛ اما بیشتر از همه صهیونیستها در این زمینه سرمایهگذاری کردهاند و الان هم در مورد تاریخ شیعه و اسلام در حال فعالیت گسترده هستند. این آثار در مقایسه با آنچه در کشور انجام میشود خیلی پررنگتر است.

با توجه به این که هر دوره تاریخی 30 سال است و الان هم این دوره سپری شده آیا دسترسی به اسناد برای تاریخنگاری و تحلیل آن میسر است؛
تعدادی موسسه در کشور داریم که در زمینه تاریخنگاری فعالیت میکنند. ما موسساتی که در زمینه اسنادی در داخل کشور هستند را نیمه فعال ارزیابی میکنیم، چرا که آن اسنادی را که باید ارائه کنند در اختیار قرار نمیدهند. الان حتی وزارت خارجه اسناد دوران رضاخان را منتشر نکرده یعنی به صورت خام در اختیار محقق قرار نداده است. هیچ نهاد دیگری هم امکانات اسنادی خود را روی محققان باز نکردهاند. قوه قضاییه و حتی وزارت اطلاعات به صورت عام اسناد را در اختیار محققان نمیگذارد، اسنادی که باید چند سال قبل در اختیار جامعه قرار میگرفت؛ مثلا مربوط به رضاخان که به لحاظ تاریخی 30 تا 40 سال از آن گذشته است و هیچ ملاحظات سیاسی را نمیشود مطرح کرد.

اهمیت این اسناد در چیست؛
بسیاری از اسناد وجود دارد که میتوانند شناخت خوبی به جامعه بدهند بدون این که مردم احساس کنند موضوع به آنها القا میشود. الان جوانان احساس میکنند بسیاری از دستاندرکاران کشور برای این که ضعفهای خودشان را پنهان کنند به ضعفهای گذشته پناه میآورند. متاسفانه این موضوع الان در جامعه شکل گرفته است ، یعنی به محض اینکه به جوانان میگویی که رضاخان این جنایات را کرد احساس میکنند که شما میخواهی ضعف و کمکاری خودت را پنهان کنی.

یکی از آفتهایی هم که وجود دارد احساس دولتی بودن تاریخنگاری است؛
این مشکل دوم است ؛ البته تا حدی هم حق دارند ، یعنی جوان امروز احساس میکند که از تاریخ استفاده ابزاری میشود برای پوشاندن ضعفها. در حالی که شما باید تاریخ را مستقل از زمان بررسی کنید و بعد درباره امروز قضاوت کنید.
شرایط فعلی مانع میشود که جوان وارد تاریخ شود.
اگر اول انقلاب اسناد به صورت عمومی در اختیار کتابخانهها و دانشگاهها قرار میگرفت؛ مثلا اسناد رضاخان که در قوه قضاییه، وزارت خارجه و مرکز اسناد بود در اختیار قرار میگرفت محقق خودش با تاریخ ارتباط برقرار میکرد.
حتی با تاسف میتوان گفت: «دادگاههایی که محمدرضا پهلوی برای آرام کردن مردم در سالهای پس از خروج رضاخان از کشور برگزار کرد اسناد آنها در اختیار محققان قرار نگرفته است.
وقتی که رضاخان از کشور خارج شد تنفر عمومی نسبت به او بسیار زیاد بود و مردم تازه فهمیده بودند چه اموالی را غارت کرده، رضاخان هنگام ترک کشور یکی از ثروتمندترین افراد دنیا بود، شاید باور نکنید ولی 2.5 میلیون هکتار از بهترین زمینهای ایران متعلق به رضاخان بود. در حالی که کل زمینهای قابل کشت دیم و آبی در کشور 11 میلیون هکتار بود.
علاوه بر اینکه در بانک ملی 60 میلیون تومان و در انگلیس 160 میلیون پوند داشت و پولهای فراوان دیگر که فقط 40 میلیون تومان پول نقد به محمدرضا پهلوی به عنوان یکی از پسرهایش رسید. در حالی که بیشتر ثروت رضاخان باغات ، کارخانه و ... بود.
رضاخان این املاک را به وسیله جنایات فراوان به دست آورده بود. مثلا در بیرجند سردار معز را کشتند فقط به علت این که اموالش را رضاخان بگیرد.
بعدها پس از شهریور20 برای ملت یک مقداری روشن شد و محمدرضا پهلوی مجبور شد چند تا دادگاه برای شکایات مردم اختصاص دهد.
تا حالا هنوز قوه قضاییه اسناد این دادگاهها را در اختیار مردم قرار نداده است. خب این جای تاسف ندارد!
این اسناد شناخت جامعه ما را به رضاخان چقدر افزایش خواهد داد؛ دولتی هم نیست، بلکه دادگاه خود محمدرضا پهلوی بوده است، فقط متن صحبتهای دادگاه پزشک احمدی را منتشر کنند. چرا منتشر نشده؛ 28 سال است که از انقلاب میگذرد و اصلا بحث سند و آبرو و حیثیت کسی نیست. این کوتاهیها و غفلتها باعث میشود خیلیها رضاخان را به عنوان بنیانگذار ایران نوین تبلیغ کنند. چرا غربیها به دنبال این هستند؛ آیا فکر میکنید آنها به رضاخانی که حرف عادیش فحش بوده و ... علاقهمندند؛ جز این که یک مورخ فقط برای تبرئه انگلیس از رضاخان به نیکی یاد میکند، چون انگلیس مانده و میخواهد در عراق ، افغانستان و جاهای دیگر تحمل شود اگر ملتهای دیگر گذشته انگلیس را در ایران مطالعه کنند ، هرگز پذیرای آنها در کشورشان نیستند.

دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران چه کارهایی را تاکنون انجام داده است؛
این دفتر بر 3 محور فعالیت میکند. یکی ثبت و ضبط روایات کسانی که درگیر مسائل تاریخ انقلاب بودهاند. آنها را دعوت کرده و براساس موضوعاتی که در دستور کار است مطالبشان را ثبت میکنیم.
چون حجم تولیدات تاریخی الان بسیار زیاد است. یکی از کارهای دیگری که این مجموعه انجام میدهد بررسی تولیدات جدید و نقد و تجزیه و تحلیل آنهاست. همه آثار تاریخی که داخل و خارج کشور چاپ میشود در دفتر مطالعات خلاصه میشود تا اهل نظر با آنها آشنا شوند.
یعنی هم از محتوای کتابها و هم از خطوط فکری که در آن کتابها وجود دارد مطلع میشوند. کار دیگری که دفتر مطالعات انجام میدهد ، فعالیتهای پژوهشی کلان درخصوص تاریخ انقلاب است که البته با توجه به هزینههای قابل توجه آن ، توفیقهایمان نسبتا کم بوده است.


علیرضا شیروی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها