صاحب خانه در خانه نیست!
برج قابوس چرا ساخته شد؛
|
آنان که خواب قابوس را آشفتند برج قابوس را نماد شهر بزرگ جرجان می دانند که در عمر هزار ساله خود هماره شاهد آمد و شد و بر تخت نشستن ها و از تخت افتادن ها بوده است. رد پای برف و باران و آفتاب روزگاران هر چند آسیبی جدی به آن وارد نکرده ، اما رد پای خویش را بر قامت برافراشته آن بر جای گذارده است. تابش آفتاب سوزان صحرا ، رنگ سرخ آجرهای بنا را به رنگ برنزی تبدیل کرده و باران موجب فرسایش و رشد گیاهان مخرب در برخی نقاط آن شده است. اما نگرانی های قابوس ، به بارش برف و باران خلاصه نمی شد. چشم طمع جستجوگران گنج و سلاطین و امرا بارها خواب ابدی قابوس را آشفته کرده است .به نوشته رابینو جهانگرد معروف ، یکی از سران گیلان به خیال این که گنجی زیر برج پنهان کرده اند ، دستور داد گرداگرد برج را خالی کنند و آنچه باعث شد تا از گنج احتمالی و تخریب برج چشم بپوشد، آوار شدن برج روی سر کارگرها بود. برج قابوس یک بار نیز نادرشاه افشار را به طمع شهری آباد به دیدن سامان می کشاند. اسدالله معینی ، از نویسندگان تاریخ استرآباد دراین باره می نویسد: یک بار نادرشاه به شمال ایران آمده و چون راه زیادی پیموده بود ، از دیدن برج (میل) گنبد خوشحال شد و حدس زد که آنجا شهر بزرگی باشد. چون آنجا را تقریبا غیرمسکونی و ده کوچکی دید، بسیار ناراحت شد و امر به تخریب گنبد داد اما خوشبختانه بنا از بلا در امان ماند. روسها و انگلیسی ها نیز به امید یافتن مقبره احتمالی و گنجینه های خفته در آن ، بارها دست به حفاری در محوطه برج زده اند. همچنین زمانی روسها ستاد امور انتظامات و قراولخانه خود را پای گنبد بنا کرده بودند که باعث شد قسمتهایی از گنبد مخروطی شکل بر اثر اصابت گلوله توپهای روسی ، خراب شود |
برج قابوس ، شاهکاری ایرانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم