برج قابوس ، بر بلندای جهان

برج قابوس (گور سرخ) را ازآن رو بلندترین برج آجری جهان می نامند که از یک سو چشم به دشتهای آسیای میانه دوخته و از سوی دیگر ، به دریای مازندران که 400 متر پایین تر از سطح اقیانوس قرار دارد ، خیره شده است.
کد خبر: ۱۲۴۶۶۰

این برج 72 متر ارتفاع بیشتر ندارد. آنچه آن را بر بلندای جهان می نشاند ، تعریفی است که کارشناسان از ارتفاع ارائه می کنند ؛ آنها اعتقاد دارند ارتفاع هنگامی معنا می یابد که بر فضای اطراف ، سیطره داشته باشد و از منظر زیبایی شناسی ، بلندی برج احساس شود. با این تعریف است که گنبد قابوس بر بلندای جهان بارو می زند.
همین تعریف ، میدان نقش جهان را نیز بلندترین مکان اصفهان معرفی می کند چون بر تمام اصفهان اشراف دارد.ارتفاع از مباحث بسیار مهم در معماری و باستان شناسی است و از نکته های کلیدی برای ساختن برجهای نمادین به شمار می رود. نادیده انگاشتن همین مساله و ساختن برج میلاد در چند کیلومتری سلسله جبال مرتفع البرز باعث شده است تا ارتفاع این برج از دیده ها نهان شود و حتی برج آزادی با ارتفاعی کمتر، بسیار بلندتر از برج میلاد به نظر آید.

اما برج قابوس را در شهر گنبد و در نیم فرسخی خرابه های شهر جرجان مرکز حکومت آل زیار در دوران سلجوقی می بینیم ، بنایی آجری که از هزار سال پیش تاکنون روی تپه خاکی خودنمایی می کند.این برج از نظر هنر معماری و تاریخی ، یادگاری بس ارزنده از دوران آبادی و شوکت سرزمین جرجان و دودمان آل زیار است.
برج هزار ساله قابوس به دستور و انشای شمس المعالی قابوس بن وشمگیر ، مشهورترین پادشاه آل زیار که به گفته یاقوت حموی ، هم جنگجویی بی همتا و هم ادیبی فاضل بود، ساخته شد.
شمس المعالی ، مردی فاضل ، هنرپرور ، خطاط و نویسنده ای زبردست و متفکر بود که به زبان فارسی و عربی مطلب می نگاشت و دربار وی محل تجمع علما و دانشمندان بود ؛ به طوری که ابوریحان بیرونی کتاب معروف خود «آثار الباقیه» را به سال 390 هجری قمری به نام او تالیف کرد.
برج قابوس در سال 316هجری قمری برگرفته از نام این حکمران و به دستور وی ساخته شد ؛ اما با وجود اتصاف او به فضل و ادب ، قابوس فردی خشن ، سختدل و زشتخوی بود که یک سال پس از تکمیل برج ، به دست سرداران خود که از بازگشت او به قدرت بیمناک بودند ، کشته شد.

صاحب خانه در خانه نیست!

قصه ای است که می گوید پیکر بی جان ابوالمعالی را در تابوتی بلورین می گذارند و از ارتفاع 50 متری سقف برج با زنجیری می آویزند تا هر بامداد ، فروغ خورشید از روزنه 2 متری گنبد بدان بتابد ؛ اما باستان شناسان و کارشناسان با استناد به شیوه تدفین متفاوت دوره اسلامی و با دوره های پیش از آن چنین نظریه را رد می کنند.
در ایران باستان رسم بود که استودان (تابوت) بزرگان را به نحوی می ساختند که دشمن به استخوان های آنان دسترسی نداشته باشد. باستان شناسان چنین قصه ای درباره استودان انوشیروان را می پذیرند ، اما آنها با توجه به مسلمان بودن قابوس نمی پذیرند که جسد وی برای همیشه داخل تابوتی آویزان مانده باشد.
گویا در آغاز اسلام رسم بوده که پیکر بزرگان ایرانی را تا چند روز پس از مرگ به سقف می آویختند تا مردم با ایشان بدرود گویند ، سپس آنان را در آرامگاه ابدی شان به خاک می سپردند. بنابراین باستان شناسان با توجه به پله ای بودن برج قابوس احتمال می دهند تابوت قابوس ابتدا آویزان بوده و بعدها در مقبره اش دفن کرده اند ، اما تا امروز هیچ کس نه نشانی از قابوس یافته است نه تابوتش.
همچنین مردم این سامان را افسانه ای است که از وجود کانالی در زیر برج حکایت می کند که تا مرزهای روسیه ، شوروی سابق ادامه می یابد. این افسانه شاید زاییده کاوشهای یک هیات روسی است. این هیات در سال 1316هجری قمری ( 1886 میلادی) به واسطه حاکمیت روسها در گنبدکاووس و وجود یک پادگان قزاق در این شهر توانست در محل برج دست به کاوش بزند.
کاوشها هیات روس را به عمق 11 متری زیر برج رساند. این کاوشها نشان داد که تپه ای که برج روی آن قرار دارد ، مصنوعی و دست ساز است و زیرسازی آجری دارد. باستان شناسان احتمال می دهند که تپه اطراف گنبد را بعدها به صورت خاکریزی مصنوعی ساخته باشند. این کاوشها همچنین موفق نشد نشانی از قابوس و تابوتش به دست آورد. حکایتی دیگر درباره برج قابوس ، از وجود زین زرینی روی راس مخروطی شکل بنای برج یاد می کند ؛ اما هیچ کس تا امروز نتوانسته نشانی از آن بیابد.
همچنین در روایت آمده است که معمار بنا پس از پایان ساخت پی بنا به مدت 5 سال از دیده ها نهان می شود تا مبادا قابوس به سبب تعجیل در کارها پیش از مستحکم شدن کامل پی بنا ، وی را وادار به ادامه عملیات ساختمانی کند که در نتیجه از عمر و استحکام بنا کاسته شود. این نیز از نکاتی است که هیچ سندی برای رد یا قبولش وجود ندارد.

برج قابوس چرا ساخته شد؛

دلایل ساخت این بنای عظیم نیز یکی دیگر از پرسشهایی است که همواره مطرح بوده و نظریه های گوناگونی در این مورد مطرح بوده است. محتمل ترین انگیزه ساخت چنین بنایی می توانسته تخصیص آن به منظور آرامگاه بانی آن ، قابوس بن وشمگیر باشد. رسمی که همیشه بین پادشاهان بزرگ وجود داشت تا نامی جاودانه از خود بر جای بگذارند.

آنان که خواب قابوس را آشفتند


برج قابوس را نماد شهر بزرگ جرجان می دانند که در عمر هزار ساله خود هماره شاهد آمد و شد و بر تخت نشستن ها و از تخت افتادن ها بوده است.
رد پای برف و باران و آفتاب روزگاران هر چند آسیبی جدی به آن وارد نکرده ، اما رد پای خویش را بر قامت برافراشته آن بر جای گذارده است.
تابش آفتاب سوزان صحرا ، رنگ سرخ آجرهای بنا را به رنگ برنزی تبدیل کرده و باران موجب فرسایش و رشد گیاهان مخرب در برخی نقاط آن شده است.
اما نگرانی های قابوس ، به بارش برف و باران خلاصه نمی شد. چشم طمع جستجوگران گنج و سلاطین و امرا بارها خواب ابدی قابوس را آشفته کرده است .به نوشته رابینو جهانگرد معروف ، یکی از سران گیلان به خیال این که گنجی زیر برج پنهان کرده اند ، دستور داد گرداگرد برج را خالی کنند و آنچه باعث شد تا از گنج احتمالی و تخریب برج چشم بپوشد، آوار شدن برج روی سر کارگرها بود.
برج قابوس یک بار نیز نادرشاه افشار را به طمع شهری آباد به دیدن سامان می کشاند. اسدالله معینی ، از نویسندگان تاریخ استرآباد دراین باره می نویسد: یک بار نادرشاه به شمال ایران آمده و چون راه زیادی پیموده بود ، از دیدن برج (میل) گنبد خوشحال شد و حدس زد که آنجا شهر بزرگی باشد. چون آنجا را تقریبا غیرمسکونی و ده کوچکی دید، بسیار ناراحت شد و امر به تخریب گنبد داد اما خوشبختانه بنا از بلا در امان ماند.
روسها و انگلیسی ها نیز به امید یافتن مقبره احتمالی و گنجینه های خفته در آن ، بارها دست به حفاری در محوطه برج زده اند. همچنین زمانی روسها ستاد امور انتظامات و قراولخانه خود را پای گنبد بنا کرده بودند که باعث شد قسمتهایی از گنبد مخروطی شکل بر اثر اصابت گلوله توپهای روسی ، خراب شود

همچنین بعید نیست که تنها هدف از ساخت چنان بنای باشکوه و معظمی نمایش قدرت ، هنر و ایجاد بنای یادبودی برای یادآوری جلال دوره سلطنت بانی آن باشد.همچنین ارتفاع زیاد بنا ، نشانه و نماد شهر جرجان و راهنمای مسافران در دشت گرگان را در ذهن می نشاند.
در معماری ایرانی به بناهای کشیده و معظم (میل) ، همچون گنبد قابوس که به منظور تعیین مسیر مسافران در طول راهها احداث می شده ، بسیار برمی خوریم. حتی اگر این گنبد در ابتدا با چنین هدفی ساخته نشده باشد ، بدون شک چنین وظیفه ای را ایفا می کرده است.
نکته جالب توجه این است که کارشناسان و باستان شناسان به دلیل نبود فناوری پیشرفته در زمان ساخت و با توجه به ارتفاع زیاد بنا ، استفاده از داربست در ساخت بنا را غیرممکن می دانند. آنها اعتقاد دارند برای مصالح رسانی و کار روی ساختمان بی گمان به جای داربست از خاکریز و متراکم کردن خاک پیرامون بنا به صورت مارپیچ و پله ای تا راس آن استفاده شده است.
باستان شناسان سازمان میراث فرهنگی گلستان اعتقاد دارند که پس از پایان کار ساختمان بنای گنبد قابوس ، خاکهای پیرامون آن را به اطراف پراکنده اند تا قامت شکوهمند برج نمایان شود ، ولی تا ارتفاع تقریبی 15 متری از سطح زمین خاکها را باقی گذارده اند و چون طبق پیش بینی های قبلی ، تا این ارتفاع ، بدنه استوانه ای برج را بدون هیچ گونه آرایشی چیده اند. پس از پراکندن خاکهای اطراف آن ، این قسمت به عنوان پی بنا در نظر گرفته شده بود تا با پله ای سترگ بر سطح تپه مزبور گشوده شود. به این دلیل است که نظاره گر چنین بنایی را گمان می رود که بنای گنبد روی تپه ای بزرگ ساخته شده است.

برج قابوس ، شاهکاری ایرانی

برج قابوس در عین سادگی یکی از غرورانگیزترین بناهایی است که نه تنها در خاک ایران بلکه در سراسر جهان شناخته شده و مورد توجه بسیاری از جهانگردان و باستان شناسان است.
پروفسور ارتوافام پوپ درباره این بنا چنین نوشته است: زیر سمت شرقی کوههای البرز و در برابر صحراهای پهناور آسیا ، یکی از بزرگترین شاهکارهای معماری ایران با تمام شکوه و عظمت خود قد برافراشته است. این بنا، گنبد قابوس بقعه آرامگاه قابوس بن وشمگیر است. برج آرامگاه از هر گونه آرایش مبراست. درون آن در سقف برج و روبه آسمان ، روزنه ای وجود دارد که گویی برای ورود و خروج کارگران و آوردن مصالحی بوده که برای ساختن سقف به کار برده شده است.
همچنین به نظر می رسد باز گذاشتن روزنه بخصوص آن طور که آن را زینت داده اند ، بی ارتباط با عادت چندین هزار ساله چادرنشینان نباشد. آنها همیشه منفذ چادرهایشان را روبه آفتاب قرار می دادند تا نخستین پرتو آفتاب به درون چادر باشد.
برج قابوس ، استوانه ای شکل است و روی صفحه ای دایره ای قرار دارد. بدنه برج از خارج با 10 بریدگی یا پشت بند زینت داده شده است. روی این بدنه ها به بلندی 3 متر از طرف پایین 2 رشته کتیبه آجری به خط کوفی ساده در میان قابهای آجری به درازای 2 متر و پهنای 80 سانتی متر قرار دارد. این رشته کتیبه از نظر متن و کلمات مانند یکدیگرند. سادگی این دو کتیبه می رساند که بانی بنا توجهی به تزیین و آرایش آن نداشته است.
خطوط کتیبه با آجر ساده قرمز در حالی که روی آن ساییده شده و فاقد هر نوع روکشی است ، درون قابهای آجری که با آجر نیمگرد ساخته شده اند، جای گرفته است.
بلندی این برج از روی تپه 51 متر است که البته ارتفاع حقیقی آن نیست ؛ زیرا ارتفاع واقعی آن را باید از سطح زمین اندازه گرفت. اندازه آجرها 6در 25 در 25 سانتی متر است. پایه بنا، اطراف سر در ورودی ، صفحه و خروجی های آجری آن صدمات زیادی دیده اند. برای اولین بار در سال 1304 هجری شمسی برج بر پایه اسلوب قدیمی آن تعمیر شد.
سال 1318نیز گنبد مخروطی و پوشش بام گنبد تعمیر شد. بتازگی نیز مرمتهای اضطراری از سوی کارشناسان سازمان میراث فرهنگی ، روی این بنا انجام گرفته است. کارشناسان این سازمان هم اکنون در حال تهیه پرونده ثبت جهانی این برج برای درج در فهرست آثار یونسکو هستند.

زهرا کشوری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها