در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، ساعت 11 شب نهم فروردین امسال صدای شکسته شدن شیشه و بعد از آن شلیک گلوله و جیغ فرزند پنج ساله آرزو، سکوت یکی از محلههای پاکدشت را شکست. همسایهها خیلی سریع خودشان را به کوچه رساندند و با جسد غرق در خون زن جوان که پشت فرمان ماشینش جان خود را از دست داده بود، روبهرو شدند. رسیدگی به قتل زن جوان در دستور کار پلیس قرار گرفت و مادر آرزو به پلیس گفت: «دو سال قبل آرزو از همسر اولش جدا شد و با مردی به نام رضا ازدواج کرد اما از او هم جدا شد. رضا یک بار به من گفت که اگر دخترت طلاق بگیرد او را میکشم.»
با اطلاعاتی که مادر آرزو در اختیار ماموران قرار داد، تنها مظنون پرونده تحت تعقیب قرار گرفت و در تبریز در حالی که قصد خروج از کشور را داشت، دستگیر شد و به اتهام خود اعتراف کرد و گفت: «آرزو از من جدا شده بود و من به بهانه عید نوروز با گل و شیرینی سراغش رفتم تا آشتی کنیم، اما او راضی نشد و من با تبر شیشه ماشینش را شکستم و بعد او را با شلیک گلولهای از پای درآوردم.»
متهم روز گذشته در دادگاه کیفری در دفاع از خود گفت: «اتهامم را قبول دارم. من مامور پلیس بودم و اسلحه را نه میلیون تومان قاچاقی خریدم. عاشق آرزو بودم و میخواستم کنارم بماند. حالا هم تنها تقاضای من این است که زودتر قصاصم کنید.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: