در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تهامی از آن دست پیشکسوتان صاف و ساده فوتبال به حساب میآید که مثل همه جنوبیها بدون رودربایستی و تعارف حرف میزند و دنبال سیاستورزی در کلامش نیست. او به خبرنگار جامجم در مورد تکرار خاطراتش از بازی با استرالیا گفت: «نهتنها من، بلکه هیچکس نمیتواند آن روز را فراموش کند. به عقیده من، دیدار با استرالیا از همه بازیهای تاریخ ایران مهمتر است و حتی مهمترین بازی تاریخ مرحله مقدماتی ادوار جامجهانی است! چون ما از حریفمان در استرالیا عقب بودیم و کلا همه چیز متفاوت بود. هر اتفاقی میتوانست رخ بدهد اما خدا خواست ما برنده باشیم و به جامجهانی صعود کنیم. چه تیمی قبل و بعد از ما چنین شرایطی داشت؟ هیچ تیمی!» تهامی در مورد عملکرد خودش اضافه کرد: «وقتی بازی گره خورده بود، والدیر ویرا از من خواست وارد زمین شوم. او هیچ امیدی نداشت اما وقتی میخواستم به زمین بروم، به او گفتم خیالت راحت باشد مربی، خودم بازی را درمیآورم. خدا هم خواست که روی هر دو گل تاثیر بگذارم. هم روی گل اول، توپ در دست من بود و روی دروازه حریف فشار آوردم و هم روی گل دوم بهخوبی در فضا حرکت کردم تا خداداد عزیزی فرصت تک به تک به دست بیاورد. توانستم با بازی خوبی که انجام دادم، تیم ملی را به جامجهانی ببرم! البته من تنها نبودم، همه تاثیر گذاشتند اما حتی روی لحظهای که قرار بود از زمین بیرون بروم، موثر بودم و آن قدر وقت تلف کردم تا اعصاب حریفمان خرد شود و نتواند گلی بزند.» او در نهایت گفت: «با اینکه ما نسل طلایی فوتبال ایران را ساختیم و مهمترین اتفاق تاریخ فوتبال این مملکت را رقم زدیم اما هنوز منتظریم که پاداش آن صعود را بدهند. بعد از بازی همه آمدند و قول و وعدههایی دادند اما هرگز این وعدهها عملی نشد. آنها فقط وعدههای دروغ دادند و رفتند. ما ماندیم و کلی وعده. هنوز وقتی به آن بازی فکر میکنم، به خودم میگویم ما با دست خالی چه کار بزرگی کردیمT اما حیف که کسی هوای ما را نداشت.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: