بعضی از نسخهها تمام داروهایشان و برخی دیگر هم تنها چند قلم از داروهایشان موجودی دارد. مردی دفترچه بیمهاش را از دست متصدی میگیرد و تماس میگیرد. پشت تلفن میگوید: «دو قلم از داروهایت را ندارند... باشد... بقیه داروها را میگیرم.» مرد برای تهیه داروهای بیماری مبتلا به سرطان پستان به داروخانه هلالاحمر مراجعه کرده است. داروهایی که البته در همه داروخانهها هم پیدا نمیشود. او میگوید دو قلم از داروهایش هم به طور کل در بازار نایاب است. این مساله برای دیگر مراجعان این داروخانه هم وجود دارد. نزدیک در ورودی، مرد جوانی با درماندگی راه میرود. میگوید داروی سادهاش را داروخانه ندارد. موضوع اما اینجاست که در هیچ داروخانهای پیدا نمیشود.
دارویی که به گفته مرد جوان در مجموعه آنتیبیوتیکهاست، دارویی بهنام داپسون. هرچند که متصدی بررسی داروهای داروخانه به او گفته که ممکن است در ماه بعد، این دارو به دستشان برسد. شرایط برای همه مراجعان اینگونه نیست. برخی از آنها خوش اقبالاند، چون داروهایشان در انبار موجود است. زن جوان سرش به گوشی همراهش گرم است.
مدام تیرهای مجازی را به طرف خانههای رنگی نشانه میرود و برای از بین بردن آنها شلیک میکند. تیرها به خانهها میخورند، خانهها میسوزند و از بین میروند. او برای رسیدن به داروهای تقویت قدرت ایمنیاش به داروخانه مراجعه کرده است. داروهایی که به گفته او تخصصی است و در دیگر داروخانهها پیدا نمیشود. حالا هم منتظر است تا متصدی داروخانه صدایش کند و دارویش را تحویل بدهد. شرایط اما برای برخی مراجعان به شکل دیگری است. بسیاری از بیماران خاص هم به این داروخانه مراجعه میکنند، نه این که دارویشان در داروخانههای دیگر موجود نیست، شرایط برای آنها متفاوت است.
مرد میانسال از بیماری پسرش میگوید، از بیماریای که نامش را نمیبرد، ولی جزو بیماران خاص است و به خاطر استفاده از خدمات بیمهای از خانهای در حاشیه تهران به مرکز پایتخت آمده است. دارویی که هزینههای آزاد آن خیلی گران است و حتی یک ورق قرص آن به اندازه نصف حقوق کارگری مرد است. او ولی میتواند در این داروخانه با بیمه قرصها را تهیه کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم