در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در واقع تمام فعالیتهایی شبیه به این و موردهایی اینچنینی، راهکارهای کوتاهمدتی هستند که در درازمدت، دوباره همان معضل پدیدار میشود. راهکار اصلی چیست؟ اینکه این صندوقها باید کاری کنند تا منابع و مصارفشان با همدیگر همخوانی داشته باشد.
واقعیت ماجرا این است که صندوقهای بیمه دو منبع اصلی دارند؛ یکی حق بیمهای است که از بیمهشدهها میگیرند و دیگری هم سرمایهگذاری خوب آن حق بیمه است، اما موضوع این است که متاسفانه صندوقها در این جمعآوری حق بیمه و سرمایهگذاری دچار چالش هستند. گاهی اوقات بدون در نظر گرفتن منابع، قوانین جدیدی تصویب میشود که طبیعتا هزینهبردار است، در صورتی که منابع صندوق با آن هزینههای جدید همخوانی ندارد. خب وقتی صندوق منابع کافی برای اجرای تعهداتش ندارد، چکار باید کرد؟ طبیعی است که همه اولین راه چاره را در کم کردن خدمات ارائهشده مثل همین کم کردن و فشرده کردن فهرست مشاغل سخت برای پرداخت حق سختی کار ببینند. فکری که البته خیلی اصولی نیست و نمیتواند این مشکل را برای همیشه حل کند. فرض کنید یکدفعه قانونی اجرا میشود که مثلا اگر سن بازنشستگی 60 سال است، به 55 سال کاهش پیدا کند.
طبیعتا خیلی از مردم از این قانون خوشحال میشوند اما آیا به تعهدات بعد از آن فکر کردهایم؟ که حق بیمه را پنج سال کمتر دریافت میکنیم و در عوض آن، پنج سال زودتر باید حقوق بازنشستگی بدهیم؟ این همان تعهدی است که بدون در نظر گرفتن منابع کافی، برای صندوق ایجاد کردهایم و برایمان مشکلساز میشود؛ یعنی منابع ثابت مانده است اما تعهداتش رشد کرده است. درست است که با چنین اتفاقی، بازنشستهها خوشحال میشوند، اما به هر حال منابع این صندوقها را مردم یا دولت باید تامین کنند. بهترین حالت هم این است که سرمایهگذاری آنقدر سودآور باشد که کمبود حق بیمه از طرف مردم را جبران کند.
موضوعی که به شرایط اقتصادی این روزها برمیگردد و باید برایش فکری اندیشید تا به هر طریقی این عدم تناسب بین منابع و مصارف حل شود و نباید به راهکارهای لحظهای و کوتاه مدت فکر کنیم.
پرویز خسروشاهی
قائم مقام پیشین بیمه مرکزی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: