در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از تهران تا سرپل ذهاب
غزالی، بازیگر نقش امیرعلی بیان کرد: از خدایم است در اثری حضور داشته باشم که مخاطب آن را ببیند و دوست داشته باشد. همیشه قبل از شروع یک کار از خدا میخواهم آبرومند باشد. خدا را شکر در صحبت با مردم متوجه شدم نتیجه آبرومند بوده است. امروز از تهران، پرند و سرپل ذهاب با من تماس گرفتند. خوشحالم مردم در سرپل ذهاب بعد از آن واقعه تلخ و مشکلات ناشی از آن تلویزیون میبینند و هنرمندانشان را دوست دارند. در مقابل این محبتها وظیفه ما این است کارمان را درست انجام دهیم.
او ادامه داد: آثار مناسبتی ارزشمند است اما خطری هم دارد و آن این است که شعاری بشود. خوشبختانه فیلمنامه به گونهای بود که قلاب آن از قسمت اول به دل مخاطب افتاد و مناسبتی بودن آن در قصه تنیده شده بود. امروز که به برکت فضای مجازی ارتباط هنرمند با بیننده نزدیک است، تعدادی از مخاطبان در صفحه من مینوشتند که ما پایان سریال را از الان حدس میزنیم. قرار است فلانی با فلانی ازدواج کند و...، اما خوشبختانه سریال پایانی داشت که دور از کلیشه بود و حدسهای اولیه را باطل کرد که این متاثر از هوشمندی کارگردان، نویسنده و تهیهکننده است.
تلویزیون را دوست دارم
یارمحمدلو، تدوینگر سریال گفت: من تلویزیون را خیلی دوست دارم چون در کنار قرآن و شاهنامه روی طاقچهها نشسته است. این سریال هم کارگردانی و انتخاب بازیگران خوبی داشت و همین کار من را به عنوان تدوینگر سخت میکرد. نکتهای که بسیاری از مخاطبان در تماسهایشان گفتند، کوتاه بودن سریال بود.
تقدیم به شهدای دیروز تا امروز
ملکمحمدی، مدیر گروه فیلم و سریال سیمافیلم هم بیان کرد: از ابتدا میخواستم این سریال که ساخته شد آن را به شهدای دیروز تا امروز کشورمان تقدیم کنیم. او ادامه داد: ما رقیبی مثل شبکه نمایش خانگی داریم که البته شرایطش خیلی روشن نیست و در آن پولهای عجیبی جابهجا میشود اما تلویزیون همیشه تلویزیون است و مخاطبانش را دارد. تلویزیون با دست خالی و رعایت شؤونات آثاری میسازد که با خانواده میشود نگاه کرد. برخلاف برخی دوستان که از حضور در کارهای مناسبتی احساس شرم دارند، بازیگران و عوامل این مجموعه با کمال افتخار حاضر شدند. بازخوردها هم همواره نشان داده است که مردم کار مناسبتی را دوست دارند و آثار رمضانی و محرمی معمولا پرمخاطب میشود.
قصههای آرمانی
خوشحال، نویسنده پناه آخر بیان کرد: بازخوردهای بسیار خوبی از مخاطبان گرفتیم. اکثرشان راضی بودند و قصه سریال را دنبال کردند. برای بسیاری شخصیتی که خانم میرامینی بازی کردند، الگو بود. شخصیتی که با تمام سختیها سعی میکند به پدر، مادر و خواهر کوچکترش احترام بگذارد و از مسیر درستی که پدر برایش تعریف کرده خارج نشود.
او همچنین راجعبه شعاری بودن عملکرد برخی شخصیتها گفت: بستگی دارد ما چه رسالتی برای سریال و به طور کلی هنر داشته باشیم. ما قصه مینویسیم. شاید بعضی اتفاقهای آن در حقیقت وجود نداشته باشد، اما ما دنبال آرمانها و مسائلی هستیم که دوست داریم اتفاق بیفتد نه اینکه حتما وجود داشته باشد.
مخاطبان ریزبین
حدیث میرامینی، بازیگر نقش نرگس گفت: از تماسهای امروز متوجه شدم مردم چقدر آثار را با ریزبینی و دقت تماشا میکنند و این بار سنگینتری روی دوش ما میگذارد. آنها حتی درباره نکاتی مثل پوشش و بیان من هم در این سریال نظر میداند. خواهشم این است با جزئیات و انرژی بیشتری آثار را تولید کنیم چون وظیفه ما ارتقای سلیقه مردم است.
«پناه آخر» دوشادوش «ستایش»
زندگانی، بازیگر نقش بهروز درباره همکاریاش با
مینی سریال پناه آخر گفت: ساخت کار آنتندار سخت است. اگر تهیهکننده و عوامل ندانند دنبال چه چیزی هستند،
به سر منزل مقصود نمیرسند. با اینکه سریال ده قسمتی بود و در طول پخش رقیبی چون «ستایش» داشتیم، مخاطب با سریال همراه شد و خوشبختانه اگر برنده رقابت نشدیم، شانهبهشانه پیش رفتیم. یکی از اتفاقهای خوب دیگر بازپخش قسمتهای
یک تا پنج و شش تا ده سریال بود. این اتفاق کمک میکند تا بیننده سریال خود را پیدا و دنبال کند، اگر تلویزیون تکرارها را بیشتر کند بهتر هم میشود زیرا همه ما به دنبال مخاطب بیشتر هستیم.
پناه آخرِ حقالناس
شاهبابایی، تهیهکننده «پناه آخر» در نشست خبری این سریال گفت: در صحبتهایی که با مخاطبان داشتیم، بیشتر آنها از پرداختن به موضوع حقالناس، جانباز، شهید و همچنین ماه محرم و صفر تشکر میکردند. در پناه آخر به این مناسبت که گاهی در برنامهها و سریالها کمتر دیده میشود، توجه شد.
حاج رضا، نماینده سلسله جوانمردان
یاری، کارگردان سریال بیان کرد: فیلمنامه سریال پناه آخر با نیت پاسخ دادن به جهان گمشده معنا نوشته شده است. جهانی که خیلیها در جستوجویش هستند؛ فریاد انسانهایی که در جستوجوی معنا هستند را میشنویم. «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» معنای کامل و دوستداشتنی است که میشد دوباره در قاب تلویزیون طرحش کرد. وقتی صحبت از عاشورا میشود، یک تابلوی نقاشی به ذهنمان میآید که 32 هزار نفر یک طرف و ۷۲ تن هم در طرف دیگر ایستادهاند. به نظرم عاشورا رویارویی صفتهاست؛ رویارویی 32 هزار صفت بد مثل کینه و دشمنی در برابر ۷۲ صفت نیک نظیر صداقت، برابری، برادری، بخشش و آزادی. ما وقتی از خانه بیرون میآییم داریم میان این دو راه انتخاب میکنیم. آنچه گفتم در این سریال بین حاجی و برادرزادهاش معنا پیدا میکند. شخصیتهای نرگس و... هم بر این اساس در سریال شکل گرفت. آنها مدام در حال تصمیمگیری بودند که طی آن لحظههای عاشورایی برایشان اتفاق میافتاد. در دل این تصمیمها موضوع حکمت و اخلاق، احترام به بزرگترها، ارزشهای معنوی و... مطرح شد. خوشحالم از زبان مردم شنیدم که آنها هم متوجه ارتباط این موضوعها شدند.
او در پاسخ به چرایی سفید مطلق بودن شخصیت حاجی به خبرنگار جامجم گفت: او نماینده جماعتی است که در ایران با عنوان سلسله جوانمردان شناخته میشدند. وظیفه جوانمردان در جامعه ایرانی انتقال حکمت و اخلاق به بدنه جامعه بود. این افراد در بازارهای ایران نقش جدی داشتند. بعضی میگفتند چرا حاجمرتضی آنقدر خوب است؟ چون من راجعبه سلسله جوانمردی مطالعه داشتم افسوس میخوردم و میگفتم ایوای جوانمردان ایرانی مثل اصحاب کهف شدند و هیچکس دیگر آنها را نمیشناسد. در سلسله جوانمردان باید ستارالعیوب، دستگیر و صبور باشی. جوانمرد باید در موقع لازم سکوت کند تا حقیقت تسلیم شود و در برابرت زبان باز کند. خوشحالم آقای امکانیان بهدرستی این نقش را درک و به گونهای بازی کرد که بتواند شخصیت جوانمردان در ایران را به ما نشان دهد و اگر سخت باورش میکنیم به این خاطر است که آنقدر در زندگی روزمرهمان از حکمت و اخلاق دور هستیم.
نوشین مجلسی
رسانه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: